⚡ یک فلسفه تفریق

ساخت وبلاگ

در ماه سپتامبر ، من قول دادم كه یكی از اهداف ما برای خبرنامه راه اندازی مجدد این است كه "چگونه سوسیس می شود" - ازدواج ها و تنش های بین تئوری و عمل را از هم جدا كنید ، در پشت صحنه نگاه كنید كه چگونه تكهای متخصص و اخلاق و تأثیر آن را درک می كنند. کار آنها. این مقاله فوق العاده تحقیق شده توسط زعفران هوانگ یکی از بهترین (و تنها؟) تجزیه و تحلیل بنیاد اتریوم است ، یکی از ساکت ترین سازمانهای تأثیرگذار و در عین حال مهم که امروزه رمزنگاری را شکل می دهد. این موضوع "فلسفه تفریق" ، یک رویکرد غیرمعمول برای یک سازمان فناوری مرزی ، و یکی از ارزش های ما را با انجیل رشد VC محور که امروز بر صنعت حاکم است ، مورد توجه قرار می دهد.

پ. امروز زعفران اولین کاغذ سفید پروژه اطلاعات جمعی را راه اندازی کرد و جزئیات برنامه تحقیق و توسعه را برای "الگوی کالاهای عمومی گرا برای فناوری [حاکمیت و توسعه]" شرح داد. آن را بررسی کنید!

یک فلسفه تفریق

همه گیر بودن رشد

جالب ترین چیز در مورد بنیاد اتریوم ، غیرانتفاعی سوئیس که برای حمایت از اکوسیستم blockchain Ethereum ایجاد شده است ، این است که آنها "تفریق" را به عنوان یکی از سه اصل اساسی خود نگه می دارند.(دیگران "تفکر طولانی مدت" و "سرپرستی ارزش ها" هستند.) در دنیایی که سازمانها عمداً یا ناخواسته به سمت دامنه بیشتر گرایش دارند ، رویکرد EF به طور متمایز یکی از ابداع خود است. EF برای فعال کردن و هماهنگی توسعه اتریوم ، یک blockchain عمومی غیر متمرکز و قابل برنامه ریزی ایجاد شده است. این سازمان 8. 3 ٪ از کل اتر (نشانه ای که شبکه Ethereum را ایجاد می کند) که در محل جمعیت اولیه ایجاد شده است ، دریافت کرد. با کمک ارزش بسیار ارزشمند اتر ، EF از آن زمان تاکنون خود را با این خزانه داری تأمین مالی کرده است-انجام کارهایی مانند ساخت نرم افزار ، دادن کمک های مالی و حفظ منابع آموزشی. با توجه به فناوری پشتیبانی ، رویکرد تفریق EF احساس مناسب می کند. درست همانطور که Ethereum به معنای غیر متمرکز است ، سازمان در پشت آن نیز به دنبال این است که "در برابر گرایش طبیعی سازمان ها برای رشد و جمع آوری ارزش در درون خود مقاومت کند" ، در عوض تلاش برای پرورش ارزش در اکوسیستم گسترده تر. آنها ادعا می کنند که این کار را با جستجوی توزیع فرصت ها انجام می دهند ، نه اینکه آنها را ضبط کنند. خوشحال بودن به جای سرزمینی وقتی سایر سازمان های مشابه ارزشی را که می توانستند تولید کنند ، ایجاد می کنند. به اهمیت کمتری ، نه بیشتر. در عصری که جوایز بازده نمایی را کسب می کند ، شاید این "فلسفه تفریق" مسخره به نظر برسد. معیارهای متعارف ما هرگز برای کوچک شدن آرزو نمی کنند. اگر تولید ناخالص داخلی در حال افزایش باشد ، یک کشور خوب عمل می کند. در صورت افزایش بازده سهامدار و سهم بیشتر بازار ، یک شرکت رونق می گیرد. به نظر می رسد همه می خواهند از 0 به 1 یا از 1 به 100 بروند تا چیزی را به وجود آورند و پس از آن آن را تا حد امکان بزرگ کند. ما معتقدیم که بزرگتر بهتر است ، خواه همبرگر ، تأثیر یا نمرات خالص مروج باشد. صنعت فناوری به ویژه با رشد برنده همه وسواس دارد. چه کسی بهتر از پیتر تیل ، تحریک کننده Meme 0 تا 1 ، در کتاب خود اصرار دارد که هر تجارت موفق یک انحصار است؟حتی غیرانتفاعی ، ظاهراً بدون همان ضرورت های مالی برای گسترش ، غالباً به کمک های مالی بنیادهای ثروتمند و سایر نیکوکاران بستگی دارد و آنها را به سمت بازار تأثیر خود سوق می دهد ، کارهای دیگری را برای برآورده کردن مقررات انجام می دهد و کارمندان بیشتری را استخدام می کند.

