ستاره صبح چه نامیده می شود؟زهره - ستاره صبح و عصر

ساخت وبلاگ

مردم ستاره صبحگاهی سیاره دوم منظومه شمسی- زهره را صدا می کنند. نکته این است که در سپیده دم ، تنها یکی از آنها در آسمان باقی مانده است ، در حالی که ستاره های دیگر آن را ترک می کنند.

چرا این اتفاق می افتد؟

در اینجا هیچ راز وجود ندارد. زهره درخشان ترین ستاره است. از این نظر ، این تنها به ماهواره زمین - ماه دوم است. به همین دلیل است که او را در اوایل صبح می بینیم. طولانی نیستبا طلوع خورشید از افق ، زهره نیز از بین می رود. در ابتدا به یک نقطه سفید روشن تبدیل می شود که بعد از چند ساعت نامرئی می شود.

اما هنوز هم ، چرا زهره ستاره صبح نامیده می شود. نکته این است که درست قبل از طلوع آفتاب در آسمان ظاهر می شود و چند ساعت پس از طلوع آفتاب در آنجا می ماند. این برای چنین توانایی اصلی است که در ساعات صبحگاهی در آسمان ظاهر شود که زهره را "ستاره صبح" خوانده می شود.

با این حال ، این تنها نام آن نیست. با همان موفقیت ، زهره را می توان ستاره عصر نامید. در طول روز ، نامرئی باقی می ماند و با شروع عصر گرگ و میش ، دوباره در آسمان ظاهر می شود. همانطور که خورشید در زیر افق قرار می گیرد ، سیاره روشن تر می شود. او تنها چند ساعت در آسمان شب خواهد ماند و سپس ناپدید می شود ، فقط برای ظاهر شدن دوباره در صبح ، و آغاز یک روز جدید را نشان می دهد.

بنابراین ، می توان گفت که زهره به دلیل روشنایی آن ، چنین نام اصلی را دریافت کرده است. به نوبه خود ، این به دلیل موقعیت مکانی آن نسبت به خورشید و زمین است. به یاد بیاورید که این دومین سیاره منظومه شمسی است. اندازه آن با اندازه سیاره ما یکسان است. علاوه بر این ، زهره در فاصله چهل میلیون کیلومتری زمین واقع شده است. فقط ماه نزدیکتر است. به همین دلیل می توان آن را با چشم غیر مسلح مشاهده کرد.

مردم باستان به دلیل بی سوادی خود ، نمی توانند باور کنند که ستاره های صبح و عصر همان سیاره هستند. فقط قرن ها بعد آنها موفق به پرده برداری از این رمز و راز شدند. اولین کسی که این کار را انجام داد ، فیثاگوراس معروف بود که در 500 سال قبل از میلاد زندگی می کرد. وی اظهار داشت که ستاره های صبح و عصر همان شیء فضایی هستند. معلوم شد که همسایه ما ، سیاره زهره است که به نام الهه عشق نامگذاری شده است.

با این حال ، این درک بلافاصله به نتیجه نرسید. برای مدت طولانی ، اخترشناسان زهره را دوقلو زمین می دانستند و سعی کردند اثری از آن پیدا کنند. زندگی هوشمندخوب ، چرا نه؟از این گذشته ، زهره نیز جو داشت. تنها پس از این که می توان فهمید که مبنای آن دی اکسید کربن است ، این ایده کنار گذاشته شد. علاوه بر این ، ابرهای زهره از بخار اسید سولفوریک تشکیل شده اند و دمای سطح آن 460 درجه است. در مورد فشار جوی ، 92 برابر بزرگتر از زمین است. تقریباً با چنین فشارهای آب نیرو در عمق 900 متر. همچنین ، زهره میدان مغناطیسی ندارد. آنچه در ارتباط است با آن هنوز ناشناخته است. یکی از دلایل ممکن است چرخش بسیار آهسته زهره در اطراف محور آن باشد ، اما تاکنون این فقط یک فرضیه است.

پیدا کردن او در آسمان بسیار آسان است. همه اتفاق افتادند كه چگونه گاهی اوقات در عصر در آسمان بسیار روشن "ستاره عصر" را روشن می كند. هرچه سحر محو می شود ، زهره روشن تر و روشن تر می شود و وقتی کاملاً تاریک می شود و ستاره های دیگر ظاهر می شوند ، او به شدت در بین آنها ایستاده است. اما زهره مدت طولانی نمی درخشد. یک ساعت یا دو پاس ، و او وارد می شود. در نیمه شب ، او هرگز ظاهر نمی شود ، اما زمانی وجود دارد که می تواند صبح ، قبل از طلوع آفتاب ، در نقش "ستاره صبح" دیده شود. این در حال حاضر کاملاً طلوع خواهد بود ، همه ستاره های دیگر مدتهاست ناپدید می شوند و زهره هنوز در برابر پیش زمینه روشن طلوع صبح می درخشد و می درخشد.

مردم از زمان بسیار قدیم زهره را می شناسند. بسیاری از افسانه ها و اعتقادات با آن همراه بودند. در زمان های قدیم ، آنها فکر می کردند که این دو چراغ متفاوت هستند: یکی در عصرها ظاهر می شود ، دیگری در صبح ها. سپس آنها حدس زدند که این یک و همان لومین است ، زیبایی آسمان ، "عصر و ستاره صبح" - زهره."ستاره عصر" بیش از یک بار توسط شاعران و آهنگسازان خوانده شده است ، که در آثار نویسندگان بزرگ شرح داده شده است ، که در نقاشی های هنرمندان مشهور به تصویر کشیده شده است.

از نظر درخشش ، زهره سومین لامپ آسمان است ، اگر خورشید اول و دوم در نظر گرفته شود -. جای تعجب آور نیست که گاهی اوقات می توان آن را در طول روز به عنوان یک نقطه سفید در آسمان مشاهده کرد.

