بازار سهام بخش و رشد اقتصادی NEXUS: شواهد تجربی از اندونزی

ساخت وبلاگ

권호 표지

این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل رابطه علیت بین بورس اوراق بهادار بخش (بخش های کشاورزی ، مالی ، صنعتی و معدن) و رشد اقتصادی در کوتاه مدت و بلند مدت و همچنین تجزیه و تحلیل اینکه آیا انواع مشابهی دارد یا خیر. داده های مورد استفاده داده های سری زمانی سه ماهه (سه ماهه اول 2009 تا چهارم 2019) است. برای تعیین رابطه علیت ، این مطالعه یک آزمون علیت متغیر و چند متغیره را انجام می دهد. نتایج آزمایش علیت گرنجر متفاوت نشان می دهد که فقط یک رابطه یک طرفه وجود دارد ، جایی که رشد اقتصادی بخش کشاورزی بر سهام آن تأثیر می گذارد. یک رابطه یک طرفه نیز در سهام بخش صنعت رخ می دهد که تأثیر آن در رشد اقتصادی است. آزمون علیت چند متغیره نشان می دهد که رشد اقتصادی بخش کشاورزی دارای یک رابطه علیت دو طرفه است و همچنین بین بخش صنعت و بازارهای سهام بخش مالی نیز وجود دارد. رابطه علیت دو طرفه بین بازار سهام و رشد اقتصادی بخش همگرایی به سمت تعادل بلند مدت است. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که دولت از طریق اداره خدمات مالی و بورس اوراق بهادار اندونزی باید به عنوان حامی اقتصاد ملی ، ثبات را در بورس سهام حفظ کند.

کلید واژه ها

  • بازارهای سهام بخش ؛
  • رشد اقتصادی؛
  • علیت چند متغیره

1. معرفی

نقش بازارهای مالی یک عامل اصلی توسعه در تولید رشد اقتصادی قوی است زیرا این بخش با منحرف کردن وجوه مالی از غیر تولیدی به مصارف تولیدی ، به کارآیی اقتصادی کمک می کند (Durusu-Ciftci و همکاران ، 2017). سازگار با شوپتر (1934) است که اظهار داشت یکی از مهمترین مزایای نوآوری سهم آن در رشد اقتصادی است. به عبارت ساده ، نوآوری می تواند منجر به بهره وری بالاتر شود ، به این معنی که همان ورودی (صندوق های سرمایه گذاری) تولید بیشتری را ایجاد می کند. تئوری توسعه توسط شوپتر (1934) نقش مهمی را به کارآفرین و نوآوری های معرفی شده توسط وی در روند توسعه اقتصادی اختصاص می دهد. علاوه بر این ، گلداسمیت (1969) ، مک کینون (1973) و شاو (1973) نیز ثابت کردند که توسعه مالی تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارد. به طور کلی ، بازار سرمایه تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارد (علی و فی ، 2016). بر اساس نظریه فوق ، وجود بازارهای مالی نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می کند زیرا می تواند بسیج پس انداز در اقتصاد را ترغیب کند و آن را به سرمایه مفید و تولیدی تبدیل کند. بنابراین ، هنگامی که اقتصاد رشد می کند ، مازاد ایجاد می کند و باعث رشد در بخش مالی می شود. بنابراین ، جهت علیت بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی مبهم و برای بررسی تجربی باز است (Pan & Mishra ، 2018). نمونه ای از بازار مالی بازار سهام در اندونزی و توسعه آن است.

متوسط سرمایه سهام سهام تولید ناخالص داخلی اندونزی در سال 2019 45. 9 ٪ بود. این مقدار در مقایسه با ارزش سال گذشته که در سال 2018 47. 3 ٪ بود ، کاهش یافته است. میانگین سرمایه بازار سهام تولید ناخالص داخلی اندونزی از سال 2010 تا 2019 46. 8 ٪ بود. جایی که بالاترین رقم در سال 2017 51. 9 ٪ و کمترین میزان در سال 2015 42. 3 ٪ بود (Kompas ، 2009).

در طول بحران اقتصادی که در سال 1997 رخ داد ، دولت اندونزی سیاست آزادسازی مالکیت سرمایه گذاری خارجی را با حداکثر 49 ٪ از کل سهام به 100 ٪ از کل سهام تنظیم کرد. این در حکم وزیر دارایی شماره 455/کیلومتر. 01/1997 در مورد خرید سهام توسط سرمایه گذاران خارجی از طریق بازار سرمایه (4 سپتامبر 1997) بیان شده است. این آیین نامه مقررات مربوط به محدودیت های خرید سهام توسط سرمایه گذاران خارجی را از طریق بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار تنظیم می کند ، همانطور که در حکم وزیر دارایی شماره 1055 / kmk. 013 / 1989 تنظیم شده است. این سیاست تا حد زیادی بر سرمایه گذاری خارجی در سرمایه اندونزی تأثیر می گذارد. بازار و می تواند بر بازارهای سرمایه سایر کشورها تأثیر بگذارد.

عملکرد سهام بورس اوراق بهادار اندونزی (IDX) شاخص قیمت سهام کامپوزیت (IHSG) در طول سال 2008 به عنوان یک سال دستاورد و همچنین یک سال کاهش ثبت شد. CI یک بار بالاترین رکورد را در 9 ژانویه 2008 در سطح 2 ، 830 ، 263 ثبت کرد. این امر به دنبال افزایش قیمت سهم معدن پس از افزایش قیمت های جهانی نفت انجام شد. با این حال ، با ورود به سه ماهه چهارم سال 2008 در اوایل ماه اکتبر ، JCI به دلیل بحران مالی جهانی و پرونده پیش فرض سهام گروه Bakrie ، افت قابل توجهی را تجربه کرد. در اوج خود ، در 8 اکتبر 2008 ، JCI با 10. 38 درصد تصحیح شد تا به سطح 1 ، 451 ، 669 برسد. JCI در پایین ترین موقعیت خود در سطح 1 ، 111 ، 390 در 28 اکتبر 2008 قرار داشت. IDX را وادار کرد که معاملات سهام را در همه بازارها به حالت تعلیق درآورد (Kompas ، 2009).

