تأثیرات آشنایی واقعی و درک شده در ترجیحات زیست محیطی برای طراحی یک میدان شهری پیشنهادی

ساخت وبلاگ

افراد از طریق تجربه مستقیم محیط ها ، آشنایی واقعی به دست می آورند ، اما محیط هایی که هرگز از آنها بازدید نکرده ایم هنوز هم می توانند آشنا به نظر برسند. تا به امروز ، تعداد کمی از مطالعات دانشگاهی این پدیده آشنایی درک شده را بررسی کرده اند. در این مقاله مفهوم آشنایی درک شده و ترجیح محیط زیست از منظر افرادی که ممکن است از آنها خواسته شود قضاوت در مورد طرح های آینده شهری را به عنوان بخشی از فرایند برنامه ریزی انجام می دهد ، مورد بحث قرار می دهد. نمونه ای از محلی

از مردم خواسته شد تا تصاویر دو نسخه (محیط موجود و طراحی مجدد پیشنهادی) از یک میدان شهری را در مقیاس اولویت و آشنایی درک شده ارزیابی کنند. نتایج نشان داد که میانگین رتبه بندی برای طرح پیشنهادی برای هر دو نمونه محلی و غیر محلی مشابه بود. با این حال ، ما یک تفاوت کاملاً آشکار در نحوه ارتباط پیشین های روانشناختی با ترجیح محیطی پیدا کردیم. برای غیر لک ها ، اولویت برای طراحی موجود به طور قابل توجهی با اولویت برای طرح پیشنهادی همراه است ، اما برای افراد محلی اینگونه نیست. علاوه بر این ، برای افراد غیر محلی که آشنایی درک شده از طرح پیشنهادی با آشنایی درک شده از محیط موجود همراه است ، اما برای نمونه محلی اینگونه نیست. پیامدهای فرآیندهای مشارکت عمومی در طراحی شهری و همچنین محدودیت ها و خطوط تحقیق آینده مورد بحث قرار گرفته است.

"... تحسین و آشنایی غریبه ها هستند ..."

1. مقدمه

ادبیات قبلی استدلال کرده است که آشنایی نقش مهمی در شکل گیری ترجیحات محیطی دارد [1-3]. در این مقاله به بررسی برخی از موضوعات مربوط به مفهوم آشنایی می پردازیم و نتایج تجربی را از یک مطالعه با مقایسه پاسخ های اولویت از نمونه ای از افراد محلی و غیر محلی در زمینه طراحی مجدد یک میدان شهری ارائه می دهد.

در مقدمه کتاب خود ، NASAR [4] اظهار داشت که "ظاهر خوب شهر یک پدیده زیبایی شناسی انتزاعی نیست. این بستگی به ارزیابی افرادی دارد که مرتباً شهر را تجربه می کنند. "این دیدگاه برخلاف آن طراحان و برنامه ریزان شهری است که معتقدند "شکل بصری خوب" را می توان در یک سری از داوری های قانون متخصص قرار داد ، که توضیحات آنها اغلب در بهترین حالت می تواند به عنوان مبهم توصیف شود (برای [5] مراجعه کنیدبحث در مورد اصطلاحات مبهم در برنامه ریزی). این ایده که قضاوت زیبایی شناسی مثبت ممکن است مربوط به منظم یا وسعت تجربه باشد ، چیزی است که مطمئناً شایسته بررسی بیشتر دانشگاهی است. با توجه به اینکه این یک عمل عادی برای طراحان است که در پروژه هایی که از نظر جغرافیایی پراکنده هستند ، شرکت کنند ، مطلوب است که طراحان بتوانند از طریق نوعی مشارکت عمومی به دانش و دیدگاه های محلی دسترسی پیدا کنند [6 ، 7].

اگرچه نمونه های بسیاری از معماران و شیوه های طراحی شهری وجود دارد که قبل از ارائه راه حل خاص برای یک مشکل طراحی محلی ، برای صحبت با افراد محلی به مسافت های زیادی می روند ، اما هنوز هم از هنجار دور نیست. قابل تصور است که تجربه حرفه ای یک طراح ممکن است نیاز پیشنهادی برای استفاده عادت در طراحی "ظاهر خوب شهر" را دور بزند [4]. کاربرد دانش و تخصص تخصصی مهم است [8] ، اما این واقعیت که موضوعات طراحی محلی با تعریف محلی نشان می دهد ، در صورت امکان ، تخصص طراحی باید شامل ورودی محلی باشد.

