نقطه تعادل در نمودار عرضه و تقاضا

ساخت وبلاگ

از اقتصاددانان غالباً خواسته می شود كه در مورد تأثیر وقایع بر نتایج اقتصادی پیش بینی كنند. آنها این کار را با استفاده از چارچوب عرضه و تقاضا انجام می دهند. برای استفاده از این چارچوب ، ابتدا باید بین مواردی که به آنها داده می شود ، تمایز قائل شویم (چیزی که اگزوژن از خارج از یک مدل است و در تحلیل ما توضیح داده نمی شود. متغیرها) و مواردی که ما به دنبال توضیح آن هستیم (چیزی درون زا که در درون توضیح داده می شودتجزیه و تحلیل ما. متغیرها).

متغیر اگزوژن چیزی است که از خارج از یک مدل حاصل می شود و در تجزیه و تحلیل ما توضیح داده نمی شود. یک متغیر درون زا یکی از مواردی است که در تجزیه و تحلیل ما توضیح داده شده است. هنگام استفاده از چارچوب عرضه و تقاضا ، قیمت و کمیت متغیرهای درون زا هستند. همه چیز دیگر اگزوژن است.

تغییر در عرضه: قیمت آبجو در انگلیس

شکل 7. 6 تغییر در منحنی عرضه یک شرکت فردی

افزایش هزینه حاشیه ای باعث می شود یک شرکت با هر قیمت معین تولید کمتری داشته باشد. این بدان معنی است که منحنی عرضه یک شرکت به سمت بالا و سمت چپ تغییر می کند.

هنگامی که ما مقاله روزنامه انگلیس را در مورد قیمت آبجو در فصل مقدمه به نقل از ، برخی از جملات را حذف کردیم. در جمله اول ، به طور کامل آمده است: "میانگین قیمت یک آبجو می تواند 4 پوند [پوند استرلینگ] داشته باشد پس از آن که هوای نامناسب قیمت هاپ را مجبور کرد."چند جمله بعد در مقاله آمده است: "کشاورزان هاپ سالها شاهد افزایش قیمتی نبودند ، اما تابستان وحشتناک سرانجام قیمت ها را مجبور کرده است."براساس این مقاله ، قیمت آبجو در حال افزایش است زیرا قیمت هاپ افزایش یافته است.

این امر باعث ایجاد حس شهودی می شود ، اما ارزش آن را دارد که زنجیره ای دقیق استدلال را در اینجا درک کنید. هاپ یک ماده اصلی در تولید آبجو است. افزایش قیمت هاپ به معنای افزایش هزینه تولید آبجو است. به طور دقیق تر ، هزینه حاشیه تولید آبجو افزایش می یابد. تولید کننده معمولی آبجو با مشاهده این قانون تصمیم تصمیم می گیرد که چقدر تولید می کند:

قیمت = هزینه حاشیه ای.

اگر هزینه حاشیه ای افزایش یابد ، پس با قیمت موجود ، تولید کننده متوجه می شود که قیمت اکنون کمتر از هزینه حاشیه ای است. برای بازگرداندن قیمت مطابق با هزینه حاشیه ای ، تولید کننده مجبور است مقدار کمتری تولید کند. در حقیقت ، با هر قیمت معین ، افزایش هزینه حاشیه منجر به کاهش تولید می شود (شکل 7. 6 "تغییر در منحنی عرضه یک شرکت فردی"). منحنی عرضه یک شرکت جداگانه به سمت چپ تغییر می کند.

افزایش قیمت هاپ همه شرکتهای موجود در بازار را تحت تأثیر قرار می دهد. هر بنگاه شاهد افزایش هزینه حاشیه تولید خود است ، بنابراین هر بنگاه با قیمت مشخصی تولید کمتری تولید می کند: تغییر در عرضه نشان داده شده در شکل 7. 6 "تغییر در منحنی عرضه یک شرکت جداگانه" برای همه بنگاه های بازار اعمال می شودوادشکل 7. 7 "تغییر در عرضه بازار" نتیجه بازار را نشان می دهد. از آنجا که تمام منحنی های عرضه فردی به سمت چپ تغییر می کنند ، منحنی عرضه بازار نیز به سمت چپ تغییر می کند. با هر قیمت معین ، شرکت ها آبجو کمتری را به بازار عرضه می کنند. از این شکل ، می بینیم که قیمت بالاتر هاپ منجر به افزایش قیمت آبجو و کاهش مقدار آبجو تولید و فروخته شده می شود.