در اوایل سال 2009 ، معاملات سهام در بورس اوراق بهادار اندونزی افزایش یافته است که با افزایش مداوم JCI مشخص شده است. این نشان می دهد که مردم علاقه مند به سرمایه گذاری در بازار سرمایه هستند. تحولات بازار سرمایه در این دوره رشد منصفانه ای را نشان داد ، همانطور که در توسعه نسبتاً پایدار شاخص قیمت سهام کامپوزیت (IHSG) منعکس شده است.

افزایش IHSG در بازار سرمایه می تواند سرمایه گذاری را تحریک کند ، به طوری که تأثیر آن در افزایش تجمع سرمایه داخلی و تقویت اقتصاد ملی تأثیر دارد. البته سرمایه به دست آمده از بازار سرمایه می تواند سرمایه در کشور را افزایش دهد (Ngare ، 2014). بنابراین ، افزایش سرمایه داخلی می تواند باعث افزایش تولید ملی و تشویق رشد اقتصادی شود. علاوه بر این ، نقش توسعه مالی در رشد اقتصادی با استفاده از نظریه رشد نئوکلاسیک پدید آمده و از زمان توسعه تئوری رشد درون زا ، توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. تحقیقات انجام شده توسط ATJE و Jovanovic (1993) با استفاده از مدل رشد Mankiw-Romer-Weil (MRW) به بازار سهام و شواهد مرزی نشان می دهد که توسعه بازار سهام می تواند شاخص اصلی رشد اقتصادی باشد. این یافته مطابق با Jovanovic (1993) و Cooray (2010) است که با تجزیه سرمایه به دو مؤلفه ، بازار سهام و سرمایه بازار غیر سهام ، مدل رشد Mankiw-Romer-Weil (MRW) را گسترش دادند. هر دو مدل فرض می کردند که بورس یکی از عوامل تعیین کننده نرخ رشد سرانه پایدار است. علاوه بر این ، De Bondt و Thaler (1985) توضیح دادند که نوسانات بازار سهام و افزایش JCI نیز تحت تأثیر بخش بازار سهام است. آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر JCI در بورس تأثیر می گذارند.

توسعه بخش بورس اوراق بهادار در اندونزی در دوره ژانویه 2009 تا دسامبر 2019 نوسانات تجربه ای را تجربه کرده است ، جایی که شاخص سهام بخش صنعت در پایان سال 2009 از 27. 46 ٪ و کمترین میزان در سال 2010 از افزایش شاخص (بالاترین) را تجربه کرد. 14. 28 ٪. پس از سال 2010 رشد زیر 5 ٪ با متوسط رشد 4. 6 ٪ در طول دوره مطالعه وجود داشت. توسعه سهام بخش کشاورزی همچنین بالاترین نوسانات را در این دوره تجربه کرد. در سه ماهه دوم سال 2009 ، نسبت به سه ماهه قبلی 43. 62 ٪ افزایش یافته است. در سال 2010 ، میانگین رشد 6. 75 ٪ و در سال 2011 0. 21 ٪ بود. در دوره تحقیق ، سهام بخش کشاورزی به طور متوسط 1. 20 ٪ رشد داشته است. توسعه سهام بخش مالی در طی دوره مورد مطالعه با 163. 54 ٪ با رشد متوسط شاخص 5. 37 ٪ افزایش یافته است.

شرایط بازار سهام بخش در IDX را می توان به دو شرط تقسیم کرد ، یعنی یک وضعیت صعودی (بازده بالا و نوسانات کم) و یک وضعیت نزولی (بازده کم و نوسانات زیاد). تفاوت در این شرایط ناشی از تفاوت در نوسانات است (Defrizal و همکاران ، 2021). این شرط مورد توجه سرمایه گذاران در تصمیم گیری است. به نظر می رسد سرمایه گذاران خوش بینانه سرمایه گذاری خود را تا زمان اصلاح شرایط بازار به تعویق می اندازند (نگوین و فام ، 2018). وجود یک بورس اوراق بهادار در حال رشد اثبات می کند که سهام طبق بخش های خاص به طور فزاینده ای مورد نیاز عموم (سرمایه گذاران) است. این البته می تواند نیازهای بودجه شرکت ها را برای حمایت از فعالیت های تولید و تشویق رشد اقتصادی برآورده کند. این دیدگاه مطابق با بیان لوزیانا (2012) است که اظهار داشت سرمایه گذاری برای یک کشور یک ضرورت است. به عبارت دیگر ، سرمایه گذاری یکی از نیروهای محرک اقتصاد است و دولت می تواند توسعه اقتصادی را مطابق با خواسته های توسعه جامعه خود ترغیب کند. این بیان نشان می دهد که افزایش رشد اقتصادی نیز از توسعه سرمایه گذاری در بورس سهام غیر قابل تفکیک است.

