غلظت کورتیزول مو به عنوان نشانگر بیش فعالی محور HPA در معرض خطر روان پریشی

ساخت وبلاگ

بیش فعالی مزمن محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) فرض بر این است که یک شاخص مهم آسیب پذیری برای روان پریشی است. علیرغم تحقیقات قابل توجه در مورد این موضوع ، منشأ اجتماعی مطرح بیش فعالی محور HPA تاکنون مورد توجه کمی در ادبیات قرار گرفته است. همچنین ، ناسازگاری یافته های قبلی خواستار روش های جدید و قابل اعتماد در ارزیابی فعال سازی محور HPA است. برای پرداختن به این مسائل ، ما از غلظت کورتیزول مو به عنوان شاخص فعال سازی محور مزمن HPA در شرکت کنندگان در معرض خطر روان پریشی استفاده کردیم (خطر بالینی: N = 43 ، خطر خانوادگی: N = 32) و کنترل های کم خطر (35 نفر)، و رابطه آن را با انواع استرس زا های اجتماعی ارزیابی کرد. ما همچنین اثر متقابل بین عوامل استرس زا اجتماعی و وضعیت خطر خانوادگی بر غلظت کورتیزول مو (تجزیه و تحلیل اعتدال) را آزمایش کردیم. شرکت کنندگان در معرض خطر بالا برای روانپزشکی غلظت کورتیزول مو به طور قابل توجهی بالاتر از کنترل های کم خطر نشان ندادند. با این حال ، عوامل استرس زا شدید اجتماعی (تجربیات کودک آزاری ، حوادث آسیب زا) غلظت کورتیزول مو را در کل نمونه پیش بینی کرد. این رابطه با وضعیت خطر خانوادگی (به عنوان نشانگر خطر ژنتیکی) به طور قابل توجهی تعدیل نشده است. نتایج این فرض را به چالش می کشد که بیش فعالی محور HPA یک شاخص آسیب پذیری اولیه برای روانپزشکی است اما این احتمال را ایجاد می کند که فقط در مراحل خطر شدیدتر تجلی یابد. علاوه بر این ، یافته ها نشان می دهد که تجربیات به دست آمده در ظهور بیش فعالی محور HPA ، که ممکن است از طریق یک همبستگی ژن و محیط به جای از طریق تعامل ژن و محیط ایجاد شود ، کمک می کند.

معرفی

به طور کلی توافق بر این است که استرس نقشی اساسی در علت شناسی روان پریشی ایفا می کند (به عنوان مثال، لینکلن و همکاران، 2015؛ ون وینکل و همکاران، 2008؛ واکر و همکاران، 2008). با این وجود، سوالاتی در مورد فرآیندهایی که واسطه ارتباط بین قرار گرفتن در معرض استرس و تشدید علائم روان پریشی هستند، باقی می ماند. در رابطه با این سوال، محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) به عنوان یکی از سیستم های اصلی پاسخ به استرس فیزیولوژیکی، در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است و بیش فعالی بالقوه این سیستم به عنوان یک عامل مهم پیشنهاد شده است. شاخص آسیب پذیری در روان پریشی (واکر و همکاران، 2008؛ واکر و دیفوریو، 1997). افزایش شواهد تجربی بیش فعال سازی مزمن محور HPA را در بیماران مبتلا به اختلالات روان پریشی تایید می کند (Pruessner et al., 2017). با این حال، باید بررسی شود که آیا بیش فعال سازی محور HPA در افراد در معرض خطر روان پریشی نیز وجود دارد یا خیر. علاوه بر این، تحقیقات بیشتری برای روشن شدن منشأ آن مورد نیاز است.

