چه زمانی نرخ ارز را واقعی می کنیم؟

ساخت وبلاگ

اکنون با این پیام ساده که نرخ ارز واقعی بسیار متغیر است ، به نگاهی دقیق تر به نرخ ارز تبدیل می کنیم. مثالها شامل مکزیک در سالهای 1981-82 ، هنگامی که پزو فرو ریخت ، قدردانی واقعی از دلار آمریکا در دهه 1980 و اتومبیل های ژاپنی در اوایل سال 1993 ، هنگامی که ین به شدت افزایش یافت.

نظریه کلاسیک نرخ ارز

نظریه کلاسیک نرخ ارز اساساً تئوری کمیت پول و نظریه خرید برابری قدرت یا PPP است که ما در فصل 3 این سخنرانی ها به آن نگاه کردیم. ماده اول تئوری کمیت است که به ما می گوید قیمت کالاها سهام پول را منعکس می کند:

p f = m f v f /y f.

با ثابت V (فرضیه تئوری کمیت) و نادیده گرفتن Y (فقط برای آسانتر کردن امور) ، می بینیم که افزایش قیمت با افزایش پول M. ایجاد می شود. ما در فصل 6 دیدیم که این یک تقریب معقول در دوره های مختلف استسال یا بیشتر

ماده دوم نظریه ما PPP است که من به سرعت بررسی می کنم. بگذارید بگوییم که قیمت کالاهای آمریکایی ، که به دلار اندازه گیری می شود ، P است ، و قیمت کالاهای خارجی ، که در واحدهای ارزی اندازه گیری می شود ، P F (F برای خارجی) و نرخ ارز نقطه ای است که به عنوان قیمت دلار اندازه گیری می شوداز یک واحد ارز خارجی ، S. است و سپس قیمت دلار کالاهای خارجی SP است. منطق PPP این است که قیمت کالاهای قابل مقایسه نباید در دو مکان متفاوت باشد ، بنابراین باید ببینیم (حداقل تقریباً)

S = P / P F (1)

یک نوع جزئی از این است

rer = s p f /p = 1 ؛

IE ، اگر PPP نگه داشته شود ، نرخ ارز واقعی ثابت است. معادله (1) در نرخ رشد است

به طوری که میزان استهلاک ارز برابر با تفاوت بین نرخ تورم دو کشور است. ما به زودی به این رابطه نگاه خواهیم کرد.

با هم قرار دادن دو ماده ، می گیریم

s = (m/m f) (v/v f) (y f/y).(2)

تقریباً صحبت می کنیم ، ما می بینیم که اگر پول بیشتری نسبت به کشور دیگر صادر کنیم ، ارز ما تضعیف می شود (M بیش از M F).

شکی نیست که هر دو ماده در دوره های زمانی کوتاه توصیفات ضعیف از واقعیت هستند. آنچه ممکن است شما را شگفت زده کند این است که آنها در دوره های طولانی تر به طور قابل توجهی بهتر عمل می کنند. شکل 1 ماده اول ، رابطه بین تغییرات نرخ ارز و اختلاف در نرخ تورم را نشان می دهد. این رقم به طور متوسط نرخ رشد سالانه برای چندین کشور برای دوره 1970-90 را گزارش می کند. این تئوری می گوید که آنها باید یکسان باشند ، و در واقع آنها بسیار نزدیک هستند: کشورهایی که نرخ تورم بالا دارند نیز بیشترین استهلاک ارزهای خود را تجربه کرده اند. در شکل 2 به رابطه بین استهلاک و رشد پول می پردازیم. با استفاده از ترفند قدیمی ما با لگاریتم ها در (2) ، می بینیم که تغییرات در نرخ ارز تقریباً برابر با تفاوت در نرخ رشد پول است:

تقریب مبتنی بر دو چیز است: این سرعت ثابت است و تفاوت در رشد تولید در سراسر کشورها اندک است (بنابراین ما با نادیده گرفتن آنها زیاد از دست نمی دهیم ، حتی اگر در اصل آنها باید در آنجا باشند). ما در شکل 2 می بینیم که برای میانگین در همان دوره بیست ساله نیز بسیار خوب است.

رژیم های نرخ ارز ثابت: مکزیک 1982

داستان پشت PPP این است که نرخ ارز در نهایت باید منجر به قیمت قابل مقایسه کالا در کشورهای مختلف شود. اگر کالاها در آلمان گرانتر از ایالات متحده باشند ، سقوط ارزش DM آنها را به خط بازگرداند. شواهد این است که این گرایش در نهایت خود را ادعا می کند.

هنگامی که نرخ ارز با فرمان دولت ثابت می شود ، همانطور که در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد ، این مکانیسم کمی متفاوت عمل می کند. ما قصد داریم در سال 1982 به فروپاشی پزو مکزیکی نگاه کنیم و نمونه ای از آنچه می تواند اتفاق بیفتد. داستان کوتاه این است که پزو در سال 1982 فرو ریخت. بین اوایل سال 1977 و اوایل 1980 ، پزو در محله 23 پزو در هر دلار معامله شد ، سطح اجرا شده توسط بانکو د مکزیک ، بانک مرکزی مکزیک. ما به زودی به نحوه انجام این کار باز خواهیم گشت. تا ژانویه سال 1982 ، نرخ افزایش یافت و در پایان ماه به 26. 6 رسید. در 5 فوریه ، رئیس جمهور لوپز پورتیلو اعلام کرد که بانک مرکزی از پزو "مانند یک سگ" دفاع خواهد کرد ، احتمالاً برای اطمینان از بازارهای مالی که دولت اجازه نمی دهد پزو سقوط کند. در 19 فوریه این تلاش رها شد و پزو بلافاصله 29 درصد در برابر دلار سقوط کرد و تا پایان ماه به 45 پزو رسید. پزو در طول دهه همچنان به سقوط خود ادامه داد و اکنون در حدود 3000 دلار به دلار معامله می شود. تاریخچه کامل پزو برای این دوره در شکل 3 نشان داده شده است.

