تعمیق جهانی شدن اقتصادی نتیجه افزایش سریع تجارت جهانی و جریان سرمایه گذاری بوده است. قبل از بحران مالی جهانی در سال 2008، تجارت جهانی معمولاً با سرعت دو برابر رشد تولید ناخالص داخلی جهانی رشد می کرد، که تجارت جهانی را به "موتور" رشد اقتصادی جهان تبدیل کرده است. در این میان، پیوندهای نزدیک تر بین تجارت و سرمایه گذاری نیز باعث شده است که این دو حوزه هر چه بیشتر از یکدیگر تفکیک ناپذیر شوند و پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان یک لحظه راهگشا برای تجارت جهانی و جریان های سرمایه گذاری است.. جابجایی جهانی شبکه های تولید توسط شرکت های چندملیتی و نقش چین به عنوان یک مرکز تولید جهانی منجر به تغییر چشمگیر جهت جریان تجارت و سرمایه گذاری شده است. با این حال، با ورود اقتصاد جهانی به دوران پس از بحران و تحولات اقتصادی داخلی چین، چنین الگوهای تجارت و سرمایه گذاری دیگر نمی تواند پایدار بماند. آنچه مهمتر است، قدرت دگرگون کننده و مخرب نشان داده شده توسط فناوری های جدید، مبادله فراملی کالا و خدمات را به طور اساسی تغییر داده است. تأمل در شیوه ها و قوانین مربوط به تجارت جهانی و سرمایه گذاری برای آینده به شدت مورد نیاز بوده است.
تغییر ماهیت و الگوی تجارت جهانی
الگوی تجارت بین المللی در جهان امروز از دوران تجارت کالا در قرن بیستم ، به دوران تجارت و دیجیتالی شدن خدمات در قرن بیست و یکم ، به ویژه از نظر شیوه هایی که تجارت در مرزها می گذرد ، به طرز چشمگیری تغییر کرده است. و این چالش های بزرگی را برای ایده های سنتی ، هنجارها و قوانین مربوط به تجارت و سرمایه گذاری بین المللی به ارمغان آورده است. فقط با نگاهی به تجارت در خدمات ، هنگامی که توافق نامه عمومی تجارت در خدمات (GATS) در سال 1994 به مرحله اجرا درآمد ، یکی از چهار نحوه تجارت در خدمات ، "ارائه خدمات مرزی" بسیار داده نشده استتوجهاکنون این یک حالت مهم در ارائه خدمات در تجارت جهانی است. براساس آمار وزارت بازرگانی ایالات متحده ، در سال 2014 خدمات دیجیتالی ارائه شده بیش از نیمی از تجارت ایالات متحده در خدمات را به خود اختصاص داده است. 1 دیجیتالی شدن تجارت بین المللی فرصت ها و پتانسیل های بسیار خوبی را برای ما فراهم کرده است. با این حال ، در این میان ، چالش های بزرگی را برای درک سنتی و مفاهیم مربوط به مسائل تجاری به وجود می آورد ، همانطور که در بسیاری از توافق نامه های WTO نشان داده شده است ، با توافق کلی در مورد تعرفه ها و تجارت (GATT) که تجارت کالاهای تجاری را که عمدتاً مربوط به تعرفه های مرزی ، هزینه ها و اقدامات انجام شده توسط آن استکشورهای واردات محصول. اکنون تمرکز به حوزه های خط مشی فراتر از مرزها تغییر یافته است ، که معمولاً در دسته زمینه های شماره "WTO-Plus" مانند سرمایه گذاری ، سیاست رقابت ، تهیه دولت ، استانداردهای کار و تجارت الکترونیکی قرار می گیرند. 2 در بسیاری از موارد ، تکامل فناوری ، تمایز بین محصولات وارداتی و تولید داخلی را دشوار کرده است ، به عنوان مثال استفاده از چاپگرهای سه بعدی برای تولید محصولات. این امر همچنین سیستم آماری فعلی مورد استفاده در اندازه گیری حجم تجارت بین المللی را زیر سوال برده است. نیاز به محاسبه صحیح جریان تجارت در عصر دیجیتال نیازهای فزاینده ای وجود دارد تا ما را از روند کلی جریان تجارت بهتر آگاه کنیم.