شکل 7. 7 تغییر در عرضه بازار

افزایش قیمت هاپ باعث می شود که همه تولید کنندگان آبجو با هر قیمت معین کمتر تولید کنند. این بدان معنی است که منحنی عرضه بازار به سمت چپ تغییر می کند. نتیجه افزایش قیمت تعادل و کاهش مقدار تعادل است.

برای تولید کننده فردی ، این به چه معنی است؟تولید کننده شاهد افزایش هزینه حاشیه ای است. در تعادل جدید ، تولید کننده نیز قیمت بالاتری کسب می کند. با این حال ، افزایش قیمت به اندازه افزایش هزینه حاشیه ای نیست. از آنجا که تولید کننده قیمت برابر با هزینه حاشیه ای را تعیین می کند ، هر کارخانه تولیدی هنوز هم کمتر تولید می کند. ما این را در شکل 7. 8 "تعادل جدید از منظر یک شرکت فردی" نشان می دهیم.

  1. قیمت هاپ ، ورودی به تولید آبجو ، افزایش یافته است که باعث افزایش هزینه حاشیه تولید آبجو می شود.
  2. با هر قیمت معین ، تولید کنندگان آبجو می خواهند آبجو کمتری تهیه کنند: منحنی عرضه شرکت به سمت چپ تغییر می کند.
  3. از آنجا که تمام منحنی های عرضه فردی به سمت چپ تغییر می کنند ، منحنی عرضه بازار نیز به سمت چپ تغییر می کند.
  4. بازار آبجو با قیمت بالاتر و مقدار کمتری از آبجو تولید و مصرف می شود.

شکل 7. 8 تعادل جدید از منظر یک شرکت فردی

به دنبال افزایش قیمت هاپ ، قیمت تعادل آبجو افزایش می یابد. یک شرکت انفرادی با هزینه حاشیه ای بالاتر به پایان می رسد اما قیمت بالاتری را نیز برای آبجو دریافت می کند. از آنجا که افزایش قیمت از افزایش هزینه حاشیه ای کوچکتر است ، تولید آبجو هنوز هم کاهش می یابد.

آمار مقایسه ای

رویکردی که ما در اینجا استفاده کردیم ، تصویری از یک تکنیک کلی است که توسط اقتصاددانان برای توضیح تغییرات در قیمت ها و مقادیر و پیش بینی در مورد آنچه در قیمت های بازار اتفاق می افتد ، استفاده می شود.

آمار مقایسه ای تکنیکی است که به ما امکان می دهد توصیف کنیم که چگونه قیمت ها و مقادیر تعادل بازار به وقایع برونزا بستگی دارد. به همین ترتیب ، بسیاری از اقتصاد شامل تمرینات در آمار مقایسه ای است. در یک تمرین تطبیقی آمار ، شما باید موارد زیر را انجام دهید:

  1. در یک نقطه تعادل شروع کنید که مقدار عرضه آن برابر با مقدار مورد نیاز است.
  2. بر اساس توضیحات این رویداد ، تعیین کنید که آیا تغییر در فاکتور اگزوژن منحنی عرضه بازار یا منحنی تقاضای بازار را تغییر می دهد.
  3. جهت این تغییر را تعیین کنید.
  4. پس از تغییر منحنی ، نقطه تعادل جدید را پیدا کنید.
  5. با مقایسه نکات تعادل جدید و قدیمی برای پیش بینی چگونگی تأثیر این رویداد برون زا بر بازار مقایسه کنید.

دشوارترین بخش از آمار مقایسه ای یک تکنیک است که به ما امکان می دهد توصیف کنیم که چگونه قیمت ها و مقادیر تعادل بازار به وقایع برونزا بستگی دارد. ورزش برای تعیین ، از توصیف مشکل اقتصادی است که منحنی به تغییر یا تقاضای تغییر می کند. هنگامی که تعیین کردید که منحنی در حال تغییر است ، پس از آن فقط استفاده از چارچوب عرضه و تقاضا برای یافتن تعادل جدید است. مرحله آخر مقایسه نقطه تعادل جدید (گذرگاه جدید عرضه و تقاضا) با نقطه اصلی است. با این مقایسه ، می توانید پیش بینی کنید که در صورت تغییر چیزی برونزا ، قیمت ها و مقادیر تعادل چه اتفاقی خواهد افتاد.

