آینده پول طلا است

ساخت وبلاگ

Goldmoney profile picture

در این مقاله توضیح داده شده است که چرا پول جانشین به عدم موفقیت فیات طلا است ، نه ارزهای رمزنگاری شده. تا زمانی که فیات وجود داشته باشد ، رمزنگاری ها فقط می توانند به عنوان فروشگاه های ارزش عمل کنند. من توضیح می دهم که چگونه دنیایی که با طلای پولی معامله می کند و جایگزین های طلای مناسب را تشکیل می دهد. این توضیح می دهد که چگونه و چرا گسترش اعتباری بانکی غیرقابل کنترل ، که در قوانین طبیعی روم به تقلب 1800 سال پیش منتقله شد ، می تواند و باید در یک دنیای پس از محفوظ از بین برود و از این طریق چرخه های اعتباری مخرب پایان یابد.

استانداردهای مبادله طلا ، که از پول طلایی تحت حمایت دولت تشکیل شده است ، هنگام اجرای صحیح بسیار خوب کار می کنند ، و این آهنگ های آژیر تورمی است که در ریشه بحران فعلی است. اگر انتقال از فیات بی ارزش به استانداردهای طلا به درستی رسیدگی شود ، بهبودی اولیه برای اقتصادهای کاملاً کارآمد لازم نیست بیش از یک سال طول بکشد.

فشار دولت های آینده برای رد تورم به نفع بازارهای آزاد و پول صدا نباید دست کم گرفته شود. این علم موشک نیست. تنها چیزی که ما نیاز داریم سیاستمدارانی هستند که به نفع آنها دیدن نور و عزم و اراده ای برای انتخاب رأی دهندگان خود با آنها است. این امر به آنها نیاز دارد تا مسئولیت اقدامات خود را به افراد بازگردانند ، و این امر باعث می شود كه كاهش های لازم در مسئولیت های دولت و مخارج انجام شود.

آن فرزند پول فیات ، دولت رفاه و تمام اقدامات دولت برای محافظت از آن ، به استثنای اصول مطلق ، باید به پایان برسد.

سیاستمداران برای تسهیل این تغییرات وجود دارند ، اگرچه صدای آنها شنیده نمی شود. اما لحظه ای که فیات فروپاشید ، ما دلیل خوبی داریم که باور کنیم که آنها دوباره از زیر اجماع گمراه کننده ای که برای تحویل انتخاب شده اند ، دوباره ظاهر می شوند. انجام این کار به نفع آنها خواهد بود و از بین رفتن پولی ناشی از ایجاد اختلال در مدنی جلوگیری می شود.

معرفی

در حالی که یک اجماع رو به رشد وجود دارد مبنی بر اینکه روزهای ارزهای فیات سرانجام به پایان می رسند ، بحث در مورد جانشین آنها به دلیل عدم درک در مورد خصوصیات مورد نیاز پول نادرست است. این اجماع رو به رشد هنوز هم یک دیدگاه اقلیت است که به ویژه توسط ارزهای رمزنگاری شده و بیت کوین به وجود آمده است ، و علاقه مندان ادعا می کنند که بیت کوین پول فردا است.

برای ماندگاری ، پایدار و کاربردی ، انتخاب پول باید برای کاربران آن کاهش یابد. اما دولت ها بیش از یک قرن است که پول دولت را به جمعیت خود تحمیل کرده اند ، که نیمی از آنها وانمود می کنند که ارزهای آنها جایگزین های طلا است. این در حالی بود که رئیس جمهور نیکسون با تعلیق توافقنامه برتون وودز به این داستان پایان داد و دلار بدون بازد به طور کامل جایگزین دلار مفهومی که از طلا به عنوان استاندارد بین المللی حمایت می شود ، جایگزین شد.

دارندگان بیت کوین اکنون دوست دارند ادعا کنند که مردم بیت کوین را برای جایگزینی فیات انتخاب می کنند و از عدم امکان یک رسانه تسویه حساب کاملاً انعطاف پذیر که به عنوان پول عمل می کند ، نادیده می گیرند.

