
2 ،* و
گروه علوم اقتصادی ، Universidad del Valle ، Cali 760001 ، کلمبیا گروه حسابداری و دارایی ، Universidad del Valle ، Cali 760001 ، کلمبیا دانشکده مهندسی صنایع ، Universidad del Valle ، Cali 760001 ، کلمبیا نویسنده ای که مسئول است باید ذکر شود. خطرات 2022 ، 10 (1) ، 4 ؛https://doi. org/10. 3390/risks10010004
دریافت: 22 اوت 2021 / اصلاح شده: 10 سپتامبر 2021 / پذیرفته شده: 14 سپتامبر 2021 / منتشر شده: 27 دسامبر 2021
خلاصه
:
در این مقاله روشی برای تصمیم گیری در بورس با استفاده از تکنیک چند معیار AHP-TOPSIS ارائه شده است. این مشکل با توجه به معیارهای نقدینگی ، ریسک و سودآوری مربوط به فرایند سرمایه گذاری بورس است. روش پیشنهادی شامل ادغام نظریه های اقتصادی و مالی سرمایه گذاری در اوراق بهادار سهام با تکنیک چند معیار AHP-TOPSIS است که امکان ارزیابی تعداد محدودی از گزینه های جایگزین سلسله مراتبی را با معیارهای کیفی و کمی فراهم می کند. این روش در یک مورد واقعی از انتخاب نمونه کارها از سهام بالا و متوسط بازار برای بازار کلمبیا از آوریل 2012 تا آوریل 2017 آزمایش شده است. نتایج محاسباتی اهمیت و کارآیی ادغام موفقیت آمیز معیارهای سرمایه گذاری سنتی سهام و معیارهای چند معیار را نشان می دهد. روش شناسی برای یافتن تعادل مناسب بین سودآوری و ریسک در فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاری در سهام در بازار سهام کلمبیا. روش پیشنهادی می تواند در سایر بازارهای نوظهور ، مشابه کلمبیا اعمال شود.
کلید واژه ها:
1. معرفی
سرمایه گذاری در بازار مالی توسط افرادی که فرصتی برای افزایش سرمایه خود در این بازار می یابند ، به یک فعالیت روزافزون تبدیل شده است (Escobar 2015). حمله به این فعالیتهای مالی از طریق خرید و فروش ابزارهای مالی اتفاق می افتد ، که در موقعیت های خاص بازار ارزش ایجاد می کند - ابزارهایی که به طور معمول ذاتی ریسک و نوسانات بازار هستند زیرا به طور کلی ، دارایی ها و ابزارهای مالی تحت تأثیر تعداد بیشماری قرار می گیرندمتغیرهایی که خیلی سریع می توانند سرمایه گذار را از وضعیت رونق اقتصادی به سمت بدبختی کامل سوق دهند (Escobar 2015). به این معنا ، تصمیمات سرمایه گذاری علاوه بر درک قوی از شاخص ها ، تکنیک ها و مفاهیم به گونه ای که تعیین کننده های نهایی از نظر درآمد کارآمدترین هستند ، نیاز به دانش پیچیده ای در مورد شرایط بازار دارند (Escobar 2014). با توجه به اینکه مشکلات انتخاب نمونه کارها شامل مجموعه ای از تصمیمات مرتبط با انواع گزینه های مختلف است ، چارچوب های مفهومی مانند روش های انتخاب چند معیار مورد نیاز است. این روشها تعداد قابل توجهی از گزینه های دیگر (طبقه بندی شده و رتبه بندی شده توسط تعدادی از معیارها (N)) را با روشی ساختاری و علمی پوشش می دهد که ضمن در نظر گرفتن ترجیحات تصمیم گیرنده ، انتخاب بهینه را فراهم می کند (Zopounidis 1999).