قضاوت در مورد کیفیت طراحی بین ذینفعان مختلف متفاوت است. گزارشی در سال 2001 توسط کمیسیون معماری انگلستان و محیط ساخته شده [9] نشان می دهد که متخصصان طراحی اغلب به طراحی ساختمان با هزینه طراحی شهری (صفحه 20) مربوط می شوند ، در حالی که جوامع محلی و گروه های امکانات معمولاً بسیار نگران شهری هستندطراحی اما اغلب از نظر چشم انداز محافظه کار است. نیاز به آشتی دادن این دیدگاه های مختلف متفاوت در قلب برنامه ریزی و طراحی شهری است. از جمله موضوعات متعدد در این موضوع ، موردی که تا به امروز مورد توجه کمی قرار گرفته است ، این سؤال است که چگونه شاخص های کیفیت (یا ترجیح) می توانند یا باید اندازه گیری شوند ، و چگونه دیدگاه های مختلف ذینفعان مختلف (به عنوان مثال ، طراح/جامعه محلی/توسعه دهنده) باید در تشکیل این داوری های با کیفیت در نظر گرفته شود.

این مقاله به موضوع آشنایی از دیدگاه افرادی می پردازد که ممکن است به عنوان بخشی از فرآیند برنامه ریزی از آنها خواسته شود تا در مورد طرح های شهری آینده قضاوت کنند. تحقیق ارائه شده در اینجا با سوال اصلی تحقیق هدایت می شود: تجربه مستقیم یک فرد از یک محیط تا چه اندازه بر ترجیحات آن شخص مرتبط با آن محیط تأثیر می گذارد؟

به طور شهودی، آشنایی صرفاً نتیجه قرار گرفتن مکرر در معرض یک محرک یا محیط خاص است. در واقع، این تفسیر شهودی از آشنایی، اساس اثر نوردهی صرف است که توسط Zajonc [10] ارائه شده است، که این نظریه را ارائه می دهد که ترجیح اشیا را می توان با قرار گرفتن در معرض مکرر القا کرد. این نوع آشنایی ممکن است (از نام Zajonc)، "آشنایی عینی" یا "آشنایی واقعی" نامیده شود - یک همبستگی ساده از تعداد دفعاتی که یک فرد یک شی یا صحنه خاص را دیده است.

برخلاف محرک هایی که اغلب در مطالعات اولیه زیبایی شناسی محیطی مورد استفاده قرار می گرفتند، محیط ها اغلب به شیوه ای نسبتاً معمولی و تکراری تجربه می شوند [11]. با توجه به آشنایی با محیط ها، می توان تمایز بیشتری بین «آشنایی آشنا» - «قرار گرفتن مکرر در یک مکان، بدون ارتباط با یک هدف خاص» [12، صفحه 256] و «آشنایی عملکردی» - «در تماس بامکان برای رسیدن به اهداف خود از طریق فعالیت هایی که در آن مکان اتفاق می افتد» [12، صفحه 256]. هر دوی اینها به میزان قرار گرفتن در معرض یک محیط خاص مرتبط هستند، اما دومی به نوعی از "استفاده" دلالت دارد. اگرچه مایناردی پرون و همکاران.[12] می گویند که آشنایی آشنایی با هدف خاصی مرتبط نیست، تمایز منطقی کمی مبهم است زیرا شخص به ندرت در جایی بدون دلیل قرار می گیرد. منطقی به نظر می رسد که بگوییم هر دو شکل آشنایی مستلزم قرار گرفتن در معرض مکرر هستند، اما تنها مورد دوم (آشنایی عملکردی) شامل استفاده از محیط برای یک فعالیت عمدی است. برای اهداف این مقاله، ما از اصطلاح "آشنایی واقعی" برای نشان دادن آشنایی به دست آمده از طریق قرار گرفتن مکرر در یک محیط واقعی استفاده خواهیم کرد (همانطور که هر دو شکل آشنایی که توسط مایناردی پرون و همکاران [12] مشخص شده است) مشخص می شود.