در ماه های اخیر ، بیت کوین و سایر ارزهای رمزپایه توزیع شده به عنوان فروشگاه های مؤثر - حتی تقویت کننده - ثروت در زمان توسعه بیش از حد تورم مقادیر پول فیات عمل کرده اند. با فرض اینکه دولت ها برای خرد کردن این رقیب بالادست با ارزهای خود عمل نمی کنند ، قیمت بیت کوین می تواند همچنان رو به افزایش باشد. اما اشتباه نکنید ، استدلال صعودی چیزی بیش از یکی از مقایسه بین یک مسئله محدود و محدود بیت کوین در برابر یک مسئله روزافزون فیات نیست. تا زمانی که فیات وجود داشته باشد ، اختلاف بین نرخ مسئله نیز وجود خواهد داشت.

اما یک فروشگاه ثروت همان وسیله مبادله ای نیست. موفقیت بیت کوین به عنوان یک فروشگاه ثروت ، گردش خود را به عنوان پول دلسرد می کند. در دنیای فیات ، که در ذهن درست خود می خواهد از بیت کوین برای به دست آوردن کالا و خدمات استفاده کند ، هنگامی که در یک طرح ریاضی ارزش آن در فیات اندازه گیری شده فردا بیشتر خواهد بود؟و پس از مرگ فیات ، استدلال علیه گردش بیت کوین به عنوان واسطه مبادله جهان مستقیماً به ارزش مبادله آن برای کالاها و خدمات اعمال می شود. هرگونه تمایل به رشد اقتصادها با کاهش سریع قیمت ها مانع می شود. علاوه بر این ، گردش خون آن به عنوان یک وسیله اعتبار ، که برای نوآوری کارآفرینی بسیار حیاتی است ، غیرممکن خواهد بود.

این دلایل عملی است که چرا ارزهای رمزنگاری شده ، که از چیزی بیش از صدور کاملاً محدود آنها حمایت نمی شود ، نمی توانند به عنوان پول عمل کنند. به این امر باید یک مانع دیگر اضافه کنیم. بانک های مرکزی دارای بیت کوین نیستند ، اما آنها دارای طلا هستند. آخرین راه حل آنها جایگزینی پول فیات آنها نه با استاندارد بیت کوین بلکه با ذخایر طلای آنها است. فقط در این صورت دولت های آنها می توانند صورتحساب های اساسی خود را در دنیای پس از فاتیک بپردازند.

توجیه وجود ارزهای رمزنگاری شده به دنبال سقوط فیات ، به جز ، شاید در قالب ارزهای دیجیتال بانک مرکزی که به طور کامل به سکه طلا قابل مبادله هستند ، دشوار است. از نظر پولی ، این تفاوت کمی با تبدیل فیات موجود به جایگزین های طلا است. اما توزیع پول در این شکل کاملاً متفاوت است و بانک های تجاری را از واسطه ای بین بانک مرکزی و مردم دور می کند.

تغییرات لازم در نقش بانکهای تجاری بعداً در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد. در همین حال ، از یک چیز ما می توانیم مطمئن باشیم ، و این است که دولت همه تلاش خود را برای حفظ کنترل پول انجام می دهد. این از هیچ چیز دیگری نمی داند ، و هم سیاستمداران و هم اقتصاددانان پس از ده ها سال پیشرفت به دنبال ترک نظریه اقتصادی کلاسیک ، کنترل دولت را بر روی پول به دست می آورند.

ما با رد كردن كوره های توزیع شده لجر ، و به طور خاص بیت کوین ، از تبدیل شدن به جایگزینی برای ارزهای فیات ، می دانیم كه طلا باید به عنوان هسته اصلی پول آینده بازگردد. حتی اگر واکنش آماری فوری به یک فروپاشی فیات این باشد که در تلاشهای خندق گذشته برای حفظ کنترل قیمت ، آزادی های ذاتی جامعه را کاهش دهد ، این محدودیت ها شکست می خورند. اما فروپاشی ارزهای فیات تقریباً برای همه بسیار آسیب زا خواهد بود ، که تلاش برای بازگشت به فیات بدون بازنشسته ، بدیهی است که گزینه ای نخواهد بود و می توان آن را رد کرد. بهانه بیت کوین با ظهور انتقال از فیات به ارزهای طلا ، فروشگاهی از ارزش متوقف می شود.

برای همه ، برای یادگیری اصول پول به کلاس باز خواهد گشت.