پس چه اتفاقی افتاد؟

اصولابعاد مختلفی برای این سؤال وجود دارد ، اما بارزترین نکته این است که نرخ ارز ثابت مکزیک با سایر سیاست های خود مغایرت داشت. در شکل 4 می بینید که در حالی که مکزیک تلاش می کند ارز خود را برطرف کند ، سیاست پولی آن منجر به رشد سریعتر در سهام خود نسبت به ایالات متحده شد. این توسط خط "dash-dot" در شکل نشان داده شده است و نشان دهنده نسبت سهام پول در مکزیک به آن در ایالات متحده است. در نتیجه ، قیمت ها در مکزیک با سرعت بیشتری نسبت به ایالات متحده افزایش یافت و مکزیک به طور متوسط بین سالهای 1979 تا 1981 بین 20 تا 30 درصد تورم را نشان داد. خط متراکم در شکل 4 افزایش شدید نسبت قیمت های مکزیکی به آمریکایی ها را نشان می دهد. در اواخر سال 1981 ، قیمت ها در مکزیک به طور قابل توجهی بیشتر از ایالات متحده افزایش یافته بود و بسیاری از مکزیکی ها را به سمت تغییر هزینه ها و سرمایه گذاری های خود در خارج از کشور سوق می داد. تا فوریه 1982 ، اختلاف در قیمت ها غیرقابل توصیف بود و پزو منفجر شد. به طور خلاصه ، عزیمت عظیم از PPP برای تحمل سیستم بیش از حد بود ، بنابراین نرخ ارز فروپاشید. در این شکل می بینید که کاهش در پزو قیمت ها را با PPP (مدتی) به خط بازگرداند.

رفع نرخ ارز. بعد دیگر از سوال ما رفتار بانک مرکزی است. ممکن است فکر کنید که بانک مرکزی به سادگی می تواند نرخ ارز را اعلام کند ، اما کمی فکر به شما می گوید که این کار ساده ای نیست. برای به دست آوردن یک مثال کمی بیهوده ، می توانم ادعا کنم که آپارتمان من 2 میلیون دلار ارزش دارد ، اما اگر کسی حاضر نیست آن را با آن قیمت خریداری کند ، مشخص نیست که این بیانیه به معنای هر چیزی است. به دلایل مرتبط ، بانک مرکزی باید از ادعای خود برای رفع نرخ ارز حمایت کند.

در ساده ترین نسخه از نرخ ارز ثابت ، بانک مرکزی با خرید و فروش ارز خارجی که مردم با قیمت تعیین شده می خواهند از قیمت پشتیبانی می کند. اگر مردم دلار بخواهند ، این بانک دلار را تأمین می کند ، اگر بخواهد پزو باشد ، این بانک پزو را تأمین می کند. مانند سیاست پولی ، بانک مرکزی این کار را با تغییر ترکیب ترازنامه خود انجام می دهد. Banco de Mexico ممکن است در اواخر سال 1981 ترازنامه ای شبیه به این داشته باشد:

دارایی های بدهی
ذخایر FX 5 مبنای پولی 100
دیگر 115 اوراق قرضه 20

ما می توانیم این کار را در هر واحدی که دوست داریم انجام دهیم ، اما بیایید بگوییم واحدها میلیاردها دلار آمریکا هستند. اعداد (که من ساخته ام) این واقعیت را نشان می دهد که بازار اوراق قرضه دولتی در مکزیک وجود ندارد --- این در درجه اول یک بازار اسیر بانکها است که ملزم به نگه داشتن اوراق بهادار دولتی هستند. 5 مورد تحت "ذخایر FX" دارایی های دارایی با ارزش دلار (عمدتا اوراق بهادار دولتی ایالات متحده) است. اگر مردم بخواهند 2 میلیارد دلار دیگر آمریکا بخرند ، این امر به عنوان کاهش 2 میلیارد در ذخایر FX و کاهش مربوط به پایگاه پولی (ارز مکزیک) نشان می دهد ، زیرا مردم با دلار خود در پزو تجارت می کنند.

Banco در زمینه حمایت از سیاست نرخ ارز در فوریه 1982 ، هنگامی که یک اجرای روی پزو تقریباً نیمی از ذخایر خود را تخلیه کرد ، مشکل داشت (شکل 5 را ببینید). اگر آنها از ذخایر فرار کنند ، البته ، آنها قادر به ارائه تعهد خود برای تأمین تقاضای بازار با قیمت فعلی نیستند. آنها با اجازه دادن به پزو ، که برخی از فشار را برای مدتی تسکین می داد ، به خطر افتادند. در آگوست سال 1982 ، فشارهای تجدید شده بر پزو باعث کاهش بیشتر ذخایر شد. این بار این بانک بسیاری از معاملات FX را غیرقانونی کرد و از این طریق نرخ ارز را از دست بازار خارج کرد. همانطور که جارگون می توانست آن را داشته باشد ، پزو دیگر بدون اجازه صریح بانک مرکزی "قابل تبدیل" به ارز خارجی نبود. به این معنا ، قیمت رسمی مانند ادعای 2M برای آپارتمان من بود: تقریباً بی معنی است ، زیرا شما به طور کلی نمی توانستید با آن قیمت بخرید یا بفروشید. کسانی که مجوز داشتند قادر به خرید ارزان دلار بودند ، در حالی که برخی دیگر قیمت های بسیار بالاتری را در بازار موازی یا سیاه پرداخت می کردند. این کنترل های مبادله ای برای مشاغل مکزیکی و مشاغل خارجی که در مکزیک فعالیت می کنند ، مشکلات جدی ایجاد کرده است ، زیرا بدون ارز خارجی نمی توانند کالاهای خارجی را وارد کنند. و از آنجا که سرمایه گذاران خارجی نمی توانند از بازگشت درآمد خود اطمینان حاصل کنند ، بسیاری از آنها در وهله اول از سرمایه گذاری خودداری کردند. در حقیقت ، بسیاری از مکزیکی ها دارایی های خود را از کشور خارج کردند و از ترس آنها ناشی شد (متعاقباً به وجود آمد) که کنترل ارزها بعداً انجام آن غیرممکن می شود.

