ظهور و سقوط و افزایش (و سقوط) امپراتوری مالی ایالات متحده

ساخت وبلاگ

Tooze-Adam-foreign-policy-columnist16

توسط آدام توز ، ستون نویس سیاست خارجی و مدیر انستیتوی اروپا در دانشگاه کلمبیا.

به این مقاله گوش دهید

اگر سال 2020 یک چیز را تأیید کرد ، این مرکزیت دلار برای اقتصاد جهانی بود. هژمونی ایالات متحده ممکن است قبلاً ما را به معنای سیاسی و استراتژیک تصویب کرده باشد ، اما تأثیر مالی ایالات متحده پایدارتر است. این اطمینان بخش است به این معنا که ایالات متحده فدرال رزرو بار دیگر به عنوان یک مباشر پاسخگو و سخاوتمندانه از سیستم مالی مبتنی بر دلار عمل کرده است. اما این همچنین عامل معما و ناامیدی است.

در حالی که چین و روسیه با گزینه های دیگری برای سیستم پرداخت مبتنی بر دلار آزمایش می کنند ، در اروپا کلمه کلیدی روز "استقلال استراتژیک" است. با توجه به افزایش پرخاشگری تحریم های مالی واشنگتن ، که ناشی از فریبنده ریاست جمهوری دونالد ترامپ است ، این به سختی تعجب آور است. این یک واکنش آشکار به سلاح سازی وابستگی متقابل است.

از نظر منتقدین به دور از آشکار نیست که هژمونی دلار یک نعمت غیرقابل انکار است. نابرابری ، تجزیه و تحلیل و از دست دادن مشاغل یقه آبی با درآمد و ایمن ، همه را می توان در قدرت دلار مقصر دانست. به این معنا ، جایگاه دلار و پوپولیسم ترامپ به اندازه ای که از لحاظ عملکردی به هم پیوسته است ، تضاد نیست. یکی به دیگری کمک کرد.

اگر سال 2020 یک چیز را تأیید کرد ، این مرکزیت دلار برای اقتصاد جهانی بود. هژمونی ایالات متحده ممکن است قبلاً ما را به معنای سیاسی و استراتژیک تصویب کرده باشد ، اما تأثیر مالی ایالات متحده پایدارتر است. این اطمینان بخش است به این معنا که ایالات متحده فدرال رزرو بار دیگر به عنوان یک مباشر پاسخگو و سخاوتمندانه از سیستم مالی مبتنی بر دلار عمل کرده است. اما این همچنین عامل معما و ناامیدی است.

در حالی که چین و روسیه با گزینه های دیگری برای سیستم پرداخت مبتنی بر دلار آزمایش می کنند ، در اروپا کلمه کلیدی روز "استقلال استراتژیک" است. با توجه به افزایش پرخاشگری تحریم های مالی واشنگتن ، که ناشی از فریبنده ریاست جمهوری دونالد ترامپ است ، این به سختی تعجب آور است. این یک واکنش آشکار به سلاح سازی وابستگی متقابل است.

از نظر منتقدین به دور از آشکار نیست که هژمونی دلار یک نعمت غیرقابل انکار است. نابرابری ، تجزیه و تحلیل و از دست دادن مشاغل یقه آبی با درآمد و ایمن ، همه را می توان در قدرت دلار مقصر دانست. به این معنا ، جایگاه دلار و پوپولیسم ترامپ به اندازه ای که از لحاظ عملکردی به هم پیوسته است ، تضاد نیست. یکی به دیگری کمک کرد.

جای تعجب نیست که سرمایه گذاران بینایی مانند ری دالیو از Bridgewater ، بزرگترین صندوق پرچین جهان ، به هر کسی که گوش می دهد برای آماده شدن برای آینده ای فراتر از دلار توصیه می کند. دالیو در توضیح عزم خود برای بازگشت به چین ، به ظهور و سقوط سایر امپراتوری های مالی اشاره می کند ، یک چرخه تکراری که بیش از نیم هزاره است.

اما آیا واقعاً درسهای تاریخ آشکار است؟این دلار بیش از یک قرن در اقتصاد جهانی برجسته بوده است ، دوره ای که در آن ما شاهد بزرگترین انفجار جمعیت ، فعالیت های اقتصادی و خشونت دولتی تا به امروز هستیم ، پارگی کامل در بسیاری از معیارها با هر دوره قبلی در تاریخاز گونه های مابنابراین ، مناسب است که آنچه ما گاهی اوقات به عنوان یک سیستم دلار توصیف می کنیم ، نه چندان یک موسسه کاملاً تعریف شده و کاملاً مشخص از یک مجموعه دائما در حال تحول پیگیری تحولات حیرت انگیز اقتصاد واقعی و سیستم قدرت بین المللی است. دوره های انسجام که در آن سیاست های پولی و مالی به طور مرتب با وضعیت استراتژیک بزرگ امپراتوری آمریکا مطابقت داشت. تناقضات یک هنجار است ، و لحظه های فعلی به هیچ وجه عجیب ترین نیست. این یک تاریخچه است که توسط بحران ها سوراخ شده است. صحبت در مورد پایان هژمونی دلار از نیم قرن پیش ، در دهه 1970 ، دوره ای که در طی آن سیاست خارجی تأسیس شد. با این حال دلار همچنان بر اقتصاد جهانی تسلط دارد.