مدار زهره در مدار زمین قرار دارد و در 224 روز یا 7 ماه در اطراف خورشید حرکت می کند. این واقعیت که زهره از زمین به خورشید نزدیکتر است و دلیل ویژگی های دید خود را نهفته است. مانند جیوه ، زهره فقط می تواند از خورشید دور شود. فاصله مشخصی که از 46 درجه تجاوز نمی کند. بنابراین ، آن را حداکثر 3-4 ساعت بعد از غروب آفتاب قرار می دهد و زودتر از 3-4 ساعت قبل از صبح افزایش نمی یابد.

حتی در تلسکوپ ضعیف ، می توان دید که زهره نقطه ای نیست ، بلکه یک توپ است که یک طرف آن توسط خورشید روشن می شود ، در حالی که طرف دیگر در تاریکی فرو می رود.

با تماشای زهره از روز به روز ، می بینید که او ، مانند ماه جیوه ، کل تغییر مراحل را پشت سر می گذارد.

معمولاً زهره با عینک میدانی قابل مشاهده است. افرادی با چنین بینایی تیز وجود دارند که می توانند هلال زهره را حتی با چشم غیر مسلح ببینند. این به دو دلیل اتفاق می افتد: اولا ، زهره نسبتاً بزرگ است ، فقط کره زمین کمی کوچکتر است. ثانیا ، در موقعیت های خاص به زمین نزدیک می شود ، به طوری که فاصله آن از 259 به 40 میلیون کیلومتر کاهش می یابد. این نزدیکترین بدن آسمانی بزرگ برای ما بعد از ماه است.

از طریق یک تلسکوپ ، به نظر می رسد زهره بسیار بزرگ ، بسیار بزرگتر از ماه به چشم غیر مسلح است. به نظر می رسد که در آن می توانید انواع مختلفی از جزئیات را مشاهده کنید ، به عنوان مثال ، کوه ها ، دره ها ، دریاها ، رودخانه ها. در واقع اینگونه نیست. مهم نیست که چقدر اخترشناسان به زهره نگاه می کردند ، همیشه ناامید می شدند. سطح قابل مشاهده این سیاره همیشه سفید ، یکنواخت است و هیچ چیز بر روی آن قابل مشاهده نیست ، به جز نقاط کسل کننده نامشخص. چرا چنین است؟پاسخ این سؤال توسط دانشمند بزرگ روسی M. V. Lomonosov ارائه شده است.

زهره از زمین به خورشید نزدیکتر است. بنابراین ، گاهی اوقات بین زمین و خورشید می گذرد ، و سپس می توان در برابر پس زمینه دیسک خورشیدی خیره کننده به شکل یک نقطه سیاه مشاهده کرد. درست است ، این خیلی بندرت اتفاق می افتد. آخرین باری که زهره در مقابل خورشید در سال 1882 گذشت و دفعه بعد که در سال 2004 خواهد بود.

عبور زهره در مقابل خورشید در سال 1761 توسط M. V. Lomonosov در بین بسیاری از دانشمندان دیگر مشاهده شد. با دقت از طریق یک تلسکوپ که چگونه دایره تاریک زهره در برابر سطح خورشیدی پس زمینه آتشین ظاهر می شود ، متوجه پدیده جدیدی و قبلاً ناشناخته شد. هنگامی که زهره دیسک خورشید را بیش از نیمی از قطر آن پوشانده بود ، در اطراف بقیه توپ زهره ، که هنوز در مقابل پس زمینه تاریک آسمان بود ، یک لبه آتشین ناگهان ظاهر شد ، مانند مو. هنگامی که زهره از دیسک خورشیدی فرود آمد ، همین مسئله مشاهده شد. به این نتیجه رسید که کل چیز در جو است - لایه ای از گاز که زهره را احاطه کرده است. در این گاز ، پرتوهای خورشید از بین می رود ، به دور توپ مات سیاره می روید و به شکل یک لبه آتشین به ناظر ظاهر می شود. لومونوسوف با خلاصه مشاهدات خود نوشت: "سیاره زهره با یک فضای هوای نجیب احاطه شده است."

این کشف علمی بسیار مهم بود. ثابت کرد که سیارات در حرکت خود شبیه به زمین هستند. اولین مشاهدات از طریق یک تلسکوپ ثابت کرد که سیارات تیره و توپ سرد هستند که روز و شب در آن وجود دارد. لومونوسوف ثابت کرد که در سیارات و همچنین روی زمین ، یک اقیانوس هوایی وجود دارد - فضایی.

اقیانوس هوایی زهره از بسیاری جهات از جو زمینی ما متفاوت است. ما روزهای ابری داریم که یک پوشش مات مداوم از ابرها در هوا شناور می شود ، اما هوای روشن نیز وجود دارد ، وقتی خورشید در طول روز از هوای شفاف می درخشد و هزاران ستاره در شب قابل مشاهده هستند. زهره همیشه ابری است. جو آن به طور مداوم با یک پوشش ابر سفید پوشانده شده است. وقتی از طریق یک تلسکوپ به زهره نگاه می کنیم ، آن را می بینیم.

سطح جامد سیاره برای مشاهده غیرقابل دسترسی است: در پشت یک فضای ابری متراکم پنهان است.

و در زیر این پوشش ابر ، در همان سطح زهره چیست؟آیا قاره ها ، دریاها ، اقیانوس ها ، کوه ها ، رودخانه ها وجود دارد؟ما هنوز این را نمی دانیم. پوشش ابر ، توجه به جزئیات در سطح سیاره را غیرممکن می کند و به دلیل چرخش سیاره چقدر سریع حرکت می کند. بنابراین ، ما نمی دانیم که ونوس چقدر سریع در محور آن می چرخد. ما فقط می توانیم در مورد این سیاره بگوییم که روی آن بسیار گرم است ، بسیار گرمتر از روی زمین ، زیرا به خورشید نزدیکتر است. و همچنین مشخص شده است که در جو زهره دی اکسید کربن زیادی وجود دارد. در مورد بقیه ، فقط محققان آینده می توانند در مورد آن بگویند.

اگر خطایی پیدا کردید ، لطفاً یک متن را برجسته کرده و روی Ctrl+Enter کلیک کنید.

