Trusts (سرمایه و درآمد) قانون 2013 یادداشت های توضیحی

ساخت وبلاگ

1. این یادداشت های توضیحی مربوط به قانون Trusts (سرمایه و درآمد) 2013 است که در 31 ژانویه 2013 Assent سلطنتی دریافت کرده است. آنها توسط وزارت دادگستری تهیه شده اند تا به خواننده در درک این قانون کمک کنند. آنها بخشی از این قانون را تشکیل نمی دهند و توسط پارلمان تأیید نشده اند.

2. یادداشت ها باید در رابطه با ACT خوانده شوند. آنها توصیف کاملی از عمل نیستند و به معنای آن نیستند. بنابراین در جایی که به نظر نمی رسد که یک بخش یا بخشی از یک بخش به هیچ توضیحی یا اظهار نظر نیاز داشته باشد ، هیچ کدام ارائه نمی شود.

3. یک واژه نامه که در انتهای این یادداشت ها مشخص شده است ، برخی از اصطلاحات مورد استفاده را توضیح می دهد.

وسعت و کاربرد سرزمینی

4- این عمل فقط به انگلیس و ولز گسترش می یابد. این قانون با مقررات موجود در صلاحیت قانونگذاری مجلس شورای ملی ولز سروکار ندارد و بر عملکرد وزیران دولت ولز تأثیر نمی گذارد.

پیشینه و خلاصه

سرمایه و درآمد در اعتماد

5- این قانون با توجه به اصلاحات جزئی ، به توصیه های ارائه شده در گزارش کمیسیون حقوق و درآمد در امانت ها ، تأثیر می گذارد: طبقه بندی و تقسیم (قانون شماره 315). این باعث ایجاد تغییر در قوانین فنی قانون اعتماد می شود که برای معتمدانی که باید در مدیریت اموال یک اعتماد خصوصی یا یک موسسه خیریه تفاوت بین سرمایه و درآمد را تشخیص دهند ، اعمال می شود.

6. در این زمینه ، سرمایه دارایی اعتماد است که استخر یا صندوق دارایی را تشکیل می دهد و از درآمد حاصل از آن دارایی ها متمایز می شود. استعاره یک درخت و میوه آن نشان دهنده است: "درخت" پایتخت (مانند بلوک اداری) است و "میوه" درآمد (مانند اجاره دریافت شده از اجاره دفاتر) است. معتمدانی که دارایی های سرمایه را مدیریت می کنند و درآمد دریافت می کنند ، احتمالاً برای حفظ ارزش سرمایه و تولید درآمد لازم باید سرمایه گذاری کنند. در برخورد با بازده سرمایه گذاری ، آنها ممکن است مجبور شوند بین ذینفعان حق دریافت درآمد و ذینفعان حق دریافت سرمایه ، تمایز قائل شوند. اختیارات و وظایف معتمدین در رابطه با سرمایه گذاری نه تنها طبق شرایط اعتماد ، بلکه طبق قانون عمومی نیز اداره می شود: به ویژه ، توسط قانون معتمد 2000. طبق قانون 2000 ، معتمدین قدرت کلی سرمایه گذاری داده می شود، اما این منوط به وظایفی مانند الزام به انجام مراقبت و مهارت معقول و در نظر گرفتن معیارهای استاندارد سرمایه گذاری است.

7. تحت اعتماد ، یک طبقه از ذینفعان ممکن است حق سرمایه و دیگری درآمد داشته باشند. به عنوان مثال ، یک اعتماد خصوصی (اعتماد AB) ممکن است توسط شخصی که هدیه سرمایه گذاری در اعتماد "برای زندگی ، با باقی مانده به B" ایجاد می کند ، ایجاد شود. معتمدین درآمد ناشی از سرمایه گذاری ها را به A پرداخت می کنند تا زمان مرگ ، و سپس سرمایه گذاری ها را به B. منتقل می کنند. A "مستاجر زندگی" نامیده می شود ، و "باقیمانده". چنین اعتماد ، که با گذشت زمان دارایی و درآمد را به اشتراک می گذارد ، اعتماد "برای منافع پشت سر هم" نامیده می شود.

8- به دلیل حق الزحمه های مختلف درآمد و سرمایه ، معتمدین باید با توجه به طبقه بندی حقوقی خود به عنوان درآمدهای درآمدی به دلیل A یا دریافت سرمایه که باید برای B برگزار شود ، بین رسیدهای سرمایه گذاری را تشخیص دهند و برای تولید درآمد می توانند سرمایه گذاری شوند. آنها همچنین ممکن است نیاز به اعمال قوانین تقسیم بین سرمایه و درآمد داشته باشند ، که می تواند بر حق ذینفعان تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، با نیاز به معتمدین برای اعمال برخی از دریافت سرمایه به عنوان درآمد (به پاراگراف های 11 و 12 در زیر مراجعه کنید).