به جای حل یک مشکل و در نتیجه کار کردن از شغل ، چنین مشوق هایی باعث می شود افراد غیرانتفاعی وابسته به تأمین جریان های کمک مالی بزرگتر در آینده باشند و به همان منطق رشد تعظیم کنند. به طور قابل پیش بینی ، پایه هایی که بسیاری از افراد غیرانتفاعی به دنبال بودجه هستند نیز به سمت انباشت تمایل دارند. 200 بنیاد بزرگ ایالات متحده به طور متوسط 7. 62 ٪ بازده را در حالی که سالانه بین سالهای 1972-1996 4. 97 ٪ پرداخت می کنند-در اصل حداقل درصد حقوقی و در واقع افزایش موقوفات خود را به طور کلی هزینه می کنند.

شاید این چیزی شبیه به یک قانون سست از طبیعت بشر باشد: پس از شکل گیری ، سازمان ها به طور کلی دوست دارند رشد کنند: وجود خود را به عنوان یک هدف به خودی خود ادامه دهند ، منابع را جمع کنند و از نظر اکوسیستم از اهمیت بیشتری برخوردار شوند. البته دلایل منطقی برای هر بازیگر واحد برای تمرکز روی رشد وجود دارد. اقتصاد مقیاس یک دلیل عملی است. اما Bigness می تواند پرهزینه باشد. موسسات نفخ می شوند ، خیلی بزرگ برای شکست تا زمانی که انجام دهند. و در مقیاس بزرگ ، بسیاری از کارها به سختی انجام می شود: فیس بوک می داند که به درستی تعدیل فعالیت میلیاردها کاربر غیرممکن است. اکوسیستم غالباً رنج می برد - شرکت های بزرگ بسیار سخت به رقابت می پردازند و در نهایت قدرت متمرکز و بدون بررسی را به دست می آورند. بسیاری از افراد با شناخت جانشین فرهنگ رشد ، به دنبال مدلهای اقتصادی جایگزین هستند. علاوه بر توسعه ماکروساختارهای جدید ، ما همچنین باید به سازمانهایی که در فلسفه های ضد رشد در اینجا و اکنون فعالیت می کنند ، توجه کنیم و به یک سیستم اقتصادی کثرت گرا کمک کنیم. در حالی که هیچ کس نمی تواند یک پاناسه باشد ، و تلاش های جدید به طور کلی دارای لبه های خشن است ، ما هنوز هم می توانیم از تلاش های جسورانه و ناقص برای تنظیم چیزهای متفاوت یاد بگیریم.