به منظور مشخص کردن اینکه بیش فعالی محور HPA یک شاخص آسیب پذیری برای روان پریشی است ، مفید خواهد بود که نشان دهیم که نه تنها در بیماران مبتلا به روانی آشکار وجود دارد بلکه در گروه هایی نیز در معرض خطر روان پریشی وجود دارد. حالات خطر برای ایجاد روانپزشکی معمولاً توسط چندین ویژگی تعریف می شود (Keshavan و همکاران ، 2011): یکی وجود تجربیات مانند روانی است که به عنوان ریسک بالینی نامیده می شود (Linscott and Van OS ، 2013). مورد دیگر رابطه خانوادگی با یک فرد مبتلا است که معمولاً به عنوان خطر ژنتیکی یا خانوادگی گفته می شود (به عنوان مثال ، سالیوان و همکاران ، 2003 ؛ تاندون و همکاران ، 2008). شاخص های مشخصه بیش فعالی محور مزمن HPA ، سطح هورمونی بالا هستند (به عنوان مثال ، کورتیزول ؛ سطح پایه تک یا سطح روزانه به طور مکرر اندازه گیری شده) یا تغییرات ساختاری در مغز (به عنوان مثال ، بزرگ شدن غده هیپوفیز یا کاهش حجم هیپوکامپ). در گروه های خطر بالینی و همچنین خانوادگی ، مطالعات نشان داده اند که سطح کورتیزول پایه بالا (به عنوان مثال ، کارول و میتال ، 2015 ؛ Collip et al. ، 2011 ؛ Walker et al. ، 2013 ؛ Yildirim et al. ، 2011) ، حجم هیپوکامپ کوچکتر(به عنوان مثال ، وود و همکاران ، 2010 ؛ ون ERP و همکاران ، 2004) و غدد بزرگتر هیپوفیز (به عنوان مثال ، Mondelli و همکاران ، 2008 ؛ Takahashi و همکاران ، 2013) در مقایسه با گروه های کنترل. با این حال ، اگرچه این مطالعات به بیش فعالی محور HPA مزمن در گروه های در معرض خطر برای روانپزشکی اشاره دارد ، اما نتایج متناقضی نیز وجود دارد که هیچ تفاوتی بین گروه ها و کنترل های در معرض خطر نشان نمی دهد (به عنوان مثال ، Day et al. ، 2014 ؛ شاه و همکاران.، 2015) یا حتی نشانگر فشار خون (حجم هیپوفیز کوچکتر در افراد مرد یک گروه در معرض خطر است ؛ رومو-ناوا و همکاران ، 2013).

ناسازگاری یافته های مربوط به فعال سازی محور مزمن HPA در هر دو نمونه در معرض خطر بالینی و خانوادگی (Pruessner و همکاران ، 2017) ممکن است ناشی از مضرات روش شناختی روشهای سنتی ارزیابی محور HPA باشد. برخی از آنها مستعد تأثیرات موقعیتی هستند (به عنوان مثال ، سطح کورتیزول پایه) برخی دیگر اقدامات نسبتاً غیرمستقیم ترشح هورمون طولانی مدت (یعنی شاخص های ساختاری) را تشکیل می دهند. یک شاخص نسبتاً جدید از فعال سازی محور HPA مزمن ، کورتیزول موجود در موهای پوست سر ، ممکن است بر برخی از این مضرات غلبه کند زیرا این امکان را می دهد تا به طور گذشته نگر در طی چند ماه به تحقیق در مورد ترشح کورتیزول بپردازد. در دهه گذشته ، شواهدی در مورد اعتبار روش ها (به عنوان مثال ، Kirschbaum و همکاران ، 2009 ؛ تامسون و همکاران ، 2010 ؛ شورت و همکاران ، 2016) و قابلیت اطمینان (کوتاه و همکاران ، 2016 ؛ استالدر و همکاران ،2012) انباشته شده است ، و آن را به یک اندازه گیری امیدوارکننده از ترشح کورتیزول تجمعی طولانی مدت که نشان دهنده فعال سازی محور HPA مزمن است ، ارائه می دهد.