9. موضوعات مشابه در رابطه با خیرین با موقوفه دائمی بوجود می آید. یک موقوفه دائمی یک صندوق محافظت شده است که مشمول محدودیت هایی است که ممکن است برای اهداف خیریه هزینه شود. این بدان معنی است که برای دستیابی به تعادل بین اهداف فعلی و آینده خیریه ، معتمدین باید سرمایه گذاری های خود را با توجه به شکل احتمالی بازده به عنوان درآمد یا سرمایه انتخاب کنند. رسیدهای سرمایه به طور کلی باید به عنوان بخشی از صندوق موقوفات دائمی به آن اضافه و نگهداری شود و فقط می توان درآمدهای درآمد را نیز خرج کرد. اگر این تعادل در واقع در بازده های دریافت شده منعکس نشود ، معتمدین نمی توانند از کل بازده و بازپرداخت سرمایه و بازده درآمدها نظر بگیرند - آنها به شکلی که بازده ها در واقع می گیرند محدود می شوند. بنابراین ، آنها نمی توانند از رویکرد سرمایه گذاری های بسیاری که توسط بسیاری از معتمدین دیگر ، که قادر به سرمایه گذاری با دیدگاه به بازده کلی هستند ، پیروی کنند. انتخاب سرمایه گذاری ها بر اساس دستیابی به تعادل مناسب بین ریسک و بازده مطابق قانون عمومی حاکم بر وظایف سرمایه گذاری معتمدین.

10. این قانون سه تغییر در قانون فعلی ایجاد می کند.

  • برای اعتماد جدید ، ناامید می شود:
    • قانون قانونی که مستلزم تقسیم درآمد با گذشت زمان است که توسط قانون تقسیم 1870 اعمال می شود ، تا آنجا که مربوط به اعتماد است. وت
    • سه مورد از قوانین مربوط به تقسیم منشأ قانون ، که نیاز به تعدیل در اختیار درآمد و درآمدهای سرمایه در موارد خاص دارد.

    قوانین تقسیم

    11. به عنوان یک اصل کلی ، معتمدین نباید در اعمال اختیارات خود و انجام وظایف خود از یک ذینفع یا طبقه ذینفع نسبت به دیگری حمایت کنند. آنها وظیفه دارند تعادل عادلانه ای بین ذینفعانی که حق سرمایه دارند و کسانی که حق درآمد دارند ، حفظ کنند.

    12. در گذشته ، این وظیفه عمومی در نظر گرفته شده است که نیاز به بازده و بازده خاصی از اعتماد به یک روش خاص بین سرمایه و درآمد و در برخی موارد به عنوان تحمیل وظیفه فروش برخی سرمایه گذاری ها ، در شرایط خاص است. اینها به عنوان قوانین تقسیم شناخته شده اند. یکی از اساسنامه و سایر موارد از دادرسی (و اغلب به عنوان "قوانین عادلانه تقسیم" شناخته می شوند). چهار قانون تحت تأثیر این قانون را می توان به شرح زیر خلاصه کرد.

    • بخش 2 قانون تقسیم 1870 قانون قانونی تقسیم زمان است. تأثیر این بخش این است که ذینفعان درآمدی فقط به نسبت درآمدی که در نظر گرفته می شود در طول دوره حق خود جمع شده اند ، حق دارند. معتمدین باید با این فرض که درآمد حاصل از نرخ ثابت در طی دوره ، چقدر درآمد به هر ذینفع نسبت داده می شود ، بپردازند. به عنوان مثال ، سهام توسط معتمدین AB Trust (به بند 7 در بالا مراجعه کنید). سود سهام در اول فوریه در مورد سهام که آخرین بار در اول دسامبر سود سهام به دست آورد ، اعلام شده است. A در اول ژانویه درگذشت. طبق بند 2 قانون تقسیم 1870 ، نیمی از سود سهام به B و نیمی از املاک A قابل پرداخت است.
    • قاعده ای که به عنوان قاعده در Howe v Earl of Dartmouth شناخته می شود به دو بخش تقسیم می شود.
      • بخش اول این قانون اعتماد ضمنی را برای فروش ایجاد می کند و معتمدین را تحت تعهد فروش سرمایه گذاری های خاص و سرمایه گذاری مجدد درآمد (معروف به "وظیفه تبدیل" قرار می دهد). به طور گسترده ، این امر در مورد اعتماد به منافع پی در پی ایجاد شده توسط ویل یا کدگذاری در مورد املاک باقیمانده آزمایش کننده - یعنی بخش عمده ای از املاک که پس از پرداخت بدهی ، بدهی ، میراث و سایر هزینه ها باقی مانده است ، صدق می کند. این قانون در مواردی اعمال می شود که صندوق اعتماد شامل شخصیتی (دارایی های غیر از زمین) است که سرمایه گذاری هایی را تشکیل می دهد که معیارهای زیر را برآورده می کند. اول ، آنها باید سرمایه گذاری های غیرمجاز باشند: معتمدین هیچ قدرتی برای سرمایه گذاری روی آنها ندارند ، یا طبق قانون عمومی (که طبق آن ، پس از قانون معتمد 2000 ، فقط چند سرمایه گذاری غیرمجاز است) یا با محدودیت های صریح در ابزار اعتماد (به عنوان مثال ، تعیین معیارهای سرمایه گذاری اخلاقی). ثانیا ، آنها باید "از یک طبیعت هدر رفته یا خطرناک" باشند. یعنی داشتن پتانسیل تعصب ذینفع سرمایه به مرور زمان از طریق کاهش ارزش چشمگیر و تولید سطح افزایشی از بازده برای ذینفع درآمد.
      • بخش دوم این قانون در مورد اعتماد به منافع پشت سر هم در جایی که اعتماد به فروش اعمال می شود اعمال می شود (این امر می تواند تحت بخش اول قانون یا بیان باشد). این امر به طور گسترده تر از قسمت اول این قانون اعمال می شود ، زیرا محدود به امانت های ایجاد شده از طریق املاک باقیمانده آزمایش کنندگان نیست و در مورد سرمایه گذاری های غیرمجاز از یک هدر رفته یا خطرناک در منافع اجاره نامه (هرچند که آزاد نباشد) و همچنین اعمال می شود. شخصی (به بالا مراجعه کنید). تا زمانی که سرمایه گذاری ها در واقع مطابق با تعهد معتمدین تحت اعتماد به فروش فروخته نشوند ، مستاجر زندگی مبلغی را که با استفاده از نرخ بهره مشخص (به طور سنتی 4 درصد) به ارزش تخمینی ملک محاسبه می شود ، دریافت می کند. این کار برای جبران ذینفع سرمایه برای ضرر در انتظار تبدیل سرمایه گذاری های اعتماد است.