تغییر تقاضا

بگذارید دوباره این تکنیک را امتحان کنیم. داستان دوم را از فصل مقدمه درباره کالاهای دیترویت ببر به یاد بیاورید. در آن داستان ، ما آموخته ایم که "بیشتر مغازه ها پیراهن ها و تی شرت هایی را که دارای پارچه های سابق بین 25 تا 50 درصد هستند ، نشان داده اند."شکل 7. 9 "تغییر در تقاضای خانوار" تقاضای تقاضای معمولی خانواده دیترویت برای پیراهن های گراندرسون را نشان می دهد. اکنون که گراندرسون ببرها را برای یانکی های نیویورک ترک کرده است ، ارزش حاشیه ای خانواده برای این پیراهن ها پایین تر است. با هر قیمت معین ، یک خانواده می خواهند پیراهن کمتری خریداری کنند ، بنابراین منحنی تقاضای خانواده به سمت چپ تغییر می کند.

شکل 7. 9 تغییر تقاضای خانوار

کاهش در ارزیابی حاشیه ای تی شرت های گراندرسون باعث می شود که یک خانواده به هر قیمت معین مقدار کمتری بپردازد. این بدان معنی است که منحنی تقاضای یک خانواده به سمت چپ تغییر می کند.

ما انتظار داریم که این تغییر تقاضا برای بیشتر خانوارهایی که حاوی طرفداران دیترویت ببر هستند اعمال شود. اگر اکنون تمام منحنی های تقاضا را به هم اضافه کنیم ، منحنی تقاضای بازار را دریافت می کنیم. منحنی تقاضای بازار به سمت چپ تغییر می کند (شکل 7. 10 "تغییر تقاضای بازار"). نتیجه نهایی این است که ما انتظار داریم شاهد کاهش قیمت تی شرت ها باشیم-یعنی خرده فروشان آنها را در سطل های تخفیف قرار می دهند-و همچنین کاهش تقاضا.

شکل 7. 10 تغییر تقاضای بازار

کاهش تقاضا باعث کاهش قیمت تعادل و مقدار تعادل تی شرت ها می شود.

یادگیری در مورد دامنه های منحنی عرضه و تقاضا

با مقایسه نمونه های آبجو و تی شرت ما ، می بینیم که مقدار مورد نیاز در هر دو مثال کاهش یافته است. در مورد اول ، قیمت افزایش یافته است. در مورد دوم ، قیمت کاهش یافته است. ما می توانیم با استفاده از چارچوب عرضه و تقاضا ، تفاوت را درک کنیم. در مثال ببرهای دیترویت ، کاهش قیمت پیراهن و در مقدار فروخته شده کاهش می یابد. این ممکن است مانند نقض قانون تقاضا به نظر برسد ، که به ما می گوید وقتی قیمت کاهش می یابد ، مقدار مورد نیاز افزایش می یابد. این توضیح مستقیماً از شکل 7. 10 "تغییر تقاضای بازار" آمده است.

  • تقاضای بازار شیب دار است و از قانون تقاضا پیروی می کند.
  • هر دو قیمت تعادل و مقدار تعادل پس از عزیمت گراندرسون به نیویورک یانکی ها کاهش می یابد.

حرکت Curtis Granderson منجر به تغییر در منحنی تقاضا و حرکت در طول منحنی عرضه می شود. در عوض ، قانون تقاضا در مورد حرکت در طول منحنی تقاضا اعمال می شود.

تغییر در یک منحنی در مقابل حرکات در امتداد یک منحنی

درک تمایز بین حرکت در امتداد یک منحنی (یا عرضه یا تقاضا) و تغییر منحنی سخت ترین قسمت در یادگیری استفاده از چارچوب عرضه و تقاضا است. روزنامه نگاران و دیگران غالباً در این باره اشتباه گرفته می شوند - و جای تعجب نیست. برای یادگیری نحوه استفاده صحیح از عرضه و تقاضا ، نیاز به تمرین دارد.