توسعه بورس سهام با رشد اقتصادی همراه است ، همانطور که در محقق توسط Atje و Jovanovic (1993) ، Bencivenga و همکاران گزارش شده است.(1996) ، لوین و زروس (1998) ، اندرسن و تارپ (2003) ، براسووانو و همکاران.(2008) ، Cooray (2010) و Ngare و همکاران.(2014). بازار سهام و بانک ها همانطور که توسط بک و لوین (2004) بیان شده است ، بر رشد اقتصادی تأثیر می گذارد. در یک مطالعه جدید دیگر توسط FUFA و KIM (2017) ، بیان شده است که نقدینگی بازار سهام تأثیر مثبت خوبی بر رشد اقتصادی دارد. نوردین و نوردین (2016) فاش كردند كه بورس اوراق بهادار تأثیر بیشتری بر رشد اقتصادی مالزی نسبت به بازار بدهی دارد. Seven and Yetkiner (2016) همچنین دریافتند که رابطه بین توسعه بازار سهام و رشد اقتصادی در کشورهای میانه و با درآمد بالا مثبت و معنادار است. به همین ترتیب ، Coşkun و همکاران.(2017) استدلال كرد كه توسعه بازار سرمایه و رشد اقتصادی دارای یك رابطه همگرایی طولانی مدت است. با این حال ، برخی از مطالعات تأثیرات منفی یا ناچیز بازارهای مالی بر رشد اقتصادی ، به ویژه در کشورهای در حال توسعه را بیان کردند. به عنوان مثال ، کار و همکاران.(2011) ، ناریان و ناریان (2013) و Snigh (1997).

نارایان و نارایان (2013) دریافتند که شواهدی وجود ندارد که نشان دهد بخش مالی یا بخش بانکی در رشد اقتصادی نقش داشته است. شواهد ناهمگونی در رابطه با رشد مالی منجر به گروه بندی کشورها بر اساس سطوح درآمد شده است که توسط چندین محقق پایه گذاری شده است (Andini & Andini، 2014؛ هندرسون و همکاران، 2013؛ Odedokun، 1996، Rioja و Valev، 2014). در این مورد، Rioja و Valev (2014) دریافتند که بازار سهام به رشد اقتصادی کشورهای کم درآمد کمک نمی کند، در حالی که بانک ها تأثیر مثبت قابل توجهی بر انباشت سرمایه دارند. برخی از نویسندگان همچنین تأکید کردند که این رابطه می تواند بر اساس سطح توسعه مالی متفاوت باشد. علاوه بر این، شواهدی مبنی بر غیر خطی بودن بین مالی و رشد توسط چن و همکارانش تحلیل شده است.(2013) و شن و لی (2006).

با مراجعه به برخی ادبیات قبلی، این مطالعه سعی دارد رابطه بخشی بین بازار سهام و رشد اقتصادی در اندونزی، ویژگی همان متغیرهای بخشی بین بازار سهام و رشد اقتصادی را از طریق متغیر تولید ناخالص داخلی (GDP) تحلیل کند. متغیرهای بخشی شامل بخش های کشاورزی، مالی، صنعتی و معدنی است. این با تحقیقات انجام شده توسط فوفا و کیم (2017) که رابطه بین بازار سهام، بانک ها و رشد اقتصادی را تحلیل کردند، متفاوت است. همچنین با تحقیق انجام شده توسط نوردین و نوردین (2016) که تأثیر بازار سهام و بازار بدهی را بر اقتصاد مالزی تجزیه و تحلیل کردند، متفاوت است.

این مطالعه به صورت سیستماتیک، پنج بخش از دیدگاه را ارائه می کند: بخش 1 مسئله تحقیق است. بخش 2 مرور ادبیات را ارائه می دهد. بخش 3 روش های تحقیق را نشان می دهد. بخش 4 نتایج تحقیق و بحث است و. بخش آخر یافته ها در نتیجه گیری خلاصه می شود.

2. بررسی ادبیات

2. 1. رابطه بین بخش خدمات مالی، بخش واقعی و رشد اقتصادی

این مبتنی بر بررسی برخی از ادبیات قبلی است. در این بخش رابطه بین متغیرهای درگیر در این مطالعه به تفصیل ارائه شده است. براساس نظریه رشد اقتصادی ، عوامل اصلی رشد سرانه رشد اقتصادی ، نرخ اولیه تولید ناخالص داخلی ، سرمایه انسانی و تجمع سرمایه فیزیکی است. رشد سرانه رشد اقتصادی باید با سطح اولیه تولید ناخالص داخلی ارتباط منفی داشته باشد زیرا اقتصادها تمایل دارند با کاهش نرخ سرمایه انباشته شده (اثر همگرایی) به کشورهای مستقر همگرایی کنند و این امر با سطح سرمایه انسانی در یک کشور ارتباط مثبت داردسرمایه انسانی بالاتر به معنای رشد اقتصادی خلاقانه تر و بالقوه تر است. علاوه بر این ، بسیاری از عوامل اقتصادی ، سیاسی ، نهادی و جغرافیایی دیگر در مدل رشد تجربی (دورلوف و همکاران ، 2005) برای بررسی های گسترده گنجانده شده است.

توسعه خدمات بخش مالی در مورد رشد اقتصادی با در نظر گرفتن سیاست های دولت و ثبات اقتصادی کشور که توسط سیاست مالی ، اقدامات باز بودن در تجارت بین المللی و ثبات قیمت نشان داده شده است (لوین و همکاران ، 2000). Arcand و همکاران.(2012) توسعه مالی را در رگرسیون رشد مورد بررسی قرار داد و رابطه غیرخطی بین توسعه مالی و رشد اقتصادی پیدا کرد.