آنچه به این کار اجازه می دهد بداهه سازی و اقدام از طرف سیاست گذاران و مشاغل ایالات متحده و انتخاب همتایان آنها در سراسر جهان باشد. در سنجش آینده دلار به عنوان ارز اصلی جهان ، تاریخ واقعاً باید راهنمای ما باشد. اما تاریخ به معنای چرخه های بزرگ قانون نیست. دنیای ما بیش از حد پیچیده ، بیش از حد پروتئین ، بیش از حد رادیکال است. تاریخچه ای که باید درک کنیم ، یک اسکین درهم و برهم از اقدامات و نوآوری های باهوش است. این یک تاریخ قدرت و پول است که در آن آینده پیش بینی نشده است اما هنوز هم بسیار بازی می کند.

افزایش ناگهانی در جنگ جهانی اول ایالات متحده به عنوان هژمون مالی جهان به عنوان یک شوک به وجود آمد. در دیپلماسی بحران ژوئیه سال 1914 ، آمریکا نسبت به صربستان کمتر اهمیت داشت. اگر تصور می کردید که جنگ تا کریسمس به پایان می رسد ، همانطور که بسیاری از آنها انجام دادند ، پس اقتصاد نیز برای جنگ بی ربط بود. تا سال 1916 ، با استفاده از چرخ های گوشتی Verdun و Somme که در مقیاس غیرقابل تصور مصرف می کنند ، مشخص بود که همه افراد در جهان به دلار ، ارز که دسترسی به آخرین استخر عالی مواد اولیه ، ظرفیت صنعتی و دسترسی داشتند ، نیاز داشتند. کار که قبلاً برای جنگ بسیج نشده بود. هنگامی که ایالات متحده سرانجام به جنگ پیوست ، نتیجه این شد که مالیات دهندگان در انگلیس ، فرانسه ، ایتالیا و روسیه به دلیل مالیات دهندگان در میلیارد ها دلار ایالات متحده ، یک ترکیب جدید و سمی به پایان رسید.

پس از جنگ ، اروپایی ها به رهبری جان مینارد کینز به همراه بانکداران کیهانی در وال است بخشش بدهی را درخواست کردند. کمتر آمریکا درخواست می کرد ، سبک تر جبران خسارت می تواند بر آلمان باشد. اروپا احیا شده برای دموکراسی و تجارت خوب خواهد بود.

برای ایالات متحده ، طراحی لیگ ملل با مسئولیت بسیار کمی مسئولیت داشت. اما اکنون از آن خواسته شده است که معاملات اقتصادی واقعی بین منافع داخلی و بین المللی را داوری کند.

این یک درخواست بزرگ بود-یکی که مشکل اصلی هژمونی قرن بیستم را به طور مربعی به چشم می اندازد. برای ایالات متحده ، طراحی لیگ ملل با مسئولیت بسیار کمی مسئولیت داشت. اما اکنون از آن خواسته شده است که معاملات اقتصادی واقعی بین منافع داخلی و بین المللی را داوری کند. در اوج ویکتوریا ویکتوریا به عنوان ضامن نظم مالی جهانی ، جریان وجوه از لندن به سایر نقاط جهان معادل بسیاری از برنامه های مارشال در سال بود. اما این پول خصوصی بود. بعد از جنگ جهانی اول ، این مالیات دهندگان بودند که در هر دو انتها در قلاب بودند. اولین دوره از ارزش دلار از طریق و از طریق سیاسی بود. و این با دموکراسی ایالات متحده خوب نبود.

پیروز اما پس از جنگ جهانی اول ، لندن اکنون آمریکایی ها را به چالش کشید تا در بخشش بدهی های روسیه ، فرانسه و ایتالیا به آن بپیوندند. اما انگلیس هیچ شرکای مایل پیدا نکرد. با حاکمیت جمهوریخواهان واشنگتن ، ایالات متحده نه تنها از دریافت امتیازات سخاوتمندانه در مورد بدهی های جنگ امتناع ورزید. این بازگشت به حمایت گرایی ، موانع مهاجرت را مطرح کرد و اقتصاد خود را به طرز وحشیانه ای از بین برد و طلا را از تابوت بانکهای مرکزی در سراسر جهان مکید. حتی اگر همکاران سابق آن در جنگ بخواهند بدهی های جنگ خود را بپردازند ، انجام این کار برای آنها تقریباً غیرممکن بود. اضافه کردن وام های خصوصی جدید از وال استریت در بالای بدهی های زمان جنگ فقط این مشکل را به وجود آورد. ایالات متحده در حال انجام یک آزمایش منحرف در هر دو طلبکار جهانی و اداره مازاد تجارت در همان زمان بود.