بیایید به مثال دیگری نگاه کنیم. مقاله ای در روزنامه انگلیس "گاردین" در مورد فروش گوشت گاو گزارش داد وقتی این خبر منتشر شد مبنی بر اینکه خوردن گوشت گاو ممکن است خطر انسفالوپاتی اسفنجی گاو (BSE) را داشته باشد ، که به عنوان بیماری گاو دیوانه شناخته می شود. در اول نوامبر 2000 ، این روزنامه نوشت: "فروش گوشت گاو پس از پیوند بین BSE و مرگ و میر در انسان به طور حتمی در سال 1996 تأسیس شد ، اما آنها با کاهش قیمت ها بهبود یافته اند.""اولین گوشت گاو - اکنون بره به ذبح؟"تجزیه و تحلیل ، گاردین ، 1 نوامبر 2000 ، دسترسی به 4 فوریه 2011 ، http://www.guardian. co. uk/uk/2000/nov/01/bse؟intcmp=srch.

رویداد اگزوژن در اینجا خبر پزشکی در مورد بیماری گاو و گاو دیوانه است. احتمالاً این امر در درجه اول بر تقاضای گوشت گاو تأثیر می گذارد: مصرف کنندگان تصمیم می گیرند گوشت گاو کمتری و بیشتر محصولات دیگر - مانند مرغ و گوشت خوک - بخورند. منحنی تقاضا برای گوشت گاو به سمت چپ تغییر می کند. همانطور که در مثال تی شرت دیدیم ، تغییر چپ منحنی تقاضا دو نتیجه دارد: قیمت کاهش می یابد ، و مقدار مورد نیاز و تهیه شده نیز کاهش می یابد. بنابراین نتیجه گیری که این خبر باید منجر به کاهش فروش گوشت گاو شود ، کاملاً با تجزیه و تحلیل عرضه و تقاضا و همچنین با عقل سلیم سازگار است.

اما در مورد قسمت دوم جمله چیست؟در این مقاله ادعا شده است که فروش گوشت گاو "با کاهش قیمت ها بهبود یافته است."این با تجزیه و تحلیل عرضه و تقاضا سازگار نیست. کاهش قیمت ها با کاهش کمیت ارتباط نزدیکی دارد: هر دو توسط اخبار بهداشتی ایجاد شده اند. آنها دو طرف یک سکه هستند ، بنابراین استفاده از کاهش قیمت ها برای توضیح بهبودی در فروش گوشت گاو منطقی نیست.

در حقیقت ، شما باید بتوانید خود را متقاعد کنید که افزایش فروش گوشت گاو همراه با کاهش قیمت ها (همانطور که توسط مقاله ادعا می شود) نیاز به تغییر سمت راست منحنی عرضه دارد.(یک نمودار بکشید تا اطمینان حاصل کنید که این موضوع را درک کرده اید.) بعید به نظر می رسد که نگرانی های بهداشتی در مورد گوشت گاو باعث شود که گاوها کشاورزان تولید گوشت گاو خود را افزایش دهند. فرار از این نتیجه گیری که روزنامه نگار در مورد تغییر در منحنی تقاضا و حرکات در طول منحنی اشتباه گرفته شد ، دشوار است.

تخمین منحنی های تقاضا و عرضه

آمار مقایسه ای به ما امکان می دهد پیش بینی های کیفی در مورد قیمت ها و مقادیر را انجام دهیم. با توجه به شوک اگزوژن در بازار ، می توانیم تعیین کنیم که آیا (1) قیمت احتمالاً افزایش یا کاهش می یابد و (2) مقدار خریداری شده و فروخته شده احتمالاً افزایش یا کاهش می یابد. با این حال ، اغلب ، ما دوست داریم بتوانیم کارهای بیشتری انجام دهیم. ما می خواهیم بتوانیم پیش بینی هایی در مورد بزرگی تغییرات انجام دهیم.

فهمیدن آنچه در قیمت ها و مقادیر تعادل اتفاق می افتد ، اقتصاددانان را ملزم می کند که شکل های عرضه و تقاضا را بدانند. هنگامی که منحنی عرضه تغییر می کند ، ما باید در مورد شیب منحنی تقاضا بدانیم تا تأثیر قیمت و کمیت را پیش بینی کنیم. هنگامی که منحنی تقاضا تغییر می کند ، ما باید در مورد شیب منحنی عرضه بدانیم تا تأثیر قیمت و کمیت را پیش بینی کنیم. به طور دقیق تر ، ما به اقدامات خاصیت خاصیت تقاضا و عرضه نیاز داریم.