عملکرد اساسی پول

عملکرد اساسی پول تسهیل مبادله کالا و خدمات است ، نقش آن همیشه موقتی است. هر دو طرف در یک معامله باید ایمان داشته باشند که این پول به راحتی توسط همه کسانی که با آنها معامله می کنند پذیرفته می شود ، و این بدان معنی است که همه این همتایان باید ایمان داشته باشند که همتایان گسترده آنها نیز آن را می پذیرند. این همیشه قدرت طلا بوده است. این یک ضرر قابل توجه برای پول فیات است که پذیرش آن محدود به مرزهای ملی است.

ما کالاها و خدمات را مبادله می کنیم زیرا خرید بی نهایت کارآمدتر از دیگران است که نمی توانیم به راحتی خودمان را تهیه کنیم. این اصول اولیه تقسیم کار است که فراتر از مرزهای ملی است و تجارت بین المللی بر اساس آن مستقر است. ما در تولید خودمان تخصص داریم و به حداکثر رساندن کیفیت و حجم خروجی خود و فروش آن برای پول می پردازیم تا بتوانیم موارد دیگری را که برای خودمان ارائه نمی دهیم خریداری کنیم. این بدان معناست که ما باید یک شناور پول را حفظ کنیم ، یا حداقل یک تسهیلات را برای دسترسی به آن در مدت کوتاهی حفظ کنیم تا نیازها و خواسته های روزانه خود را برآورده کنیم. و چه کسی این مقدار را تعیین می کند؟خوب ، ما هرکدام به عنوان افراد معامله گر انجام می دهیم.

هنگامی که ما مازاد موقت پول داریم ، مانند فروش دارایی ، ما آن را دوباره سرمایه گذاری می کنیم یا آن را خرج می کنیم. ما ممکن است یک دارایی دیگر بخریم یا آن را برای علاقه به شخص دیگری (معمولاً از طریق واسطه) وام دهیم. اما چیزهای دیگر برابر هستند ، ما همیشه مانده های خود را به سطح عرفی نقدینگی پول باز می گردیم ، که از عادات قبلی ما آگاه است.

سطح کلی قیمت ها با قدرت خرید پولی که در آن اندازه گیری می شود تعیین می شود. دو متغیر مهم تغییر در مقدار پول در گردش و تغییر در ترجیحات مردم برای نگه داشتن پول نسبت به کالاها است. از این دو ، تغییر در ترجیحات نسبی می تواند تأثیر فوری بیشتری بر قیمت ها داشته باشد. اگر مردم به عنوان یک کل تصمیم بگیرند که ترجیح خود را برای پول کاهش دهند ، سطح کلی قیمت های اندازه گیری شده در پول آنها افزایش می یابد. در واقع ، فشار خون بالا ، که به طور معمول به عنوان افزایش فاجعه بار در قیمت ها توصیف می شود ، علائم قابل مشاهده یک پرواز گسترده از پول است. به عبارت دیگر ، هنگامی اتفاق می افتد که ترجیحات به هیچ وجه هیچ پولی را نگه نمی دارد و در اسرع وقت از شر آن خلاص می شود.

از طرف دیگر ، اگر ترجیح بیشتری برای نگه داشتن پول وجود داشته باشد ، قیمت ها کاهش می یابد. این اولویت اضافی برای پول می تواند از دو طریق بیان شود. این می تواند به عنوان پول نقد فیزیکی برگزار شود ، اما همانطور که در بالا مشاهده کردیم ، افراد تمایل دارند سطح نقدینگی را حفظ کنند و هرگونه اضافی را به کار گیرند. به طور معمول ، در این حالت افراد پس انداز خود را افزایش می دهند. افزایش پس انداز باعث تغییر در روش های تولید برای جبران قیمت پایین تر کالاهای مصرفی می شود که نتیجه افزایش اولویت برای پول است. عرضه بیشتر سرمایه برای سرمایه گذاری تمایل به کاهش نرخ بهره دارد و محاسبات تاجر را در رابطه با تولید وی تغییر می دهد. نرخ بهره پایین باعث افزایش استقرار وی از سرمایه پولی ، سرمایه گذاری در ماشین آلات و سایر عوامل صرفه جویی در هزینه با هزینه سایر اشکال استقرار سرمایه مانند هزینه های کار می شود.