2. 2رابطه بین بورس و اقتصاد

اقتصاد یک کشور نه تنها تحت تأثیر عوامل داخلی قرار می گیرد بلکه تحت تأثیر عوامل خارجی مانند سرمایه گذاری خارجی است. به طور کلی ، سرمایه گذاری به دو نوع ، یعنی سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و بخش های مالی تقسیم می شود. از نظر سرمایه گذاری در بخش مالی ، می توان آن را در بازار سهام انجام داد. اقتصاد با سطح سرمایه گذاری رابطه بسیار نزدیک دارد ، جایی که از لحاظ نظری مؤلفه ای است که در محاسبه تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) به عنوان شاخصی برای اقتصاد در نظر گرفته شده است.

تحقیقات انجام شده توسط کینگ و لوین (1993) ، با اندازه گیری نقش بخش مالی در اقتصاد ، اظهار داشت که تأثیر بخش مالی بر اقتصاد نه تنها شامل بانکداری می شود بلکه نقش بازار سرمایه را به عنوان بخشی از مالی پوشش می دهدسیستم. این بدان معنی است که یک بخش مالی به خوبی توسعه یافته می تواند اقتصاد ، تجمع سرمایه و افزایش بهره وری را سوق دهد.

به گفته لوین و همکاران.(2000) ، بخش مالی می تواند به دو دسته ، یعنی بخش بانکی و بازار سرمایه تقسیم شود. توسعه بخش بانکی با استفاده از چهار متغیر اندازه گیری می شود. اول ، بدهی های نقدینگی مالی (LLY) ، که مبلغ پول به علاوه تقاضای بدهی و بهره تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی است. این متغیر واسطه گری مؤسسات مالی را شامل می شود که شامل بانک مرکزی ، بانک پس انداز و سایر موسسات مالی است. متغیر دوم ، دارایی های بانک های تجاری - بانک های مرکزی ، نسبت دارایی های بانکی تجاری تقسیم شده توسط دارایی های بانک های تجاری و بانک های مرکزی را اندازه گیری می کند. سوم ، اعتبار بخش خصوصی میزان اعتبار است که توسط موسسات مالی به بخش خصوصی افزایش می یابد. چهارم ، اعتبار بانکی نسبت پس اندازهایی است که به عنوان اعتبار به بخش خصوصی به عنوان سهم تولید ناخالص داخلی منتقل می شود. متغیرهای بازار سرمایه به دو نوع تقسیم می شوند. اول ، نقدینگی بازار سرمایه با ارزش سهام معامله شده در مقایسه با اندازه اقتصادی ، به نام ارزش معامله شده اندازه گیری می شود. دوم ، میانگین ارزش سهام داخلی ذکر شده در بورس در معاملات داخلی به عنوان بخشی از اندازه اقتصادی (تولید ناخالص داخلی) ، سرمایه گذاری نامیده می شود.

علاوه بر این ، جالیل و همکاران.(2010) در تحقیقات خود نشان داد که توسعه مالی در واقع رشد اقتصادی در چین را تقویت می کند. رشد اقتصادی چین ، از جمله سایر عوامل ، نیز ناشی از تحولات مالی است. بنابراین ، به سیاست گذاران چینی توصیه می شود اقدامات لازم را برای اطمینان از توسعه مالی انجام دهند. چین در انتقال خود از یک اقتصاد متمرکز به اقتصاد با بازار محور ، موفقیت پدیده ای داشته است.

پان و میشرا (2018) ، پنج مدل مختلف را پیشنهاد کردند که عملکرد مالی را با رشد اقتصادی پیوند دهند. اولین مدل کینزی است که فرض می کند که مردم سه انگیزه برای نگه داشتن پول دارند: انگیزه معامله ، انگیزه محتاطانه و انگیزه سوداگرانه. دوم الگوی نئوکلاسیک است که بیان می کند که فرض بر این است که عملیات بازار سرمایه عاری از هزینه است. پول هیچ تأثیر مستقیمی در تجمع سرمایه ندارد. فرض اصلی مدل نئوکلاسیک این است که پول و سرمایه جایگزین هستند. این مدل توسط مک کینون (1973) تهیه شده است که از فرض مدل کینزی و الگوی نئوکلاسیک انتقاد کرده است که بازار سرمایه با یک نرخ بهره واحد که بازار را تنظیم می کند ، به صورت رقابتی کار می کند. شاو (1973) بر نقش مهم فعالیت های وام تأکید کرد. تفاوت اصلی بین این دو مدل در فرضیات آنها در مورد چگونگی توسعه امور مالی نهفته است. چهارم ، مدل IS-LM که نرخ بهره و بازده واقعی در بازار کالاها و خدمات و بازار پول و دارایی را پیوند می دهد. مدل پنجم مدل رشد درون زا است. توسعه مالی به دلیل نوآوری می تواند منجر به رشد اقتصادی سریعتر از طریق رشد تکنولوژیکی شود.

علاوه بر این ، نگار و همکاران.(2014) نقش توسعه بازار سهام در رشد اقتصادی در آفریقا را بررسی کرد. آنها از داده های سالانه از یک تابلوی 36 کشور جهان استفاده می کردند که 18 مورد از آنها دارای بازار سهام در آفریقا در طی دوره 1980-2010 است. تکنیک اقتصاد سنجی داده پانل در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می شود. یافته های اصلی آنها به شرح زیر بود: (ⅰ) کشورهایی که دارای بورس سهام هستند نسبت به کشورهایی که دارای بورس سهام هستند ، سریعتر رشد می کنند ، (ⅱ) کشورهایی که نسبتاً توسعه یافته اند و بازار سهام دارند در مقایسه با کشورهای کوچک با سهام سهام ، سریعتر رشد می کنند.(ⅲ) توسعه بازار سهام تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارد ، (ⅳ) سرمایه گذاری ، تشکیل سرمایه انسانی و باز بودن بر رشد اقتصادی در منطقه آفریقا تأثیر مثبت می گذارد ، (ⅴ) بی ثباتی کلان اقتصادی (تورم) و مصرف دولت بر رشد اقتصادی تأثیر منفی می گذارد ،و (ⅵ) کشورهایی که از نظر سیاسی پایدار و فاسد کمتری دارند ، سریعتر رشد می کنند.

بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که بازار سهام می تواند نیازهای سرمایه گذاری جامعه را برطرف و تسهیل کند. از طرف دیگر ، این امکان را برای کارآفرینانی که برای گسترش به بودجه نیاز دارند ، فراهم می کند. این امر باعث می شود تا بازار سهام وسیله ای برای دموکراتیک شدن اقتصاد اندونزی باشد زیرا اجرای سیاست هایی برای ایجاد انگیزه در سرمایه گذاری در بورس لازم است.

3. داده ها و روش شناسی

3. 1مدل تجزیه و تحلیل داده ها

رگرسیون شبه شرایطی است که نتایج پردازش آماری ارزش بالایی از R را نشان می دهد و از آمار T قابل توجهی برخوردار است. با این حال ، نتایج به دست آمده هیچ معنای علمی ندارد. با استفاده از داده های سری زمانی ، داده های ثابت ابتدا با آزمون ریشه واحد برای هر متغیر انجام می شود.

3. 2روش تجزیه و تحلیل داده ها

این مطالعه از مدل تحلیلی به عنوان تجزیه و تحلیل داده های آن با تنظیم استفاده می کند. این مدل از انجام یک آزمون داده ثابت برای هر متغیر شروع می شود که در رگرسیون از طریق آزمون ADF (افزودنی دیکی فولر) و آزمون PP (فیلیپس پرورون) بررسی می شود.

سپس آزمایش علیت گرنجر اعمال می شود و به آن x می دهد2tعلل (گرنجر علل) x1tاگر مقادیر گذشته x2tکمک به پیش بینی x1t(وولدریج ، 2006). بنابراین ، آزمایش علیت گرنجر بین دو متغیر ثابت را می توان با تجزیه معادله به شرح زیر توضیح داد:

4. نتایج و بحث

نتایج آزمایش ریشه واحد برای هر متغیر در جدول 1 نشان داده شده است. ابتدا باید طول تاخیر را قبل از آزمایش روش علیت گرنجر تعیین کند. تعیین طول تاخیر با استفاده از روش معیارهای طول تاخیر تجزیه و تحلیل می شود. نتایج آزمایش طول تاخیر را می توان در جدول 2 در زیر مشاهده کرد. با توجه به نتایج آزمایش طول تاخیر ، مشخص می کند که ستاره (*) در تاخیر 3 است. این نشان می دهد که تاخیر بهینه توصیه شده تاخیر 3 است.

جدول 1: نتایج آزمایش درجه دوم واحد با P P-test

جدول 2: نتیجه تست طول تاخیر

از آزمون علیت گرنجر برای شناسایی تأثیر گذشته بر وضعیت فعلی استفاده می شود. داده های سری زمانی مناسب برای نشان دادن رابطه علیت (متقابل) بین متغیرهای مورد مطالعه ، یعنی بخش بازار سهام و رشد اقتصادی است. نتایج آزمایش علیت گرنجر در جدول 3 ارائه شده است.

جدول 3: نتایج تست علیت گرنجر دو متغیره

با توجه به نتایج آزمایش علیت گرنجر دو متغیره ، نشان می دهد که هیچ رابطه علیت (متقابل) بین سهام بخش کشاورزی (LSAGR) و رشد اقتصادی بخش کشاورزی (LPDBAGR) وجود ندارد. با این حال ، فقط یک رابطه یک طرفه وجود دارد. علاوه بر این ، رشد اقتصادی در بخش کشاورزی بر سهام آن تأثیر می گذارد ، که با ارزش احتمال 0. 0454 که از 5 ٪ کوچکتر است نشان داده شده است.

از طرف دیگر ، سهام بخش صنعت (LSIND) در رشد اقتصادی در بخش صنعت (LPDBSIND) تأثیر دارد. این با مقدار احتمال 0. 0183 که از 5 ٪ کوچکتر یا معنی دار است ، نشان داده شده است. این بدان معنی است که فقط یک رابطه یک طرفه وجود دارد. علاوه بر این ، نتیجه کشف می کند که هیچ رابطه علیت (متقابل) بین سهام بخش صنعت و رشد اقتصادی آنها وجود ندارد. در همین حال ، سهام در بخش مالی و بخش معدن رابطه متقابل ندارند. با این حال ، این تأثیر بر رشد اقتصادی در بخش های مالی و معدن دارد. این با مقدار احتمال که بیشتر از 5 ٪ باشد یا معنی دار نیست ، مشخص می شود.

برای توضیح رابطه علیت ، تجزیه و تحلیل سپس از مدل VECM با یک روش چند متغیره با استفاده از آزمون والد (F-Statistic) استفاده می کند. تجزیه و تحلیل علیت چند متغیره قادر به توضیح چندین متغیر است که دارای علیت یک طرفه و یک طرفه هستند یا حتی قادر به اجرای بیش از یک متغیر است که به طور همزمان رابطه علیت دارد.