به طور خلاصه: ال بانکو سعی کرد نرخ ارز را در سطحی تعیین کند که با ارزش اساسی PPP آن کاملاً مغایر بود. هنگامی که این کار نکرد ، آنها اجازه دادند که پزو سقوط کند و معاملات FX را محدود کند.

درس ها. این سری از رویدادها (شاید به طرز شگفت آور) نسبتاً متداول است و برخی از درسهایی را برای مشاغل فعالیت در کشورهای خارجی نشان می دهد.

1. نرخ ارز ثابت برای همیشه ثابت نیست. آنها به سادگی برای حرکات مکرر کوچکتر ، حرکات بزرگ نادر را جایگزین می کنند. اگر گرفتار شوید ، آنها می توانند شما را بکشند. هرکسی که در 19 فوریه 1982 پزو را در اختیار دارد ، 29 درصد از ارزش معادل دلار خود را در یک روز از دست داد و بعد از آن بیشتر.

2. در صورت امکان با ارزهای سخت کار کنید. یک استراتژی برای مقابله با چنین ریسکی ، انجام تجارت به دلار یا برخی از ارزهای سخت دیگر است. به عنوان مثال ، بانک های آمریکایی وام های خود را به دلار اعلام کردند ، بنابراین فروپاشی در پزو به تنهایی به آنها آسیب نرساند. اما فروپاشی اقتصادی که با سقوط در پزو به وجود آمد ، به آنها آسیب رساند ، با این نتیجه که بیشتر وام ها فقط بخشی از آن بازپرداخت می شدند. مکزیکی ها نیز سعی کردند به دلار تغییر دهند ، اما محدودیت های دولت این کار را در مقیاس وسیع دشوار کرده است.

3. بعد از پاییز وارد شوید. یک همکار جورج سوروس یک بار گفت که بهترین فرصت ها وقتی شرایط از "فاجعه" به "بد" تغییر می کند. هرکسی که در سال 1982 یا 1983 وارد بازار مکزیک شود ، حداقل مزیت خرید کم داشت. با آمدن بهار بهار ، ممکن است از نتیجه گیری استفاده کنید: ارزانترین تعطیلات درست پس از فروپاشی ارز است.

نرخ ارز در کوتاه مدت

اگرچه تئوری PPP برای مدت طولانی (دهه ها؟) نسبتاً خوب عمل می کند ، اما توصیف نسبتاً ضعیفی از حرکات کوتاه مدت است. نمونه ای از چنین شواهدی ، مشابه آنچه برای مکزیک ، شکل 6 است ، جایی که ما نرخ ارز واقعی را برای ایالات متحده در مقابل آلمان ، ژاپن و مکزیک می بینیم. در تئوری PPP [معادله (1)] این باید ثابت باشد. در داده ها اینطور نیست.

برای آلمان می بینیم که نرخ ارز تا اوایل دهه 1970 مسطح است ، در نتیجه سیستم نرخ ارز ثابت برتون وودز در آن زمان و تفاوت های اندک در تورم بین آلمان و ایالات متحده در دهه 1960. اما با فروپاشی سیستم برتون وودز ، DM افزایش یافت و قیمت کالاهای آلمانی با آنها افزایش یافت. مقیاس ورود به سیستم به ما می گوید که کالاهای آلمانی بین ابتدای سال 1971 و پایان سال 1973 حدود 40 درصد نسبت به کالاهای آمریکایی افزایش یافته است. دوره 1973-93 برای نوسانات عظیم در هر دو جهت قابل توجه است ، با سقوط شدید در هر دو جهتDM در سال 1980 و افزایش شدید در سال 1985 به عنوان برجسته.

نمودار ژاپن به ما می گوید که کالاهای ژاپنی طی سی سال گذشته به تدریج گران تر از کالاهای آمریکایی شده اند ، اگرچه در این راه دوباره فراز و نشیب های قابل توجهی وجود داشته است (و توجه داشته باشید که این مقیاس برای آلمان بزرگتر است). یک مسئله که به ذهن متبادر می شود ، مازاد تجارت ژاپن است. اگرچه این ارتباطی با نرخ ارز دارد ، اما نمودار به ما می گوید که مازاد افزایش یافته است در حالی که قیمت کالاهای ژاپنی به طور متوسط افزایش یافته است ، به طور متوسط ، هنگامی که بیشتر مردم فکر می کنند این اتصال باید به روش دیگر پیش برود. به عنوان مثال ، دولت کلینتون در سال 1993 و دوباره در اوایل سال 1995 با ین صحبت کرد به این امید که مازاد ژاپنی ها را کاهش داده و کسری تجارت ایالات متحده را کاهش دهد.