این ملاحظات مربوط به استقرار پول در یک جامعه است ، خواه پول فیات یا طلا باشد. این روشی است که بازیگران اقتصادی به بهترین وجه از اشکال مختلف سرمایه در دسترس استفاده می کنند. در بازارهای آزاد ، که ثابت شده است که به طور مداوم پیشرفته ترین سیستم ها است ، تولید نیازی به محرک پول اضافی برای آن که در حال گردش است نیست. این یک اسطوره کینزی است.

اما عملکرد اصلی پول این است که به عنوان ارزش عینی در کلیه معاملات عمل کنید ، که برای آن باید هم برای معاملات روزانه و هم در بازارهای سرمایه در دسترس باشد. و این از دست دادن یقین از ارزش عینی آن است که اکنون منجر به پایان فیات می شود.

تجارت با طلا به عنوان پول

به عنوان یک رسانه در گردش ، طلا و جایگزین های مناسب و قابل تعویض آن ثابت شده است که مؤثرترین روان کننده برای پیشرفت اقتصادی است. این امر به ما می دهد تا لحظه ای بفهمیم که چرا این مورد است ، و چرا گردش آن به عنوان پول برای پیشرفت سریع و بی سابقه در استانداردهای زندگی در قرن نوزدهم مهم است.

افراد در یک جامعه ، شهر ، شهر یا حتی یک ملت ، الزامات پولی خود و سطح تجارت خود را تعیین می کنند. بگذارید فرض کنیم که با انجام این کار ، سطح قیمت عمومی با جمعیت همسایه متفاوت است. این شرایط برای وقوع یک داوری وجود دارد ، به موجب آن وقتی بازیگران اقتصادی در جامعه با قیمت های بالاتر از آنها استفاده می کنند ، پرداخت های طلا با قیمت های پایین تر به جامعه منتقل می شود. دیفرانسیل های قیمت نزدیک به سطحی هستند که منعکس کننده هزینه های معامله و حمل و نقل است ، بنابراین قدرت خرید طلا در دو جامعه همگرا می شود. این درک در اقتصاد کلاسیک پایه و اساس خرید نظریه برابری قدرت است.

علاوه بر این ، پس انداز در طلا به دنبال بازده سرمایه گذاری بالاتر بین دو مرکز خواهد بود. این احتمال وجود دارد که مرکز با هزینه های کمتری جذابیت بیشتری را به جریان سرمایه ارائه دهد ، اما این کمتر مطمئن است. با این حال ، مقادیر طلا که به عنوان پس انداز نگهداری می شود ، همیشه به طور قابل توجهی کمتر از مقادیر صرف شده در مصرف در یک اقتصاد است که از سرمایه پولی به طور کارآمد استفاده می کند. داوری هم از طریق تجارت کالاها و هم با استقرار سرمایه در بهره برداری از نرخ بهره و دیفرانسیل های فرصت انجام می شود ، به طوری که همگرایی در قیمت ها و نرخ بهره حاصل می شود. و آنچه بین دو جامعه با استفاده از طلا به عنوان پول اعمال می شود ، بین همه آنها اعمال می شود ، به طوری که در همه اقتصادهای بازار آزاد و بی نظیر که حداکثر مزایای تقسیم کار را دارند ، از مزایای طلا به عنوان پول استفاده می شود.

بنابراین به راحتی می توان فهمید که در یک دنیای تجاری با حمل و نقل و ارتباطات مؤثر ، هرچه ترجیحات محلی برای نگه داشتن پول نسبت به کالاها باشد ، داوری چند مرکز تمایل دارد سطح قیمت مشترک و سطح مشترکی را برای نرخ بهره تولید کند. این عوامل تعدیل نه تنها بین جوامع بلکه بین ملل منجر به تجارت می شود. و تجارت و تسویه حساب در طلا ، همه چیز برابر است ، بسیار کارآمدتر از زمانی که ارزهای فیات فردی درگیر هستند ، زیرا با طلا به عنوان مرزهای ملی که مرزهای ملی دیگر موانع پرداخت نیست و تجارت واقعاً جهانی است.

