موضوعی از ظلم در Persepolis Marjane Satrapi

ساخت وبلاگ

می توانید مقاله سفارشی خود را توسط یکی از نویسندگان متخصص ما دریافت کنید.

121 نویسنده آنلاین

انقلاب اسلامی یک رویداد تاریخی است که اغلب در بسیاری از داستانهای نادرست به تصویر کشیده می شود. مارجین ساتراپی ، نویسنده پرسپولیس با خوانندگان خود بینش واقعی نه تنها آنچه انقلاب اسلامی بود بلکه در این مدت زندگی در ایران بود. در طول داستان خود ، Persepolis Marjane چندین رویداد را به اشتراک می گذارد که در طول زندگی او از ده تا چهارده سالگی اتفاق می افتد. در طول این وقایع ، او درگیری ها و مشکلات مختلفی را که در زندگی او و افراد اطراف خود اتفاق می افتد ، ارائه می دهد. در این مشکلات نفوذ می کند ، مضامین است که او در کل رمان پخش می شود. اعم از میهن پرستی گرفته تا اصول مذهبی مارجان نشان می دهد که چگونه هر موضوع در طول زمان تغییر می کند و هر موضوع در طول رمان چقدر مهم می شود. یکی از مضامین مورد هدف ، ظلم و ستم است که با تعریف طولانی مدت درمان یا کنترل بی رحمانه یا ناعادلانه است. ظلم و ستم به روش های مختلفی در طول داستان از طریق گرافیک و نقل قول ها نشان داده می شود. یکی از راه های ظلم و ستم در این رمان شامل زندگی خود مرجان است.

زندگی مرجان پیچ و تاب های زیادی را به خود جلب می کند و در طول داستان به نوبه خود می چرخد و باعث می شود زندگی او از بالاترین قله های خود به پایین ترین قله های خود برود. یکی از دلایل این امر ، شاهد ظلم در زندگی شخصی خودش است. اولین باری که مرجان واقعاً احساس ظلم نسبت به او داشت ، زمانی که حدود ده سال داشت و او و مهری برای زنده نگه داشتن جمهوری به تظاهرات رفتند. روزی که آنها روز جمعه سیاه به نظر می رسیدند ، یک روز است که آنها نباید به آنجا رفتند زیرا بسیاری از تظاهرکنندگان توسط کسانی که بسیاری می گویند سربازان اسرائیلی بودند کشته شدند. وقتی مادر مرجان فهمید که آنها رفتند ، او آنقدر خشمگین بود که هر دو را به صورت سیلی زد. وقتی این اتفاق افتاد مرجان اظهار داشت ، "اما در واقع ، این واقعاً نوع خود ما بود که به ما حمله کرده بود."آنچه مارجین در اینجا می گوید این است که حتی اگر آنها در تظاهرات مورد اصابت گلوله قرار نگرفتند یا صدمه دیده اند ، مادرش که صدمه دیده است ، زیرا او معتقد بود که او به دلیل درست ایستاده است. بار دیگر ظلم در زندگی شخصی مرجان زمانی است که او کمی بزرگتر است و مادرش با گریه به خانه آمد. هنگامی که مادر مرجان به خانه آمد ، او گریه می کرد زیرا گفت که "دو حرامزاده" آمد و به او توهین کرد. این مردان به او گفته بودند ، "آن زن مانند شما باید در برابر دیوار و لعنتی تحت فشار قرار گیرد ، و سپس در زباله ها پرتاب شود و اگر من نمی خواستم چنین اتفاقی بیفتد ، باید حجاب بپوشم."این یک رویداد بزرگ در زندگی مرجان است زیرا این دو مرد مرد از نوع خود بودند که فقط به دلیل اینکه او یک زن بنیادگرایانه نیست و حجاب را نمی پوشاند ، با زنانی مانند مادرش رفتار می کردند. این رویداد واقعاً بر مادر مرجان تأثیر می گذارد که احساس ناامنی و منزجر کننده در محله خود می کند زیرا مردم می گویند این تقصیر زن برای حمله است زیرا آنها موهای خود را نشان می دهند. سرانجام ، ظلم و ستم در زندگی شخصی مرجان هنگام چهارده سالگی نشان داده می شود و به دلیل پوشیدن نمادی از انحطاط گرفتار می شود. هنگامی که او با پوشیدن این نمادها گرفتار شد ، شروع به بازجویی توسط زنان بنیادگرایانه کرد. این زن می خواست مرجان را بگیرد و او را بازداشت کند و با شلاق زدن به او یا هر راه دیگری ، او را مجازات کند تا بتواند راه های خود را تغییر دهد. وقتی به خانه رسید ، او به مادرش نگفت زیرا او به آزادی خود نمی رود و آن را از دست نمی دهد زیرا او شخص خودش بود.