استفاده از تئوری برای انتخاب بهینه از اوراق بهادار کارآمد با Markowitz (1952) آغاز می شود و از کمک های اساسی مانند شرکت های شارپ (1964) و استفان (1976) بهره می برد ، از دیگر نویسندگانی که در مورد مشکلاتی که برجسته است پیشرفت های چشمگیری داشته انددر تصمیمات انتخاب نمونه کارها. استفاده از تجزیه و تحلیل تصمیم چند معیارها (MCDA) تنوع زیادی از معیارها یا اهداف را که بخشی از فرآیند بهینه سازی است که سرمایه گذار باید انجام دهد ، در نظر می گیرد. Zopounidis (1999) سهم تجزیه و تحلیل چند معیار در حل مشکلات تصمیم گیری مالی را بررسی می کند. در این کار ، نویسنده یک چارچوب روش شناختی از تجزیه و تحلیل چند معیارها را ارائه می دهد و برخی از روش هایی را که مستقیماً به مشکلات مالی مربوط می شود ، از جمله انتخاب اوراق بهادار تحت چارچوب Markowitz و بهینه سازی مدل شارپ ، از جمله سایر مشکلات مالی ارائه می دهد. سرانجام ، نویسنده لیست گسترده ای از مطالعات را ارائه می دهد که استفاده از این روش های تصمیم گیری را بر روی مشکلات مالی و شرکت ها و به ویژه در مورد مشکلات مدیریت نمونه کارها برجسته می کند. تحقیقات همچنین در جایی که تصمیم گیری مالی با استفاده از روش های چند معیار در دهه های اخیر انجام می شود ، برجسته شده است (به Xidonas و همکاران 2021 ؛ مندونسا و همکاران 2020 مراجعه کنید). این کار به سهم قابل توجهی در این نوع تجزیه و تحلیل در مشکل انتخاب بهینه از اوراق بهادار مالی اشاره دارد. این مدل بر الگوی میانگین واریانس (همچنین به عنوان مدل Markowitz نیز شناخته می شود) تأکید می کند ، که دارای یک نقص مهم است-نشانگر تمام معیارهایی که مدیران واقعاً برای تصمیمات سرمایه گذاری به آن نیاز دارند ، فراتر از تجزیه و تحلیل فقط دو متغیر است. برجسته کردن سطح ذهنیت موجود در این کار ضروری است زیرا ترجیحات تصمیم گیرنده باید در نظر گرفته شود ، به ویژه مشخصات آنها در برابر ریسک ، که منجر به انتخاب آنها خواهد شد. با این حال ، سخت گیری علمی و ریاضی روشهای چند معیارها سعی می کند تا حد ممکن انتخاب (های) بهینه را تعصب کند.
کار حاضر یک روش ترکیبی بین دو روش چند معیار را که مستقیماً برای انتخاب بهینه از اوراق بهادار مالی در جستجوی یک فرآیند بهینه سازی قوی تر و کامل تر اعمال می شود ، پیشنهاد می کند. یکی از معیارها یا اهدافی که برای سرمایه گذار تعیین کننده تر است ، از طریق این فرآیند در نظر گرفته می شود. به این نوع عامل ابزارهای قدرتمندتری نسبت به موارد موجود در نظریه اقتصادی و مالی داده می شود - از عمل گرایی که توسط روشهای سنتی مبتنی بر شهود و تجربه دلالت دارد. کار حاضر همچنین یک تغییر ساختاری در فرآیند تصمیم گیری است که خود را از روش تئوری غالب اقتصادی فاصله می گیرد. با این حال ، این کار پیشرفت های مهم تئوری را نادیده نمی گیرد. این امر از پایه این تحولات نظری شروع می شود تا به انتخاب بهینه دارایی ها و متعاقباً مجموعه ای از اوراق بهادار ، که هدف از تحقیقات مداوم است ، برسد.
این کار به ترتیب زیر برنامه ریزی میشود. بخش 2 شامل یک بررسی ادبیات در مورد آغاز و پیشرفت تئوری انتخاب نمونه کارها و استفاده و کمک های مربوطه توسط روش های چند معیار در مورد زمینه اقتصاد ، به ویژه امور مالی است. بخش 3 روش پیشنهادی را در مورد ابزارهای نظری مورد استفاده برای ساخت معیارها و شاخص های مورد استفاده در روشهای تصمیم چند معیار ارائه می دهد. بخش 4 نتایج به دست آمده در طی فرآیند را ارائه می دهد. سرانجام ، بخش 5 نتیجه گیری های به دست آمده از نتایج را ارائه می دهد.
2. بررسی ادبیات
در دهه 50 و 1960 ، هیچ اقدامی خاص برای ارزیابی مفهوم ریسک در جامعه سرمایه گذاری وجود نداشت. با این حال ، کار مارکوویتز (1952) و تحولات بعدی در این مدت با یک نقطه شروع برای تدوین مدل های متمرکز بر تخصیص دارایی ، یک بنیاد نظری و سرمایه گذاران را به جامعه دانشگاهی ارائه داد. به طور خاص ، نظریه نمونه کارها مدرن ابتدا اندازه گیری ریسک مورد انتظار مرتبط با بازده را ارائه می دهد - متغیری که به نوبه خود به عنوان سهم در کار فعلی گرفته شده است. ماركوویتز (1952) واریانس در بازده مورد انتظار را به عنوان یك معیار ریسك معقول تحت یك سری فرضیات منطقی نشان داد و غیرقانونی بودن ، تمام حقایق مربوطه را برای انتشار سریع و پذیرش در جامعه دانشگاهی فراهم كرد.