فلسفه تفریق در عمل چگونه به نظر می رسد؟

جاش استارک ، که منجر به عملیات در EF می شود (او می گوید که مانند COO است ، اما آنها عناوینی ندارند) از چهار روش از فلسفه تفریق استفاده می کند. اولین مورد این است که در برابر یک فرآیند طبیعی انباشت سازمانی و هویت بیش از حد و ایجاد نفس مقاومت می کند. انسانها دوست دارند احساس نیاز داشته باشند. ما می خواهیم از کار خود و تیم هایمان دفاع کنیم و می خواهیم مهارتهایی را ایجاد کنیم که به عنوان مهم و تقاضا تلقی شود."تفریق" تشخیص می دهد که این تکانه کاملاً طبیعی است ، اما باید در آن کنترل شود. لنز دوم این است که یک فلسفه تفریق فرایند فشار آوردن چیزها به خارج از خود است. چشم انداز موسسه ای که پول ، تخصص ، قدرت و اعتبار را که برای دیگران جمع آوری کرده است ، توزیع می کند. سومین لنز به عنوان نماینده ، سازمان را به جای اینکه فرض کنیم بازیگر اصلی هنگام مواجهه با یک مشکل هستند ، متمایز می کند ، EF سعی می کند بپرسد ، "چگونه اکوسیستم می تواند این کار را برطرف کند و چگونه می توانیم از آن پشتیبانی کنیم؟آیا برخی از سازمان های دیگر می توانند مناسب تر برای کار مورد نظر باشند؟ "لنز نهایی این است که تفریق فقط یک تئوری عمل نیست. این یک چشم انداز آینده است: آینده ای که مجموعه ای از سازمانهای کوچکتر توزیع شده تر از سازمانهای کوچکتر برای خدمت به عملکردهای حیاتی ، در اتریوم و جاهای دیگر هماهنگ می شوند. این چشم انداز در بسیاری از بازارها ، جایی که الیگوپولی ها حاکم بر صنایع از جمله ارتباطات ، رسانه های اجتماعی و تولید مواد غذایی هستند ، فراتر از وضع موجود رقابتی اما با همكاری است. تفریق چشم انداز است که هماهنگی را بیش از رقابت در اولویت قرار می دهد. به طور رسمی ، EF خود را در یک ساختار چهار لایه سازماندهی می کند تا این فلسفه را انجام دهد ، جایی که آنها در هر لایه پی در پی سازمان خود قدرت کمتری به خود می دهند. این لایه ها عبارتند از: تیم های داخلی ، کمک های مالی اکوسیستم ، تخصیص دامنه تفویض شده و بودجه شخص ثالث. هرچه لایه بیشتر باشد ، بودجه و تصمیم گیری بیشتر به احزاب خارجی اختصاص می یابد. شما می توانید ایده های بذر را که در لایه های داخلی انکوبه می شوند تصور کنید و در صورت یافتن خانه های خارجی بهتر برای آنها ، یا پروژه هایی که در صورت نیاز به هماهنگی مرکزی بیشتر به سمت داخل حرکت می کنند ، به سمت بیرون هل می شوند.

اولین و متمرکز ترین کنترل شده "تیم های داخلی" است که کارهایی مانند ساختن زبان برنامه نویسی استحکام و سازماندهی کنفرانس رسمی EF را انجام می دهد. این لایه در اصل همان کاری است که بیشتر سازمان ها انجام می دهند - وظایف تیم های داخلی را انجام می دهند. با قدم زدن یک لایه ، "کمک هزینه های اکوسیستم" به این معنی است که چگونه EF به تیم های خارج از کشور نمایندگی می کند. به عنوان مثال ، آنها به پنج تیم خارجی کمک مالی کردند تا "مشتری های اجماع" لازم را برای آخرین به روزرسانی های اتریوم ایجاد کنند. لایه بعدی "اختصاص دهندگان دامنه تفویض شده" است: تیم هایی که با EF در تصمیمات سطح بالاتر برای نحوه تأمین بودجه کار می کنند. به عنوان مثال ، Devfolio ، سازمانی که جامعه نرم افزار را در هند رشد می دهد ، به EF کمک کرده است تا در مورد چگونگی رشد اکوسیستم اتریوم هند تصمیم بگیرد. سرانجام ، "کمترین لایه" "بودجه شخص ثالث" است. با بلوغ اکوسیستم ، EF شروع به دادن پول بیشتر به طور مستقیم به گروه های خارجی مانند بنیاد Nomic ، Ethglobal و 0xPARC ، برای تصمیم گیری های تخصیص کمک هزینه و بدون هیچ گونه ورودی EF. جالب اینجاست که EF همچنین به میزان قدرت نرم آنها اهمیت می دهد. فقط یک وب سایت برای اتریوم و EF وجود داشت ، یک منبع جامع برای یادگیری در مورد پروتکل و سازمان. اما به گفته آیا میاگوچی (مدیر اجرایی EF) ، آنها تصمیم گرفتند Ethereum.org را به عنوان یک منبع منبع باز جداگانه تقسیم کنند و راهنمای اتریوم را که به وضوح متعلق به EF نیست ، تقسیم کنند. در مقابل ، حضور آنلاین EF در Ethereum. foundation حداقل است. جاش همچنین توضیح می دهد که ، هنگام تصمیم گیری داخلی ، EF در نظر دارد که چه کسی دیگری در اکوسیستم انجام می دهد تا آنها از غالب شدن در فضا جلوگیری کنند. این بدان معنا نیست که EF هیچ کاری انجام نمی دهد-این که به شکلی سطحی از بین می رود-او معتقد است که با معاملات "باریک و نسبتاً گرانول" رقابت می کند. EF این فلسفه را حتی در تنظیمات پر سر و صدا انجام داده است ، جایی که کاهش کنترل باعث ایجاد عواقب طولانی مدت می شود. همانطور که گفته شد ، EF از پنج تیم مختلف خواسته است-PrySM ، Lighthouse ، Teku ، Nimbus و Lodestar ، نام های کم رنگ یادآور سفینه فضایی-برای ایجاد مشتری های اجماع به جای ساختن یک خانه. مشتریان اجماع زیرساخت های اساسی برای به روزرسانی اخیر Ethereum برای اثبات سهام هستند ، بنابراین یک استدلال محکم وجود دارد که بهتر است یک داخلی را بسازیم ،

