سپس خیاط چنین داستانی باورنکردنی را بیان كرد كه معامله گر با خنده به پشت خود افتاد. شوخی به خیاط گفته است. این خیاط همچنان به قصه ها و شوخی های جالب تر و جالب تر گفت تا اینکه معامله گر کاملاً در قدرت او بود. با چشمانش بسته شد و دلیلش ناپدید شد ، معامله گر مبهوت و غرورآمیز از شادی مست شد. و خیاط همچنان به برش خود ادامه داد ، و بیشتر پارچه های زیبا را به خود اختصاص داد ، و هیچ چیزی برای متوقف کردن او در حال حاضر نیست. و با این حال معامله گر بیشتر التماس کرد. شما که برده شوخی می شوید ، هیچ داستانی از خود شما خنده دار تر نیست ، در این مورد در حاشیه قبر خود فکر کنید. چه مدت به دروغهای این دنیا گوش می دهید که ذهن و روح شما را بی وقفه می کند؟خیاط جهانی ، سجنهای صد مسافر را که به عنوان کودکان احمقانه است ، بریده و بخیه می کند. سرانجام خیاط با تمام داستان خسته شد و به معامله گر گفت که او بهتر است قبل از اینکه داستان دیگری گفته شود ، ترک کند ، "زیرا اگر من به دیگری بگویم ، کت برای شما خیلی محکم خواهد بود ، و شما متوقف می شوید و می خندید و اشک های خون را گریه می کنید.` "" "" "توسط مولوی (Abridged) آیا از داستان" معامله گر و خیاط "لذت می برید؟ داستان در زیر خلاصه شده است. داستان را دوباره با دوست خود بخوانید و پاراگراف را با استفاده از جملات کوتاه با نکات داده شده تکمیل کنید.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 44
تاريخ : چهارشنبه
27 ارديبهشت
1402 ساعت: :