      13. قوانین مربوط به اعتماد خصوصی برای منافع پشت سر هم است. میزان اعمال آنها در مورد اعتماد خیریه مشخص نیست. ابزارهای اعتماد حرفه ای به طور کلی آنها را از بین می برند. در بیشتر اعتماد هایی که آنها از آنها خارج نشده اند ، یا نادیده گرفته می شوند یا با نیاز به محاسبات پیچیده به طور کلی در رابطه با مبالغ بسیار اندک ، باعث ناراحتی قابل توجهی می شوند.

      14. این قانون قوانین را برای اعتماد به وجود پس از شروع ، لغو می کند. اما شهرک نشینان و آزمایش کنندگان که آرزو می کنند هر یا همه قوانین را برای اعمال اعتماد اعمال کنند ، می توانند در ابزار اعتماد به این نتیجه را بیان کنند.

      طبقه بندی سهام دریافت شده در جریان یک demerger

      15. این قانون به جنبه ای از طبقه بندی قانون اعتماد از درآمدهای سرمایه گذاری از شرکت ها به عنوان درآمد یا سرمایه می پردازد: طبقه بندی سود سهام دریافت شده توسط سهامداران معتمد که توزیع های ساخته شده در جریان یک شرکت کننده شرکتی است.

      16. چنین Demergers می تواند از دو نوع باشد: مستقیم و غیرمستقیم. در هر شرکت یک شرکت بخشی از تجارت خود را به یک شرکت تابعه جدید ، شرکت B منتقل می کند و سپس سود سهام خود را برای سهامداران خود اعلام می کند. در یک Demerger مستقیم ، سود سهام از شرکت توزیع سرمایه سهم شرکت B به سهامداران خود راضی است. در یک Demerger غیرمستقیم ، سهام شرکت B به یک شرکت هلدینگ جداگانه ، شرکت C. منتقل می شود. با توجه به این انتقال ، شرکت C با صدور سهام خود به سهامداران شرکت A ، سود سهام A را برآورده می کند.

      17. به موجب تصمیم مجلس اعیان ، (1) سهام توزیع شده در جریان یک demerger مستقیم باید به عنوان درآمد طبقه بندی شوند. نتیجه این امر این است که پیروی از سازماندهی مجدد شرکت از طریق یک Demerger مستقیم ، دارایی سرمایه سابق صندوق اعتماد - سهام اصلی در شرکت A - به طور مؤثر بین سرمایه و درآمد تقسیم می شود تا حدی که ارزش اکنون توسط سهام نشان داده شده استدر شرکت B. شرکت B که به ذینفع درآمد منتقل می شود ، می تواند درصد قابل توجهی از سهامداری اصلی در شرکت A را نشان دهد - بیش از حد بیش از انتظارات عادی برای بازده درآمد.

      18. با این حال ، استثنایی ، بعداً در دیوان عالی تصمیم گرفت که سهام توزیع شده در جریان یک demerger غیرمستقیم باید به عنوان سرمایه طبقه بندی شود. (2) بنابراین ، در چنین حالتی سهام در شرکت C طبقه بندی اصلی را حفظ می کندشرکت یک سهامدار ؛ذینفع درآمد بخشی از آن دارایی را صرفاً به واسطه سازماندهی مجدد شرکت ها دریافت نمی کند.

      19. این قانون مقرر می کند که سهام توزیع شده به صورت مستقیم و غیرمستقیم تعریف شده برای آینده در هر دو مورد به عنوان سرمایه برای اهداف اعتماد رفتار می شود. این اصلاحات در هر زمان ایجاد شده ، بر اعتماد های خصوصی و خیریه تأثیر می گذارد.

      20. طبقه بندی جدید چنین رسیدها ممکن است در برخی شرایط ، سودمند درآمد را تعصب کند. این قانون نیرویی را برای جبران سود سود از طریق پرداخت سرمایه Trust در این شرایط فراهم می کند.