جذابیت های تازه یافت شده از توافق نامه های سرمایه گذاری
با گذشت تجارت بیشتر و بیشتر از مرزها ، مذاکرات تجاری نیز باید با قوانین مربوطه که در مورد وضعیت جدید اعمال می شود ، پیگیری کند. این امر باید بیشتر به قوانین و مقررات داخلی توجه کند ، با دسترسی به بازار و قوانین داخلی به موضوع اولویت ای تبدیل می شود که در مذاکرات تجارت و سرمایه گذاری مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین قوانین سرمایه گذاری با نوع خاصی از زندگی جدید تزریق شده است. همانطور که UNCTAD نشان می دهد ، "قوانین و مقررات سرمایه گذاری طراحی شده برای اقتصاد فیزیکی ممکن است با توجه به مدلهای جدید تجارت دیجیتال مورد بررسی قرار گیرد. این بیشتر در بخش هایی مانند خرده فروشی ، رسانه و امور مالی مصرف کننده بسیار مهم است. "3 یک نمونه بارز ، تمرکز بحث و مباحث در رابطه با مذاکره در مورد تجارت و مشارکت سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا است. این یک فرایند تبدیل شده است که برای دستیابی به هماهنگی مقررات داخلی و قوانین برای دو اقتصاد اصلی ، با بحث و گفتگوهای پیرامون درج ارائه تسویه حساب اختلافات در دولت سرمایه گذار در پیش نویس توافق نامه به طور غیر منتظره به یک نقطه جوش می رسد. ملاحظات موجود در چنین مباحثی با ترس از دخالت ناخواسته افراد غیرقانونی شخص ثالث در سیاست گذاری مقامات داخلی به خوبی نشان داده شده است.
تغییر چشم انداز سیاسی برای قوانین جهانی حاکم بر تجارت و سرمایه گذاری
در سطح بین المللی ، سیستم تجارت چند جانبه با مشکلات زیادی در پیشبرد دورهای جدید مذاکرات توافق نامه تجارت روبرو است. یکی از دلایل عدم پیشرفت در تفاوت های اساسی در بین گروه های مختلف تجاری ، از جمله نقش نوظهور کشورهای در حال توسعه با درآمد متوسط مانند چین ، هند و برزیل نهفته است. برای اکثر کشورهای در حال توسعه ، احساس ناامیدی ناشی از دستاوردهای اندک در دستور کار توسعه دوحه وجود داشته است ، که به عنوان مزایای متقابل توسط کشورهای توسعه یافته برای حمایت از آنها در تأسیس WTO در نظر گرفته شده است. از منظر کشورهای در حال توسعه ، فوری ترین نیاز این است که به طور کامل رفتار بدون تعرفه به تعرفه به آن کشورهای کم توسعه داده شده را به طور کامل اعطا کنید تا از مزایای تجارت در ارتقاء روند صنعتی شدن در آن کشورها استفاده خوبی داشته باشد. این امر در تحقق اهداف کاهش فقر بسیار مهم بوده است. کشورهای در حال توسعه همچنین اصرار دارند که شیوه های فعلی مبتنی بر تلافی و یکنواختی را برای دستیابی به توافق نامه های تجاری جدید در WTO حفظ کنند ، که ممکن است این کشورها را در مذاکرات تجاری بیشتر کند. به طور کلی ، در سطح جهانی ، روند مذاکره چند جانبه تجارت با تنگناهای خاصی روبرو شده است که توسعه سریع آن را محدود می کند ، که در آینده نزدیک نشانه کمی از تسکین را نشان داده است. این امر باعث شده تا تغییر تمرکز به مذاکرات تجاری منطقه ای ، زیر منطقه ای ، مگا منطقه ای یا دو جانبه توسط اقتصادهای بزرگ و اختیارات تجاری در جهان انجام شود.