چند سال پیش ، با روحیه کاملاً بد ، در اتاق انتظار برخی از فرودگاه ها ، کتابی از فردریش نیچه ، صبح سحر یا کتابی در مورد تعصبات اخلاقی خریداری کردم. و از آن زمان ، من واقعاً می خواستم از او تشکر کنم. برای امیدبرای اعتقاد به اینکه هنوز طلوع صبحگاهی زیادی وجود دارد که هنوز درخشش نداشته اند.

من بلافاصله رزرو می کنم که بسیاری از مطالب ارائه شده در اینجا از سایر نویسندگان سایت های دیگر گرفته شده است ، که در مورد آنها پیوندهای مربوطه ساخته شده است. این بیشتر تحقیق در مورد موضوع مورد علاقه شما است.

ستاره صبح

ستاره صبح ، سیاره زهره ، اولین ستاره ای است که عصر در آسمان ظاهر می شود و آخرین نفری است که صبح ناپدید می شود. پادشاه بابل از نظر شاعرانه با ستاره صبح مقایسه می شود (IS 14:12: Heb. Geylel Be n-Shahar - "Radiance" ، "Son of the Dawn" ، در Synod.). او همچنین به عنوان تصویری از عیسی مسیح خدمت می کند (22:16 واشنگتن ؛ پ. در شغل 38: 7 ، عبارت "ستاره های صبح" به معنای مستقیم استفاده می شود (منبع. دانشنامه کتاب مقدس بروکوهوس).

زهره (لات. ونیا - فیض خدایان) - نمادی از عشق و زیبایی. در اصل در اساطیر رومی ، الهه بهار و باغ ها. پس از آن ، با گسترش افسانه های مربوط به AENEAS به عنوان جد رومی ها ، او شروع به شناسایی با الهه یونانی عشق و زیبایی ، مادر آفرودیت تروجان کرد. او سپس با داعش و آستارت شناسایی شد. در گسترش فرقه زهره بسیار مهم ، معبد سیسیلی در کوه اریکا (زهره اریکینیا) بازی کرد. حمایت از الهه توسط سالا مورد استفاده قرار گرفت ، که معتقد بود او خوشبختی را به ارمغان می آورد (از این رو نام مستعار فلیتسا). پومپی ، که او را به عنوان فاتح مورد احترام قرار داد. سزار ، که او را پیشرو خانواده جولیوس می دانست. Epithets ثابت زهره در رم "مهربان" ، "پاکسازی" ، "سوارکاری" ، "طاس" بود. آخرین نام مستعار به یاد زنان رومی که موهای خود را در طول جنگ با گلها برای ساختن طناب ها به او داده بودند ، به او داده شد.

عرفان طالع بینی زهره با بخش خاصی از چرخش آن ، بر خلاف حرکت همه سیارات دیگر منظومه شمسی تعیین شد. یکی تصور کرد که زهره "سیاره ای برعکس" است. بنابراین ، او غالباً لوسیفر خوانده می شد و دارای ویژگی های شیطانی بود و به عنوان تعادل خورشید در نظر گرفته می شد. بعضی اوقات توسط "زهره" به معنای "کرم چوب" بود که در آخرالزمان ذکر شد.

زهره سمبل زیبایی بیرونی و بدنی است. بنابراین ، او را "ستاره صبح" یا "دنیتسا" خوانده شد. زهره با توجه به خورشید به شریک زندگی نمادین خود مریخ متقارن است. نشانه اخترشناسی زهره یک زن و همه چیز را که با آغاز فمینیستی مرتبط بود ، نشان می داد. اما این زن مادر نیست بلکه یک عاشق است. او شخصیت شهوانی را شخصیت می کند. تصادفی نیست که بیماری های جنسی نام کلی "Venereal" را دریافت کرده اند.

طبق سنت باطنی تعدادی از قبایل هند و اروپایی ، "نژاد سفید" از زهره سرچشمه می گیرد."فرزندان زهره" - لوسیفریت ها - با بقیه بشریت مخالف بودند. در میان آلمانی ها ، او نماد فریا بود. برای سرخپوستان آمریکایی ، این سیاره نمادی از Quetzalcoatl بود. خود "مار پر شده" روح زهره در نظر گرفته شد.

در اساطیر آکادیان ، زهره یک مرد سیاره است. در میان سومری ها ، او شخصیت کیهانی ایشتار بود: صبح - به عنوان الهه باروری ، عصر - خدای جنگ.

یک نکته جالب ، لوسیفر (پسر شفق قطبی و تایتان آستیا) - به عنوان یک نمایشگاه برای سیاره زهره ، در Aeneid ذکر شده است:

در آن زمان لوسیفر از قله های ایدا صعود کرد و روز را بیرون آورد.

منبعفرهنگ لغت Yandex. نمادها ، علائم ، نمادها.

ستاره لوسیفر

کلمه لوسیفر از ریشه های لاتین لوکس "نور" و fero "I Carry" تشکیل شده است. اولین ذکر لوسیفر در کتاب پیامبر اشعیا ، که به زبان عبری نوشته شده است ، یافت می شود. در اینجا سلسله پادشاهان بابلی با یک فرشته افتاده مقایسه می شود ، به لطف آن خواننده داستان این را می آموزد که چگونه یکی از کروبی ها می خواست با خدا برابر شود و از این بهشت کنار گذاشته شد. اصلی از کلمه عبری "هیلل" (ستاره صبح ، ستاره صبح) استفاده می کند:

است. 14: 12-17 چگونه از بهشت ، ستاره صبح ، پسر صبح سقوط کردید! روی زمین سقوط کرد و ملل را زیر پا گذاشت. و او در قلب خود گفت: "من به بهشت صعود خواهم کرد ، تاج و تخت خود را بالاتر از ستاره های خدا تعالی خواهم داد ، و من در کوهی در مونتاژ خدایان ، در حاشیه شمال می نشینم. من به ارتفاعات ابرها صعود خواهم کرد. من مثل بالاترین افراد خواهم بود. "اما شما به جهنم ، در اعماق عالم اموات ریخته می شوید. کسانی که شما را می بینند به شما نگاه می کنند ، به شما فکر می کنند: "آیا این مردی است که زمین را لرزاند ، پادشاهی ها را لرزاند ، جهان را بیابانی کرد و شهرهای خود را نابود کرد ، اجازه نداد که اسیرانش به خانه بروند؟