پس از فرمول اولیه ارائه شده در ماركوویتز (1952) ، تئوری مدرن نمونه كارها (MPT) نیاز به تحولات ماهیت نظری و رویکردهای عملی داشت كه با استفاده از چارچوب مفهومی MPT ، به طور مستقیم از سرمایه گذاران سود می برد. این واقعیت با ظهور مدل قیمت گذاری دارایی پایتخت نشان داده شد (شارپ 1964 ؛ لینتنر 1965 ، 1969 ؛ ماسین 1966 ؛ فرانسوی 2002). با توجه به مدل میانگین واریانس که قبلاً شرح داده شده است ، فرمولاسیون این مدل به سرمایه گذاران امکان می دهد رابطه بین بازده دارایی ها و ریسک را درک کنند. به طور عمیق تر ، مدل قیمت گذاری اثرات خطر سیستماتیک (خطر غیرقابل انکار) و خطر غیر سیستماتیک (خطر متنوع) را متمایز می کند. ارتباط نزدیکی با این بحث ، احتمال تأیید این است که مدل قیمت گذاری تمایز اساسی در مورد بازده را فراهم می کند. تدوین مدل امکان تعیین بازده تولید شده توسط بازار (ضریب بتا) را فراهم می کند ، در حالی که بازده اضافی ضریب آلفا است. پیوند نزدیک بین MPT و CAPM شاخص های دارای وزن بازار را محبوب کرده است زیرا این روش بر تنوع در بازار دارایی های مالی تأکید دارد.
سرانجام ، در ساموئلسون (1967) ، فرضیه بازار کارآمد تهیه شده است ، که استدلال می کند که قیمت دارایی کاملاً تمام اطلاعات موجود را منعکس می کند. پیامدهای مستقیم این فرضیه عدم امکان بهتر از خود بازار و بر مبنای تنظیم ریسک است ، زیرا قیمت دارایی در بازار فقط باید به اطلاعات جدید واکنش نشان دهد ، در ابتدا کارهایی را که می تواند یک سرمایه گذار باشد ، تحریف کند. FAMA (1970) مروری بر این فرضیه منتشر کرد ، اضافه کردن شواهد و گسترش و پالایش نظریه توسعه یافته در دهه گذشته ، از جمله تعریف سه شکل از کارآیی بازار: ضعیف ، نیمه و قوی.
آثار منتشر شده اولیه با استفاده از روش های چند معیار برای انتخاب اوراق بهادار سهام توسط Hababou و Martel (1998) ، Bouri et al.(2002) ، و Costa and Soares (2004). Hababou و Martel (1998) روش چند معیار Promethee II را برای انتخاب یک نمونه کارها معرفی می کنند. روش پیشنهادی چهار مرحله را شامل می شود: (1) لیستی از راه حل های بالقوه برای مشکل در نظر گرفته شده.(2) تعریف لیستی از معیارهای مهم ؛(3) ارزیابی عملکرد هر محلول با توجه به هر معیار. و (4) جمع آوری این اجراها با استفاده از روش چند معیار ProMethee II. بوری و همکاران.(2002) شامل نگرش سرمایه گذار در مورد پرداخت بدهی و حل نقدینگی یک مشکل نمونه کارها سهام با مسئله چند معیار است که باید با استفاده از تکنیک های مناسب برطرف شود. Costa and Soares (2004) مدلی را برای انتخاب سبد سهام بر اساس نتایج کار میدانی مدیران صندوق و استفاده از رتبه بندی مستقیم ، مکبث و تکنیک های بهینه سازی ارائه می دهد.
Zopounidis (1999) تدوین کاملی از سهم تجزیه و تحلیل چند معیار در حل مشکلات تصمیم گیری در حوزه مالی ، به ویژه در زمینه های واقعی ، زیرا-همانطور که نویسنده استدلال می کند-به طور کلی ، تصمیمات مالی یک سازمان شامل فرآیندهای بهینه سازی شامل چندین متغیر و متغیر است. معیارهایی که نیاز به یک چارچوبهای روش شناختی پیشینی دارند. چنین استفاده از روشهای تصمیم گیری چند معیار ابزاری اساسی برای راه حل های تصمیمات مالی بوده است.