نتایج علیت چند متغیره در جدول 4 توضیح می دهد که یک رابطه علیت دو طرفه بین رشد اقتصادی در بخش کشاورزی (DLPDBAGR) و رشد اقتصادی (DLPDB) به طور کلی وجود دارد. این نتایج حاصل از مدل ARDL قبلی را تقویت می کند که در آن رشد اقتصادی در بخش کشاورزی تأثیر مثبت و معنی داری بر رشد اقتصادی در کوتاه مدت و بلند مدت دارد. همانطور که به عنوان یک کشور کشاورزی شناخته می شود ، اندونزی باید به عنوان یک منبع اقتصادی و یک عامل اصلی برای حمایت از توسعه آن به بخش کشاورزی متکی باشد. نقش بخش کشاورزی در رشد اقتصادی بسیار ضروری است زیرا بیشتر جمعیت آن به دلیل معیشت آنها به این بخش بستگی دارد. این همچنین بخش اصلی بسیاری دیگر است زیرا بسیاری از محصولات از بخش کشاورزی حاصل می شوند. رشد در تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) بخش کشاورزی در دوره 2013-2018 ، و ارزش اضافی انباشته شده که می تواند تولید شود ، به IDR 1 ، 375 تریلیون و ارزش تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی در سال 2018 47 ٪ افزایش یافته استدر مقایسه با سال 2013. آژانس آماری مرکزی (BPS) اظهار داشت که در سه ماهه دوم سال 2020 ، تولید ناخالص داخلی در بخش کشاورزی بالاترین کمک کننده در رشد اقتصادی ملی است که با 16. 24 درصد رشد می کند (Q تا Q).

جدول 4: نتیجه تست علیت چند متغیره

توجه: (.) مقدار p ، در α = 1 ٪ (***) ، 5 ٪ (**) و 10 ٪ (*) معنی دار است.

علاوه بر این ، یک رابطه علیت نیز بین بخش صنایع (DLSIND) و سهام مالی (DLSFIN) رخ می دهد ، که تأیید می کند که عملکرد سهام بخش صنعت بر توسعه سهام مالی تأثیر می گذارد. این نشان می دهد که نقش بخش مالی به عنوان منبع تأمین مالی و بخش صنعتی با استفاده از چنین تأمین مالی.

از نظر علیت یک طرفه ، بین رشد اقتصادی بخش های معدن ، مالی و صنعتی و اقتصادی بخش مالی رخ می دهد. این نشان می دهد که نقش دولت در رشد اقتصادی ایجاد سیاست هایی در بخش معدن مانند ایجاد ارزش افزوده است ، نه صادر کردن کالاهای نیمه تمام. البته سیاست هایی که به نفع شرکت های صنعتی داخلی خواهد بود ، منجر به نوآوری خواهد شد و بخش مالی می تواند از سرمایه برای توسعه صنعتی به میزان قابل توجهی پشتیبانی کند. به طور همزمان ، به شیوه ای چند متغیره ، رشد اقتصادی بر بخش صنعتی تأثیر دارد و رشد اقتصادی و اقتصادی بر رشد اقتصادی در بخش معدن تأثیر می گذارد. در همین حال ، رشد اقتصادی در بخش معدن تأثیر بر سهام بخش کشاورزی دارد. سرانجام ، رشد اقتصادی در بخش مالی بر سهام موجود در این بخش و سهام در بخش صنعت تأثیر می گذارد. در همین حال ، سهام در بخش مالی و بخش معدن رابطه متقابل ندارند. با این حال ، این تأثیر بر رشد اقتصادی در بخش های مالی و معدن دارد.

5- نتیجه گیری

در کوتاه مدت ، رشد اقتصادی در بخش های کشاورزی ، مالی ، صنعتی و معدن رابطه ای متعادل با رشد اقتصادی دارد. در همین حال ، سهام در بخش های کشاورزی ، مالی ، صنعتی و معدن در کوتاه مدت نیز رابطه ای متعادل با رشد اقتصادی دارند ، به جز سهام بخش معدن.

در طولانی مدت ، رشد اقتصادی در بخش های کشاورزی ، مالی ، صنعتی و معدن رابطه ای متعادل با رشد اقتصادی دارد. در همین حال ، سهام در بخش های کشاورزی ، مالی ، صنعتی و معدن در دراز مدت نیز رابطه ای متعادل با رشد اقتصادی دارند ، در حالی که بخش معدن رابطه تعادل بلند مدت ندارد.

نتایج آزمون علیت گرنجر دو متغیره نشان می دهد که فقط یک رابطه یک طرفه وجود دارد ، جایی که رشد اقتصادی بخش کشاورزی بر سهام آن تأثیر می گذارد. همچنین یک رابطه یک طرفه وجود دارد که رشد اقتصادی بخش صنعت بر سهام آن تأثیر می گذارد.

نتایج آزمون علیت چند متغیره نشان می دهد که رشد اقتصادی دارای یک رابطه علیت دو طرفه با رشد اقتصادی در بخش کشاورزی است. یک رابطه علّی دو طرفه نیز به ترتیب بین سهام بخش های صنعتی و مالی رخ می دهد. این نشان می دهد که نقش بازار مالی ، که صادرکنندگان آن درگیر بانکداری ، بیمه ، شرکتهای اوراق بهادار و سایر خدمات مالی هستند ، با بخش صنعتی رابطه محکمی دارند که نیاز به تأمین اعتبار از بخش مالی دارد.

سپاسگزاریها

نویسندگان از ویرایشگر و داوران ناشناس بخاطر نظرات مفیدشان سپاسگزار هستند.

تصدیق

نویسندگان از ویرایشگر و داوران ناشناس بخاطر نظرات مفیدشان سپاسگزار هستند.