انزوائی گرایی شکست آمریکا در دوره بین جنگ را توصیف نمی کند. مشکل واقعی ناسازگاری درگیری آن با جهان بود ، که نخبگان لیبرال را در اروپا و ژاپن ترک کرد که با استفاده بیشتر از قدرت آمریکایی ، باعث کاهش فشار ، طعمه های بازارهای مالی کنترل نشده و نارضایتی سیاسی داخلی شدند. این زمینه ای از اسلاید به اقتدارگرایی ایتالیا ، آلمان و ژاپن بود. در اوایل دهه 1930 ، سیاست مالی آمریکا آنقدر ناسازگار بود که حتی فرانسه و انگلیس نیز بدهی های جنگ خود را به ایالات متحده پیش فرض کردند. Lend-Lease ، برنامه معروف کمک های جنگ جهانی دوم ، دقیقاً برای جلوگیری از مسئله بدهی های جنگ دوباره ساخته شد.

در سال 1944 ، کنفرانس برتون وودز چشم انداز جدیدی را ارائه داد. قرار بود ثبات نرخ ارز ثابت را که بر روی دلار لنگر زده شده است ، با تحرک سرمایه محدود برای اهداف مفید تجارت و سرمایه گذاری مربع کند. با استفاده از ارزی ایالات متحده به طلا و هر کس دیگری که به دلار گره خورده بود ، سلسله مراتب صریح تر از گذشته بود. این به اندازه یک استاندارد طلای بر اساس دلار نبود.

اما برتون وودز کار نکرد و نه به دلیل ولخرجی آمریکا برعکس بود: کمبود شدید جهانی دلار. با توجه به وضعیت ضعیف اقتصاد اروپا پس از جنگ، حتی مبادلات محدود ارزهای اروپایی با دلار به راحتی منجر به فرار شد. این امر در تابستان 1947 آشکار شد، زمانی که بریتانیا، تنها کشوری که بلافاصله پس از جنگ برای اجرای برتون وودز تلاش کرد، دچار یک بحران تضعیف کننده شد و دوباره به کمک مالی دوجانبه ایالات متحده متکی شد. یک راه حل مبتنی بر بازار می توانست کاهش ارزش تمام ارزهای اروپایی باشد، اما در بحبوحه تنش های فزاینده با اتحاد جماهیر شوروی، این بسیار خطرناک بود. در عوض، در جریان موجی از ضد کمونیسم، کنگره ایالات متحده به طرح مارشال رای داد - نه آنقدر که مکمل برتون وودز بود بلکه اعتراف به شکست بود.

تا اینکه در سال 1958 تعهد اولیه برتون وودز به قابلیت تبدیل ارزها برای اهداف تجاری و سرمایه گذاری در اقتصاد اقیانوس اطلس اجرا شد. بحران کمبود جهانی دلار پس از جنگ سرانجام به پایان رسید. ژاپن و اقتصادهای اروپایی آنقدر قوی بودند که از طریق صادرات به ایالات متحده و یا از طریق تجارت با کسانی که این کار را می کردند، دلار به دست آورند. در واقع، اگر به بازار اجازه داده می شد قیمت ارز ایالات متحده را تعیین کند، نسبت به صادرکنندگان قهرمان، آلمان و ژاپن، روند نزولی پیدا می کرد. اما برتون وودز یک سیستم نرخ ارز ثابت بود. کنترل ارز از حملات سفته بازانه به دلار جلوگیری کرد.

منبع: بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول

اگر ژاپن و آلمان مایل بودند تورم را در داخل خود مجاز کنند، این به حفظ تعادل کمک می کرد. اما آلمان به ویژه در برابر این مکانیسم تعدیل مقاومت کرد. و بدتر از آن، سیستم متخلخل بود. وال استریت و متحدانش در خزانه داری ایالات متحده هرگز برتون وودز را دوست نداشتند. آن ها ترجیح می دادند ارزهای دنیا صرفاً با هر سطحی که بازارها دیکته می کردند، تطبیق پیدا کنند، و متحدانی را در لندن پیدا کردند، لندنی که از دهه 1950 میزبان یک بازار فراساحلی برای سپرده های دلاری بود، به نام بازار یورو دلار. بر اساس آن سپرده ها، بازاری آزاد برای اعتبارات دلاری ارزان پدید آمد. این برای وام گیرندگان از همه نوع جذاب بود. اولین معامله بزرگ یورودلار به تامین مالی سیستم بزرگراه جدید ایتالیا کمک کرد.

اما افزایش جریان صندوق های خصوصی کنترل نشده ، گیره های رسمی ارز را به چالش می کشد. واضح بود که اگر بازار آزادانه عمل می کرد ، دلار سخت می شد. ابزارهایی مانند خطوط مبادله بانک مرکزی ، که قرار بود در طول بحران مالی سال 2008 به جلو بازگردند ، برای اولین بار در دهه 1960 پیشگام شدند تا سیستم برتون وودز را در آن نگه دارد. حتی در اوج خود ، هژمونی دلار چیزی بود که روای گلدبرگ بود.