چگونه اقتصاددانان در مورد این خاصیت خاصیت ها می آموزند؟پاسخ ، شاید با کمال تعجب ، از طریق منطق آمار مقایسه ای باشد. به عنوان مثال ، فرض کنید که منحنی عرضه حرکت نمی کند ، اما منحنی تقاضا در اطراف بسیار تغییر می کند. با تغییر منحنی تقاضا ، ما ترکیب های مختلفی از قیمت ها و مقادیر را مشاهده می کنیم. قسمت (الف) از شکل 7. 11 "یافتن کشش منحنی های عرضه و تقاضا" این را در یک نمودار عرضه و تقاضا نشان می دهد. نکات مختلفی که مشاهده می کنیم نقاط مربوط به منحنی عرضه است. اگر منحنی تقاضا تغییر کند اما منحنی عرضه اینگونه نیست ، ما در نهایت داده ها را در مورد منحنی عرضه جمع می کنیم. ما می توانیم از این داده ها استفاده کنیم تا تخمین هایی از کشش قیمت عرضه درصد تغییر در مقدار عرضه شده به بازار تقسیم بر درصد تغییر قیمت ارائه شود. واد

کشش قیمت عرضه برابر با درصد تغییر در مقدار عرضه شده بر اساس درصد تغییر در قیمت است.

شکل 7. 11 پیدا کردن خاصیت منحنی های عرضه و تقاضا

اقتصاددانان با جستجوی موقعیت هایی که در آن یک منحنی نسبتاً پایدار است در حالی که دیگری در حال حرکت است ، خاصیت منحنی های عرضه و تقاضا را تخمین می زند. آنچه در واقع مشاهده می کنیم نقاط تعادل است. حرکات در منحنی تقاضا (A) بدان معنی است که نقاط تعادل از منحنی عرضه ردیابی می کنند. حرکات در منحنی عرضه (B) به ما امکان مشاهده منحنی تقاضا را می دهد. در اکثر موارد واقعی ، هر دو منحنی حرکت می کنند ، و اقتصاددانان از تکنیک های آماری پیشرفته استفاده می کنند تا تغییر در عرضه از تغییر تقاضا را تحریک کنند.

قسمت (ب) از شکل 7. 11 "یافتن کشش های منحنی عرضه و تقاضا" مورد مخالف را نشان می دهد ، جایی که تقاضا پایدار است و منحنی عرضه در حال تغییر است. در این حالت ، داده هایی که مشاهده می کنیم نکات مختلفی در منحنی تقاضا هستند. ما می توانیم از این اطلاعات برای برآورد کشش قیمت تقاضا درصد تغییر در مقدار مورد نیاز در بازار تقسیم بر درصد تغییر قیمت استفاده کنیم.، که درصد تغییر در مقدار مورد نیاز تقسیم بر درصد تغییر قیمت است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که ما در اینجا در مورد خاصیت ارتجاعی منحنی تقاضای بازار صحبت می کنیم ، نه خاصیت خاصیت منحنی تقاضا که یک شرکت فردی با آن روبرو است.

این تئوری ساده به نظر می رسد ، اما در عمل دشوار است. داده های اقتصادی کثیف است. به طور معمول ، هم منحنی تقاضا و هم منحنی عرضه همزمان در حال تغییر هستند. اگر اقتصاددانان به محیط های کنترل شده دسترسی داشتند ، شاید مانند یک بیوشیمیست ، ما می توانیم "منحنی تقاضا را تغییر دهیم" و ببینیم که در آزمایشگاه چه اتفاقی می افتد. گاهی اوقات ، ما خوش شانس هستیم. بعضی اوقات می توانیم یک رویداد خاص را که می دانیم تنها یکی از منحنی ها را تغییر می دهد جدا کنیم. این گاهی اوقات یک آزمایش طبیعی به عنوان یک تغییر اگزوژن نامیده می شود که می تواند با تغییر در منحنی تقاضا یا فقط منحنی عرضه همراه باشد. وادبا این حال ، بیشتر اوقات ، ما چندان خوش شانس نیستیم. اقتصاددانان و آمارشناسان تکنیک های آماری پیشرفته ای برای جدا کردن تغییر تقاضا و عرضه در این شرایط ارائه داده اند. فصل 6 "قیمت ها از کجا می آیند؟"بحث می کند که چگونه یک شرکت می تواند از یک تکنیک مشابه برای یادگیری منحنی تقاضا که با آن روبرو است استفاده کند. فصل 10 "بالا بردن کف دستمزد" در مورد مشکلات اندازه گیری منحنی تقاضا برای نیروی کار بحث می کند.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 41 تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1402 ساعت: :