با توجه به همه گیر بودن طلا به عنوان پول ، تأثیر تغییرات بومی شده در ترجیحات عمومی برای نگه داشتن طلا نسبت به کالاها را می توان به حداقل رساند. یک عامل اضافی اما نامربوط تورم سهام زیر زمینی طلا از طریق عرضه مین است ، اما این به طور گسترده ای با رشد جمعیت جبران می شود. و یک عنصر قابل توجه در استفاده از طلا غیر پولی ، عمدتاً برای جواهرات است که در صورت تقاضای بازارها به منبع انعطاف پذیر طلای پولی تبدیل می شود.

نوآوری فن آوری و بهبود در روش های تولید و همچنین رقابت همه در طولانی مدت تمایل دارند تا سطح کلی قیمت کالاها و خدمات اندازه گیری شده در طلا را کاهش دهند. بنابراین ، در حالی که تغییر کمی در سطح عمومی قیمت ها از طرف پول وجود دارد ، می توان کاهش قابل توجهی در قیمت ها را در مدت زمان طولانی از طرف کالا ایجاد کرد. تأثیر این است که قدرت خرید پس انداز را افزایش می دهد و منجر به پایدار ، نرخ بهره پایین و بهبود سطح زندگی برای همه به جز بی تحرک می شود.

به طور خلاصه ، هنگامی که طلا پایه و اساس کلیه تسویه حساب های معامله است ، اقتصادها به خودی تنظیم کننده و خود اصلاح می شوند. فعالیت اقتصادی موفق با سود و فرصتی برای جمع آوری ثروت پاداش می گیرد. از هر نظر ، مداخله و مقررات دولت برعکس است.

نقش اعتبار بانکی

در ایده آل ما ایده آل ، فرایند نابودی خلاق شوپتر تضمین می کند که تمام منابع سرمایه تمایل به استقرار کارآمد دارند. پروژه های ناکام رها می شوند و سرمایه برای کسانی که نوید بازده بهتری دارند ، مجدداً مورد استفاده قرار می گیرند. و این بازده ها فقط توسط کارآفرینانی حاصل می شود که می دانند برای دستیابی به فروش سودآور به مصرف کنندگان ، آنها باید مشتری را پادشاه بدانند. ممکن است آرمانشهر به نظر برسد ، اما یک خیال پردازی نیست و با دیستوپی فیات فعلی در تضاد است.

منبع مشترک اختلال اقتصادی از گسترش اعتبار بانکی ناشی می شود که همیشه منجر به یک چرخه تجارت بی ثبات کننده می شود. همراه با بانک مرکزی فیات پول ، توانایی بانکهای تجاری برای ایجاد پول اعتباری از هوای نازک هیچ نقشی در یک محیط پول سالم ندارد. طبق قانون رومی ، یا "طبیعی" ، عمل گرفتن سپرده و وام دادن آنها به نام بانک ، دو کارکرد جداگانه را در بر گرفت. فقهای رومی ، اولپیان (130-233AD) ، اظهار داشت که "وام یک چیز است و سپرده گذاری دیگر است" ، و تمایز بین املاکی که هیچ سود پرداخت نمی شود و املاکی که به آن پرداخت می شود ، می پردازد.[من] امروز ، تمایز تغییر یافته است. اکنون بین حضانت تحت قرارداد دارای مجوز و با سایر سپرده های بانکی ، از جمله مانده های نقدی که هیچ سود پرداخت نمی شود ، ساخته شده است.

این انتخاب عمل به دور از قانون طبیعی بیشتر به ایجاد وام توسط بانکها تغییر کرده است بدون اینکه دارایی داشته باشد که سپرده های خود را برای حمایت از آنها داشته باشند. در عوض ، بانک ها برای ایجاد آن سپرده ها ، از جمله مانده های اضافی نقدی که اولپیان به نظر کلاهبرداری مستقر می شود ، به ترسیم وام ها متکی هستند. این استفاده از وجوه در قانون منشور بانک انگلیسی در سال 1844 ، که براساس آن شیوه های جهانی بانکی امروز بنا شده است ، ثبت شده است.

این تغییرات در این شکل از پول های غیرقابل برگشت است که در پشت چرخه تجارت قرار دارد. هنگامی که به نظر می رسد شرایط تجاری در حال بهبود است ، بانکداران به طور طبیعی مایل به افزایش تجارت وام خود هستند. آنها این کار را نه با استفاده از سرمایه خود ، بلکه از سپرده گذاران و سپرده گذاران خود ، با هرگونه عدم تطابق از طریق بازارهای پول بین بانکی انجام می دهند. از این رو اصطلاح ، ذخیره کسری ، نسبت بدهی ترازنامه به سرمایه خود بانک است.