با همکاری نزدیک با سایر مهندسان اصلی EF برای اطمینان از اینکه آنها اشکالات را به زنجیره ای معرفی نمی کنند که 200 میلیارد دلار دارایی را تأمین می کند. با این حال ، آنها تصمیم به تفریق گرفتند و به جای ساختن مستقیم نرم افزار ، به خودشان نقش هماهنگی دادند. این تصمیم همچنین به کاربران می دهد تا از کدام مشتری استفاده کند ، از طریق افزونگی ، مقاومت کلی سیستم را افزایش می دهد (اگر مشتری در آن اشکال داشته باشد؟) ، رقابت را تشویق می کند و در را برای ذینفعان خارجی باز می کند تا در مورد ارتقاء اصلی تصمیم بگیرند. به عنوان یک احتیاط ، این برون سپاری زمانی امکان پذیر نبود که اکوسیستم اتریوم کمتر بالغ شود ، بنابراین تصمیم EF همچنین نشان می دهد که اکوسیستم برای اعتماد بیشتر آماده تر است. در اکثر صنایع ، از جمله فناوری ، تصمیمی مانند این بسیار عجیب است. تصور کنید اگر Openai از پنج تیم خارجی خواسته است تا به جای اینکه خودشان را بسازند ، رابط های مختلف چتپپ را برای همان مدل اساسی بسازند و به کاربران اجازه دهند هر کدام را که می خواستند انتخاب کنند. یا اگر کانن از پنج شرکت دیگر خواسته بود لنزها را برای بدنهای دوربین خود بسازند. حتی در اکثر پروژه های نرم افزاری منبع باز ، سازمان ها به جای تلاش بیشتر برای هماهنگی چندین پروژه دیگر به خاطر اصول و دید طولانی مدت ، مؤلفه هایی را که به آنها نیاز دارند ، می سازند. اشتراک گذاری

آیا فلسفه تفریق EF کار می کند؟

حال ، آیا فلسفه تفریق آنها واقعاً کار می کند؟آیا EF اهمیت کمتری دارد؟تشخیص این کار دشوار است. چگونه می توانیم پیشرفت آنها در تفریق را اندازه گیری کنیم؟شاید این سازمان بتواند همان معیارهایی را که دیگران برای اندازه گیری اهمیت انجام می دهند ، مانند مقالات مطبوعاتی و رسانه های اجتماعی ، ردیابی کند ، اما هدف این است که آنها را به مرور زمان کاهش دهند. اما معیارهای خوب برای تفریق ساده به نظر نمی رسد ؛تأثیر و تأثیر اقدامات لغزنده برای درک است. برای یک ناظر خارجی ، بخشی از دشواری ارزیابی این امر این است که EF نسبت به خود نسبتاً ساکت می ماند-این به معنای دیگری ایده تفریق گرا است ، اما تجزیه و تحلیل آنها را دشوار می کند. در حالی که EF به طور کلی در جامعه اتریوم مورد احترام است ، برخی از مردمی که من با آنها صحبت کردم با توجه به نقشه راه جاه طلبانه نزدیک مدت آنها ، این عقیده را داشتند که در واقع در حال رشد هستند. یکی از مشارکت کنندگان اصلی که در Consensys کار می کند (که تحقیق و توسعه را انجام می دهد و محصولات و ابزارهای Ethereum را می سازد) خاطرنشان کرد که یک برآمدگی بزرگ از جاه طلبی در سطح پروتکل در اتریوم وجود داشته است ، و این که در حالی که ادغام اخیر باعث کاهش مصرف برق اتریوم بیش از 99. 9 ٪ می شود ، آن را کاهش می دهد. بزرگترین چیز در افق نیست. آنها برنامه های بزرگی برای اجرای افزایش ، Verge ، Purge و البته Splurge دارند - همه پیشرفت های آینده برای بهبود مقیاس پذیری ، پایداری و امنیت زنجیره. اندازه تیم های تحقیق و توسعه در EF قطعاً افزایش یافته است. در حالی که آنها در سال 2021 20 میلیون هزینه خارجی را پرداخت کردند ، آنها 28 میلیون داخلی را هزینه کردند. و واقعاً ، حتی اگر EF از تیم های خارجی بخواهد که کار را انجام دهند ، آنها هنوز هم در هماهنگی بازیکنان مختلف نقش اصلی را ایفا می کنند ، نه اینکه از تأثیر و اهمیت آنها در تأمین بودجه و جهت برای کمکهای مالی در مدار خود استفاده کنند. ساختار اکوسیستم در حال حاضر به جای یک وب توزیع شده به مراتب بیشتر از یک مدل توپی و سخنگوی است: سخنگویان به جای یکدیگر به هاب (EF) وصل می شوند. جاش می گوید که دیدگاه آنها در مورد تفریق نسبی است ، نه یک هدف. EF رشد کرده است ، اما اتریوم به طرز چشمگیری رشد کرده است ، بنابراین آنها به سمت مسائل نسبتاً کمتر گرایش دارند. و حتی اگر درست باشد که EF تأثیر خود را به همان اندازه که می گویند یا امیدوار نیست ، کاهش نداده است ، جاه طلبی بلند مدت تفریق و تلاش های موجود آنها برای اجرای آن ، در حال حاضر اهداف نادر و قابل توجه برای یک سازمان فناوری مرزی استبشریک نکته منفی از تفریق ، تجارت سرعت است. مثلا،