مکزیک یک الگوی رونق/شلوغی را که در بین کشورهای در حال توسعه رایج است ، نشان می دهد ، با افزایش تدریجی در نرخ واقعی ارز که به طور دوره ای با فروپاشی ناگهانی در پزو معکوس می شود --- به افت شدید در سال 1976 ، و همچنین فروپاشی در سال 1982 که قبلاً داشته ایم ، توجه داشته باشید. معاینه

دانشگاهیان دوست دارند در مورد این چیزها حرف بزنند (و برای عادلانه بودن ، تقلب ما برای جدا کردن آمار مفید از موارد گمراه کننده مفید است) ، و برخی از آنها پیشنهاد کرده اند که مشکل ممکن است این باشد که کالاهای موجود در CPI قابل مقایسه نیستند. به یاد می آورید که اساس این تئوری داوری است: اگر یک کالای خوب در یک مکان ارزان تر از مکان دیگر باشد ، مردم بیشتر از آن خریداری می کنند و قیمت آن را تا زمانی که اختلاف ناپدید شود ، پیش می برند. در واقع ، ما فقط با طلا می بینیم: تفاوت کمی بین قیمت طلا در ایالات متحده ، ژاپن یا آلمان وجود دارد. در مورد برخی از کالاهای کشاورزی نیز صادق است ، اما موانعی برای تجارت که باعث مهار داوری می شود ، قیمت های بیشتری از قند در ایالات متحده و برنج در ژاپن را فراهم می کند. به طور کلیقیمت حتی کالاهای قابل مقایسه در سطح بین المللی متفاوت است. به طور خلاصه ، تئوری PPP یک تئوری ضعیف برای کوتاه مدت است. ما شاهد نوسانات عظیمی در نرخ واقعی ارز هستیم ، به این معنی که قیمت کالاها در کشورها بسیار متفاوت است. هرکسی که در گذشته اخیر به ژاپن سفر کرده است می تواند برای این کار تضمین کند.

دلایل تجزیه PPP در کوتاه مدت چیست؟دلایل زیادی برای عدم موفقیت PPP وجود دارد:

1. CPI کشورهای مختلف قابل مقایسه نیستند زیرا کالاهای بسیار متفاوتی را در بر می گیرند.

2. CPI شامل کالاهای زیادی است که معامله نمی شوند (مانند خدمات). PPP این کالاها را نگه نخواهد داشت. به عنوان مثال ، یک مدل مو در بمبئی ممکن است ارزان تر از نیویورک باشد اما تعداد کمی از نیویورک ها فقط برای گرفتن یک مدل مو به بمبئی پرواز می کردند.

3. PPP (یا قانون یک قیمت ، LOP) برای کالاهای همگن که در سطح بین المللی معامله می شوند بهتر است (طلا ، نفت ، کالاهای کشاورزی ، مواد اولیه). در این بازارهای کالایی به خوبی توسعه یافته ، کالاهای داوری که توسط PPP دلالت دارد بسیار سریع است.

4- حتی برای کالاهای همگن ، PPP ممکن است بسیار خوب باشد: به طور کلی ، قیمت حتی کالاهای قابل مقایسه در سطح بین المللی متفاوت است. اقتصاددان (به مقاله "McCurrencies: گوشت گاو کجاست؟" نیز در بسته خواندن موجود است) ویژگی ای را در قیمت های بزرگ مک در سراسر جهان اجرا می کند که همان نکته را بیان می کند. Big Mac نمونه خوبی است ، زیرا مک دونالد اطمینان می دهد که این محصول در همه جا یکسان است. با این حال می بینیم که قیمت آن یکسان نیست.[در این خواندن ، آخرین ستون ، دارای برچسب بیش از/تحت ارزیابی ، درصد انحراف نرخ ارز واقعی آلمان از یک ، با علامت معکوس است. بنابراین +37 برای آلمان به این معنی است که Big Mac در آلمان 37 درصد گران تر از ایالات متحده است.]

5- اگر بنگاهها بتوانند "قیمت تبعیض" بین بازارهای داخلی و خارجی "PPP" (یا قانون یک قیمت) برای کالاهای همگن نگه ندارند. قیمت اتومبیل های آلمانی (ژاپنی) در ایالات متحده نسبت به آلمان (ژاپن) بسیار متفاوت است. تبعیض قیمت فقط در برخی شرایط امکان پذیر است.

6. نهایی ، اگر کالاها یکدست نباشند (اتومبیل های ژاپنی همان اتومبیل های آمریکایی نیستند) ، قیمت ایالات متحده به دلار اتومبیل های ژاپنی لازم نیست با قیمت دلار اتومبیل های آمریکایی برابر باشد. علاوه بر این ، تغییر در نرخ ارز اسمی بر قیمت نسبی ژاپنی ها در مقابل اتومبیل های آمریکایی به روش های پیچیده ای که در بخش بعدی بحث می کنیم تأثیر می گذارد.

ایالات متحده - رقابت سازندگان خودرو ژاپنی و دلار در دهه 1980

ما در مورد نقش نرخ ارز در رقابت بین سازندگان ما و خودروهای ژاپنی در دهه 1980 بحث خواهیم کرد. برای کاهش اهمیت نرخ ارز توجه داشته باشید که دلار بین سالهای 1980 تا 1985 و یک استهلاک بزرگ از سال 1985 تا 1985 قدردانی چشمگیر داشت. به طور خاص:

SY/$= ین/دلار = 200

S$/Y= دلار/ین = 0. 005

SY/$= ین/دلار = 250

S$/Y= دلار/ین = 0. 004

SY/$= ین/دلار = 139

S$/Y= دلار/ین = 0. 0072

داده های فوق نشان می دهد که $ نسبت به ین 20 ٪ بین سالهای 1980 و 1984 قدردانی می شود. و نسبت به ین بین سالهای 1984 و 1989 44 ٪ کاهش یافته است.

بگذارید اکنون اثرات نرخ ارز را در سیاست های قیمت گذاری سازندگان داخلی (ایالات متحده) و خارجی (ژاپنی) در نظر بگیریم.

رقابت در صنعت خودرو در سال 1980 را در نظر بگیرید. بگذارید فرض کنیم قیمت اتومبیل های آمریکایی و ژاپنی در دهه 1980 عبارت بود از:

قیمت یک ماشین آمریکایی در ایالات متحده به دلار (ص$): 10،000 دلار.

قیمت یک ماشین ژاپنی در ژاپن در ین (صyج): 2 میلیون ین

این اعداد دقیق نیستند اما در اینجا به خاطر تمرینات مورد استفاده قرار می گیرند.