در یک کتاب عهد عتیق دیگر ، پیامبر اژکیل مکان مشابهی وجود دارد. همچنین سقوط شهر تایر را با سقوط یک فرشته مقایسه می کند ، اگرچه او را "ستاره صبح" نمی نامند:

عزک28: 14-18 شما یک کروبی مسح شده برای پوشاندن بودید و من شما را تنظیم کردم. شما در کوه مقدس خدا بودید و در میان سنگهای آتشین قدم می زد. شما از روزی که ایجاد شده اید در راه های خود کامل بودید ، تا زمانی که ناآرامی در شما پیدا شد. وجود درونی شما پر از ناحق بود ، و شما گناه کردید. و من شما را به عنوان نجس از کوه خدا پایین می آورم. من شما را بیرون کشیدم ، ای که کروبی را از میان سنگهای آتشین پوشانده ام. من به دلیل غرور شما به زیبایی شما افتخار می کردم که خرد خود را نابود کرده اید. بنابراین من شما را به زمین می اندازم ، قبل از اینکه پادشاهان شما را شرم آور کنم. با تعداد زیادی از بی حسی های خود ، پناهگاه های خود را خنثی کرده اید. و من از میان شما آتش می گیرم ، که شما را مصرف می کند: و من شما را به خاکستر روی زمین می چرخانم قبل از چشم همه کسانی که شما را می بینند.

لازم به ذکر است که در عهد جدید ، عیسی مسیح با ستاره صبح یا پیش از طلوع آفتاب مقایسه شد (شماره های 24:17 ؛ مزمور 89: 35-38 ، 2 پیتر 1:19 ، وحی 22:16 ، 2پیتر 1:19).

22:16 من ، عیسی ، فرشته من را فرستاده ام تا این موضوع را در کلیساها شهادت دهد. من ریشه و فرزندان دیوید ، ستاره روشن و صبح هستم. 2 پیتر 1:19 و علاوه بر این ، ما مطمئن ترین کلمه نبوت داریم. و شما به خوبی می توانید به او در مورد لامپ که در یک مکان تاریک می درخشد ، خطاب کنید ، تا روز طلوع و ستاره صبح در قلب شما افزایش یابد.

Hieronymus از Stridon ، هنگام ترجمه مکان مشخص شده از کتاب Isaiah ، که در کلمه لاتین Vulgate Lucifer ("تحمل سبک" ، "تحمل سبک") استفاده می شود ، برای تعیین "ستاره صبح" استفاده می شد. و این ایده که ، مانند پادشاه بابل ، از ارتفاعات شکوه زمینی ، شیطان یک بار از ارتفاعات شکوه آسمانی به زمین نشست (لوقا 10: 18 ؛ وحی 12: 9) ، منجر به این واقعیت شد که این واقعیتنام لوسیفر به شیطان منتقل شد. این شناسایی همچنین با اظهارات رسول پولس درباره شیطان تقویت شد ، که "شکل یک فرشته از نور را می گیرد" (2 قرنتیان 11:14).

با این حال ، خود جروم از کلمه "درخشان" به عنوان یک نام مناسب استفاده نکرد ، بلکه فقط به عنوان استعاره بود. خالق Vulgate از این کلمه در سایر بخش های کتاب مقدس ، حتی در جمع استفاده کرد. با این حال ، این ترجمه جروم بود که در جهان مسیحی از اقتدار بزرگی برخوردار بود ، که در نهایت به عنوان پایه ای برای دادن معادل لاتین "هیتیل" عبری به معنای نام شخصی شیطان خدمت می کرد. در کتاب مقدس پادشاه جیمز ، این عبارت معنای دیگری به خود گرفت: "چگونه شما از بهشت افتاده اید ، ای لوسیفر ، پسر صبح!". با نامه سرمایه نوشته شده ، تجدید نظر دیگر به عنوان استعاره تلقی نمی شد. این کلمات دیگر نمی توانند به عنوان ترانه ای درباره پیروزی بر پادشاه بابل درک شوند ، این یک جذابیت مستقیم برای شیطان بود.

E. P. بلاواتسکی یک بار موارد زیر را نوشت."" لوسیفر "یک ستاره صبحگاهی کم رنگ است ، یک جبهه از تابش خیره کننده خورشید ظهر -" Eosphos "یونانیان. او در غروب آفتاب به طور پیش بینی می کند تا قدرت خود را بسازد و چشمان خود را پس از غروب آفتاب کور کند ، مانند برادر خود "Hesperus" - یک ستاره شبانه درخشان یا سیاره زهره. هیچ نمادی بهتر برای کار پیشنهادی وجود ندارد - برای ریختن یک پرتو از حقیقت در مورد همه آنچه در تاریکی تعصب ، خطاهای اجتماعی یا مذهبی پنهان شده است ، و به ویژه به لطف آن روال احمقانه زندگی ، که به محض یک عمل خاص، یک چیز خاص یا یک نام ، با یک ساختگی توهین آمیز ، هرچند ناعادلانه باشد ، باعث می شود افراد به اصطلاح خوب با لرزش دور شوند و از هر طرف دیگری که مجازات می شود ، از نگاه کردن به آن امتناع ورزند. افکار عمومی. بنابراین ، چنین تلاشی برای وادار کردن مردم ضعیف برای مواجهه با حقیقت ، با نامی متعلق به دسته نامهای ملعون بسیار مؤثر است.