علاوه بر این ، سؤالاتی در مورد منشأ بیش فعالی محور HPA ایجاد می شود. به طور متداول ، فعال سازی محور HPA توسط عوامل استرس زا در نظر گرفته می شود (به عنوان مثال ، Chrousos ، 2009). شواهد چندگانه نشان می دهد که عوامل استرس زا اجتماعی ، مانند کودک آزاری ، مهاجرت ، زورگویی و وضعیت اقتصادی اقتصادی پایین با وضعیت خطر روانی بالا همراه است (به عنوان مثال ، Fusar-Poli و همکاران ، 2017 ؛ Jaya and Lincoln ، 2016). مستقل از روانپزشکی ، این نوع استرس زا ها همچنین با افزایش سطح کورتیزول همراه است (به عنوان مثال ، گونزلز-کابرا و همکاران ، 2017 ؛ جکسون و همکاران ، 2016 ؛ اسكیرس و همكاران ، 2012). علاوه بر این ، شواهد اولیه برای ارتباط بین استرس زا های اجتماعی و سطح کورتیزول در روان پریشی (Read et al. ، 2014) و در نمونه های در معرض خطر وجود دارد (کالن و همکاران ، 2015 ، کالن و همکاران ، 2014 ؛ لاباد و همکاران.، 2015 ؛ تامپسون و همکاران ، 2007). با این حال ، بیشتر مطالعات در مورد فعال سازی محور HPA در افراد در معرض خطر روانپزشکی یا به هیچ وجه استرسیدهای اجتماعی گذشته را ارزیابی نکرده اند ، یا در غیر این صورت تعداد بسیار محدودی از عوامل استرس زا اجتماعی را ارزیابی کرده اند. بنابراین ، شواهد بیشتری در مورد رابطه بین طیف گسترده ای از عوامل استرس زا اجتماعی و فعال سازی محور مزمن HPA در افراد در معرض خطر روان پریشی لازم است.

یافته های مربوط به بیش فعالی محور HPA در خطر خانوادگی برای روانپزشکی نشان می دهد که عوامل ژنتیکی نیز در این شاخص آسیب پذیری نقش دارند. این دیدگاه توسط شواهد آزمایشی نشان می دهد که برخی از پلی مورفیسم ژنتیکی درگیر در فعال سازی محور HPA با روانپزشکی همراه است (شاتزبرگ و همکاران ، 2014 ؛ استین و همکاران ، 2010). از این رو ، به نظر می رسد که هر دو عوامل ژنتیکی و اجتماعی بر بیش فعالی محور HPA تأثیر می گذارند. در راستای یک مفهوم آسیب پذیری استرس ، تصور می شود که ترکیبی از تأثیرات ژنتیکی و اجتماعی تأثیر حتی بیشتر در بیش فعالی محور HPA را نسبت به هر یک از عوامل به تنهایی توضیح می دهد. این فرض با مطالعات نشان می دهد که تأثیر قرار گرفتن در معرض استرس در فعال سازی محور HPA در افراد با خطر ژنتیکی برای روانپزشکی در مقایسه با گروه شاهد قوی تر است (Aas et al. ، 2013 ، Aas et al. ، 2014 ؛ Collip et al. 2011 ؛ کالن و همکاران ، 2015). با این حال ، فقط مطالعات کمی در مورد این موضوع وجود دارد و اینها عمدتاً بر تأثیر ناسازگاری های کودکی متمرکز شده اند.

برای تأیید و گسترش تحقیقات قبلی که نشان داد بیش فعالی محور HPA مزمن در افراد در معرض خطر روانپزشکی است ، ما از غلظت کورتیزول مو به عنوان یک روش جدید استفاده کردیم. ما غلظت کورتیزول مو را در گروه های خطر بالینی و خانوادگی با گروه های کنترل کم خطر مقایسه کردیم و میزان قرار گرفتن در معرض قبلی در طیف گسترده ای از استرس زا های اجتماعی ، از جمله تجربیات کودک آزاری ، تروما ، مهاجرت ، زورگویی ، استراسیسم ، وابستگی به گروه اقلیت ، ارزیابی کردیم. تبعیض ، محرومیت اقتصادی و اجتماعی و تضعیف اجتماعی. ما انتظار داشتیم (1) شرکت کنندگان در معرض خطر بالینی و خانوادگی برای روانپزشکی غلظت بالای کورتیزول مو را در مقایسه با یک گروه کنترل کم خطر نشان دهند. علاوه بر این ، ما فرض کردیم که (2) استرس زا اجتماعی غلظت کورتیزول مو را پیش بینی می کند و (3) وضعیت خطر خانوادگی باعث تعدیل این ارتباط می شود. به طور خاص ، ما انتظار داشتیم که شرکت کنندگان در معرض خطر خانوادگی برای روانپزشکی ارتباط قوی تری بین استرس زا های اجتماعی و غلظت کورتیزول مو نسبت به شرکت کنندگان در کنترل کم خطر نشان دهند.