از آنجا که قیمت یک کالا برابر با هزینه زمان تولید حاشیه سود ناخالص است (نرخ علامت گذاری ، M)

2m ین = (1 + حاشیه سود) x (هزینه تولید) = (1+ متر) x c =

M = 0. 2 (= 2/1. 6 6-1) = 20 ٪

c = 1. 66m ین (هزینه های تولید ، بیشتر دستمزدها)

قیمت یک ماشین ژاپنی به دلار آمریکا صادر شده است (ص$ج) با توجه به نرخ ارز 1980 در آن زمان بود:

10،000 دلار = 2m ین x 0. 005 = 2m ین / 200

فرض کنید که دلار 20 ٪ قدردانی می کند ، همانطور که بین سالهای 1980 تا 1984 انجام شد. صادرکنندگان ژاپنی اکنون دو گزینه دارند:

1. از آنجا که دلار قدردانی کرده است ، آنها می توانند قیمت ین خود را (2 متر ین) حفظ کنند و ماشین را با قیمت بسیار پایین تر در ایالات متحده آمریکا در این مورد بفروشند:

8000 دلار = 2m ین x 0. 004 = 2m ین / 250

در این حالت ، قدردانی از دلار باعث کاهش رقابت اتومبیل های آمریکایی می شود زیرا اکنون می توانید اتومبیل های ژاپنی را با قیمت بسیار پایین تر (20 ٪ پایین تر) وارد کنید. این از دست دادن رقابت ، تأثیر معمولی یک ارز داخلی استقدردانی: کالاهای وارداتی ارزان تر از کالاهای داخلی می شوند و با خرید کالاهای خارجی بیشتر ، تراز تجاری بدتر می شود.

بنابراین ، در این حالت ، قدردانی 20 ٪ باعث می شود 20 ٪ خارجی در ایالات متحده ارزان تر شود: کامل وجود دارداز طریق گذشتنرخ ارز به قیمت داخلی (ایالات متحده) کالاهای وارداتی.

از نظر ژاپنی ، فروش اتومبیل در ایالات متحده با 8000 دلار (با نرخ ارز 250) به این معنی است که آنها در ین درآمد 2 میلیون ین دریافت می کنند تا حاشیه سود آنها مانند گذشته باقی بماند (M = 20 ٪). در حالی که حاشیه سود آنها در حال افزایش نیست ، فایده کاهش قیمت $ اتومبیل در ایالات متحده این است که اتومبیل های ژاپنی ارزان تر می شوند ، تقاضای آنها بیشتر است وسهم بازاراز ژاپنی ها در بازار ایالات متحده بزرگتر می شود.

بنابراین ، در این حالتحاشیه های سودثابت هستند اماسهم بازاربرای سازندگان خودروهای ژاپنی بزرگتر هستند.

توجه داشته باشید که این موردی است که PPP از آن استفاده نمی کند زیرا قیمت اتومبیل های آمریکایی (10،000 دلار) با قیمت اتومبیل های ژاپنی (8000 دلار) متفاوت است. چنین شکست PPP تعجب آور نیست زیرا این دو کالای آمریکایی و ژاپنی همگن نیستند به طوری که مصرف کنندگان این دو کالا را کاملاً جایگزین تقاضا نمی دانند. اگر این دو کالا همگن بودند (مانند موارد اولیه ، نفت ، طلا ، کالاهای کشاورزی) ، انتظار داریم که PPP برای آنها نگه داشته شود.

2. گزینه دوم برای ژاپنی ها به دنبال قدردانی از دلار ، حفظ قیمت دلار اتومبیل های فروخته شده در ایالات متحده با وجود 10،000 دلار علی رغم قدردانی از $ بود. این گزینه حاکی از آن است که اتومبیل های ژاپنی ارزان تر از اتومبیل های آمریکایی نمی شوند و بنابراین ژاپنی ها سهام بازار را در ایالات متحده به دست نمی آورند. با این حال فایده این استراتژی این بود که با فروش 10،000 دلار ، حاشیه سود سازندگان خودروهای ژاپنی بسیار افزایش می یابد. در حقیقت در این حالت درآمد در ین فروش یک ماشین در ایالات متحده خواهد بود:

2. 5 میلیون ین = 10،000 دلار / 0. 004 = 10،000 $ 250

از آنجا که اتومبیل های ژاپنی که در ژاپن فروخته می شوند هنوز 2 متر ین قیمت دارند (Pyج) در حالی که اتومبیل های ژاپنی که در ایالات متحده فروخته می شوند ، در ین برابر با 2. 5 متر ین ارزش دارند (pyJUS) ، ژاپنی ها حاشیه سود بسیار بیشتری در فروش ایالات متحده دارند. چنین حاشیه سود برابر با درآمد ین یک فروش ایالات متحده است که براساس هزینه تولید (C) تقسیم شده است:

حاشیه سود فروش یک ماشین ژاپنی در ایالات متحده:

2. 5/1. 6 6-1 = 0. 51 (51 ٪)

حاشیه سود در فروش یک ماشین ژاپنی در ژاپن:

2. 0/1. 66 - 1 = 0. 2 (20 ٪)

توجه داشته باشید که این استراتژی دوم حاکی از آن است که قانون یک قیمت از آنجا که قیمت یک ماشین ژاپنی در ایالات متحده (10،000 دلار = 2. 5 میلیون ین) بسیار بزرگتر از قیمت یک ماشین ژاپنی در ژاپن است (2. 0 متر ین) بسیار بزرگتر استبشربنابراین ، برای طرح دوم کار لازم است که شرایط تبعیض قیمت برآورده شود (نمایندگی انحصاری ، سیاست ملی ضمانت نامه). در غیر این صورت ، این برای شخصی بهینه بود که اتومبیل های ژاپنی را در ژاپن بخرد و آنها را با کمتر از 10،000 دلار در ایالات متحده بفروشد.

موارد فوق موردی است که قانون یک قیمت در آن نگهداری نمی شود (از آنجا که قیمت یک کالای یکسان در دو بازار مختلف متفاوت است). این فقط در صورتی اتفاق می افتد که بتوانید در بازارهای مختلف تبعیض قائل شوید.