خوانندگان فداکار ممکن است اعتراض کنند که کلمه "لوسیفر" توسط همه کلیساها به عنوان یکی از نام های بسیاری از شیطان شناخته می شود. به گفته فانتزی با شکوه میلتون ، لوسیفر شیطان است ، فرشته "سرکش" ، دشمن خدا و انسان. اما اگر کسی شورش خود را تجزیه و تحلیل کند ، نمی توان چیزی بدتر از تقاضا برای اراده آزاد و اندیشه مستقل پیدا کرد ، گویی لوسیفر در قرن نوزدهم متولد شده است. این حماسه ، "سرکش" ، یک تهمت کلامی است ، شبیه به جعل های توهین آمیز مرگبانان در مورد خدا ، که از خدای "متعال" - شیطان ، حتی بدتر از روح "سرکش" می سازند. J. Kotter Morison می گوید: "شیطان همه قدرتمند که می خواهد به عنوان همه انگیزه مورد تحسین قرار گیرد ، وقتی که در بالاترین درجه دیافولیک آشکار می شود."اختراعات انسانی ؛ این دو نگرش اخلاقی منزجر کننده و جزم های کلامی وحشتناک هستند که می توانند از کابوس های خیالات شرور راهبان که از نور روز متنفر هستند ، پدیدار شود.

آنها به قرون وسطی باز می گردند ، آن دوره از گنگهای ذهنی که در طی آن اکثر تعصبات و خرافات مدرن به زور در ذهن مردم کاشته می شوند ، به طوری که در بعضی موارد عملاً غیرقابل توصیف می شوند ، که یکی از آنها تعصب مدرن است که اکنون وجود داردبحث شده

منبعE. P. بلاواتسکیچه چیزی در یک نام است. در مورد اینکه چرا مجله "لوسیفر" خوانده می شود.

من نمی توانم در اینجا به کار قابل توجه E. P. اشاره کنم."تاریخچه یک سیاره" بلاواتسکی ، با همان موضوع لمس کرد. من نمی خواهم جمع شوم ، و بنابراین ، هر کس که علاقه مند باشد ، می تواند خود را به تنهایی با این ماده آشنا کند.

گوش

من در مورد وجود این شخصیت و همه چیزهای جالب در ارتباط با او در سخنرانی لئونید Kivilatilv آموختم. و این دانش من را به من الهام بخشید و کمتر از کتابی که مدتی پیش در فرودگاه خریداری شده است.

erendil چیست؟این امید بدون هیچ دلیلی است.

سیاره زهره. ستاره Earendil پس از خورشید و ماه ، درخشان ترین بدن آسمانی بود. نور ستاره از Silmaril واقع شده است ، واقع در نزدیکی Earendil The Mariner ، که از طریق آسمان در کشتی خود Vingilot حرکت می کرد. Eärendil به بهترین وجه در طلوع آفتاب و غروب آفتاب مانند ستاره های صبح و عصر دیده می شد. ستاره Earendil منبع امید برای مردم سرزمین میانه بود.

Eärendil Sailor در 542 دوره اول به سرزمین های بی پروا سوار شد تا به دنبال کمک والار در جنگ علیه مورگوت باشد. وی توسط والار توافق شد ، اما آرندیل برای بازگشت به سرزمین میانه ممنوع بود. او محکوم به قایقرانی برای همیشه از طریق آسمان در کشتی خود وینگیلوت (ساخته شده از میتریل و شیشه) با سیلماریل روی پیشانی خود بود.

هنگامی که ستاره EaeDil برای اولین بار از آسمان عبور کرد ، مائدروس و مگرور فهمیدند که این نور از یکی از سیلماریل های ساخته شده توسط پدرشان فانور ناشی می شود. مردم سرزمین میانه او را گیل-استل ، ستاره بالاترین امید نامگذاری کردند و دوباره امید پیدا کردند. مورگوت شک داشت ، اما هنوز فکر نمی کرد که والار جنگ علیه او را آغاز کند. میزبان والار در سال 545 به سرزمین میانه آمد و بدین ترتیب جنگ خشم را آغاز کرد. در سال 589 Eärendil مسیر آسمانی خود را ترک کرد و وینگیلوت را به نبرد سوق داد ، جایی که او Ancalagon Black را به قتل رساند. والار مورگوت را از طریق درهای شب به سمت خلاء بی انتها تعقیب کرد ، و Eärendil برای محافظت از آسمان از بازگشت مورگوت به مسیر خود بازگشت. همسر ارندیل الوینگ با او نبود. او در یک برج در سواحل سرزمین های بی پروا زندگی می کرد. پرندگان یک جفت بال برای او به ارمغان آوردند و به او آموختند که پرواز کند و هر از گاهی او را به آسمان می برد تا هنگام بازگشت از سفر آسمانی خود ، با Earendil ملاقات کند.

در سال 32 عصر دوم ، ستاره Earendil به ویژه در غرب درخشید ، نشانه ای از اینکه نومنور برای ورود مردانی که با مورگوت جنگیدند آماده بود. مردم به خانه جدید خود می رفتند ، با هدایت نور ستاره ، که در طول روز و همچنین شب در طول سفر قابل مشاهده بود. رهبر Numenoreans الروس ، فرزند EaeDil و برادر الروند بود.

در طول جنگ حلقه در اواخر عصر سوم ، گالادریل به Frodo Baggins ویال پر از آب از آینه خود از Galadriel داد که در آن نور ستاره Earendil حفظ شده است. سام گیمگی هنگام جنگ با شلیوب از ویال استفاده کرد و عنکبوت بزرگ از نور فروزان در عذاب فرار کرد. در مردور در شب 15 مارس 3019 ، سام ستاره Earendil را در آسمان غربی از طریق شکافی در ابرها دید.

زیبایی او او را درست در قلب قرار داد. او از مرکز سرزمین های متروکه به او نگاه کرد ، اما امید به او بازگشت. و مانند یک نیزه ، یک فکر واضح و سرد وارد ذهن او شد - سام فهمید که ، پس از همه ، سایه فقط یک چیز کوچک و زودگذر بود. از این گذشته ، زیبایی روشن و بالایی وجود داشت که فراتر از دسترس او بود.

بازگشت پادشاه: "سرزمین سایه" ، ص. 199. (منبع WLOTR دائر ycl المعارف).