ظلم نه تنها در زندگی شخصی او بلکه در دنیای اطراف او نیز نشان داده می شود. یکی از روش های مختلف ظلم در اطراف او نشان داده شده است با نیلوفر. نیلوفر کمونیستی بود که دولت به دنبال آن بود. خوسرو سعی کرد تا امنیت خود را حفظ کند تا بتواند زندگی خود را زندگی کند زیرا تنها هجده سال داشت. متأسفانه ، خوروسو از یک پنجره مشاهده شد و اعدام شد. یکی دیگر از رویدادهای ظلم پیرامون زندگی مرجان ، کلیدها است. کلیدها کلیدهای پلاستیکی کوچکی بودند که به پسران جوان کلاس فقیر داده می شدند و به آنها قول می دادند آینده بهتری داشته باشند. بهشت که به آنها وعده داده شده بود ، "غذای زیادی ، زنان و خانه های ساخته شده از طلا و الماس". بسیاری از بچه ها هرگز این کار را نکردند زیرا بسیاری از آنها در مین های مین کشته شدند که هنوز هم در اطراف گردنشان بود.

سرانجام در طول ظلم و ستم توسط گرافیک در صفحات نشان داده شد. گرافیک ها واقعاً معنای عمیق تری نسبت به آنچه ظاهر می شوند وقتی برای اولین بار به آنها نگاه می کنید ، داشتند. یکی از نمونه های گرافیک ظلم ، گرافیک بچه ها است که کلیدهایی را که در گردنشان گره خورده اند ، هنوز هم در میدان مین منفجر می شوند. این گرافیک جمله ای عمیق تر دارد زیرا در گرافیک زیر آن ، بچه های کلاس بالاتری را نشان می دهد که یک مهمانی برگزار می کنند و از خود لذت می برند در حالی که بچه های فقیر در حال مرگ هستند. قسمت عمیق این گرافیک یکی از بچه هایی است که در این مهمانی می رقصید ، همان شکل بدن را دارد که یک کودک کوچک در جنگ می میرد که نشان می دهد دو زندگی متفاوت به یکباره در حال انجام است. گرافیکی دیگر که ظلم و ستم را نشان می دهد ، نمایشی است. گرافیک نشان می دهد که نمایش به خوبی پیش می رود تا اینکه همه از هم جدا شوند و شروع به روشن شدن یکدیگر کنند و با خفاش ها به یکدیگر ضربه بزنند. این اولین باری بود که مرجان واقعاً خشونت را با چشمانش دید زیرا این گرافیک نشان می دهد دختری که توسط مردم خود در پا چاقو زده است. این آخرین تظاهرات بود که مرجان و والدینش به آنجا رفتند.

ظلم و ستم در این مدت موضوع اصلی بود که مرجان مجبور شد شاهد بسیاری از زندگی باشد یا در اطراف آن زندگی کند. زندگی مرجان و زندگی بسیاری از افراد دیگر تحت تأثیر ظلم و آنچه در دنیای اطراف خود قرار گرفت ، تحت تأثیر قرار گرفت. این یک چیز است که داستان مارجین ، پرسپولیس ، آورده است. این احساسات و عواطف را از طریق افراد واقعی انقلاب اسلامی به وجود آورد.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 42 تاريخ : شنبه 9 ارديبهشت 1402 ساعت: :