اعتبار اضافی بانکی منجر به افزایش در سطح عمومی قیمت ها و نرخ بهره بالاتر می شود. نرخ بهره بالاتر محاسبات تجاری را تضعیف می کند ، که منجر به نگرانی بانکداران در مورد امنیت وام آنها می شود. آنها سپس سرمایه در گردش را پس می گیرند که مشاغل به آن تکیه می کنند که گردش مالی خود را به وجود می آورند و منجر به رکود تجاری می شوند.

این توضیحات از جریان و اعتبار اعتبار بانکی عمداً ساده گرایانه است ، اما اختلال در روند مفهوم شوپتر از تخریب خلاق آشکار می شود ، با این که اعتبار اعتباری مشاغل زنده را به همراه زامبی ها کاهش می دهد. سپس بانک های مرکزی سعی در حمایت از اقتصاد برای جبران اثرات افسرده کننده اعتبار بانکی در حال خروج دارند و روند نابودی خلاق را متوقف می کنند. تمام کاری که آنها در انجام این کار موفق می شوند ، تشویق ایجاد اعتبار بانکی حتی بیشتر در چرخه های اعتباری بعدی ، نگه داشتن زامبی ها در اطراف و منجر به یک سری از انقباضات اعتباری به طور فزاینده ای با افزایش مقدار بدهی در چرخه ها است.

به عنوان یک بخش اساسی از بازگشت پول صدا ، باید امواج اعتبار بانکی غیرقابل کنترل متوقف شوند. در حال حاضر ، به نظر می رسد این یک هدف بلند مدت از بانک های مرکزی با ارزهای دیجیتالی پیشنهادی آنها است که به طور کامل از بانک های تجاری دور می زند. اما در مواردی که این مفهوم از بین نرود ، CBDC توسط سیاست گذاران به عنوان وسیله ای کارآمد و هدفمند برای گسترش پولی بیشتر دیده می شود. به جای این دوره تورمی ، سخنان اولپیان باید ما را راهنمایی کند ، عملکرد سپرده را از وام تقسیم می کند ، بانک ها را به متولی خالص یا تنظیم کننده وام تبدیل می کند - و هرگز نباید تواین مخلوط شود.

یک جایگزین جایگزین و شاید عملی تر تشویق بانک ها به اصلاح در این خطوط با حذف محدودیت در بدهی های شرکت ها. تمایل بانکداران برای دور شدن از تعادل خود در اوقات خوب ، با دانستن اینکه در این کار شخصاً خطر از دست دادن همه چیز را دارند ، تعدیل می شوند. با بدهی های نامحدود ، پناهگاه غالباً استفاده شده از ادغام با مسئولیت محدود حذف می شود. و می توان انتظار داشت که بسیاری از بانک ها به مشارکتها برگردند ، وام و سرمایه گذاری وام را به شیوه بانکهای سرمایه گذاری قبلی ترتیب دهند ، اما بدون اینکه سپرده بگیرند.

قیمت گذاری در طلا

برای درک اینکه چگونه قیمت ها در بازارهایی که طلا در آن پول است تعیین می شود ، باید فرض کنیم قوانین سختگیرانه ای وجود دارد که در گردش ارز طلا است و نه فیات به عنوان طلا می شود. در میان این موارد این است که بانک مرکزی فقط می تواند جایگزین های طلای کاملاً پشتیبان را صادر کند و نعناع سکه های طلا و نقره ای را ارائه می دهد. برای هر واحد اضافی ارز صادر شده باید طلا را برای پوشش بدست آورد. ثانیا ، همانطور که در بالا مجوز داده شده به بانک ها برای ایجاد پول در قالب اعتبار از هوای نازک توضیح داده شده است: این تسهیلات است که منجر به چرخه رونق و شلوغ شده است ، که به اشتباه توسط کینز به مشاغل منتسب شده است و نهبرای نوسان اعتبار.