لنگر سیستم نرخ ارز ثابت قرار بود ذخیره طلای افسانه ای آمریکا در فورت ناکس باشد. اما تا سال 1970 ، سالی که سیاست خارجی تأسیس شد ، فقط 11 میلیارد دلار طلا از 24 میلیارد دلار ذخایر مبادله دلار که در خارج از ایالات متحده نگهداری می شود ، حمایت کرد. واضح است که هر یک از این دلارهای کاغذی نمی توانند برای طلا پول بگیرند. PEG دلار طلایی یک داستان مناسب بود. هنگامی که ، در سال 1965 ، فرانسه شروع به اعمال حق مبادله دلار برای طلا کرد ، با اتهامات اخاذی از آمریکا روبرو شد. برای حفظ قیمت رسمی 35 دلار در هر اونس طلا ، دولت ایالات متحده خریدهای طلای خصوصی را برای بیشتر دهه 1960 سرکوب کرد. بهتر بود بدانید که دلار واقعاً ارزش آن را دارد.

در آگوست 1971 ، رئیس جمهور آمریكا ریچارد نیکسون اعلام کرد که ایالات متحده در حال تبدیل شدن به تبدیل دلار است. هنگامی که وی هشدار داده شد که این حرکت ممکن است اعتماد به نفس متحدین جنگ سرد در اروپا ، به ویژه ایتالیا را لرزاند ، نیکسون پاسخ داد: "من در مورد لیر گول نمی زنم."

و بنابراین دوران مدرن پول فیات متولد شد. برای اولین بار در تاریخ ، هیچ ارز در جهان به طلا یا هر استاندارد فلزی دیگر گره خورده بود. ارزش پول صرفاً بر اقتدار دولت است که توسط بازارها قضاوت می شود. و حکم واضح به نظر می رسید. دلار به ارزش خود فرو رفت و به صادرکنندگان آمریکایی نیاز زیادی داد. ژاپن و آلمان با افزایش ارزهای خود که مدتها در برابر آنها مقاومت می کردند روبرو شدند. در شماره زمستان 1971-72 سیاست خارجی ، یک مقاله با عنوان "چگونه استاندارد دلار درگذشت".

هرچه دلار در برابر Deutsche Mark و ین می چرخید ، این یادداشت به طور گسترده تر گردش می کند. سیستم مدرن تابستان در اطراف گروه 7 کشور برای کمک به مدیریت فشارهای حاصل ایجاد شده است. هلموت اشمیت ، صدراعظم وحشیانه آلمان از دهه 1970 ، با ترس از صادرات کشورش ، خواستار این شد که رئیس جمهور ایالات متحده جیمی کارتر خانه آمریکا را برای جلوگیری از اسلایدهای بی امان دلار بگذارد. اوپک در نظر گرفت که آیا نفت خود را با یک ارز قابل اطمینان تر قیمت گذاری می کند. درست نقاشی ویژه ، ارز مصنوعی صندوق بین المللی پول (IMF) یکی از گزینه ها بود.

اولین و تا به امروز جدی ترین ، بحران هژمونی دلار در اکتبر 1979 با تصمیم پل ولکر ، به عنوان رئیس فدرال رزرو ، به پایان رسید تا نرخ بهره را افزایش دهد و شوک را از طریق اقتصاد جهانی بفرستد. این دلار افزایش یافته است. اما مهمتر از صعود شیب دار ارزش دلار ، مکانیسمی بود که با آن شوک منتقل شد: جریان بیشتر پول داغ بین مراکز مالی جهان.

پس از پشت سر گذاشتن محدودیت های برتون وودز ، بازارهای آزاد شده و بازارهای مالی رونق گرفت. و محرک های غالب این دوره جدید رشد مالی وال استریت بانک ها ، چه در نیویورک یا لندن بودند. آنچه مهم بود نرخ ارز دلار یا ترتیبات رسمی از نوع برتون وودز نبود بلکه عمق و پیچیدگی بازارهای مالی است که توسط وال استریت سرپرستی شده است. مرکز معاملات ارزی ممکن است در لندن باقی مانده باشد ، و ارزش ارز ایالات متحده ممکن است نوسان داشته باشد ، اما این دلار و بانکهای اصلی آمریکایی بودند که محوری هر تجارت بودند.

وعده این ترتیب جدید انعطاف پذیری ، تغییر مکان کارآمد منابع و رشد بود. از نظر تولید ناخالص داخلی ، نتایج در مقایسه با سن طلایی دوره پس از جنگ متوسط بود. اما رونق مالی بسیار زیاد بود. و این به موج جدیدی از وام های بین المللی با ارزش دلار رسیده است. این نتیجه ، نه فقط از بدهکاران بلکه از کسانی که به آنها قرض داده بودند ، بحران های مکرر و شدیدتر بود. بحران بدهی دهه 1980 در آمریکای لاتین به حدی بزرگ بود که خود سیستم بانکی ایالات متحده را به خطر انداخت.