منابع

  1. Ali ، M. A. ، & Fei ، Y. S. (2016). تأثیر بازار سرمایه و عوامل تعیین کننده مالزی بر رشد اقتصادی. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 3 (2) ، 5-11. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2016. vol3. no2. 5
  2. Andersen ، T. B. ، & Tarp ، F. (2003). آزادسازی مالی ، رشد مالی و اقتصادی در LDC. مجله توسعه بین المللی ، 15 ، 189-209. https://doi. org/10. 1002/jid. 971
  3. Andini ، M. ، & Andini ، C. (2014). ناهمگونی پارامتر مالی ، رشد و کمی. مجله اقتصاد کلان ، 40 ، 308-322. https://doi. org/10. 1016/j. jmacro. 2014. 01. 008
  4. Arcand ، J. L. ، Berkes ، E. ، & Panizza ، U. (2012). مالی بیش از حد؟(مقاله کار شماره 161). صندوق بین المللی پول. https://www. imf. org/exteal/pubs/ft/wp/2012/wp12161. pdf
  5. Atje ، R. ، & Jovanovic ، B. (1993). بازارهای سهام و توسعه. بررسی اقتصادی اروپا ، 37 ، 632-640. https://doi. org/10. 1016/0014-2921(93)90053-
  6. Beck ، T. ، & Levine ، R. (2004). بازارهای سهام ، بانک ها و رشد: شواهد پانل. مجله بانکی و دارایی ، 28 ، 423-442. https://doi. org/10. 1016/S0378-4266(02)00408-9
  7. Bencivenga ، V. R. ، Smith ، B. D. ، & Starr ، R. M. (1996). بازارهای سهام ، هزینه های معامله و تجمع سرمایه: یک تصویر. بررسی اقتصادی بانک جهانی ، 10 ، 241-265. https://doi. org/10. 1093/wber/10. 2. 241
  8. Brasoveanu ، L. O. ، Dragota ، V. ، Catarama ، D. ، & Semenescu ، A. (2008). همبستگی بین توسعه بازار سرمایه و رشد اقتصادی: مورد رومانی. مجله روشهای کمی کاربردی ، 3 (1) ، 64-75. http://www. jaqm. ro/issues/volume-3،issue-1/pdfs/obreja-brasoveanu_dragota_catarama_semenescu. pdf
  9. Chen ، K. C. ، Wu ، L. ، & Wen ، J. (2013). رابطه مالی و رشد در چین. مجله جهانی مالی ، 24 ، 1-12. https://doi. org/10. 1016/j. gfj. 2013. 03. 006
  10. Cooray ، A. (2010). آیا بازارهای سهام منجر به رشد اقتصادی می شوند؟مجله مدل سازی سیاست ، 32 (4) ، 448-460. https://doi. org/10. 1016/j. jpolmod. 2010. 05. 001
  11. Coskun ، Y. ، Seven ، U. ، Ertugrul ، H. M. ، & Ulussever ، T. (2017). بازار سرمایه و رشد اقتصادی: شواهدی از ترکیه. بررسی بانک مرکزی ، 17 (1). https://doi. org/10. 1016/j. cbrev. 2017. 02. 003
  12. De Bondt ، W. ، & Thaler ، R. (1985). آیا تحلیلگران امنیتی بیش از حد واکنش نشان می دهند؟بررسی اقتصادی آمریکا ، 80 ، 52-57. https://www. jstor. org/stable/2006542
  13. Defrizal ، D. ، Romli ، K. ، Puomo ، A. ، & Subing ، H. A. (2021). یک مدل استراتژی سرمایه گذاری سهام بخش در بورس اوراق بهادار اندونزی. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 8 (1) ، 15-22. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2021. vol8. no1. 015
  14. Durlauf ، S. N. ، Johnson ، P. A. ، & Temple ، J. R. W. (2005). اقتصاد سنجی رشد. در Aghion P. & Durlauf S. (Eds.) ، کتابچه راهنمای رشد اقتصادی (صص 555-677). آمستردام ، هلند: Elsevier.
  15. Durusu-Ciftci ، D. ، Ispir ، M. S. ، & Yetkiner ، H. (2017). توسعه مالی و رشد اقتصادی: برخی از تئوری ها و شواهد بیشتر. مجله مدل سازی سیاست ، 39 ، 290-306. https://doi. org/10. 1016/j. jpolmod. 2016. 08. 001
  16. Fufa ، T. ، & Kim ، J. (2017). بازار سهام ، بانک ها و رشد اقتصادی: شواهدی از پانل های همگن تر. تحقیقات در تجارت و دارایی بین المللی ، 44 ، 504-517. https://doi. org/10. 1016/j. ribaf. 2017. 07. 120
  17. Goldsmith ، R. W. (1969). ساختار مالی و توسعه. New Haven ، CT: انتشارات دانشگاه ییل.
  18. هندرسون ، D. J. ، Papageorgiou ، C. ، & Parmeter ، C. F. (2013). چه کسی از توسعه مالی سود می برد؟روش های جدید ، شواهد جدید. بررسی اقتصادی اروپا ، 63 ، 47-67. https://doi. org/10. 1016/j. euroecorev. 2013. 05. 007
  19. Jalil ، A. ، Feridun ، M. ، & Ma ، Y. (2010). Nexus رشد مالی در چین تجدید نظر شده: شواهد جدید از مؤلفه های اصلی و آزمایشات مرزهای ARDL. بررسی بین المللی اقتصاد و دارایی ، 19 (2) ، 189-195. http://doi. org/10. 1016/j. iref. 2009. 10. 005
  20. Jovanovic ، B. (1993). گزینه های سرمایه گذاری و چرخه تجارت. مجله نظریه اقتصادی ، 144 ، 2247-2265. https://doi. org/10. 1016/j. jet. 2008. 05. 003