نقطه شروع رابطه بین ذخایر طلا و در گردش ارز لازم نیست ، نکته اصلی این است که صدور بیشتر ارز باید توسط ذخایر طلای اضافی به طور کامل پشتیبانی شود ، در حالی که طلا کافی به عنوان پایه ای برگزار می شود تا به بازارها اطمینان بدهد که نسبت این نسبتواحدهای ارزی به وزن طلا به راحتی حفظ می شوند. آنچه در غیر این صورت فیات به یک جایگزین طلا تبدیل می شود و برای بسته شدن معامله ، باید در گزینه عموم به سکه طلا تبدیل شود.

هنگامی که طلا پول است و اگر اعتبار بانکی غیرقابل برگشت از بین برود ، عدم تعادل مداوم تجارت نمی تواند بوجود بیاید. این امر به این دلیل است که اعتبار برای تأمین مالی خریدهای مرزی در دسترس نیست ، شاید دیگری غیر از خودآزمایی مالی تجارت به طور خاص به منظور تسهیل زنجیره تسویه حساب پرداخت. واردات ، از جمله نفت و سایر کالاها ، باید به صورت کل توسط صادرات پرداخت شود ، مگر در مواردی که بین مراکز برای تنظیم سطح قیمت وجود داشته باشد ، همانطور که در بالا توضیح داده شد. عدم تعادل تجارت نمی تواند بین ملل ادامه یابد زیرا واردکنندگان خالص در ذخایر طلای خود دچار تخلیه می شوند و باعث کاهش قیمت داخلی می شوند. هزینه های دولت محدود به تأمین مالی با مالیات و پس انداز واقعی است ، در غیر این صورت در بازارهای زمانی آن را وادار می کند تا ارز خود را در برابر طلا کاهش دهد. تأمین مالی تورمی کسری دولت دیگر گزینه ای نخواهد بود.

بدون حضور تسلط بر بانکهای تجاری در بازارهای مالی تنظیم شده و کنترل نشده (که موقعیت های تجاری آنها را با گسترش اعتبار بانکی تأمین می کند) ، پول با حمایت طلا به معنای گمانه زنی کالاها به تطبیق تسویه حساب بین تولیدکنندگان کالا و دلالان محدود می شود. بنابراین ، محافظت از محصولات کشاورزی در بازارهای آتی هنوز هم کار می کند ، اما سرکوب سایر قیمت های کالا با گسترش بازنمایی های مقاله خود برای خیساندن تقاضای دلالان متوقف می شود.

کالاهای با قیمت طلا از این رو پایدارتر خواهند بود زیرا روند بی ثبات کننده ای که توسط جریان اعتباری در حال حرکت است ، ناپدید می شوند. در عوض ، این الگوهای تغییر تقاضای واقعی و تأثیرات آنها بر عرضه است که قیمت های فردی را برای مواد اولیه و منابع مختلف انرژی مورد نیاز برای عملکرد اقتصاد تعیین می کند.

امور مالی دولت

هنگامی که اصول پول سالم توسط یک دولت اصلاح شده درک و پذیرفته می شود ، نتیجه می گیرد که آنها چاره ای جز دور انداختن تورم و سیاست های میل لنگ های پولی ندارند. قدردانی بهتری از تفاوت بین فعالیت های بخش خصوصی تولیدی و تأثیرات تحریف کننده مداخله دولت وجود خواهد داشت ، که از نظر ماهیت آنها نیازها و خواسته های مصرف کنندگان را برآورده نمی کند ، بلکه گروه های ویژه ای است. و ما باید امیدوار باشیم که کسانی که قبل از انتخاب آنها پول صدا و بازارهای آزاد را درک کرده اند ، آنها را علی رغم انکار آنها در حین کار ، به یاد بیاورید.

ما بازگشت به بازارهای آزاد و پول صدا را به عنوان آینده آینده نگر از دیدگاه فعلی خود مشاهده می کنیم. امروز ، ما فقط با تبلیغات آن مداخله آماری مزاحم داریم و تصور می کنیم یک کشور با انگیزه سفر در جهت مخالف از سرکوب روزافزون آزادی فردی ، دشوار باشد. کشورها مجبورند از ولفاریسم گسترده ، غیر از حد محدودی محدود ، دور شوند ، که برای همه کسانی که با آن بزرگ شده اند غیرقابل تصور است. اما ما در مورد آینده ای صحبت می کنیم که در آن وسیله اصلی تأمین مالی ولفاریسم - ناتوان کننده مالیات بر میوه های تولید و تورم مخرب - ثابت شده است که فاجعه بار است و باید رها شود.