      کل سرمایه گذاری بازده برای خیرین

      21. همانطور که در بند 9 در بالا توضیح داده شد ، خیرین با موقوفات دائمی معمولاً در تصمیمات سرمایه گذاری خود محدود می شوند ، زیرا آنها باید درآمد جداگانه ای را برای استفاده فعلی و سرمایه ای که برای تولید درآمد آینده نگهداری می شود ، در دسترس نگه دارند. از آنجا که بازده سرمایه گذاری که قانون اعتماد طبقه بندی می کند به عنوان سرمایه نمی تواند برای اهداف خیرخواهانه فعلی هزینه شود ، معتمدین خیریه ها با موقوفه دائمی باید یک استراتژی سرمایه گذاری را دنبال کنند که درآمد کافی را تولید می کند اما تعادل بین سرمایه و بازده درآمد را حفظ می کند. استراتژی که درآمد بسیار کمی را ایجاد کرده است ، وجوه موجود را برای تأمین منافع عمومی محدود می کند (حتی اگر سود کلی سالم با در نظر گرفتن بازده سرمایه حاصل شده باشد). استراتژی که درآمد بیش از حد ایجاد کرده است ، سطح موقوفات دائمی در دسترس برای تولید درآمد آینده را کاهش می دهد. بنابراین معتمدین باید با توجه به شکل احتمالی دریافت - به عنوان درآمد یا سرمایه - سرمایه گذاری کنند تا اطمینان حاصل کنند که درآمدهای سرمایه گذاری آینده به نفع درآمد یا سرمایه به طور نامتناسب نیست.

      22. در مقابل ، طبق یک طرح سرمایه گذاری در کل ، معتمدین با هدف بهینه سازی بازده کلی سرمایه گذاری ، بدون توجه به اینکه این شکل سرمایه یا درآمد را می گیرد ، سرمایه گذاری می کنند. سپس معتمدین تصمیم می گیرند که چه مقدار از این بازده کلی باید اختصاص یابد تا در اهداف خیرخواهانه فعلی هزینه شود و چه مقدار باید برای تولید بازده آینده حفظ شود. حتی اگر این به معنای هزینه کردن وجوه باشد که به عنوان سرمایه طبقه بندی شود و جمع آوری (اضافه کردن به سرمایه) بازده های طبقه بندی شده به عنوان درآمد. در حالی که در گرفتن این تصمیمات ، معتمدین باید نیاز به هزینه های فعلی و نیاز به حفظ ارزش سرمایه بلند مدت صندوق را متعادل کنند ، تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری تحت تأثیر الزام به تولید بازده هایی نیست که به شکل درآمد یا سرمایه باشد ، مانندپرونده ممکن است باشد. ملاحظات معمول هنگامی که معتمدین سرمایه گذاری می کنند - به ویژه ، نیاز به تعادل ریسک و بازده - هنوز هم اعمال می شود.

      23- در حال حاضر ، معتمدین خیریه ها با موقوفه دائمی فقط می توانند در صورت درخواست به کمیسیون خیریه ، مطابق با طرح کمیسیون خیریه برای سرمایه گذاری کل بازده ، در راهنمایی عملیاتی خود ، در کل می توانند سرمایه گذاری کل بازده را انجام دهند.(3) این قانون به كمسیون خیریه قدرت می دهد تا مقررات را قادر سازد تا سرمایه گذاری در کل بازده را انجام دهد ، و معتمدان خیریه ها با موقوفات دائمی را با قطعنامه قادر می سازد تا سرمایه گذاری کل بازده را مطابق با آن آیین نامه ، بدون نیاز به درخواست به كمسیون خیریه ، انجام دهند. برای سفارش

      تفسیر بخش ها

      بخش 1: عدم استفاده از قوانین تقسیم و غیره

      24. بخش 1 قوانین قانونی مشخص شده و عادلانه تقسیم را برای همه اعتماد ایجاد شده یا در روز یا بعد از روز که در آن وارد می شود ، ناامید می کند: بخش (5). این شامل اعتماد ایجاد شده توسط ویل ، یا ناشی از قوانین روده ، در رابطه با مرگ در آن روز یا بعد از آن روز است. اعتماد ایجاد شده توسط یک شهرک در طول زندگی خود. و اعتماد جداگانه ای که با استفاده از یک قدرت مرتبط با اعتماد به نفس وجود دارد ، ایجاد شده است. این قوانین در بند 12 در بالا شرح داده شده است.

      25. بخش (1) قانون تقسیم زمان تحمیل شده توسط بخش 2 قانون تقسیم 1870 به معتمدین تحمیل می شود. تأثیر این است که رسید درآمد ناشی از ذینفع است که در زمان ظهور حق درآمد دارد. دیگر هیچ الزامی برای تقسیم یک درآمدهای درآمدی وجود ندارد که حق درآمد در دوره ای که در آن تعلق دارد تغییر کرده است.

      26. تأثیر بیشتر بخش (1) مربوط به اعتماد است که معتمدین قدرت خود را برای حفظ طبقه ای از ذینفعان از درآمد که هنوز کاملاً حق ندارند - به عنوان مثال ، اعتماد به نفس "برای فرزندان C" دارند. بخش (1) آن را غیر ضروری می کند ، هنگامی که کودک به دنیا می آید ، یک محاسبه تقسیم را انجام می دهد تا درآمدی که از آن کودک حفظ می شود ، مشخص شود. از آن حفظ شود.

      27. بخش (2) (الف) قسمت اول قانون در Howe v Earl of Dartmouth را ناامید می کند. تأثیر بخش (2) (الف) این است که معتمدین تحت تعهد فوری برای فروش شخصیت باقیمانده در جایی که شامل یک سرمایه گذاری غیرمجاز از یک هدر رفتن و ماهیت خطرناک باشد ، نخواهند بود. آنها هنوز هم ممکن است در هر رویدادی این کار را انجام دهند. اما در برخی شرایط ، فروش فوری غیر منطقی خواهد بود و بدون قاعده معتمدین می توانند اختیار خود را در زمینه وظیفه کلی مراقبت خود اعمال کنند. بخش (3) مشخص می کند که معتمدین قدرت فروش را دارند که قبلاً وظیفه فروش آن را داشتند.