نوع دیگری از آشنایی همان چیزی است که می توان آن را «آشنایی درک شده» نامید - احساسی که همراه با قرار گرفتن در معرض یک محرک خاص است که به نوعی آشنا تلقی می شود - به عبارت دیگر، «درخشش گرما» که تیچنر (1910، به نقل از)در [10]) به عبارت «تازه» [14] برلین [13] اشاره می کند، یا برعکس شده است. این همان آشنایی واقعی نیست به این دلیل ساده که درونی فرد است.

هنگام قضاوت در مورد آشنایی یک بازنمایی از یک محیط (به عنوان مثال، یک عکس)، ممکن است به طور منطقی انتظار داشته باشیم که قضاوت درباره آشنایی درک شده با آشنایی واقعی (میزان قرار گرفتن در معرض) مرتبط باشد. به عبارت دیگر، اگر افراد در یک محیط خاص بوده باشند، احتمال بیشتری دارد که بازنمایی یک محیط را "آشنا" درک کنند. علاوه بر این، ما از مردم انتظار داریم که بین بازنمایی (به عنوان مثال، یک عکس) و هر محیط مرتبط دیگری که توسط فرد مورد قضاوت قرار می گیرد، مقایسه ای انجام دهند تا در طرح واره پیش بینی شده قبلی [3، 15] که توسط آن فرد برگزار می شود، قرار بگیرند. به یک معنا، می توان گفت که وقتی فردی ترجیح می دهد برای یک بازنمایی محیطی خاص، این کار را در چارچوب حافظه محیطی زندگی نامه خود انجام می دهد.

اگرچه مطالعات قبلی ارتباط مهمی را بین آشنایی و ترجیح نشان داده اند (به عنوان مثال [1، 16])، برخی از مطالعات یا نتوانسته اند چنین ارتباطی را بیابند یا ارتباط را نسبتا ضعیف می دانند [17]. دشوار است بدانیم که آیا برخی از این یافته ها به آشنایی واقعی یا درک شده نسبت داده می شوند. به نظر می رسد به احتمال زیاد تعامل بین آشنایی واقعی و درک شده در شکل گیری ترجیحات مهم است [18]. آنچه را که ما آشنایی واقعی نامیده ایم را می توان به عنوان پتانسیل قرار دادن فرآیندهای شناختی در تجارب واقعی محیطی در نظر گرفت. بدون چنین پتانسیل مبتنی بر تجربه، احساسات ذهنی آشنایی (آشنایی درک شده) احتمالاً بیشتر به پردازش مبتنی بر طرحواره وابسته است، جایی که واکنش های عاطفی به محیط فیزیکی ناشی از مقایسه با نمونه های قبلی یک نوع محیطی خاص است [15].

بسیاری از عوامل ، از جمله آشنایی ، در تشکیل اولویت نقش دارند. از آنجا که ما اطلاعات اضافی در مورد یک محیط به دست می آوریم ، درک خود را از آن محیط توسعه می دهیم و بازنمایی های شناختی خود را بر این اساس تجدید نظر می کنیم. اگر ما یک رویداد منفی را در مکانی که قبلاً مثبت تصور می شد تجربه کنیم (یا حتی در نظر بگیریم) ، ترجیح ما برای آن محیط تغییر می کند. برعکس ، همانطور که R. Kaplan و S. Kaplan توجه داشتند: "ممکن است یک زمینه علفهای هرز در این نزدیکی شکایت داشته باشد که وقتی کسی می شنود که ممکن است به یک ساختار پارکینگ تبدیل شود ، می تواند به طور ناگهانی متفاوت به نظر برسد" [2 ، صفحه 114]. همچنین می توان تصور کرد ، حذف پیشنهادی پارکینگ از یک میدان شهری ممکن است تغییر اولویت مشابهی ایجاد کند. کار تجربی ارائه شده در این مقاله بر اساس چنین سناریویی است.

این مقاله در مورد مطالعه ای است که باعث می شود رابطه بین آشنایی واقعی و آشنایی درک شده با مقایسه نمونه ای از افرادی که در یک محیط خاص با افرادی که قبلاً هرگز به آن محیط نبوده اند ، مورد مطالعه قرار گیرد. ما علاقه مند به تأثیر مکانی در تشکیل داوری در مورد تغییر آینده نگر در محیط اجتماعی و فیزیکی بودیم. به منظور پاسخ به این سؤال ، ما از نظر هر دو قرار گرفتن در معرض دیداری ، آشنایی را عملیاتی کردیم (زیرا هر دو گروه نمایش بصری از محیط موجود را نشان می دادند) و تجربه واقعی (همانطور که فقط گروه محلی به خود محیط زیست بوده است).