بنابراین ، در حالی که در اولین گزینه پس از قدردانی $ (قیمت $ خود را به 8000 دلار کاهش دهید)حاشیه های سودثابت هستند اماسهم بازاربرای خودروسازان ژاپنی بزرگتر هستند، در گزینه دوم (قیمت دلار خود را در 10000 دلار حفظ کنید)سهم بازارثابت می ماند (چون خودروهای ژاپنی در ایالات متحده ارزان نمی شوند) اماحاشیه های سوداز صادرات خودرو به آمریکا بسیار بزرگ می شود.

البته الفگزینه سومکه بین دو مورد اول نیز امکان پذیر است: تا حدودی قیمت خودروهای ژاپنی در ایالات متحده را به زیر 10000 دلار کاهش دهید، اما نه با افزایش 20٪ دلاری. در این حالت میانی، حاشیه سود تا حدودی افزایش می یابد (اما نه به اندازه گزینه 2) و سهم بازار نیز افزایش می یابد (اما نه به اندازه گزینه 1).

در سال های 1980-1984، خودروسازان ژاپنی عمدتاً از گزینه دوم (که به طور قابل توجهی حاشیه سود آنها را افزایش داد) دنبال کردند. در واقع، سهمیه های صادرات خودروهای ژاپنی به ایالات متحده که در سال 1981 معرفی شدند (VER = محدودیت های صادرات داوطلبانه) نشان می دهد که استراتژی اول بهینه نبود، زیرا این سهمیه ها به خودروسازان ژاپنی اجازه نمی داد تا سهم بازار خود را در ایالات متحده افزایش دهند. در واقع، با توجه به وجود سهمیه های عددی در تعداد خودروهای صادراتی به ایالات متحده، خودروسازان ژاپنی به سمت ارتقای کیفیت صادرات خودرو خود به ایالات متحده حرکت کردند (فروش ارزش افزوده بالاتر، قیمت بالاتر، خودروهای با کیفیت بالاتر).

واکنش به کاهش ارزش دلار بین سال های 1984 و 1989.

در حالی که خودروسازان آمریکایی در دوره افزایش ارزش دلار در سال های 1980-1984 رقابت خود را از دست دادند، در دوره 1985-1989 که در آن دلار 44 درصد کاهش یافت (نرخ ین/دلار از 250 به 139 رسید) آن را دوباره به دست آوردند.

استراتژی های احتمالی خودروسازان ژاپنی با توجه به کاهش ارزش دلار چه بود؟فرض کنید در سال 1985، قیمت دلار خودروهای ژاپنی همچنان 10000 دلار بود زیرا خودروسازان ژاپنی از گزینه 2 در دوره 84-1980 پیروی کردند. همچنین فرض کنید که خودروهای آمریکایی در ایالات متحده نیز به قیمت 10000 دلار فروخته شده است. باز هم ژاپنی ها 2 گزینه بعد از کاهش ارزش دلار داشتند:

1. قیمت دلار را در ایالات متحده به میزان کامل کاهش ارزش دلار افزایش دهید تا حاشیه سود خوبی در فروش خودرو در ایالات متحده حفظ شود. در این مورد:

14400 دلار = 2 میلیون ین x 0. 0072 = 2 میلیون ین / 139

در این مورد، حاشیه سود در فروش خودرو در ایالات متحده از 50% به 20% کاهش می یابد (2. 0/1. 66 - 1 = 0. 2 در مقابل 2. 5/1. 6 6-1 = 0. 51 قبلی).

The disadvantage of this option is that raising $ prices is helpful in maintaining profit margins in face of a 44% dollar depreciation but it would lead to an erosion of the Japanese market share in the US as Japanese cars become 44% more expensive than US cars ($14,400>10000 دلار).

توجه داشته باشید که این گزینه اول به سازندگان خودروهای آمریکایی اجازه می دهد تا قیمت خودروهای آمریکایی را با مقداری افزایش دهند زیرا افزایش زیاد قیمت $ اتومبیل های ژاپنی یک مزیت رقابتی عالی به ما می دهد. اگر اتومبیل های ژاپنی در ایالات متحده 14400 دلار فروخته شود ، به عنوان مثال می تواند قیمت خود را از 10،000 دلار به 12000 دلار افزایش دهد. در حالی که این افزایش در قیمت خودرو ایالات متحده حاکی از آن است که ایالات متحده به اندازه A به دست نمی آوردسهم بازارهمانطور که اگر قیمت $ خود را با 10،000 دلار حفظ می کردند ، این افزایش باعث چاق شدن می شودحاشیه های سودسازندگان ماشین ما.

2. گزینه دوم برای ژاپنی ها این بود که قیمت $ خودروهای خود را در 10،000 دلار به رغم قدردانی از ین 44 ٪ حفظ کنند. این انتخاب به آنها اجازه می داد تا خود را حفظ کنندسهم بازاردر ایالات متحده (همانطور که قیمت آنها بالا نمی رود) اما با هزینه کاهش عظیم آنهاحاشیه های سودبشردر واقع این استراتژی دلالت بر این دارد:

درآمد در ین فروش خودرو در ایالات متحده =

1. 39 متر ین = 10،000 $ x 139 = 10،000 دلار / 0. 0072

از آنجا که هزینه تولید یک ماشین 1. 66 متر بود ، این گزینه دوم حاکی از ضرر بزرگی در فروش خودروهای ژاپنی به ایالات متحده است.

اکنون ، در این سناریوی دوم برای ژاپنی ها چیز بد نبود زیرا رشد عمده در بهره وری نیروی کار در تولید خودروها در دهه 1980 منجر به کاهش هزینه های کار واحد در تولید خودروها شد. همچنین ، به روزرسانی صادرات خودروهای ژاپنی در اوایل دهه 1980 ، اتومبیل های ژاپنی را در یک طاقچه با کیفیت متفاوت نسبت به اتومبیل های ایالات متحده قرار داد.