      28. بخش (2) (ب) بخش دوم قانون در Howe v Earl of Dartmouth را ناامید می کند. تأثیر ناامید کردن این قاعده این است که در مواردی که اعتماد به منافع پی در پی ، سرمایه گذاری های غیرمجاز متشکل از املاک خطرناک یا هدر رفتن را در خود جای داده باشد و اعتماد به فروش اعمال می شود ، ذینفع درآمدی از این سرمایه گذاری ها که از آن سرمایه گذاری می شود ، حق دریافت درآمد واقعی را خواهد داشت. بشر

      29. بخش (2) (ج) این قانون را در ارل اعتماد به نفس چسترفیلد ناامید می کند. تأثیر این است که ، درصورتی که اعتماد به منافع پشت سر هم دارایی داشته باشد که در واقع هیچ درآمدی ایجاد نمی کند تا زمانی که در اختیار نباشد (مانند یک علاقه برگشت پذیر) ، چنین املاک در هنگام تصرف در اختیار داشتن سرمایه گذاری می شوندمعتمدان

      30. بخش (2) (د) قاعده ای را که به عنوان قاعده در Allhusen v Whittell شناخته می شود ، ناامید می کند. تأثیر ناامید کردن این قانون این است که در مواردی که املاک و مستغلات یک آزمایش کننده به نفع منافع پشت سر هم اعتماد داشته باشد ، بدهی ها ، میراث ، سالیانه و سایر هزینه های پرداخت شده از املاک مانده فقط از سرمایه پرداخت می شود.

      31. بخش (4) تصریح می کند که زیر بخش (1) تا (3) در ابزار اعتماد یا هر قدرتی که اعتماد ایجاد شده باشد ، در معرض تأمین خلاف است. تأثیر این زیرمجموعه این است که شهرک نشینان یا آزمایش کنندگان که مایل به درج هر یک از قوانینی هستند که در زیر بخش ها (1) و (2) درج شده اند ممکن است این کار را با استثناء بخش یا با استناد صریح از قانون با نام در ابزار اعتماد انجام دهند.

      بخش 2: طبقه بندی برخی از توزیع های شرکت به عنوان سرمایه

      32. بخش (1) تصریح می کند که در صورتی که یک اعتماد توزیع شرکت معاف از مالیات (همانطور که در بخش (3) تعریف شده است) دریافت می کند ، باید به جای درآمد به عنوان دریافت سرمایه رفتار شود. اگر توسط یک اعتماد خصوصی برای منافع پشت سر هم دریافت شود ، بنابراین توزیع به عنوان سرمایه به جای پرداخت به ذینفع درآمد برگزار می شود. و در جایی که سهامداران معتمدان یک موسسه خیریه با موقوفات دائمی هستند ، توزیع به عنوان سرمایه توسط معتمدین برگزار می شود و به موقوفه دائمی اضافه می شود."توزیع" در اینجا شامل توزیع دارایی ها ، چه به صورت نقدی و چه در غیر این صورت ، و چه با سود سهام و چه در غیر این صورت است.

      33. این طبقه بندی برای کلیه امانت ها ، از جمله مواردی که قبل از شروع بخش (بخش (6)) ایجاد شده است ، اعمال می شود. این موضوع در مورد ابزار اعتماد یا هر قدرتی که اعتماد به نفس ایجاد شده باشد ، در مورد طبقه بندی چنین رسیدها (بخش (2)) در معرض قصد خلاف واقع است.

      34. زیرمجموعه های (1) و (3) (الف) طبقه بندی سهام توزیع شده به یک اعتماد از طریق سود سهام را در جریان یک دیمرگر تغییر می دهد. آنها این کار را با استناد به توزیع هایی که در بخش های 1076 ، 1077 و 1078 قانون مالیات شرکت 2010 انجام می شود ، انجام می دهند ، که ارائه می دهد که سهام توزیع شده در طول برخی از دمرهای مستقیم یا غیرمستقیم از مالیات بر درآمد معاف هستند (آنها "توزیع معاف" هستند). تأثیر زیرمجموعه های (1) و (3) (الف) بخش این است که چنین سهام باید به عنوان سرمایه در دست سهامداران معتمد در نظر گرفته شود.

      35. بخش (3) (ب) به وزیر امور خارجه این قدرت را می دهد تا با سفارش سایر توزیع های معاف از مالیات توسط نهادهای شرکتی که باید به عنوان دریافت سرمایه توسط معتمدین رفتار شود ، مشخص کند.

      36. بخش های (4) و (5) قدرت وزیر امور خارجه را برای تهیه چنین سفارش توسط ابزار قانونی مشروط به یک روش وضوح منفی (بخش (5)) محدود می کند. بخش (4) مقرر می کند که چنین نظمی فقط در مواردی انجام شود که توزیع مشمول مالیات بر درآمد یا مالیات بر سود سرمایه نباشد ، به عنوان مثال در مواردی که معافیت از مالیات ، مشابه آنچه در مورد توزیع هایی که در آن بخش (3) (الف) اعمال می شود ، قابل استفاده است. اعمال می شود ، به سایر درآمدهای شرکتها گسترش یافته است.