فرشته سوم منفجر شد و از ستاره بزرگ بهشت مانند یک لامپ سوزانده شد و روی یک سوم رودخانه ها و در چشمه های آب افتاد. نام این ستاره "کرم چوب" است. و یک سوم از آبها به کرم چوب تبدیل شد و بسیاری از مردم از آبها درگذشتند ، زیرا آنها تلخ شدند (مکالمه 8: 10-11). از متن می توان دید که این رویداد ضروری است نه به زمان حال ، بلکه به زمان آینده اشخاصی است.

اسقف اعظم Averky (Taushev) این مکان را از این طریق توضیح می دهد: "برخی از مردم فکر می کنند که این شهاب سنگ به زمین سقوط خواهد کرد و منابع آب روی زمین را مسموم می کند ، که سمی می شود. یا شاید این یکی از روشهای تازه اختراع شده جنگ وحشتناک آینده باشد "(آخرالزمان یا افشاگری های سنت جان متکلمان. تاریخ نوشتن ، قوانینی برای تفسیر و تجزیه متن).

Wormwood (Heb. Laana ؛ Apsynthos یونانی) در کتاب مقدس نمادی از مجازات های خداوند است: و خداوند گفت: زیرا آنها قانون من را ترک کردند ، که من برای آنها حکم کردند و به صدای من گوش نکردم و عمل نکردمبر روی آن؛اما آنها در سرسختی قلب و پله های بالها قدم می زدند ، همانطور که پدرانشان به آنها آموخته بودند. بنابراین ، بدین ترتیب ارباب میزبان ، خدای اسرائیل: بنگر ، من آنها را تغذیه خواهم کرد ، این مردم ، با کرم چوب ، و من به آنها آب صفراوی می دهم تا نوشیدن کنند (جر. 9: 13-15)

سیاره زهره یکی از نزدیکترین همسایگان ما است. فقط ماه به ما نزدیکتر است (به استثنای ماهواره های زمین مصنوعی که در چند سال گذشته راه اندازی شده اند). زهره به عنوان یک شی آسمانی بسیار روشن قابل مشاهده است.

این سیاره به ویژه جالب است زیرا از بسیاری جهات تقریباً دقیق دوقلو از زمین ما است. ابعاد و جرم زهره تقریباً مشابه با زمین است ، بنابراین دلیلی وجود دارد که انتظار داشته باشید شرایط بدنی مشابه در هر دو سیاره وجود داشته باشد. متأسفانه ، ما نمی توانیم مستقیماً سطح زهره را مشاهده کنیم ، زیرا جو آن یک مانع غیرقابل تحمل برای تلسکوپ های ما است. بنابراین ، دانش ما در مورد زهره بسیار کمیاب تر از مریخ است ، اگرچه دومی از ما دور است و از نظر اندازه کوچکتر است. در این کتاب ، من قصد دارم نتایج را خلاصه کنم که اخترشناسان قادر به جمع آوری و نشان دادن جهت های احتمالی تحقیقات بیشتر هستند. زهره دنیای مرموز است ، اما به نظر می رسد که تلاش های ما برای کشف آن در نهایت موفق می شود.

منظومه شمسی از یک ستاره تشکیل شده است - خورشید و نه فریادهای اصلی و همچنین تعداد زیادی از بدنهای آسمانی کوچکتر. سیارات درخشش خاص خود را ندارند. آنها فقط پرتوهای خورشید را منعکس می کنند و فقط به دلیل نزدیکی آنها روشن به نظر می رسند. آنها در مسیرهای بیضوی به نام مدارها در اطراف خورشید می چرخند. متوسط مسافت سیارات از خورشید در محدوده 58 میلیون کیلومتر برای جیوه است. با این حال ، در زمان های قدیم ، آنها متفاوت فکر می کردند: زمین مرکز جهان و اجسام آسمانی در نظر گرفته می شد.

این پنج سیاره جیوه ، زهره است. مریخ ، مشتری ، زحل باید از زمان های ماقبل تاریخ شناخته شده باشد ، و حتی در زمان های قدیم خاطرنشان شد که اگرچه سیارات مانند ستاره به نظر می رسند ، اما رفتار کاملاً متفاوتی دارند. به نظر می رسد که ستاره های واقعی بر روی حوزه آسمانی ثابت شده و فقط در چرخش روزانه شرکت می کنند ، به طوری که اخترشناسان چوپان کلدی هزاران سال پیش شاهد همان طرح های صورتهای فلکی هستیم. برعکس ، سیارات مریخ ، مشتری و زحل ، در میان ستارگان در یک کمربند مشخص در آسمان که به عنوان زودیاک شناخته می شود ، سرگردان می شوند. جیوه و زهره نیز در این کمربند حرکت می کنند ، اما در عین حال خورشید را دنبال می کنند زیرا در بین ستاره ها حرکت می کند (که دلیل آن را برای نزدیکتر از خورشید به ما نزدیکتر می کند).

زهره ، درخشان ترین لامپ بعد از خورشید و ماه ، هرگز در کل شب در آسمان قابل مشاهده نیست. یا چند ساعت بعد از خورشید به عنوان یک ستاره عصر قرار می گیرد ، یا به عنوان یک ستاره صبح اندکی قبل از طلوع آفتاب ظاهر می شود. در یک زمان ، اعتقاد بر این بود که ستاره های صبح و عصر بدنهای آسمانی متفاوت هستند و نه همان سیاره. به عنوان مثال ، در مصر ، ستاره عصر با نام اوییتی و ستاره صبح توسط تیوموتییری شناخته می شد. با این حال ، در چین او را با یک نام تای پی یا زیبایی های چهره سفید خوانده شد.

بابلی ها ونوس ایشتار (شخصیت زن و مادر خدایان) نامیده و او را "مشعل روشن بهشت" توصیف می کردند. معابد به افتخار او در نینوا و در بسیاری از مناطق دیگر برپا شدند. اعتقاد بر این بود که ایشتار فراوانی را برای مردم می فرستد. افسانه باستانی می گوید وقتی ایشتار برای یافتن تاموز محبوب خود به قلمرو مردگان رفت ، تمام زندگی روی زمین شروع به محو شدن کرد و فقط به لطف مداخله خدایان ، که توموز را زنده کردند ، نجات یافت و بدین ترتیب ایگاتار را به زندگی بازگرداند. قیاس با افسانه باستانی دیمتر و پرسفون آشکار است.