قطعه قطعه

شركت كنندگان

ما اندازه نمونه مورد نیاز را برای ANOVA یک طرفه با دو گروه و تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه با G ∗ Power 3. 1. 9. 2 تخمین زدیم (Faul et al. ، 2009). محاسبه برای قدرت 0. 90 ، α = 0. 05 و اندازه اثر متوسط تا بزرگ (35/0 = f) انجام شد. این حداقل اندازه نمونه از n = 88 برای ANOVA یک طرفه ، که برای تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه برنامه ریزی شده نیز کافی است.

سه گروه مختلف برای مطالعه ، یک گروه خطر خانوادگی (FR ، 32 نفر) ، یک خطر بالینی استخدام شدند.

آمار توصیفی و تحلیل های اولیه

مشخصات دموگرافیک نمونه ها در جدول 1 نشان داده شده است. در نمونه CR ، 13 شرکت کننده در حال حاضر معیارهای یک یا بیش از یک اختلال روانی را رعایت کرده اند (اختلالات افسردگی: N = 6 ، اختلالات دو قطبی: n = 2 ؛ هراس اجتماعی: n = 2، هیپوکندری: n = 1 ، فوبیاهای خاص: n = 4 ؛ bulimia nervosa: n = 1). در میان نمونه FR ، هفت شرکت کننده معیارهای یک اختلال روانی را رعایت کردند (اختلالات افسردگی: N = 5 ؛ فوبیای خاص: n = 2 ، اختلالات دو قطبی: n = 1). جدول 2 نشان می دهد

بحث

به دانش ما ، این مطالعه اولین کسی بود که فعال سازی محور HPA طولانی مدت را با استفاده از غلظت کورتیزول مو در گروه های در معرض خطر برای روان پریشی بررسی کرد. ما شواهد پایدار برای بیش فعالی محور HPA مزمن در شرکت کنندگان در معرض خطر روان پریشی پیدا نکردیم. این با انتظارات ما بر اساس فرضیات نظری (واکر و دیفوریو ، 1997 ؛ واکر و همکاران ، 2008) و با یافته های مطالعات قبلی در گروه های در معرض خطر برای روانپزشکی ، نشان دهنده پایه بالاتر است.

اعلام علاقه رقیب

هیچ یک از نویسندگان هیچ تضاد منافع ندارند.

تصدیق

ما می خواهیم از همه شرکت کنندگان بخاطر مشارکت آنها تشکر کنیم. علاوه بر این ، ما می خواهیم از دانش آموزانی که در جمع آوری داده ها مشارکت داشتند تشکر کنیم.

مشارکت کنندگان

E. Söder و T. M. Lincoln این مطالعه را طراحی کردند. E. Söder مسئول جمع آوری داده ها ، تجزیه و تحلیل داده ها و نوشتن اولین پیش نویس نسخه خطی بود. A. Clamor تجزیه و تحلیل داده ها را کنترل کرد. همه نویسندگان در تفسیر داده ها نقش داشتند. به همین ترتیب ، همه نویسندگان در نسخه خطی نقش داشته و نسخه نهایی را تصویب کرده اند.

منابع مالی

نویسندگان بودجه خارجی برای این مطالعه دریافت نکردند. هزینه های مرتبط با جبران شرکت کنندگان و تجزیه و تحلیل داده ها توسط گروه روانشناسی بالینی و روان درمانی Universität Hamburg تحت پوشش قرار گرفت.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 60 تاريخ : شنبه 31 تير 1402 ساعت: :