این احتمال وجود دارد که افرادی که با گذراندن وقت در یک محیط خاص ، آشنایی واقعی کسب می کنند ، احساس رضایت و دلبستگی را احساس می کنند [19 ، 20] و بنابراین دوست دارند تا حد بیشتری در مقایسه با افرادی که هرگز مقایسه نشده اندقبلاً آن را تجربه کرده بود. در راستای این امر ، ما انتظار داریم که بین آشنایی درک شده و اولویت برای افرادی که با یک محیط آشنایی واقعی دارند ، رابطه قوی تری برقرار شود تا افرادی که این کار را نمی کنند. تمایل فردی به تداوم و ثبات مرتبط با یک مکان خاص احتمالاً منعکس کننده تجربه واقعی محیط زیست فرد و آشنایی با مکان مورد نظر است [21]. علاوه بر این ، محل زندگی در پیش بینی دلبستگی مکان و نگرش نسبت به خود محیط زیست مهم است [22].

با توجه به ترجیح آینده نگر (به عنوان مثال ، ترجیح بیان شده برای محیطی که هنوز وجود ندارد) ، می تواند مقدار زیادی شباهت بصری بین طرح های پیشنهادی و موجود وجود داشته باشد. دلیل این امر این است که زمینه پس زمینه اغلب ثابت است. در مثال فعلی یک میدان شهری ، عناصر اصلی طراحی شهری (شکل میدان ، نمای ساختمان و یک مجسمه) در واقع یکسان بودند ، اما عملکرد به طور قابل توجهی تغییر یافت (از یک پارکینگ به یک شهریمربع با افزایش اندک در فضای سبز).

برای افرادی که با فضا آشنایی واقعی ندارند (یعنی غیر محلی) ، ما انتظار داریم که بین اولویت اولیه برای طراحی موجود و برای طراحی جدید رابطه محکمی برقرار شود (مگر اینکه تفاوت بصری کاملاً واضحی وجود داشته باشد). از طرف دیگر ، ما ممکن است انتظار داشته باشیم که افرادی که در واقع با محیط زیست آشنا هستند (یعنی افراد محلی) قضاوت های اولویت خود را بر روی سایر جنبه های غیر بصری طراحی ، مانند جنبه های عملکردی قرار دهند. به عبارت دیگر ، برای شخصی که در یک مکان خاص زندگی می کند ، جنبه های عملکردی یک طراحی به طور بالقوه می تواند در اقدامات روزمره در دسترس یک فرد تأثیر بگذارد. برای غیر محلی ها ، چنین تأثیر بالقوه ای وجود ندارد ، و این احتمالاً شیوه شکل گیری و بیان ترجیحات را تغییر می دهد. و همچنین توانایی مکانها برای هماهنگی (یا در غیر این صورت) با اهداف یک فرد ، صرفاً استفاده از فضایی برای یک هدف کاربردی تعریف شده (به عنوان مثال ، پارکینگ ، ترمیم روانشناختی ، رفتن به پیاده روی و غیره) در زندگی روزمرهاز نظر پیش بینی اینکه مردم در مورد مکان چه احساسی خواهند داشت ، چه در حال حاضر و چه در آینده ، مهم باشید [23].

مطالعه ارائه شده در این مقاله به طور مستقیم پاسخ های یک نمونه محلی و غیر محلی را با طراحی مجدد پیشنهادی یک میدان شهری موجود مقایسه می کند. مطالب ارائه شده به شرکت کنندگان نتیجه یک مطالعه قبلی بود ، که در آن از ساکنان شهر خواسته شد تعدادی از گزینه های طراحی را انتخاب کنند. با استفاده از یک روش سه مرحله ای که شامل یک فرآیند "استعلام از طریق طراحی" باشد [24] ، 9 سناریو مختلف طراحی ممکن برای اولین بار ساخته شد که در ادامه از آن یک نمونه تصادفی از جمعیت آبردین خواسته شد تا نشان دهند که آنها را ترجیح می دهند و چرا (ببینید[25] برای توضیحات کامل این مطالعه). سناریویی که در [25] به عنوان بیشترین ترجیح عموم در آبردین ظاهر شد ، تصویری است که به عنوان یک پیشنهاد طراحی آینده برای شرکت کنندگان در باقیمانده این مقاله ارائه شده است.