با این وجود ، علیرغم رشد بهره وری ، کاهش هزینه و به روزرسانی ، استراتژی حفظ ثابت قیمت دلار اتومبیل های ژاپنی در ایالات متحده علی رغم قدردانی از ین 44 ٪ امکان پذیر نبود.

بنابراین ، الفاستراتژی سومموارد زیر بود: قیمت $ اتومبیل های ژاپنی را در ایالات متحده افزایش دهید اما نه با مقدار کامل (44 ٪) قدردانی ین. افزایش قیمت کمتر از 44 ٪ به این معنی است که ژاپنی ها سهم بازار را از دست می دهند اما در صورت افزایش قیمت های خود با 44 ٪ کامل ، به اندازه آنها نمی توانند.

مزیت افزایش قیمت ها به مقداری این بود که برخیسهم بازارگم می شود اماحاشیه های سودبه صفر فشرده نمی شود. به عنوان مثال ، افزایش قیمت $ 30 ٪ به جای 44 ٪ دلالت بر این دارد که درآمد ین حاصل از فروش صادرات ایالات متحده خواهد بود:

درآمد در ین فروش خودرو در ایالات متحده =

1. 8m ین = 13،000 x 139 = 13،000 دلار / 0. 0072

اگر هزینه ژاپنی تولید یک ماشین هنوز 1. 66 متر بود ، این استراتژی حاکی از حاشیه سود:

M = 0. 084 = 1. 8/1. 6 6-1 (8. 4 ٪)

از آنجا که در واقع ، هزینه های تولید در ژاپن در دهه 1980 تا حدودی کاهش یافته است ، می توان حاشیه سود 8 ٪ را حتی با افزایش 20 ٪ در قیمت $ اتومبیل های ژاپنی در ایالات متحده حفظ کرد (به جای افزایش 30 ٪). برعکس ، با کاهش هزینه های تولید (مثلاً از 1. 66 متر به 1. 5 متر) ، افزایش 30 ٪ قیمت در ایالات متحده منجر به حاشیه سود 20 ٪ (0. 2 = 1. 8/1. 5-1) می شود.

بنابراین استراتژی ژاپنی ها به شرح زیر بود:

- افزایش قیمت $ در ایالات متحده تا حد امکان.

- هزینه های تولید را از طریق رشد بهره وری (کاهش هزینه ها) تا حد امکان کاهش دهید.

- حاشیه سود را کاهش دهید اما اثرات موجود در چنین حاشیه ها را از طریق ترکیبی بهینه از افزایش قیمت و کاهش هزینه به حداقل برسانید. توجه داشته باشید که ، از آنجا که در سالهای قوی در اوایل دهه 1980 ، حاشیه سود بسیار بزرگ بود (بالاتر از 50 ٪) ، ژاپنی ها بافر بزرگی از حاشیه ها برای فشار دادن داشتند ، یعنی آنها می توانستند قیمت دلار خود را بیش از حد افزایش دهند زیرا بیش از حد افزایش می یابددر اوایل دهه 1980 (هنگامی که $ قوی بود) آنها تصمیم گرفتند که قیمت $ خود را کاهش ندهند و به همین دلیل حاشیه سود خود را در فروش ایالات متحده به میزان قابل توجهی چاق کرده بودند.

- توجه داشته باشید که ، با افزایش ژاپنی ها قیمت $ خود را در دوره 1985-89 ، سازندگان خودروهای آمریکایی نیز قیمت $ خود را افزایش دادند. آنها مجبور به انجام این کار نبودند: آنها می توانستند قیمت خود را ثابت نگه داشته یا به عنوان راهی برای به دست آوردن سهام بازار با هزینه ژاپن ، آنها را بسیار کم افزایش دهند. با این حال ، افزایش قیمت آنها در SINC با افزایش قیمت اتومبیل های ژاپنی به سه بزرگ اجازه داد تا حاشیه سود خود را افزایش دهند. با این حال ، این سیاست قیمت گذاری The Big Three به علی رغم افزایش قیمت صادرات آنها به ما ، به ژاپنی ها کمک کرد تا سهام بازار را حفظ کنند.

این که آیا سازندگان خودروهای آمریکایی در اواخر دهه 1980 اشتباه کرده اند یا خیر ، برای بحث و گفتگو باز است. طبق یک دیدگاه ، آنها باید افزایش قیمت خود را به حداقل می رساندند تا سهام بازار را نسبت به ژاپنی ها بدست آورند ، حتی اگر چنین استراتژی هایی به معنای افزایش زیاد حاشیه سود در کوتاه مدت نباشد. طبق دیدگاه دیگر ، آنها کار درستی را در افزایش قیمت دلار خود و افزایش سود کوتاه انجام دادند حتی اگر چنین استراتژی دلالت بر این باشد که احتمال افزایش سهام بازار خود را از دست می دهد.

این مطالعه موردی همچنین دلایل پیچیده ای را نشان می دهد که چرا PPP ممکن است از بین برود که چرا قیمت نسبی کالاها (نرخ واقعی ارز) ممکن است به طور قابل توجهی بر حرکات نرخ ارز اسمی تأثیر بگذارد.

کاربرد: تویوتا ، 1991-93

همانطور که در بخش پیشرو بحث شده است ، خواه بتوانیم آنها را توضیح دهیم یا نه ، این تغییرات در قیمت های بین المللی یک عامل مهم در تجارت بین المللی است. هنگامی که ارز خانگی شما افزایش می یابد ، شهروندان ممکن است این را نشانه قدرت ملی بدانند ، اما مشاغل می دانند که هزینه های آنها نسبت به رقابت خارجی آنها به تازگی افزایش یافته است. صنعت خودرو در دهه 1990 دوباره نمونه خوبی است. بین آوریل 1990 و ژوئیه 1993 ، ین "از 158 ین در هر دلار به 106 افزایش یافت ، که سی درصد در سه سال افزایش یافت. از آنجا که دستمزدهای ژاپنی نسبت به کسانی که در ایالات متحده آمریکا قرار نگرفتند ، این بدان معنی بود که صادرکنندگان ژاپنی مانند تویوتا با افزایش قابل مقایسه ای در هزینه های خود روبرو شدند. در بازار آمریکای شمالی ، این سه مزیت رقابتی بزرگ را به ما داد ، که دوباره از وضعیت اواخر دهه 1980 پخش شد.