در سطح داخلی ، مزایای تجارت آزاد به طور مساوی در بخش ها و کشورها توزیع نشده است. در واقع ، برخی از بخش های غیرمستقیم و بخش های محروم در روند افتتاح بازارها و واردات محصولات رقیب متحمل ضرر شده اند. پویایی سیاسی در پشت محاسبه مزایا و خسارات باعث افزایش موج تحرکات سیاسی در برابر تجارت آزاد و جهانی شدن شده است ، در حالی که دولت های بیشتری سیاست هایی را نشان می دهند که منعکس کننده تفکر پوپولیستی و حمایت گرایانه تر هستند.
چشم انداز روابط اقتصادی دو جانبه ایالات متحده و چین
از آنجا که دو اقتصاد بزرگ جهان ، چین و ایالات متحده در چرخه های مختلف اقتصادی و سیاسی قرار دارند. چین وارد مرحله تغییر از رشد پر سرعت به رشد متوسط و همچنین تحول ساختاری اقتصاد خود شده است. در مقابل ، به نظر می رسد ایالات متحده وارد مرحله دیگری از رشد قوی پس ازکیز شده است. با این وجود ، دلهره اخیر دولت ترامپ در پیشبرد برنامه سیاست اقتصادی خود ، جامعه تجارت را در مورد اینکه آیا دولت فعلی ایالات متحده و کنگره تحت کنترل جمهوری خواهان واقعاً می توانند مالیات طرفدار بازار ، بودجه و اصلاحات نظارتی را همانطور که وعده داده شده است ، شک و تردید کرده است. در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری. عدم قطعیت سیاست به یکی از مهمترین عوامل با پتانسیل بزرگ برای بی ثبات کردن اقتصاد جهانی و همچنین چین و ایالات متحده تبدیل شده است. روابط اقتصادیدر طول جلسه مار-لا-لاگو بین رئیس جمهور XI و رئیس جمهور ترامپ ، هر دو کشور موافقت می کنند "یک برنامه صد روز" را برای نظارت بر مسائل اقتصادی و تجاری در روابط دو جانبه و رفع عدم تعادل موجود در تجارت آغاز کنند. با این حال ، با بررسی های اخیر امنیت ملی که در بخش های فولادی و آلومینیومی انجام شده است ، مشخص شده است که دولت ایالات متحده یک سیاست مداخله گرای سنگین را برای محافظت از برخی از بخش های تولید داخلی از رقابت بین المللی ترجیح می دهد. اصطکاک مکرر تجارت در بین اقتصادهای مهم ممکن است سناریوی قابل قبول تر در آینده نزدیک باشد. برای مدیریت بهتر چنین روابط اقتصادی دو جانبه بسیار مهم ، باید موضوعات مفهومی و نهادی زیر را بیشتر توضیح دهیم و به آن بپردازیم.
تصورات غلط از متقابل و بازپرداخت تجارت
از زمان بحران مالی جهانی 2008 ، تعادل مجدد به یک موضوع اصلی در چین و ایالات متحده تبدیل شده است. روابط اقتصادی دو جانبه ، با عدم تعادل عظیم تجارت و صرفه جویی در پس انداز اقتصادهای آسیا در بازارهای سرمایه ایالات متحده ، اغلب به عنوان یکی از دلایلی که باعث بحران مالی می شود ، مقصر است. در این میان ، مفهوم دیگری هم در سیاست های ایالات متحده و هم در محافل تجاری ، یعنی متقابل در روابط اقتصادی و تجاری دو جانبه ، شیوع بیشتری پیدا کرده است. استدلال اصلی آن در قربانی شدن ایالات متحده به عنوان یک حزب بازنده در روابط اقتصادی دو جانبه با امتیازات آن است که باعث شد با مزایای متقابل طرف چینی پاداش نگیرد. عمدتا دو مظاهر از این وجود دارد. یکی عمدتاً از نظرات مقامات ارشد دولت ترامپ که وسواس کسری تجاری ایالات متحده با شرکای اصلی تجاری خود دارند ، گرفته شده است. یکی دیگر از سیاست های داخلی چین در مورد دسترسی به بازار ، تحریک نوآوری و غیره است. شرکت های چند ملیتی از ایالات متحده و اروپا معمولاً شکایت می کنند که