در اروپای شرقی ، ثبات بلوک اتحاد جماهیر شوروی تهدید شد. تا سال 1988 ، بلوک کمونیستی 112 میلیارد دلار بدهکار بود. سهم اتحاد جماهیر شوروی به تنهایی 28 میلیارد دلار بود. مسکو برای جبران خرابی های کشاورزی جمع آوری شده ، از بخش عمده ای از پول برای پرداخت واردات دانه استفاده کرد. اما سرویس دهی بدهی ها به مازاد نیاز داشت و این به معنای فشردن جمعیت بود. این در لهستان ، وام گیرنده کمونیست قهرمان ، که به 37. 5 میلیارد دلار بدهکار بود ، بسیار چشمگیر بود. در اوایل دهه 1980 ، سیاست های ریاضتی رژیم کمونیستی اعتراضات اتحادیه صنفی همبستگی و اعلام قانون نظامی را برانگیخت.

فروپاشی بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، در دوره جدیدی از تسلط تک قطبی توسط دلار باز کرد. بخش هایی از اروپای شرقی پس از اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت که دویچه مارک آلمان استاندارد de facto بود ، به ویژه در یوگسلاوی سابق جنگ زده. اما به طور کلی ، Greenback پادشاه شد ، ارز جهانی واقعی جهان - حتی در روسیه. هنگامی که ولادیمیر پوتین قدرت گرفت ، خزانه داری روسیه ترجیح داد مالیات پرداخت شده به دلار باشد.

در اوج هابریس تک قطبی ، مجله تایم لقب رئیس فدرال فدرال ، آلن گرینسپان ، وزیر خزانه داری رابرت روبین ، و معاون وزیر خزانه داری لارنس سامرز کمیته نجات جهان را نشان می دهد. این عالی بوداما جهان به پس انداز نیاز داشت. بحران بدهی دهه 1980 در دوره های پس از جنگ سرد آمیخته شد: اولین مکزیک در 1994-1995 ، سپس اقتصاد آسیا در سال 1997 ، سپس روسیه در سال 1998-که از طریق صندوق پرچین به وال استریت ریخت و به مدت طولانی به وال استریت ریخت. مدیریت سرمایه ترم - و سرانجام بحران آسیب زا در آرژانتین در سال 2001.

در تلاش برای مدیریت این شوک ها از طریق ترکیبی از وام های جدید ، بازسازی بدهی و به اصطلاح تنظیم ساختاری ، خزانه داری ایالات متحده و فدرال رزرو با مقاومت مداوم از کشورهای قربانی که در نقض حاکمیت خود و از یک کنگره ایالات متحده قرار گرفتند ، با مقاومت مداوم روبرو شدند. این کمک به کشورهای خارجی خشمگین شد. رأی اروپایی در هیئت صندوق بین المللی پول حكم كرد كه كل رژیم فقط گسترش مالی غیرمسئولانه را تشویق می كند. نه برای هیچ چیز ، تیموتی گیتنر ، که دندان های خود را در دیپلماسی مالی بین المللی به عنوان دستیار دبیر و معاون وزیر امور بین الملل در وزارت خزانه داری ایالات متحده تحت رئیس جمهور بیل کلینتون (و به عنوان وزیر خزانه داری تحت رئیس جمهور باراک اوباما) کاهش می دهد ، بعداً تلاش های این را توصیف می کند. آن روزها به عنوان "سرپیچی از گرانش".

صدمات وارده به مشروعیت رژیم های بدهکار مانند اندونزی سوهارتو و نهادهایی که ایالات متحده از طریق آنها عمل می کرد، به ویژه صندوق بین المللی پول، شدید بود. راه حل تا آنجا که به بسیاری از بازارهای نوظهور مربوط می شد، محدود کردن قرار گرفتن در معرض آنها از طریق استقراض مستقل به ارز داخلی به جای دلار بود. فهرست مشتریان صندوق بین المللی پول از سال به سال کاهش می یابد، زیرا دولت ها به دنبال اجتناب از تسلیم شدن به اجماع واشنگتن بودند. پکن نتایج خود را گرفت.

چین با گشایش چشمگیر و دگرگونی اقتصاد خود مصمم بود از سرنوشت همتایان خود در بازارهای نوظهور اجتناب کند.

چین با گشایش چشمگیر و دگرگونی اقتصاد خود مصمم بود از سرنوشت همتایان خود در بازارهای نوظهور اجتناب کند. این کشور پول خود را با دلار با نرخی کمتر از ارزش گذاری شده مرتبط کرد، از کنترل های مبادله ای برای تنظیم جریان وجوهی که برای تجارت و سرمایه گذاری بلندمدت ضروری بودند استفاده کرد، و تورم و هر گونه نارضایتی داخلی را که در نتیجه آن به وجود آمد را مهار کرد. سرکوب خشونت آمیز اعتراضات تیان آنمن در سال 1989 نشان داد که در چین همبستگی وجود نخواهد داشت.

از نظر اقتصادی، چین استراتژی ای بود که اروپایی ها و ژاپنی ها در دهه های 1950 و 1960 با موفقیت از آن استفاده کردند. بیهوده اقتصاددانان پیکربندی جدید را «برتون وودز احیا شده» نامیدند. تفاوت این بود که در حالی که آلمانی ها و ژاپنی ها از اعضای بلوک قدرت جنگ سرد آمریکا بودند، چین در هزاره جدید چنین نبود.