آلپکین (2009) با استفاده از روش TOPSIS ، ارزیابی صندوق های سهام متقابل و بازنشستگی را پیشنهاد کرد. این روش تمام این تکنیک های اندازه گیری عملکرد صندوق را در نظر می گیرد و اندازه گیری عملکرد مناسب تری را ارائه می دهد. Fasanghari and Montazer (2010) یک مشکل تصمیم گیری معیارهای متعدد (MCDM) را بر اساس یک سیستم متخصص فازی برای انتخاب سهام مربوط به عدم اطمینان از مشکل عملکرد نمونه کارها سهام بررسی کرده و قوانینی را که توسط سرمایه گذاران خبره استفاده می شود ، بررسی می کنند. روش پیشنهادی در بازار بورس اوراق بهادار تهران (TSE) اعمال شده است.
Zopounidis and Doumpos (2002) روشهای MCDA را که در زمینه مشکلات مالی اعمال می شود ، از جمله بخشی که بر مشکلات عملکرد نمونه کارها تأکید می کند ، بررسی می کند و ماهیت چند بعدی آنها را برجسته می کند-زمینه ای که در آن الگوی MCDA پشتیبانی اساسی را برای درمان و حل این مشکلات فراهم می کند. نتیجه گیری قبلی از طریق یک بررسی جامع ادبیات حاصل می شود که کار را از طریق روشهای مورد استفاده و رویکردی که به آنها داده می شود ، سازماندهی می کند ، یک حمله عرضی در حوزه مالی پیدا می کند و نتیجه می گیرد که توسعه و بهبود این روش ها باید همراه با پیشرفت های تکنولوژیکی مربوط به آن باشد. سیستم های رایانه ای مورد استفاده برای محاسبات مربوطه.
ارتباط استفاده از MCDA بیشتر توسط Xidonas و همکاران تقویت می شود.(2009) ، که از طریق یک روش خاص بر انتخاب دارایی متمرکز است. این اثر استدلال می کند که الگوی MCDA یک رویکرد روش شناختی گسترده ای برای رفع مشکلات انتخاب نمونه کارها به طور مؤثر ارائه می دهد. علاوه بر این ، در جستجوی محدود کردن مشکل و روشهای مورد استفاده در کار حاضر ، باهمانی و همکاران.(1987) روش فرآیند سلسله مراتب تحلیلی (AHP) را در فرآیند انتخاب دارایی برای یک سرمایه گذاری خاص اعمال کنید. استفاده از این روش با ماهیت معیارهایی که نویسندگان برای چنین انتخاب دارایی در نظر می گیرند پشتیبانی می شود زیرا از جمله عوامل این است که ثروت ، سن ، تجربه ، ویژگی های سرمایه گذار و گزینه های سرمایه گذاری از جمله دیگر است. وی همچنین استدلال می کند که روش AHP چشم انداز جدیدی را به تجزیه و تحلیل انتخاب نمونه کارها اضافه می کند و به عنوان مکانیسم جایگزین برای به حداکثر رساندن ابزار مورد انتظار عمل می کند. این مطالعه نتیجه می گیرد که مدل AHP ابزاری عالی برای حل مشکلات پیچیده در زمینه های مالی واقعی است و اثربخشی و کارآیی آن را در یک فرآیند انتخاب سرمایه گذاری نشان می دهد.
Xidonas و همکاران.(2011) با توجه به ماهیت ذاتی چند بعدی مشکل ، یک رویکرد ترکیبی را برای ساخت و انتخاب اوراق بهادار معرفی می کند و امکان استفاده از روش های چند معیار را فراهم می کند. رویکرد پیشنهادی یک روش تصمیم گیری چند معیار (MCDM) را بر اساس برنامه نویسی ریاضی چند منظوره (MMP) ، به نام IPSSIS (سنتز یکپارچه نمونه کارها و سیستم اطلاعات انتخاب) در نظر می گیرد. Marasović and Babić (2011) با توجه به پرومته شناخته شده ، رویکرد چند مرحله ای چند مرحله ای را پیشنهاد می کنند. روش پیشین در بازار بورس اوراق بهادار Zagreb (ZSE) اعمال شد.