مشاغل آنها در بازار چین رفتار مساوی دریافت نکرده است ، با بازارهای آمریکایی و اروپا کاملاً برای شرکت های چینی باز استبشربا این حال ، دقیقاً همانطور که آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در پاسخ به انتقادات دولت ترامپ مبنی بر مازاد تجارت آلمان با ایالات متحده گفته است: "این واقعیت که ما 10 برابر سرمایه گذاری مستقیم از آلمان در ایالات متحده داریم تا سرمایه گذاری آمریکا در آلمان وجود دارد. البتهبشربشرتأثیر جدی در بسیاری از مشاغل ایجاد شده است. "4 مورد مشابه در بازار چین نیز با بسیاری از بخش های صنعتی و بازار کالاهای مصرفی که تحت سلطه مارک های شرکت های چند ملیتی از ایالات متحده و اتحادیه اروپا است ، اتفاق می افتد. این نوع وضعیت انحصار غالباً توسط افرادی که طرفدار متقابل در روابط دو جانبه هستند ، نادیده گرفته شده است. شاید ما باید به تئوری اساسی اقتصادی مزیت مقایسه ای برگردیم و بر اساس مصالحه ای که از طریق مذاکرات دو جانبه حاصل می شود ، سازگار های بعدی را انجام دهیم. هرگونه تصور نادرست از نظر متقابل یا عدم تعادل تجارت فقط می تواند باعث ایجاد اختلال ناعادلانه در همکاری های اقتصادی دو جانبه پایدار و پایدار شود.
ایجاد موسسه در روابط اقتصادی دو جانبه
با چین جدید-ایالات متحده. گفتگوی جامع اقتصادی که شکل می گیرد ، از نظر روابط اقتصادی دو جانبه و اختلافات تجاری پیش بینی بیشتری خواهد بود. برای حفظ پایدارتر و پایدارتر در روابط اقتصادی و تجاری ، چین و ایالات متحده باید با کار ناتمام خود در مورد مذاکره پیمان سرمایه گذاری دو جانبه (بیت) ادامه دهند. در طول دولت اوباما ، هر دو دولت مذاکرات و مذاکرات طولانی را در مورد بیت انجام دادند ، با مفاهیم اصلی "لیست منفی" و "درمان ملی از پیش تأسیس" که توسط هر دو طرف پذیرفته شده است. به این ترتیب ، نگرانی های عمده و نقاط فلش در روابط اقتصادی دو جانبه با دسترسی به بازار و مقررات داخلی در هسته این روند مذاکره مورد بررسی قرار گرفته است. دقیقاً همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، چنین پیمان سرمایه گذاری در واقع برخی از جنبه های نقش توافق نامه تجارت را به خود اختصاص داده است. دستاوردهای انجام شده در مذاکرات بیت می تواند پایه و اساس کاملی را فراهم کند و فرصتی عالی برای راه اندازی مذاکره کامل و جامع در مورد توافق نامه تجارت آزاد دو جانبه است. فقط از طریق تمهیدات نهادی و حقوقی می توان عدم اطمینان و بی ثباتی بالقوه در روابط دو جانبه اقتصادی و تجاری را به طور کامل مورد بررسی قرار داد ، که این امر برای رشد اقتصادی و پایدار اقتصادی نیز از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.
به طور خلاصه ، اقتصاد جهانی در حال تحولات بزرگی است که دو اقتصاد اصلی برتر پیشرو و تأثیرگذاری بر روند تغییر تولید جهانی ، تجارت و سرمایه گذاری را بر عهده دارند. یک رابطه اقتصادی دو جانبه پایدار نیز برای چین و ایالات متحده در معرض خطر است. همکاری های احتمالی آینده و ترتیب نهادی بین دو کشور ، چشم انداز و چارچوب سیستم اقتصادی جهانی را شکل می دهد. چنین درجه بالایی از وابستگی متقابل و اثرات سرریز هرگز نباید با منافع سیاسی پارتیزان کوتاه بینانه به خطر بیفتد.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 30
تاريخ : شنبه
31 تير
1402 ساعت: :