      بخش 3: قدرت جبران ذینفع درآمد

      37. بخش 3 به معتمدان قدرت جبران ذینفعان درآمدی را در جایی كه توزیع معاف از مالیات طبقه بندی شده به عنوان سرمایه در بخش 2 (بخش (1) (الف)) طبقه بندی شده باشد ، فراهم می كند. این قدرت فقط می تواند در جایی اعمال شود که معتمدین راضی باشند که احتمالاً دریافت درآمد از بدنه شرکت ها وجود داشته است ، اگر توزیع ساخته نشده باشد (بخش (1) (ب)). به عنوان مثال ، یک شرکت دفع کننده ممکن است سود سهام خود را پرداخت نکرده باشد که در غیر این صورت پرداخت می شود (یا ممکن است سود سهام کمتری داشته باشد) زیرا مدیران به جای آن تصمیم گرفتند سود را در سهام Demerger "جمع کنند".

      38. زیرمجموعه های (2) و (3) معتمدین را قادر می سازد تا از سرمایه استفاده کنند تا بتوانند یک ذینفع درآمدی قرار دهند ، به حدی که عملی باشد ، در موقعیتی که معتمدین در صورت دریافت اعتماد می دانستند ، وی را می دانستند. درآمدی که آنها راضی هستند به دلیل توزیع معاف از مالیات پرداخت نشده است. بنابراین در مثال بالا ، معتمدین می توانند مبلغی را به ذینفع درآمد بپردازند تا عدم دریافت سود سهام (یا سود سهام بزرگتر) را که نتیجه گرفته اند ، در صورت عدم وجود Demerger پرداخت می شود ، پرداخت کنند. آنها می توانند به طور متناوب املاک اعتماد (مانند سهام) را به ذینفع درآمد منتقل کنند. هرگونه پرداخت یا انتقال به عنوان دریافت سرمایه در دست ذینفع درآمد رفتار می شود.

      39. بخش (4) "ذینفع درآمد" را تعریف می کند. این اصطلاح محدود به ذینفعانی نیست که حق دریافت درآمد از حق را دارند ، بلکه شامل ذینفعانی است که ممکن است با اختیار معتمدین درآمد دریافت کنند. این از نظر افرادی که حق دارند یا ممکن است از درآمد بهره مند شوند تعریف شده است و به عنوان مثال یک هدف خیریه را شامل نمی شود.

      بخش 4: سرمایه گذاری کل بازده توسط خیرین

      40. بخش 4 متولی یک موسسه خیریه با موقوفه دائمی را قادر می سازد تا با تهیه قطعنامه ای برای اتخاذ یک طرح سرمایه گذاری کل کمیسیون خیریه ، بر اساس بازده کل سرمایه گذاری کنند ، جایی که آنها فکر می کنند که این کار به نفع امور خیریه است.

      41. بر این اساس ، بخش 4 دو بخش جدید را در قانون خیریه 2011 درج می کند. بخش جدید 104A در صورت برآورده شدن یک شرط مشخص ، می تواند یک قطعنامه را جایگزین محدودیت ها با توجه به هزینه های سرمایه که با شرایط قابل اجرا اعمال می شود ، ایجاد کند. به موقوفه دائمی با الزامات طرح کل بازده کمیسیون خیریه. بخش جدید 104b ، کمیسیون خیریه را قادر می سازد تا مقررات مربوط به طرح کل سرمایه گذاری بازده و مقررات رویه ای را در مورد قطعنامه های معتمدان خیریه برای اتخاذ این طرح ارائه دهد.

      42. بخش 104A در مورد کلیه خیریه ها با موقوفات دائمی اعمال می شود: بخش 104a (1) و (5). بند 104A (2) معتمدان خیریه را قادر می سازد تا با توجه به بخشی یا کل صندوق موقوفات دائمی ، قطعنامه ای را تصویب کنند و در نظر بگیرند که باید از محدودیت های قابل اجرا آزاد شود تا سرمایه گذاری بدون نیاز به حفظ تعادل بین سرمایه امکان پذیر باشد. و بازده درآمدتأثیر این است که محدودیت های مربوط به هزینه های سرمایه دیگر در مورد صندوق تحت تأثیر قطعنامه اعمال نمی شود. در عوض ، کل مقررات سرمایه گذاری بازده کمیسیون خیریه اعمال می شود (بخش 104A (4)). معتمدان خیریه باید راضی باشند که این به نفع خیریه است تا بتوانند قطعنامه ای را در بند 104A (2) تصویب کنند: بخش 104a (3).

      43. "صندوق موقوفات موجود" در بخش 104A (5) تعریف شده است. این همان تعریفی است که در بخش های 281 و 282 قانون خیریه 2011 یافت می شود. تأثیر این تعریف این است که بخش 104A به طور جداگانه برای هر قسمت از موقوفات دائمی یک موسسه خیریه که منوط به اعتماد جداگانه است ، اعمال می شود. در صورتی که یک موسسه خیریه بیش از یک صندوق موقوفات موجود داشته باشد ، برای هر صندوق که متولی مایل به مدیریت آن مطابق با طرح سرمایه گذاری کل بازده کمیسیون خیریه است ، قطعنامه جداگانه ای لازم خواهد بود.