از آنجا که EF از پنج مشتری مختلف لایه اجماع خارجی پشتیبانی می کند ، افراد به جای اینکه به عنوان مدیرانی که در یک فرهنگ واحد و نهادی فعالیت می کنند ، به عنوان هماهنگ کننده احزاب ناهمگن متعدد در پایان می شوند. این کار را کند می کند و فرصتی را برای هرج و مرج و سوء استفاده افزایش می دهد. برخی از سرمایه گذاران سنتی دیگر اظهار داشته اند که EF باید بیشتر شبیه یک شرکت عادی باشد ، به طوری که به جای اینکه "ارزش [Ethereum] را دور کند" ، آنها می توانند "این کار را در یک هیولا بسازند."با این حال ، تفریق ممکن است در دراز مدت سریعتر باشد. یک قول ضمنی وجود دارد که در حالی که EF در حال حاضر کند است ، آنها مجموعه متنوعی از موسسات همپوشانی را که منجر به مقاومت در برابر اکوسیستم و ائتلاف های پایدار می شوند ، در حال رشد هستند. آنها برده نمی شوند ، و تصمیماتی را که باعث می شود آنها توسط تنظیم کننده ها از بین بروند ، یا به عنوان یک شرکت به دلیل درگیری بین فردی شکست می خورند ، یا به همان اندازه مستعد خرابی هستند. نکته مهم این است که یک blockchain عمومی معصوم باشد و قول ضمنی ثبات از EF مردم را به ساختن برنامه های سریعتر در بالای سنگ پایدار فناوری دعوت می کند. اعتماد به نفس فنی صادق است: اتریوم هرگز هک نشده است ، و تا آنجا که هر کسی می تواند بگوید ، به روزرسانی ادغام کاملاً اتفاق افتاده است.

آیا این رویکرد برای سایر سازمان ها مؤثر است؟

سازمان هایی که می خواهند حضور خود را کم کنند و تصمیم گیری را بیرونی کنند ، در همه بخش ها غیر معمول هستند. هدف اعلام شده بشردوستانه این است که تمام پول خود را از بین ببرید تا زمانی که بتوانید ناپدید شوید ، اما این چیزی نیست که در اکثر موارد اتفاق می افتد. این محبوبیت بیشتری پیدا می کند ،-صندوق آینده FTX بدخلقی یک برنامه مجدداً مجدداً داشت ، یک نمونه از یک صندوق که قدرت تصمیم گیری را به افراد خارجی واگذار می کند. و حتی بنیاد گیتس وظیفه دارد ظرف 20 سال از مرگ بیل و ملیندا تمام پول خود را خرج کند.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 27 تاريخ : شنبه 3 تير 1402 ساعت: :