  21. Kar ، M. ، Nazlioglu ، S. ، & Agir ، H. (2011). توسعه مالی و رشد اقتصادی در کشورهای MENA: تجزیه و تحلیل علیت Granger Panel Bootstrap. مدل سازی اقتصادی ، 28 ، 685-693. https://doi. org/10. 1016/j. econmod. 2010. 05. 015
  22. King ، R. G. ، & Levine ، R. (1993a). امور مالی و رشد: ممکن است شوپتر درست باشد. فصلنامه اقتصاد ، 108 (3) ، 717-738. https://doi. org/10. 2307/2118406
  23. King ، R. G. ، & Levine ، R. (1993b). امور مالی ، کارآفرینی و رشد: نظریه و شواهد. مجله اقتصاد پولی ، 32 (3) ، 513. https://doi. org/10. 1016/0304-3932(93)90028-E
  24. Kompas(2009). در سال 2008 IHSG به دست آورد و کاهش یافت. https://tekno. kompas. com/read/2008/12/30/22124067/tahun. 2008. ihsg. berprestasi. dan. terpuruk
  25. Levine ، R. ، Loayza ، N. ، & Beck ، T. (2000). واسطه گری مالی و رشد: علیت و علل. مجله اقتصاد پولی ، 46 ، 31-77. https://doi. org/10. 1016/S0304-3932(00)00017-9
  26. Levine ، R. ، & Zervos ، S. (1998). بازارهای سهام ، بانک ها و رشد. بررسی اقتصادی آمریکا ، 88 (3) ، 537-558. https://www. jstor. org/stable/116848
  27. لوسیانا(2012). تجارت سرمایه گذاری در اندونزی. جاکارتا: Pt Rajagrafindo Persada.
  28. McKinnon ، R. I. (1973). پول و سرمایه در توسعه اقتصادی. واشنگتن ، دی سی: موسسه بروکینگز.
  29. Narayan ، P. K. ، & Narayan ، S. (2013). رابطه کوتاه مدت بین سیستم مالی و رشد اقتصادی: شواهد جدید از پانل های منطقه ای. بررسی بین المللی تجزیه و تحلیل مالی ، 29 ، 70-78. https: /doi. org/10. 1016/j. irfa. 2013. 03. 012
  30. Ngare ، E. ، Morekwa ، E. ، & Misati ، R. N. (2014). توسعه بازار سهام و رشد اقتصادی در آفریقا. مجله اقتصاد و تجارت ، 74 ، 24-39. https://doi. org/10. 1016/j. jeconbus. 2014. 03. 002
  31. Nguyen ، D. D. ، & Pham ، M. C. (2018). احساسات مبتنی بر جستجو و واکنش های بازار سهام: یک شواهد تجربی در ویتنام. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 5 (4) ، 45-56. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2018. Vol5. NO4. 45
  32. Nordin ، S. ، & Nordin ، N. (2016). تأثیر بازار سرمایه بر رشد اقتصادی: چشم انداز مالزی. مجله بین المللی اقتصاد و مسائل مالی ، 6 (7S) ، 259-265. https://www. econjouals. com/index. php/ijefi/article/view/3617
  33. Odedokun ، M. O. (1996). رویکردهای اقتصاد سنجی جایگزین برای تجزیه و تحلیل نقش بخش مالی در رشد اقتصادی: شواهد سری زمانی از LDC. مجله اقتصاد توسعه ، 50 ، 119-146. https://doi. org/10. 1016/0304-3878(96)00006-5
  34. Pan ، L. ، & Mishra ، V. (2018). توسعه بازار سهام و رشد اقتصادی: شواهد تجربی از چین. مدل سازی اقتصادی ، 68 ، 661-673. https: //doi،org/10. 1016/j. econmod. 2017. 07. 005
  35. Rioja ، F. ، & Valev ، N. (2014). بورس سهام ، بانک ها و منابع رشد اقتصادی در کشورهای کم درآمد و با درآمد بالا. مجله اقتصاد و دارایی ، 38 (2) ، 302-320. https://doi. org/10. 1007٪2FS12197-011-9218-3 https://doi. org/10. 1007٪2FS12197-011-9218-3
  36. Seven ، U. ، & Yetkiner ، H. (2016). واسطه گری مالی و رشد اقتصادی: آیا درآمد اهمیت دارد؟سیستم اقتصادی ، 40 ، 39-58. http://doi. org/10. 1016/j. ecosys. 2015. 09. 004
  37. Schumpeter ، J. A. (1934). تئوری توسعه اقتصادی: تحقیق در مورد سود ، سرمایه ، اعتبار ، علاقه و چرخه تجارت. کمبریج ، کارشناسی ارشد: انتشارات دانشگاه هاروارد.
  38. شاو ، E. S. (1973). تعمیق مالی در توسعه اقتصادی. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد.
  39. شن ، C. ، و لی ، C. (2006). همان توسعه مالی هنوز رشد اقتصادی متفاوت: چرا؟مجله پول ، اعتبار و بانکداری ، 38 ، 1907-1944. http://doi. org/10. 1353/mcb. 2006. 0095
  40. Snigh ، A. (1997). آزادسازی مالی: بازارهای سهام و توسعه اقتصادی. مجله اقتصادی ، 107 ، 771-782. https://doi. org/10. 1111/j. 1468-0297. 1997. tb00042
  41. WOOLDRIDGE ، J. M. (2006). اقتصاد سنجی مقدماتی: یک رویکرد مدرن (ویرایش 4). میسون ، OH: یادگیری Cengage جنوب غربی.

ذکر شده توسط

  1. انتقال سکوک و سیاست پولی در اندونزی: نقش کانال های قیمت دارایی و نرخ ارز Vol. 12 ، pp. 7 ، 2021 ، https://doi. org/10. 1108/jiabr-09-2019-0177
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 64 تاريخ : شنبه 31 تير 1402 ساعت: 22:02