ارتباط سیاره با یک زن در بین همه مردمان صورت گرفت ، به جز ، شاید هندی ها. این کاملاً طبیعی است ، زیرا زهره به عنوان زیباترین سیارات به ناظر زمینی ظاهر می شود. یونانیان و رومی ها نام را به الهه زیبایی دادند و معابد به زهره در بسیاری از مناطق مانند قبرس و سیسیل برپا شدند. ماه آوریل به الهه اختصاص داده شد. در حقیقت ، فرقه زهره تا همین اواخر ادامه داشت. ویلیامسون این کار را در قرن نوزدهم شهادت می دهد. و پولینزی فداکاری های انسانی را به ستاره صبح انجام داد. فداکاری ها نیز توسط سرخپوستان Skaidi Pawnee در نبراسکا انجام شد. سالها طول می کشد تا اعتقادات باستانی از بین بروند.

حتی هومر از زهره یاد کرد: "Hesperus زیباترین ستارگان بهشت است."به نظر می رسد اولین سوابق بینش های سیاره ای که برای ما به وجود آمده است در بابل ساخته شده است. با این حال ، نجوم محکم روی پاهای خود به عنوان یک علم فقط در دوران باستان ایستاد. مشخص شد که زمین هواپیما نیست بلکه یک توپ است و سایر سیارات نیز توپ هستند. اگر یونانیان یک قدم دیگر بردارند و سیاره ما را از تخت افتخاری خود در مرکز جهان سرنگون کنند ، به نظر می رسد که پیشرفت بشر تسریع می کند. برخی از فیلسوفان و دانشمندان و مهمتر از همه ارسطو ساموس این کار را کردند ، اما ایده های آنها برخلاف جزم های مذهبی بود و متعاقباً یونانیان باستان به ژئوسنتریسم بازگشتند.

سیستم یونان باستان جهان بالاترین پیشرفت خود را در آثار هیپارچوس و بطلمیوس دریافت کرد. کلودیوس بطلمیوس ، که در حدود سال 180 میلادی درگذشت ، ما را به کار برد ("الماژست" - ویرایش) ، که نشان دهنده سطح دانش در طول فرهنگ باستانی غروب آفتاب است. این سیستم به عنوان "سیستم بطلمیوس" شناخته می شود ، اگرچه ، در واقع ، بطلمیوس نویسنده اصلی آن نبود.

مطابق این ایده ها ، زمین در مرکز جهان است و اجسام مختلف آسمانی در مدار دایره ای "عالی" در اطراف آن می چرخند. نزدیکترین اجساد دیگر به زمین ، ذره بین ، سپس جیوه ، زهره و خورشید است ، سپس سه سیاره دیگر که در آن زمان شناخته شده است - مریخ ، مشتری ، کیوان و سرانجام ستاره ها.

در حال حاضر در زمان بطلمیوس ، بدیهی بود که چنین سیستمی از جهان با مشکلات قابل توجهی روبرو است. به عنوان مثال ، سیارات به طور مداوم در میان ستارگان از غرب به شرق حرکت نمی کنند: مریخ ، مشتری و کیوان می توانند برای چند روز متوقف شوند ، سپس به عقب برگردند ، یک حرکت "معکوس" انجام دهند و سپس دوباره در همان جهت شروع به حرکت کنن د-شرقبرای خلاص شدن از شر این دشواری ، بطلمیوس ، که یک ریاضیدان عالی بود ، پیشنهاد کرد که این سیاره در یک دایره کوچک یا "اپیکلی" حرکت کند ، که مرکز آن به نوبه خود در یک دایره بزرگ در اطراف زمین می چرخد - "تعویق". احتمال اینکه سیارات بتوانند در مدارهای بیضوی حرکت کنند مجاز نبودند. حرکت دایره کاملترین حرکت شکل در نظر گرفته می شد و البته چیزی کاملاً کامل ، البته نمی تواند در بهشت اتفاق بیفتد.

مشکلات جدیدی برای جیوه و زهره بوجود آمد و بطلمیوس مجبور شد فرض کند که مراکز اپیکل های آنها دائماً در یک خط مستقیم با خورشید و زمین قرار داشتند. این حداقل توضیح داد که چرا هر دو سیاره هرگز در مقابل سمت خورشید آسمان ظاهر نمی شوند. با این حال ، کل سیستم بسیار مصنوعی و دست و پا گیر بود.

در اوایل شانزدهم ، تلسکوپ اختراع شد ، و در سال 1609 گالیله گالیله ، استاد ریاضیات در پادوا ، برای اولین بار ابزاری را که تازه به بهشت ساخته بود ، فرستاد. دانشمند بلافاصله دید که انتظارات وی بیش از حد توجیه شده است. در ماه کوههای مرتفع و دهانه های عظیمی دیده می شد. نقاطی روی خورشید وجود داشت. چهار محافل در اطراف ماسوره های مشتری خود ، و زحل به نوعی عجیب به نظر می رسید ، اگرچه گالیله نمی توانست بفهمد موضوع چیست ، و شیری راه معلوم شد که انبوهی از ستاره های ضعیف است.

خود گالیله یک دنیای سیستم هلیوسنتریک حامی سرسخت بود که حدود 60 سال قبل توسط کوپرنیک قیام کرد و ساخته شد. گالیله به دنبال تأیید اعتبار این سیستم بود و با مشاهده مراحل زهره ، آنها را به اندازه کافی عجیب و غریب پیدا کرد. بله ، زهره مراحل را تشخیص داد ، اما معلوم شد که آنها از همان نوع ماه هستند: گاهی اوقات سیاره به شکل هلال و گاهی به عنوان دیسک تقریباً کامل مشاهده می شد.