پس از این ، ما انتظار داریم که طرح پیشنهادی ارائه شده در این مطالعه نسبت به محیط موجود برای نمونه محلی ترجیح داده شود.

2. مواد و روشها

در مطالعه حاضر ما علاقه مند بودیم که تا چه اندازه بر ترجیح محیط زیست تأثیر بگذارد ، بنابراین تصمیم گرفتیم مطالعه نمونه های شرکت کننده را از دو مکان مجزا انجام دهیم - یکی (نمونه محلی) که در آن شرکت کنندگان تجربه ای از میدان شهری را در اختیار دارندسوال ، و یک (نمونه غیر محلی) که شرکت کنندگان هیچ تجربه ای از محیط زیست نداشتند. ما شرکت کنندگان را با نمایش های رایانه ای سه بعدی عکسبرداری از محیط موجود و سناریویی که در یک مطالعه قبلی (در [25]) انتخاب شده بود ، به عنوان بیشترین ترجیح عموم در آبردین ارائه دادیم.

278 شرکت کننده در این مطالعه از جمعیت دانشجویی دانشگاه استخدام شدند. ما در ابتدا 334 نفر را استخدام کردیم ، اما داده های 56 شرکت کننده پس از استفاده از یک معیار محرومیت از تجزیه و تحلیل حذف شدند و اظهار داشتند که شرکت کنندگان در شرایط محلی نیاز به بازدید از سایت در آبردین داشتند. این واقعیت که ما از جمعیت دانشجویی برای این مطالعه استفاده کردیم ، مفید است ، زیرا از احتمال ابتلا به خانواده جلوگیری می کند ، زیرا تعداد زیادی از دانشجویان روانشناسی در آبردین اصالتاً اهل آبردین نیستند (ما از مردم خواستیم که آشنایی واقعی داشته باشند ، اما آرزو نمی کردیمتا به حدی که ممکن است حوصله داشته باشند ، بیش از حد خانواده [2] باشد). همه دانشجویان دانشگاهی بودند که دوره های کارشناسی ارشد روانشناسی را پشت سر می گذاشتند (75 ٪ زن ، 25 ٪ مرد) و نمونه محلی برای مشارکت خود اعتبار دوره را بدست آوردند. 94 ٪ از شرکت کنندگان در سن 16 تا 29 سال بودند. دسته بندی. با توجه به دو گروه ، 37 ٪ (

) شرکت کنندگان از آبردین بودند و 63 ٪ () از ساوتهمپتون یا لندن بودند. به بهترین دانش ما (بر اساس تفاوت زمان و سن نمونه) ، هیچ یک از شرکت کنندگان در مطالعه حاضر نیز در کانف و همکاران شرکت کننده نبوده اند.[25]

پس از اتمام فرم رضایت آگاهانه ، از شرکت کنندگان خواسته شد تا برخی از اطلاعات جمعیتی (جنس ، سن ، ترکیب خانوار) را ارائه دهند و سپس از سه سؤال اولیه پرسیدند تا آشنایی شرکت کنندگان (واقعی) با محیط مورد مطالعه را بررسی کنند (میدان طلایی ، در آبردین). برای هر دو طرح/بازنمایی موجود و پیشنهادی ، به شرکت کنندگان تصویری داده شد (شکل 1 را ببینید) تا به آنها نگاه کنند و مقدار کمی از متن برای خواندن. تصاویر A و B در صفحات جداگانه کاغذ A4 ارائه شد ، و از شرکت کنندگان خواسته شد ابتدا به تصویر نگاه کنند و سپس به سؤالات مربوط به تصویر A پاسخ دهند ، قبل از انجام همان برای تصویر Bپاسخ پرسشنامه. متن صحنه "موجود" (تصویر A) و طراحی "پیشنهادی" (تصویر B) را می توان در جدول 1 مشاهده کرد. از آنجا که تصویر A به عنوان وضعیت فعلی ارائه شده است ، و تصویر B به عنوان یک سناریوی طراحی آینده ارائه شده است ،ترتیب ارائه به گونه ای ثابت شد که همیشه تصویر A قبل از تصویر B دیده می شد.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 52 تاريخ : يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: :