
در روزهای نوشتن من برای theStreet. com ، هر زمان که اختلاف نظر در مورد استفاده از تحلیل فنی یا اساسی وجود داشته باشد ، شدیدترین اختلاف نظر را افزایش می داد. برای سادگی ، بیایید شخصیت های اصلی را "تکنسین ها" و "اصولگرایان" بنامیم. این تکنسین ها می توانند موفقیت هایی را از نمودارهایی پیدا کنند که ظاهراً حرکات کاملاً غیر منتظره توسط بنیادگرایان را نشان می دهد. اصولگرایان خواندن نمودار را ذهنی و غیرقابل اعتماد توصیف می کنند. اگر جستجوی این سؤال را انجام دهید ، 16 میلیون نتیجه کسب خواهید کرد.
با ترس و وحشت ، پیشنهاد می کنم - برای بحث - نتیجه گیری های خودم در مورد این موضوع. برخی فقط ایده ها هستند ، اما یک مورد مهم وجود دارد که من در آن کاملاً احساس می کنم.
اما اول ، لطفاً این نمودار را در نظر بگیرید. آیا صعودی است؟آیا با حاشیه نویسی توسط تحلیلگر که من با آنها مشورت کردم موافق هستید؟

لطفاً قبل از خواندن این موضوع را کمی فکر کنید.
طرف بنیادگرایانه
کاندیداهای احتمالی زیادی وجود دارند ، اما من این پست را با عنوان "چرا تجزیه و تحلیل فنی توسط متخصصان از بین می رود" پیشنهاد می کنم. Andreas F. Clenow جنبه های بسیاری از این استدلال را در بر می گیرد ، اما این بحث اولیه در مورد چگونگی تعریف تجزیه و تحلیل فنی ، لحن را تنظیم می کند:
تعریفی وجود ندارد. هرکسی می تواند هر چیزی را تشکیل دهد و آن را تحلیل فنی بنامد. اکنون به نظر می رسد که این زمینه همه چیز را شامل می شود ، از خطوط روند ترسیم گرفته تا طالع بینی.
تجزیه و تحلیل فنی با مفاهیم کاملاً ساده آغاز شد ، که همه آن گنگ نیستند. در روزهای ابتدایی ، در مورد جستجوی روندهای جهت دار در قیمت ها و واگرایی بین شاخص های بازار مرتبط بود. تجربه به معامله گران گفت که وقتی قیمت ها از یک جهت حرکت می کنند ، بیشتر از معکوس ادامه می دهند. تجزیه و تحلیل فنی فقط راهی برای تجسم این مفهوم بود.
او با این نمودار نشان می دهد:

طرف تکنسین
یک بار دیگر ، طرفداران زیادی وجود دارند. من توضیحات مایکل کان را دوست دارم ، که در فوربس نوشتم.
منتقدین خاطرنشان می کنند که پیش بینی حرکت قیمت آینده بر اساس حرکت قیمت گذشته شبیه به خواندن برگهای چای یا تقسیم آینده از بافت های مرغ است. بسیاری از کاهنان عالی تجزیه و تحلیل بنیادی سریع می توانند تجزیه و تحلیل فنی را کیمیاگری دنیای مالی بنامیم. در واقع ، ناظران نمودار نمی توانند آینده را بهتر از کارگزار ، همسرتان یا هیئت مدیره Ouija پیش بینی کنند.
اما آنچه آنها می توانند بهتر از بیشتر انجام دهند این است که تصمیم گیری در مورد آنچه باید انجام شود ، بر اساس احتمالات اقدامات دیگران با توجه به شرایط خاص انجام شود. به عبارت دیگر ، اگر الگویی در نمودار ظاهر شود ، یک ناظر نمودار می تواند چارچوبی را برای آنچه ممکن است بازار انجام دهد ایجاد کند اگر و چه زمانی قیمت ها از آن الگوی آزاد می شوند. هر بار کار نمی کند ، اما عملکرد گذشته به ما ایده ای می دهد که چه اتفاقی خواهد افتاد تا بتوانیم در مورد آن کاری انجام دهیم.
چه کسی درست است؟
اگرچه تجزیه و تحلیل خودم در درجه اول اساسی است ، اما من قبل از هر تجارت به یک نمودار نگاه می کنم. تفسیر من مانند آنچه از معاون تجارت طبقه NYSE ، Art Cashin می شنویم ، است. او مرتباً از سطح پشتیبانی و مقاومت نقل می کند ، و خاطرنشان می کند که در صورت نقض این موارد احتمالاً اتفاق می افتد. Cashin منبع عالی تفکر معامله گر است.
با استفاده از تجربه خودم ، می دانم که روانشناسی بازار به طور عمده به مبنای اصلی بستگی دارد. یک سرمایه گذار که در حال از دست دادن تجارت است ، پشیمانی خریدار است."اگر فقط سهام به جایی که من آن را خریداری کردم بازگردد." این در واقع احتمالاً زمان اشتباه برای فروش است ، اما اینگونه است که مردم فکر می کنند. هر وقت دوره طولانی تجارت را در سطح قیمت می بینم ، می دانم که این یک میدان نبرد با بسیاری از خریداران و فروشندگان بود.
من همچنین می دانم که ما باید به روندها احترام بگذاریم ، شاید موفق ترین استراتژی تجارت. آیا بیشتر وجود دارد؟
یک کاربرد سوال برانگیز از تحلیل فنی
محدودیت های تحلیل فنی موضوعی است که مدتهاست در دستور کار من قرار گرفته است. یک پست محبوب اخیر (بیش از 33،000 صفحه صفحه) آن را به بالا سوق داد. جاناتان گاربر ، با نوشتن در Business Insider ، ادعا می کند که "پیش بینی کننده اصلی سلامت اقتصاد آمریکا نزدیک به سیگنال رکود اقتصادی است."
این به اندازه کافی منصفانه خواهد بود ، اگرچه به روزرسانی هفتگی من از بهترین پیش بینی کنندگان رکود فراتر از منحنی عملکرد است و دلیل آن را توضیح می دهد. آنچه من را ناراحت کرد استفاده گاربر از تجزیه و تحلیل فنی برای پیش بینی حرکات منحنی عملکرد آینده بود. در اینجا نمودار است:

هیچ شاخص خالصی وجود ندارد که نمایانگر این گسترش باشد. با پایان یافتن کوتاه ، معامله گران اوراق قرضه بیشتر به احتمال زیاد یادداشت ده ساله را انجام می دهند. آنها بخش کوچکی از آن بازار را تشکیل می دهند. این نمودار پیش بینی معنی داری برای منحنی عملکرد نیست.
نتیجه گیری من در مورد تجزیه و تحلیل فنی
همانطور که در بالا اشاره کردم ، تجزیه و تحلیل فنی در تعیین پشتیبانی و مقاومت خوب است. در شناسایی روندها خوب است. برخی از الگوهای نمودار دیگر وجود دارد که به طور گسترده دنبال می شوند و ممکن است قابل معامله باشند. بورس هفتگی ما بر گزینه های فنی و همچنین برجسته کردن بحث تأکید دارد.
اما در مورد شاخص ها و نمودارهایی که هیچ کس حتی تجارت نمی کند چیست؟
هیچ میدان نبرد وجود ندارد. هیچ الگوی سر و شانه پیچیده ای وجود ندارد ، زیرا هیچ کس به دنبال آن نمودار یا تجارت در آن نیست. اگر تا به حال موردی برای اهمیت تحلیل فنی وجود داشته باشد ، آیا می تواند در بازاری که وجود ندارد کار کند؟جایی که هیچ معامله گر وجود ندارد؟من دیده ام که آن را به شاخص های احساسات یا شاخص های انتشار - که هیچ بازاری برای هیچ یک از آنها وجود ندارد ، اعمال کرده است. این کاملاً مزخرف است.
همه ما با این سؤال فلسفی آشنا هستیم که آیا درخت در حال سقوط در یک جنگل صدا می کند ، وقتی کسی در آنجا نیست که آن را بشنود. این بیشتر شبیه شنیدن صدا در هنگام وجود درخت نیست!
و سرانجام ، بازگشت به نمودار صعودی ما برای بررسی شما ، این یک شاخص با قیمت مناسب شرکت ها با دفتر مرکزی در خانه من ، DuPage است. سهام وجود دارد ، اما شاخص چنین نیست. هیچ کس در حال تجارت آن نیست. آیا وقتی هیچ معامله گر وجود ندارد ، پول خود را برای روانشناسی شرط می بندید؟
این مقاله توسط نوشته شده است
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 34
تاريخ : چهارشنبه
18 مرداد
1402 ساعت: :