برای مصرف کنندگان آمریکایی، این آخرین تکرار جهان دلار به معنای واردات ارزان بود. وال استریت هزینه های سنگینی را در جریان سرمایه ایجاد کرد. کارگران آمریکایی در تولید با رقابت شدیدی روبرو بودند. نه اینکه ایالات متحده تنها اقتصاد آسیب دیده از "شوک چین" باشد. واردات اروپا از چین نیز افزایش یافت. آنچه شوک چین در معرض آن قرار داد، درجه ای بود که نیروی کار متقابل کار سازمان یافته که نابرابری را در ایالات متحده در پی نیو دیل و جنگ جهانی دوم محدود کرده بود، از دهه 1970 از بین رفته بود. اگر برتون وودز 1. 0 همتای "جامعه بزرگ" بود، برتون وودز 2. 0 سقف را بر عصر قطبی شدن اجتماعی گسترده گذاشت. در مقابل، دولت های رفاه اروپا تا حد زیادی شوک چین را کاهش دادند.

این امر بیش از پیش قابل توجه است، زیرا در اروپا با حرکت به سمت تشکیل یک بلوک یورو با ارز سخت همزمان شد. پس از یک دوره کوتاه عدم اطمینان پس از افتتاح آن در ژانویه 1999، یورو در برابر دلار از پایین ترین سطح کمتر از 86 سنت در سپتامبر 2000 به بالاترین سطح هفت سال بعد یعنی تقریبا 1. 60 دلار رسید.

از مفهوم اولیه خود، یکی از اهداف یورو ارائه جایگزینی برای دلار به عنوان یک ارز کلیدی بود. و در اوایل دهه 2000، به نظر می رسید که شتاب واقعی پیدا می کند. در سال 2007، یورو شروع به رقابت با دلار به عنوان ارزی برای صدور بدهی های ارز خارجی کرد. با گیر افتادن آمریکا در عراق و افغانستان و کسری های هنگفت هم در بودجه دولت و هم در تجارت، به نظر می رسید که ما در حال بازگشت به فیلمنامه دهه 1970 و نابودی اجتناب ناپذیر دلار زیر بار امپراتوری بیش از حد است.

این بحران در سال 2008 آغاز شد، اما آن چیزی که انتظار می رفت نبود. این بحران بدهی عمومی ایالات متحده و دلار نبود، بلکه کل سیستم بانکی آتلانتیک شمالی، چه آمریکایی و چه اروپایی بود. معلوم شد که بانکداران در لندن، پاریس، فرانکفورت و هلند همه خواهان رونق وام مسکن در ایالات متحده بودند. بخش بزرگی از ترازنامه آنها به دلار بود. حالا همه آنها به اعتبار دلاری نیاز داشتند. بحران سال 2008 به جای واژگونی سیستم مالی جهانی مبتنی بر دلار، وابستگی عمیق به آمریکا را آشکار کرد.

فدرال رزرو تمام تلاش خود را برای حمایت از سیستم بانکی فراآتلانتیک با پمپاژ نقدینگی دلاری به بانک های اروپایی و آسیایی در نیویورک و به بانک های مرکزی آنها از طریق خطوط سوآپ نقدینگی انجام داد. اما این نتوانست از بحران مارپیچ اروپا جلوگیری کند. منطقه یورو وارد یک بحران تمام عیار بدهی دولتی شد. در حالی که ترازنامه دولت فدرال آمریکا در طول بحران قوی بود - ایالات متحده. بدهی های دولتی، علی رغم جنجال های کنگره و تعطیلی فدرال، پناهگاه امنی بود - اروپا در معرض خطر به اصطلاح حلقه های نابودی بود، که در آن بانک های بیمار رتبه بندی اعتباری دولتی را پایین می آوردند، که باعث می شد ایالت قادر به حمایت از سیستم مالی نباشد. اعتماد جهانی به یورو سقوط کرد.

در سراسر جهان ، مداخلات بحران فدرال رزرو تحت عنوان بن برنانک و جنت یلن به معنای نقدینگی دلار در کل جهان بود. وام گرفتن دلار افزایش یافت. نه چندان توسط دولت های بزرگ بازار در حال ظهور-امثال اندونزی یا تایلند-که درسهای خود را آموخته و به ارز خود وام گرفته شده اند بلکه توسط شرکت ها و دولت ها در بازارهای به اصطلاح مرزی وام گرفته اند. در جنوب صحرای آفریقا ، دوره جدیدی از وام گرفتن دلار آغاز شد. و فریب جدید دلار حتی به چین گسترش یافته است.

داستانی که در هزاره جدید جلو و مرکز بود ، ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت جدید بود. و پکن نیز جاه طلبی برای یوان داشت. با کمک دولت نخست وزیر انگلیس دیوید کامرون ، پکن شروع به فشار جاه طلبانه برای بین المللی کردن ارز چینی کرد. شاید لندن بتواند برای یوان در دهه 2010 آنچه را که برای یوروودولار در دهه 1960 انجام داده بود ، انجام دهد. با این حال ، این امیدها این واقعیت را نادیده گرفتند که تجارت چینی در همان زمان بین المللی می شود - اما در جهت مخالف. در سیستم دلار در حال گنجانیده شده بود.