به همین ترتیب ، Charouz و Ramík (2010) روش AHP را در یک فرآیند مدیریت نمونه کارها اعمال می کنند و ارتباط رویکرد مورد استفاده برای تبدیل دارایی ها به پول نقد را استدلال می کنند. در هنگام اتخاذ مناسب ترین تصمیم ، مواردی از قبیل قراردادها ، الزامات داخلی و سایر معیارهای مربوطه فرض می شود. علاوه بر مدل AHP کلاسیک ، نویسندگان نسخه جایگزین را اعمال می کنند که برخی از کمبودهای نظری (به نام FVK) را تصحیح می کند و تقریباً به نتایج معادل می رسد. سهم قابل توجه این روش در این امر نهفته است که اطلاعات سریع در مورد مزایای آن هنگام انتخاب بین دارایی ها بر اساس ویژگی های هر گزینه جایگزین و مزیت اضافی در مقایسه آنها ، اطلاعات سریع را در مورد مزایای آن فراهم می کند.
Yodmun و Witayakiattilerd (2016) با استفاده از یک طرح فازی ، یک مشکل نمونه کارها سهام را در نظر بگیرید. به طور خاص ، سهام با توجه به نوع بخش طبقه بندی می شوند. سهام با توجه به بهترین وزن از یک رویکرد کمی فازی رتبه بندی می شود. علاوه بر این ، سهام طبق گروه خود از یک فرآیند سلسله مراتب تحلیلی فازی (FAHP) و رویکرد TOPSIS رتبه بندی می شود.
کار ارائه شده توسط Escobar (2015) وضعیت بسیار جاری نزدیک به این مسئله را نشان می دهد زیرا این روش AHP را از طریق تمرکز بر بازار سهام کلمبیا و مشکل انتخاب دارایی در جستجوی شکل گیری کارآمد در زمینه ملی اعمال می کند. نمونه کارها هنگام در نظر گرفتن معیارهای خاص ، مانند ریسک و سودآوری. او با استفاده از یک نمونه نسبتاً کامل از قیمت سهام ، او را بر اساس این معیارهای تصمیم گیری ، که او با استفاده از روش AHP وزن می کند ، تولید می کند و تحت این روش به یک نمونه کارها می رسد که از نظر مدل میانگین واریانس کارآمدترین است. وی نتیجه گیری می کند که استفاده از این روشهای جایگزین ، پشتیبانی شده توسط آزمایشات محاسباتی ، در فرآیند تصمیم گیری راندمان بیشتری ایجاد می کند زیرا با اجرای تکنیک های تحلیلی و ابزارهای اعمال شده در زمینه های پیچیده در مورد گزینه های موجود ، حدس را از بین می برد.
محمودزاد و همکاران.(2007) و جوگی (2016) تحولات نوآورانه ای را انجام می دهند که در آن دو روش تصمیم گیری چند معیار در جستجوی نتایج کارآمدتر به مشکلات مختلف مالی که نیاز به رویکردهای قوی تر دارند ، همراه هستند. روش اول از روش AHP برای محاسبه وزن نسبی و سرمایه گذاری های جایگزین هر گزینه استفاده می کند. آنها هنگام به دست آوردن این وزنه ها ، از ترجیح با شباهت به روش راه حل ایده آل (TOPSIS) برای ارزیابی پروژه ها و انتخاب راه حل ایده آل استفاده می کنند. کار دوم یک روش مشابه را انجام می دهد اما مدل هیبریدی را برای اجرای یک روش مشابه استفاده می کند ، زیرا از روش AHP برای یافتن وزن نسبی هر معیار استفاده می کند. در این حالت ، این معیارها شاخص های سودآوری ، ریسک و نقدینگی از جمله دیگر هستند. سپس ، نمونه کارها ایده آل از طریق روش TOPSIS حاصل می شود. سرانجام ، این روش با استفاده از داده های دارایی واقعی برای نشان دادن اعتبار و ارتباط آن در مشکلات انتخاب نمونه کارها آزمایش می شود.
Aouni و همکاران.(2018) مقالات مربوط به روشهای مربوط به رفع مشکلات انتخاب نمونه کارها را بر اساس میانگین و واریانس بررسی کرد. ما همچنین این روشها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم ، و به مشکل راه حل نمونه کارها در یک زمینه چند معیار اجازه می دهیم ، بنابراین ویژگی های رویکرد میانگین واریانس را گسترش می دهیم که در تئوری نمونه کارها تأثیر داشته است. اخیراً ، چندین اثر مربوط به روش های چند معیار برای سرمایه گذاری در انتخاب نمونه کارها سهام توسط Pätäri و همکاران ارائه شده است.(2018) ، عبدالعزیز و ماللک (2018) ، آللی و تولگا (2019) ، گالنکاشی و همکاران.(2020) ، نگوین و همکاران.(2020) ، و Frej و همکاران.(2021).
