یکی از کارهایی که نمی توانید در دستورات گراف قدیمی در SPSS انجام دهید، قرار دادن چندین عنصر بر روی یک گراف است. یکی از نمونه های رایجی که من دوست دارم این کار را انجام دهم، قرار دادن مشاهدات نقطه ای بر روی نمودار خطی با فرکانس پایین است. نمونه داده ای که من استفاده خواهم کرد، نرخ جرم خشونت آمیز گزارش شده توسط پلیس نیویورک بین سال های 1985 تا 2010 است که از ابزار داده FBI UCR گرفته شده است. بنابراین در زیر یک نمودار خطی مثال در SPSS آمده است.

این یک تماس بسیار ساده GPL است (حداقل نسبت به دیگر عبارات درون خطی GPL!). علاوه بر برچسب زدن محور، تنها چیزهای خاصی که باید به آن توجه داشت، می باشد
- ابتدا عنصر خط را رسم کردم.
- من یک عنصر نقطه ای را در بالای خط قرار دادم که مشکی را پر کرده بود، با طرحی سفید.
هنگامی که چندین عنصر را در مشخصات GPL فراخوانی می کنید، درست مانند طراحی روی یک تکه کاغذ عمل می کند، عناصری که ابتدا فهرست شده اند ابتدا ترسیم می شوند، و عناصر فهرست شده بعد در بالای آن عناصر قبلی ترسیم می شوند. من دوست دارم طرح کلی سفید را برای نقاط روی هم در اینجا انجام دهم زیرا جدایی بیشتری از خط ایجاد می کند، اما به اندازه کافی مزاحم نیست که مانع ارزیابی کلی روندها در خط شود.
برای کمی پشتیبان گیری، یکی از دلایلی که دوست دارم نقاط مشاهده را روی خطی مانند این قرار دهم این است که به صراحت نشان دهم مشاهدات در کجای نمودار قرار دارند. در این مثال ها، مشکل بزرگی نیست، زیرا من داده های گم نشده ای ندارم و نمونه گیری منظم است - اما در مواردی که این طور نیست، نمودار خطی می تواند گمراه کننده باشد. هم Kaiser Fung و هم Naomi Robbins نمونه های اخیری دارند که این موضوع را نشان می دهد. اگرچه مثال های آنها بدیهی است که بهتر است خطوط را اصلاً به هم وصل نکنند، اگر من فقط یک یا دو سال داده را از دست بدهم، ممکن است فرض خوبی باشد که در این شرایط فقط یک خط را از طریق آن خط از دست رفته درون یابی کنم. همچنین در بسیاری از موارد، ارزیابی روندهای کلی آسان تر از خطوط نسبت به میله ها است و خطوط چندگانه فوق العاده، اغلب بسیار بهتر از ایجاد نمودارهای میله ای جاخالی شده است.
دلیل دیگری که من روی هم قرار دادن نقاط را دوست دارم این است که در مناطق با تغییر سریع، خطوط طولانی تر به نظر می رسند، اما نمونه برداری یکسان است. قرار دادن نقاط روی هم این تصور را تقویت می کند که خط بر اساس مکان های نمونه برداری منظم در محور X است.
در اینجا من این کد را گسترش می دهم تا فواصل خطا را بیشتر در نمودار قرار دهم. این یک نمونه برای نمونه ای از تجزیه و تحلیل سری زمانی است (من فقط فواصل پیش بینی را از رگرسیون به موقع ، مربع زمان و زمان مکعب می کنم) ، اما فقط برای ارائه گرافیکی با آن بروید!

این باید یک مثال خوب دیگر باشد که در آن خطوط بهبودی نسبت به میله ها دارند ، من گمان می کنم که از نظر بصری بسیار گیج کننده باشد که چنین فاصله ای را در طیف نمودارهای نوار ایجاد کنید. شما همیشه می توانید نمودارهای دینامیت را انجام دهید ، با میله های خطا که از هر نوار بیرون زده است ، اما این اجازه نمی دهد تا روند کلی فواصل خطا را ارزیابی کند (و به هر حال چنین نمودارهای دینامیتی نباید تشویق شود).
مثال نهایی من استفاده از یک عنصر چند ضلعی برای برجسته کردن منطقه ای از نمودار است. اگر فقط یک خط واحد می خواهید ، SPSS توانایی ویرایش یک راهنما را پس از تعقیب در نمودار دارد ، یا می توانید مکان یک راهنما را از طریق راهنما مشخص کنید: form. line. چه می شود اگر شما چندین سال را برجسته کنید - یا به طور کلی طیف وسیعی از مقادیر؟شما می توانید یک عنصر چند ضلعی را که در منطقه مورد علاقه قرار دارد ، قرار دهید. من یک نمونه بسیار خوب از این را اخیراً در وبلاگ روستایی دیدم که جزئیات فروش سرانه قبل و بعد از ورود یک وال مارت به یک جامعه است.
بنابراین در اینجا در این مثال مشابه ، منطقه ای چند ساله را برجسته خواهم کرد.

برای عنصر چند ضلعی ، ابتدا مختصات بیرونی را از طریق 4 دستور ترانس مشخص می کنید ، و سپس هنگام برقراری تماس GPL مشخص می کنید که موقعیت ها نشانگر بدنه محدب چند ضلعی هستند. عبارت داخلی GPL (شروع + پایان)*(پایین + بالا) به همان اندازه ارزیابی می شود (شروع*پایین + شروع*بالا + پایان*پایین*پایین + پایان*بالا) زیرا نمودار alegebra ارتباطی است. پایین و بالای آن شما فقط باید انتخاب کنید تا برخی از مناطق خارج از حداکثر و دقیقه قابل مشاهده یا نقشه را محاصره کنید (و سپس محور را در آمار مقیاس محدود کنید). از آنجا که محور X مداوم است ، حتی می توانید واحدهای کسری منطقه ای را در بر بگیرید تا آن را انجام دهید تا نقاط مورد علاقه در منطقه قرار گیرد. همچنین باید به راحتی بدانید که چگونه می توان این را به هر مربع دلخواه در طرح گسترش داد.
در هر دو نمونه با مناطقی که در نمودارها برجسته شده اند ، من مناطق اول و نیمه شفاف را ترسیم کردم. این امر به فرد اجازه می دهد تا خطوط زیر را در زیر مشاهده کند ، و مناطق مانع از دیدن داده های واقعی موجود در خط و نقاط نمی شوند زیرا در زیر آن عناصر بردار دیگر قرار دارد. شفافیت فقط یک عنصر سبک است که من شخصاً در بسیاری از شرایط ترجیح می دهم ، حتی اگر نیازی به جلوگیری از مشاهده چندین عنصر توسط یکدیگر نباشد. در این مثالها من دوست دارم که شبکه ها توسط مناطق پنهان نیستند ، اما این فقط یک نکته جزئی است.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 45
تاريخ : چهارشنبه
27 ارديبهشت
1402 ساعت: :