شاید لندن بتواند برای یوان در دهه 2010 آنچه را که برای یوروودولار در دهه 1960 انجام داده بود ، انجام دهد.

این امر در سال 2015 آشکار شد ، هنگامی که چین اولین بحران مالی خانگی دوره جدید را متحمل شد. هنگامی که بورس سهام شانگهای فروخته شد و یوان در برابر دلار سقوط کرد ، شرکت های چینی به شدت سعی در کاهش بدهی های دلار خود داشتند. فدرال رزرو ایالات متحده ، تحت یلن ، با به تعویق انداختن افزایش نرخ بهره کمک کرد. پکن ، به نوبه خود ، کنترل سرمایه را محکم کرد. تراز آزادسازی و تبدیل نامحدود از دستور کار خارج بود. و به جای اعتراض به سرکوب مالی چین ، جهان یک آه از تسکین جمعی را افزایش داد. در امور مالی ، معلوم شد که برای اینکه پکن یک ذینفع مسئول باشد ، به این معنی نیست که اجازه می دهد تریلیون دلار در صندوق های چینی برای پرداخت صرافی های مالی باشد. امروز ، پکن به جای دلار تنها به یک سبد ارز می چسبد ، اما برتون وودز 2. 0 به طور یک جانبه اعلام شده است که دارای جاذبه های خود است.

در همین حال ، رشد چین ادامه دارد. و با گذشت هر سال ، وزن آن در بازارهای کلیدی افزایش می یابد. برای کالاهایی مانند نفت ، بزرگترین بازار رشد است. در سال 2018 ، این قرارداد آتی مستقر در یوان ایجاد کرد ، که در میان غرق شدن در بازارهای نفتی با قیمت دلار در بهار سال 2020 ارزش خود را به عنوان یک پناهگاه امن نشان داد. در شانگهای ، قیمت نفت هرگز منفی نبود. در همین حال ، سرمایه گذاران خارجی بیشتر به نرخ بهره در پیشنهاد اوراق قرضه چینی جذب می شوند. تقریباً 10 درصد اوراق قرضه حاکمیت چین اکنون متعلق به خارجی است. این سهم افزایش می یابد زیرا اوراق قرضه در شاخص های اصلی گنجانده شده است. اما این به جای تهدید فوری برای هژمونی دلار ، از تنوع استقبال است.

هنگامی که ترامپ مقام خود را به دست گرفت ، در محافل مالی بین المللی ترس واقعی وجود داشت که مارک سیاست وی با نظارت بر نظارت بر سیستم مالی جهانی ناسازگار باشد. آیا یک کنگره به رهبری کاخ سفید و جمهوریخواه ترامپ به آمریکا اجازه می دهد تا ایمنی را برای سیستم مالی جهانی مبتنی بر دلار حفظ کند ، که در نهایت تحت حمایت ایالات متحده است؟همانطور که معلوم شد ، ترامپ رئیس جمهور بود که یک دلار نرم و نرخ بهره پایین را دوست داشت. او لعنتی به دلیل مناسب بودن مالی یا پولی نداد. تنها چیزی که وی از فدرال رزرو پرسید این بود که شیرها را باز نگه می دارد. هنگامی که ، در مارس 2020 ، فدرال رزرو شروع به کاهش کمی ، کاهش نرخ ها کرد و خطوط مبادله را دوباره فعال کرد ، ترامپ تحسین کرد. به زودی ، کرونی هایی مانند رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان خواستار حضور در برنامه های فدرال فدرال بودند. فدرال رزرو تعهد نکرد ، هرچند که به عنوان یک ژست ، به اصطلاح تسهیلات repo برای دارندگان ذخیره خارجی برای تعویض خزانه های ایالات متحده خود به صورت نقدی باز شد.

و به همین ترتیب ، قاعده Ramshackle دلار فقط از بحران 2020 جان سالم به در برد بلکه مجدداً تأیید شده است. آیا می تواند ادامه یابد؟

این مکالمه در مواجهه با تماشای پرشور بازگشت چین به قدرت جهانی ، به تاریخ تبدیل می شود. استراتژیست های بزرگ از دام توکیدیدس استفاده می کنند و جنگ را پیش بینی می کنند. این باید غیرقابل تصور باشد. اما جنگ در واقع تنها الگویی است که ما در دوره مدرن انتقال به ارز هژمونیک داریم. این جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم بود که امپراتوری جهانی انگلیس را منفجر کرد و تسلط دلار را به همراه داشت. هنگامی که طرفداران اصلاحات پولی در هر دو چپ و راست از یک برتون وودز جدید فراخوانی کردند ، لازم به یادآوری است که این کنفرانس در هفته های پس از D-Day برگزار شد و همانطور که ارتش سرخ راه خود را به سمت لهستان می زد. اگر این آینده ما باشد ، مسئله استانداردهای ارزی کمترین مشکلات ما خواهد بود.

در حقیقت ، جنگ تنها الگویی است که در دوره مدرن انتقال به ارز هژمونیک داریم.