اکتشافات گالیله با طوفانی از عصبانیت روبرو شد. شاهزادگان کلیسا با عصبانیت اعتراض کردند. داستان دستگیری ، محاکمه و ربودن اجباری گالیله به خوبی شناخته شده است. بسیاری از معاصران وی از اعتقاد به آنچه از طریق تلسکوپ ها دیدند ، امتناع ورزیدند و گالیله زندگی نکرد تا ببیند که او درست است.

کپلر همچنین در طول راه درست قدم زد. تحقیقات وی ، بر اساس مشاهدات دقیق ستاره شناس دانمارکی Tycho Brahe ، به دانشمند اجازه داد تا قوانین معروف حرکت سیاره ای را با نام کپلر به دست آورد. اولین مورد از این قوانین می گوید که هر سیاره در دور خورشید در بیضی می چرخد ، که در یکی از کانون های آن خود خورشید قرار دارد. حرکت زهره ، همانطور که انتظار داشتم ، از این قانون پیروی کرد. در اواخر قرن ، آثار اسحاق نیوتن ، اختصاص داده شده به گرانش مسئله سرانجام کل تصویر را پاک کرد. از آن زمان ، سیستم بطلمیوس و سایر سیستم های ژئوسنتریک به گذشته تبدیل شده اند.

کشف مراحل زهره به باز کردن درهای دانش کمک کرد. راه رو به جلو به نظر می رسید.

زهره دومین سیاره از خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. با این حال ، قبل از شروع پروازهای فضایی ، در مورد زهره بسیار کمی شناخته شده بود: کل سطح سیاره با ابرهای ضخیم پوشانده شده بود که اجازه نمی داد آن را مورد مطالعه قرار دهد. این ابرها از اسید سولفوریک تشکیل شده اند که به شدت نور را منعکس می کنند. بنابراین ، دیدن سطح زهره در نور مرئی غیرممکن است. جو زهره 100 برابر متراکم تر از زمین است و از دی اکسید کربن تشکیل شده است. زهره بیشتر از آفتاب روشن تر از آن نیست که زمین در یک شب بی ابر توسط ماه روشن شود. با این حال ، خورشید جو کره زمین را آنقدر گرم می کند که همیشه روی آن بسیار گرم است - درجه حرارت به 500 درجه افزایش می یابد. دلیل چنین گرمایشی قوی - اثر گلخانه ای که فضای دی اکسید کربن را ایجاد می کند.

جو در زهره توسط دانشمند بزرگ روسی M. V. Lomonosov در 6 ژوئن 1761 کشف شد ، هنگامی که عبور زهره در سراسر دیسک خورشیدی از طریق یک تلسکوپ مشاهده می شود. این پدیده فضایی از قبل محاسبه شده و مشتاقانه مورد انتظار اخترشناسان در سراسر جهان قرار گرفته است. اما فقط لومونوسوف به این واقعیت توجه کرد که وقتی زهره با دیسک خورشید در تماس بود ، "درخشش به اندازه مو" در اطراف کره زمین ظاهر شد. لومونوسوف توضیحات علمی صحیحی را در این پدیده ارائه داد: او آن را نتیجه اشعه آفتاب انکسار در جو زهره دانست. وی نوشت: "سیاره زهره ،" با فضای هوای نجیب احاطه شده است ، مانند (اگر فقط بیشتر نباشد) ، که در اطراف کره زمین ما ریخته می شود.

فشار به 92 جوی زمینی می رسد. این بدان معنی است که ستونی از گاز با وزن 92 کیلوگرم در هر سانتی متر مربع. قطر زهره تنها 600 کیلومتر کمتر از زمین است و نیروی گرانش تقریباً مشابه سیاره ما است. وزن کیلوگرم در زهره 850 گرم وزن دارد. بنابراین ، زهره از نظر اندازه ، گرانش و ترکیب بسیار شبیه به زمین است ، به همین دلیل آن را سیاره "زمین مانند" یا "زمین خواهر" نامیده می شود.

مقایسه اندازه چپ به راست: جیوه ، زهره ، زمین ، مریخ

زهره در جهت خلاف جهت سایر سیارات در منظومه شمسی - از شرق به غرب - در اطراف محور خود می چرخد. فقط یک سیاره دیگر در سیستم ما ، اورانوس ، اینگونه رفتار می کند.

یک انقلاب در اطراف محور 243 روز زمین طول می کشد. اما سال زهره فقط 224. 7 روز زمین است. معلوم است که یک روز در زهره بیش از یک سال طول می کشد! در زهره تغییر روز و شب وجود دارد ، اما تغییر فصلی وجود ندارد.

امروزه ، سطح زهره هم با کمک فضاپیما و هم با کمک انتشار رادیو مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین ، مشخص شد که بیشتر سطح زهره دشتهای در حال چرخش است. زمین و آسمان بالاتر از رنگ نارنجی. سطح سیاره با دهانه های زیادی که از تأثیرات شهاب سنگهای غول پیکر ناشی می شود ، گودبرداری شده است. قطر این دهانه ها به 270 کیلومتر می رسد! ما همچنین آموخته ایم که ده ها هزار آتشفشان در زهره وجود دارد. مطالعات اخیر نشان داده است که برخی از آنها فعال هستند.

تصویر سطح زهره بر اساس داده های رادار: 8 کیلومتر کوه آتشفشانی کوهستانی

زهره ماهواره طبیعی ندارد.

زهره سومین درخشان ترین شیء در آسمان ما است. زهره ستاره صبح و همچنین ستاره عصر نامیده می شود ، زیرا از زمین اندکی قبل از طلوع آفتاب و غروب آفتاب روشن ترین به نظر می رسد (در زمان های قدیم اعتقاد بر این بود که ونوس های صبح و عصر ستاره های مختلفی هستند).

زهره در صبح و عصر آسمان از بیشتر ستاره های روشن روشن تر می درخشد

زهره - تنها سیاره منظومه شمسی ، که نام خود را به افتخار یک خدای زن به دست آورد - بقیه سیارات به نام خدایان مرد نامگذاری شده اند.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 41 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1402 ساعت: 17:12