      44. بخش 104B قدرت کمیسیون خیریه برای تعیین مقررات را تعیین می کند. بخش 104b (1) (الف) مقررات مربوط به قطعنامه های بند 104A را قادر می سازد.

      45. بخش 104b (1) (ب) کمیسیون خیریه را قادر می سازد تا مقررات مربوط به سرمایه گذاری صندوق مربوطه را بر اساس کل بازده و هزینه های چنین صندوق تهیه کند."صندوق مربوطه" در بخش (6) تعریف شده است ، و شامل صندوق تحت تأثیر قطعنامه تحت بند 104A و کلیه بازده های سرمایه گذاری بر روی آن ، چه سرمایه و درآمد است.

      46. بخش 104b (2) و (3) حاوی لیست های مصور از الزامات و محدودیت هایی است که ممکن است در آیین نامه های ساخته شده در بند 104b (1) (الف) و (ب) گنجانده شود. این برای کمیسیون خیریه خواهد بود که در مورد مفاد خاص تصمیم بگیرد. به عنوان مثال ، کمیسیون خیریه ممکن است مقررات مربوط به بند 104b (1) (الف) را که ملزم به معتمدان خیریه است برای اطلاع رسانی در مورد ایجاد قطعنامه در یک دوره مشخص از تصویب آن ، و مقررات مربوط به بند 104b (1) (ب) تهیه کند.) ممکن است محدودیت هایی را برای هزینه اعمال کند یا نیاز به سرمایه گذاری و تخصیص بازده سرمایه گذاری به گونه ای داشته باشد که بتواند ارزش سرمایه بلند مدت صندوق را حفظ کند ، تا آنجا که عملی باشد. هیچ چیز در این بخش بر وظایف کلی معتمدان خیریه تأثیر نمی گذارد ، به عنوان مثال ، به نیازهای فعلی و آینده خیریه توجه داشته باشد.

      47. بخش 104b (1) (ج) کمیسیون خیریه را قادر می سازد تا در صورت قطعنامه ای که قبلاً در بند 104A انجام شده بود ، از آن استفاده کند ، مقررات مربوط به عمل را در رابطه با بخشی یا کل صندوق در نظر بگیرد.

      48. مقررات مربوط به انباشت درآمد (یعنی تبدیل درآمد به سرمایه) ممکن است در آیین نامه های مقرر در بند 104b (1) (ب) و (ج) گنجانده شود. در بند 104b (4) آمده است كه هرگونه مقررات مشمول بند 14 (3) قانون ماندگاری ها و تجمع ها در سال 2009 نیست ، كه هرگونه تجمع درآمد را به دوره تجمع قانونی 21 سال محدود می كند.

      بخش 5: برنامه تاج ، شروع و میزان

      49. بخش (3) بخش های 5 و 6 قانون را در روزی که در آن تصویب می شود ، لازم است. بخش های باقیمانده در آن روز به اجرا در می آیند ، همانطور که وزیر امور خارجه با دستور تهیه شده توسط ابزار قانونی مشخص می کند. بخش (4) روشن می کند که چنین نظمی ممکن است روزهای مختلفی را برای اهداف مختلف مشخص کند ، و به وزیر امور خارجه قدرت داده می شود که در این زمینه مقررات دیگری را ارائه دهد ، به عنوان مثال برای برآورده کردن هرگونه الزام اضافی برای مقررات انتقالی.

      شروع

      50. به غیر از بخش های 5 و 6 ، که در تاریخ تصویب این قانون به اجرا در می آیند ، مقررات این قانون در تاریخ یا تاریخ هایی که با دستور تهیه شده توسط وزیر امور خارجه مشخص می شود ، لازم الاجرا خواهد شد (بخش5)

      منابع هانسارد

      51. جدول زیر تاریخ ها و منابع هانسارد را برای هر مرحله از این قانون از طریق پارلمان مشخص می کند.

      صحنه تاریخ مرجع هانسارد
      مجلس اعیان (جلسه 2010-12)
      معرفی 29 فوریه 2012 جلد 735 COL 1302
      کمیته خواندن دوم 25 آوریل 2012 جلد 736 GC 291
      خواندن دوم 30 آوریل 2012 جلد 736 COL 1937
      مجلس اعیان (جلسه 2012-13)
      معرفی 10 مه 2012 جلد 737 COL 25
      خواندن دوم 10 مه 2012 جلد 737 COL 27
      گزارش 15 اکتبر 2012 جلد 739 COL 1260
      خواندن سوم 23 اکتبر 2012 جلد 740 COL 141
      خانه عوام
      معرفی 23 اکتبر 2012
      کمیته خواندن دوم 5 نوامبر 2012 سره 3
      خواندن دوم 6 نوامبر 2012 جلد 552 COL 833
      کمیته 13 نوامبر 2012 سره 3
      گزارش 7 ژانویه 2013 جلد 556 COL 25
      خواندن سوم 7 ژانویه 2013 جلد 556 COL 25
      رضایت سلطنتی 31 ژانویه 2013 لردها: جلد 742 کول 1637
      عوام: جلد 557 COL 1071

      واژه نامه ضمیمه:

      • ذینفع: یک فرد یا شرکتی که از مزایای املاک اعتماد برخوردار است (برای او ، فواید خود یا خود ، و نه صرفاً به عنوان یک متولی که آن را برای دیگران نگه می دارد).
      • خیریه: توسط بخش 1 قانون خیریه 2011 به عنوان "نهادی که فقط برای اهداف خیرخواهانه تأسیس شده است و در اعمال صلاحیت خود با توجه به خیرین ، تحت کنترل دادگاه عالی قرار می گیرد" تعریف شده است. یک هدف خیریه باید برای منافع عمومی باشد و در یکی از توضیحات اهداف خیریه ارائه شده در بخش 3 قانون خیریه 2011 قرار گیرد. به عنوان مثال ، پیشگیری یا تسکین فقر."موسسه" شامل اعتماد (بخش 9 (3)) است. بنابراین معتمدین امانت های خیریه اموال اعتماد را برای یا به نمایندگی از ذینفعان نگه نمی دارند بلکه برای پیشبرد هدف خیریه مربوطه برای منافع عمومی هستند.
      • کمیسیون خیریه: اداره دولت غیر وزیر که به عنوان تنظیم کننده و ثبت خیریه ها عمل می کند ، توسط قانون خیریه 2011 اداره می شود. این کمیسیون می تواند مشاوره و راهنمایی را به خیرین ارائه دهد ، و دارای اختیارات قانونی مختلفی از جمله توانایی بررسی موارد عدم تجارت است. و کلاهبرداری ، و همچنین برای انتقال اموال اعتماد و جایگزینی معتمدین.
      • دریافت سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری: پول ، سهام یا سایر ملک دریافت شده از یک سرمایه گذاری. به عنوان مثال ، سود سهام از یک سهامدار یا اجاره.
      • وقف دائمی: در بخش 353 (3) قانون امور خیریه 2011 به شرح زیر تعریف شده است: "موسسه خیریه از نظر این قانون باید دارای وقف دائمی باشد، مگر اینکه تمام اموالی که برای اهداف خیریه نگهداری می شود ممکن است صرف شود. آن مقاصد بدون تمایز بین سرمایه و درآمد، و در این قانون «وقف دائم» به معنای اموالی است که در رابطه با هر خیریه نگهداری می شود، مشروط به محدودیتی در مصرف آن برای اهداف خیریه.»
      • قدرت: در چارچوب قانون، اختیاری برای اقدام در رابطه با اموال امانی. برخی از اختیارات را می توان برای تأثیرگذاری بر منافع سودمند ناشی از تراست اعمال کرد. به عنوان مثال، قدرت پیشبرد (که متولیان را قادر می سازد تا سرمایه را به نفع ذینفع تحت تراست که هنوز استحقاق سرمایه را ندارد) یا قدرت انتصاب (که آنها را قادر می سازد تا در ملکی به نفع خود ایجاد یا انتقال دهند، سرمایه استفاده کنند. از یک ذینفع). وسعت یک قدرت بستگی به شرایط ابزار اعطا کننده آن دارد. برخی از اختیارات دارای مبنای قانونی هستند، مانند قدرت سرمایه گذاری که توسط بخش 3 قانون امین 2000 به متولیان اعطا شده است و قدرت پیشرفت مندرج در بخش 32 قانون امین 1925.
      • امانت خصوصی: امانتی که خیریه نیست، مانند امانت به نفع اعضای خانواده.
      • ترکه باقيمانده: آن قسمت از ترکه متوفي که يکبار ديون (اعم از هزينه جنازه و هزينه اداره ترکه) پرداخت و ترکه برجاي مانده است.
      • ساکن: شخصی که یک اعتماد ایجاد می کند.
      • وصی: شخصی که وصیت می کند.
      • کل بازده سرمایه گذاری: به بندهای 21 تا 23 یادداشت های توضیحی مراجعه کنید.
      • تراست: ترتیبی برای نگهداری و اداره اموال که متولی را برای معامله با اموال به نفع دیگری بر عهده دارد. در مورد امانت های خیریه، متولیان موظفند از مال برای مصارف خاصی استفاده کنند. امانت می تواند با عمل، به وصیت، قانون، اعلامیه یا با اجرای قانون ایجاد شود.
      • اعتماد برای منافع متوالی: تراستی که در آن دارایی در طول زمان به اشتراک گذاشته می شود. به عنوان مثال، تراست سهامی که برای A مادام العمر نگهداری می شود و باقیمانده آن به B. در چنین اعتمادی A در طول عمر خود از درآمد برخوردار می شود و سپس سهام به B منتقل می شود.
      • تراست برای فروش: وضعیتی را توصیف می کند که در آن متولیان متعهد به فروش سرمایه گذاری های خاص و سرمایه گذاری مجدد عواید هستند.
      • سند امانی: سند یک سند قانونی رسمی است که در ایجاد حقوق و تعهدات قانونی مؤثر است. ابزار اعتماد سندی است که اعتماد را ایجاد می کند و شرایط آن را مشخص می کند.
      • امین: شخصی که دارای عنوان قانونی امانت داری مال است. امین می تواند یک شخص حقیقی یا شرکتی (یا امین عمومی) باشد و باید اموال امانی را در اختیار داشته باشد و طبق شرایط امانت کاملاً به نفع ذینفعان تراست با آن برخورد کند.

      Bouch v Sproule (1887) LR 12 App Cas 385.

      سینکلر علیه لی [1993] چ 497.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 34 تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1402 ساعت: :