اگر در عوض یک انتقال تدریجی تر تصور کنیم ، مسئله اصلی تماشای ایالات متحده برای جذب سرمایه گذاران مایل به وام دادن به آن به دلار است. تقاضای خارجی برای خزانه های ایالات متحده با نرخ بهره نسبی و هزینه های محافظت از نرخ ارز واکس و از بین می رود. در سالهای اخیر ، خریدهای خارجی خالص خزانه های ایالات متحده به طرز چشمگیری کند شده است. افزایش گسترده بدهی های ناشی از همه گیر Covid-19 توسط سرمایه گذاران ایالات متحده و فدرال رزرو جذب شده است. در مارس 2020 در بازار خزانه داری ایالات متحده یک دست و پنجه نرم خطرناک وجود داشت. اما این به دلیل پرواز از دلار نبود بلکه برعکس بود. بیش از حد سرمایه گذاران به یکباره به بانک خزانه داری ایالات متحده خود نیاز داشتند. حتی سازندگان بازار وبرگرانه وال استریت نمی توانند فروش ناگهانی را جذب کنند. اصلاح لوله کشی سیستم مالی - برای اطمینان از اینکه بازار خزانه ها می تواند به آرامی تریلیون دلار صدور جدید را که پس از این بیماری همه گیر خواهد بود ، جذب کند - باید یک اولویت فوری برای مدیریت ورودی جو بایدن باشد.

هر دو پکن و بروکسل آنچه را برای توسعه بازارهای دارایی عمیق به طور مشابه دارند ، دارند. پیمان مالی اروپا برای اولین بار نوید ایجاد استخر قابل توجهی از بدهی های مشترک اروپا را می دهد. اما اتحادیه اروپا ده ها سال از توانایی رقیب در بازار خزانه داری ایالات متحده برای مقیاس فاصله دارد.

این به معنای این نیست که سیستم استاتیک است. تعادل در اقتصاد جهانی به سمت آسیا تغییر می کند. یک انقلاب انرژی سبز بازار جهانی نفت ، گاز و زغال سنگ را بالا می برد. می توان تصور کرد که سیستم عامل های دیجیتالی شروع به کار با ارزهای غیر دولتی از یک فرم یا شکل دیگر می کنند ، به همین دلیل بانک های مرکزی بیشتر به این رسانه های مبادله و فروشگاه های ارزشمند توجه بیشتری می کنند. در ارزهای دیجیتالی ، بانک مردم چین راه را پیش می برد.

در چنین دنیای چند قطبی ، که در آن بخش های زیادی از فعالیت های اقتصادی ممکن است برای هر یک از بلوک های اصلی داخلی باقی بماند ، می توان تصور کرد که دلار همچنان نقش مهمی در تجارت و دارایی بین المللی دارد.

پیش بینی های قابل قبول دوربرد تا سال 2050 نشان می دهد که سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهانی احتمالاً در حدود 20 درصد در مقایسه با جایی بین 12 تا 15 درصد برای ایالات متحده ، اتحادیه اروپا و هند خواهد بود. در چنین دنیای چند قطبی ، که در آن بخش های زیادی از فعالیت های اقتصادی ممکن است برای هر یک از بلوک های اصلی داخلی باقی بماند ، می توان تصور کرد که دلار همچنان نقش مهمی در تجارت و دارایی بین المللی دارد. این اولین بار خواهد بوداما پس از آن هر مرحله پی در پی در تاریخ پولی و مالی ما از زمان ظهور اقتصاد جهان مدرن در قرن نوزدهم اولین بار بوده است. استاندارد طلای محور لندن قبل از سال 1914 ، بین المللی خطرناک دوره بین جنگ ، ترتیبات پیش ساخته دوره پس از جنگ جهانی دوم ، دوران مختصر نامطلوب برتون وودز ، دستیابی به موفقیت به پول فیات در دهه 1970 ، گیره چین از چیندر اوایل دهه 2000 ، دنیای تسکین کمی از سال 2008 - هر یک از اینها بدون سابقه است.

در سال 1973 ، اقتصاددان ریچارد ن. کوپر مقاله ای را در سیاست خارجی منتشر کرد که "پیش بینی بی قید و شرط در مورد آینده دلار برای مثلاً دهه آینده". وی پیش بینی کرد: "در پایان یک دهه موقعیت دلار با آنچه اکنون است تفاوت چندانی نخواهد داشت. دلار همچنان مشکوک خواهد بود و تلاش برای یافتن راه های قابل قبول برای احیای آن ادامه خواهد یافت ، اما به طور کلی آنها شکست خواهند خورد ، و دلار هنوز هم به عنوان یک بین المللی خصوصی و به عنوان یک ارز رسمی ذخیره می شود.… دلیل اصلی این پیش بینی ساده است: در حال حاضر هیچ گزینه جایگزین و عملی وجود ندارد. "

تقریباً نیم قرن بعد ، پیش بینی کوپر هنوز شرط خوبی به نظر می رسد. دلار کمی شبیه دموکراسی است: این بدترین ارز جهانی است ، به جز سایر موارد.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 43 تاريخ : شنبه 9 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:27