در اوایل سال 1993 ، با تقویت ین ، تویوتا دو گزینه برای قیمت گذاری محصولات خود برای بازار ایالات متحده داشت. یکی از گزینه ها این بود که با قیمت دلار محکم بمانید ، به این معنی که حاشیه فروش ایالات متحده کاهش می یابد (به دلار ، قیمت ها را ثابت نگه دارید در حالی که هزینه ها افزایش می یابد). مشکل بارز این گزینه این است که درآمد عملیاتی فعلی را فشرده می کند. گزینه دوم افزایش قیمت ها ، حفظ ارزش ین فروش خودروهای ایالات متحده بود. مشکل این مسئله این است که ما خودروسازان ایالات متحده ، که هزینه های آنها تغییر نکرده است ، می توانند با قیمت های پایین تر بجنگند و سهم بازار را بدست آورند. در پایان ، تویوتا و دیگر خودروسازان ژاپنی انتخاب کمی داشتند. این سه بزرگ تهدید کردند که لباس های ضد دامپینگ را ارائه می دهند ، که شما از دوره خرد خود به یاد خواهید آورد و آنها را مجبور به افزایش قیمت خود کرد ، اگرچه افزایش قیمت به طور کلی از افزایش ین کوچکتر بود. مبادا این پیام توسط مصرف کنندگان از دست برود ، تولید کنندگان آمریکایی این کلمه را در مورد قیمت بالای اتومبیل ژاپنی با تبلیغات گسترده مبتنی بر قیمت پخش کردند.

اگر کمی عمیق تر به نظر برسید ، می بینید که صادرکنندگان ژاپنی با توجه به زمان سرب کافی ، استراتژی های دیگری را که می توانستند دنبال کنند ، داشتند. یکی از این موارد ، تغییر تولید از ژاپن است ، یا با استفاده از مؤلفه های برون سپاری به کشورهای در حال توسعه در آسیا (که آنها طی چند سال گذشته به طور پیوسته انجام می دهند) یا با افزایش تولید در "پیوند" آمریکای شمالی. به عنوان مثال ، گیاهان آمریكا از شركتهای ژاپنی با ظرفیت در حال اجرا هستند و نه تنها برای بازار آمریكا بلكه برای صادرات به اروپا استفاده می شوند. اما محدودیتی در این مورد وجود دارد. گیاهان آمریکایی در حال حاضر قادر به تولید اتومبیل های کامل نیستند و موتورهایی به ویژه از ژاپن وارد می شوند. ایجاد چنین توانایی چندین سال طول می کشد ، به این دلیل که هزینه را ذکر نمی کند.

تجزیه و تحلیل عمیق تر از نحوه مدیریت شرکت ها ریسک ارزی باید منتظر دوره های دیگر باشد ، اما در اینجا می بینید که این مسئله ای است که طیف کاملی از رشته های تجاری را کاهش می دهد (استراتژی بازار ، مدیریت ریسک مالی ، مکان تولید ، انتخاب ارز عملکردیبرای اهداف حسابداری و ارزیابی عملکرد و غیره).

خلاصه

  1. در دراز مدت ، نرخ ارز به طور کلی منعکس کننده قیمت ها و سیاست های پولی است.
  2. در کوتاه مدت ، تنها یقین این است که نرخ ارز نامشخص است.
  3. سازگاری با حرکات ارزی یکی از موضوعات اصلی با یک تجارت بین المللی است ، حتی یک مورد کوچک.

بیشتر خواندن

در مورد ماجراهای سال 1982 پزو ، "Acme de Mexico: چرا مانانا زود آمد" ، توسط استرن والتر ، پرونده C15 از مرکز سالومون توصیه می کنم."Colgate-Palmolive در مکزیک" (پرونده هاروارد 9-389-105 ، چاپ شده در مایکل روکستاد ، تصمیم گیری شرکت ها ، Dryden ، 1992) حماسه را تا سال 1987 از منظر شرکت تابعه مکزیک Colgate-Palmolive ادامه می دهد. حسابداری بین المللی چوی و مولر (Prentice-Hall ، 1992) موضوعات حسابداری مربوط به ترجمه ارز (CH 4) و نرخ بالای تورم (CH 5) را بررسی می کند.

در صنعت خودرو ، شما ممکن است بخواهید "GM و دلار" را بخوانید ، یک پرونده دانشکده بازرگانی هاروارد در سال 1989 ، همچنین در تصمیم گیری شرکت های Rukstad چاپ شده است (Dryden ، 1992). این پرونده به استراتژی های مقابله با حرکات ارزی از منظر جنرال موتورز در دهه 1980 می پردازد: وقتی دلار در اوایل دهه سقوط کرد ، باید جنرال موتورز قیمت ها را حفظ کند و سهم بازار را افزایش دهد ، احتمالاً برای افزایش سود آینده یا افزایش قیمت ها و فعلیسود؟آنها دومی را انجام دادند.

پیوندهای و خوانش های وب بیشتر

برای خواندن وب و داده های مربوط به موضوعات این فصل ، به صفحه اصلی داده ها و اطلاعات کلان و صفحه در مورد تجزیه و تحلیل کلان نگاه کنید.

شکل 1. نرخ ارز و تورم

شکل 2. نرخ ارز و رشد پول

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 32 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1402 ساعت: :