یک محیط مالی جدید با تمام عواقب و مزایایی که از آن جریان می یابد وجود خواهد داشت. هرگونه عود به روشهای قدیمی اعتقاد به درختان اسطوره ای مجازات می شود. در گذشته ، بازگشت به پول صدا همواره منجر به رونق نسبت به شرایط اقتصادی قبلی شده است. ما ممکن است در یک محدوده به آنجا نرسیم: سوسیالیست ها همچنان به دنبال سیاست های شکست خود خواهند بود. آنها یک اقلیت خواهند بود که پس از تثبیت وضعیت پولی ، دوباره رشد می کنند. رهبری لازم است تا این صدای آژیر را نادیده بگیرد و یک پرونده قانع کننده برای پول سالم استدلال کند. بسیاری از ملل بدون شک در این تلاش شکست خواهند خورد. اما موفقیت آن کشورهایی که آزادی را به مردمان خود باز می گردند و بر پول سالم نظارت می کنند ، احتمالاً محدودیت هایی را در آرمانهای سوسیالیستی در جای دیگر قرار می دهد.

مورخان نتیجه گرفته اند که شکست پولی و اقتصادی منجر به انقلاب و جنگ می شود. این یک اشتباه استبه طور صحیح تر ، این سوءاستفاده های بعدی پیامدهای بعدی است که منجر به نزاع های مدنی می شود. با خواندن جاده Hayek's The Serfdom ، این مشخص می شود. این عدم موفقیت دولت پس از بحران است که منجر به فریادهای رهبری قوی می شود ، که احتمالاً با یک دیکتاتوری به پایان می رسد. اما تفاوت اصلی بین ظهور نازی ها ، که بر اساس آن تجزیه و تحلیل هایک بنا شده است ، و سقوط یک سیستم ارز در سراسر جهان این است که همه در یک قایق هستند. هیچ جبران ارزهای پایدار خارجی برای تکیه بر فعالیتهای اقتصادی در حین و پس از فروپاشی وجود ندارد ، که این امر باعث ایجاد تقسیم بین مشاغل بزرگ و بیگانگان از یک سو و شهروندان داخلی است که کاملاً با یک ارز فروپاشی از سوی دیگر زندگی می کنند. این بخش به سختی وجود خواهد داشت - میلیاردرها و دلالان به همراه همه افراد دیگر تراز می شوند.

طبقه سیاسی در سرتاسر جهان مجبور خواهد شد خیلی سریع مهارت خود را دوباره بیاموزد. سیاستمداران این مزیت را خواهند داشت که با یک صفحه کاغذ سفید شروع کنند و این فرصت را خواهند داشت که رای دهندگان خود را با خود همراه کنند. این به آنها این امکان را می دهد که با اشتباهات اقتصادی و پولی امروز، به ویژه اعتقاد به وجود درخت پول جادویی، مقابله کنند. با حذف آن، برای همه روشن می شود که تعهدات رفاهی باید به طور اساسی به سطح مقرون به صرفه کاهش یابد و مسئولیت عواقب اقدامات آنها به افراد بازگردانده شود. اندازه اداره دولتی نیز باید با بررسی بی رحمانه این که کدام وظایف دولت ها ضروری هستند و کدام ها ضروری نیستند، کاهش یابد. سرمایه داری دوستانه به پایان می رسد، همچنان که سرکوب اتحادیه ها. دولتی که بار مالی خود را بر اقتصاد تا 20 درصد یا کمتر کاهش دهد، شاهد بهبودی سریع در شرایط پولی سالم خواهد بود و عرضه کنندگان جدید و موجود محصولاتی که به طور آزادانه توسط مصرف کنندگان تقاضا می شوند، آن را هدایت می کنند.

[i] رجوع کنید به de Soto; پول، اعتبار بانکی، و چرخه های اقتصادی، فصل 4 برای توصیف کامل تر از تکامل حقوق روم با توجه به سپرده های نامنظم.

یادداشت سردبیر: گلوله های خلاصه برای این مقاله توسط ویراستاران جستجوی آلفا انتخاب شده اند.

یادداشت سردبیر: این مقاله یک یا چند سهام microcap را پوشش می دهد. لطفاً از خطرات مرتبط با این سهام آگاه باشید.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 29 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1402 ساعت: :