Pätäri و همکاران.(2018) کارآیی چهار روش MCDM را که مشخصه بهترین عملکرد را که به دو نمونه جامع از سهام ایالات متحده اعمال می شود ، مقایسه می کند. روشهای مقایسه شده عبارتند از: مقیاس متوسط (MS) ، TOPSIS ، فرآیند سلسله مراتب تحلیلی (AHP) و تجزیه و تحلیل پاکت داده افزودنی (ADDEA). نتایج نشان می دهد که تمام رویکردهای ارزیابی شده می توانند با موفقیت در مشکل انتخاب سبد سهام اعمال شوند.
عبدالعزیز و ملک (2018) با استفاده از دو مدل مختلف برگرفته از تئوری مسائل توقف بهینه، بر حل مسئله بهینه سازی پرتفوی چند معیاره تمرکز کردند. یک روش تعاملی در برابر الگوریتم های مبتنی بر راه حل استفاده می شود. آلالی و تولگا (2019) رویکردی مبتنی بر روش تصمیم گیری چند معیاره معروف به نام TODIM برای مشکل پورتفولیو پیشنهاد می کنند. رویکرد پیشنهادی از واریانس، همبستگی و بازده اعمال شده برای دوره های مختلف داده های تجربی سهام ایالات متحده استفاده می کند. دوره اعتبار سنجی نشان داد که پرتفولیوهای به دست آمده با پیکربندی های TODIM نتایج به طور قابل توجهی بهتر از نمونه کارها با وزن برابر و نتایج پایین تری نسبت به نظریه ارائه شده توسط نسبت شارپ دارند.
گالانکشی و همکاران(2020) رویکردی مبتنی بر فرآیند شبکه تحلیلی فازی معروف (FANP) برای انتخاب مشکل پرتفوی در بازار بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می کند. بررسی ادبیات امکان انتخاب معیارهای اصلی برای انتخاب پورتفولیو را فراهم کرد و سپس یک معیار انتخاب شده در طرح FANP برای رتبه بندی ده پورتفولیو مختلف اعمال شد. نتایج نشان داد که سودآوری، رشد، بازار و ریسک مهمترین معیارهای انتخاب پرتفوی هستند.
نگوین و همکاران(2020) یک رتبه بندی برای سهام کشاورزی متعلق به بازار بورس ویتنام پیشنهاد می کند. رویکرد قبلی از رویکرد ترکیبی AHP با تحلیل رابطه خاکستری (GRA)، تحلیل نسبت بهینه سازی چند هدفه (MOORA) و TOPSIS استفاده می کند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مدل یکپارچه در تصمیم گیری در بخش های مختلف کشاورزی کارآمد است. طرح های جایگزین دیگری مانند COPRAS، KEMIRA و EDAS می توانند برای ارزیابی عملکرد مالی سایر شرکت ها در بخش های مختلف استفاده شوند. در نهایت، فرج و همکاران.(2021) یک رویکرد مبتنی بر BCR برای انتخاب پرتفوی تحت اطلاعات نامتقارن بازار ایجاد کرد. روش پیشنهادی برای نشان دادن کاربرد عملی آن در بازار برزیل اعمال می شود.
براساس بررسی ادبیات ، بسیاری از نویسندگان و سرمایه گذاران عملی مشکل نمونه کارها را مورد مطالعه قرار داده اند و بسیاری از مقالات ، مقالات خبری ، اسناد و پایان نامه ها را در قرن گذشته نوشته اند. چندین مقاله با مشکل بهینه سازی نمونه کارها سهام سروکار دارد ، در حالی که سایر مقالات با ارائه معیارهای بیشماری برای ارزیابی و انتخاب اوراق بهادار ، یک مشکل خاص را برطرف می کنند. با وجود این ، همان نویسندگان خاطرنشان می کنند که هنوز فرصت های زیادی برای بهبود و گسترش تحقیقات موجود وجود دارد. در حالی که بیشتر مطالعات روی معیارهای مالی متمرکز شده اند ، باید سایر معیارهای کیفی در نظر گرفته شود. برخی از نویسندگان شکاف بین رویکردهای پیشنهادی به برنامه های مورد واقعی در بازارهای سهام را کاهش داده اند ، نشان می دهد که تحقیقات در مورد این موضوع بسیار سریع در حال رشد بوده است اما تا حد زیادی از برنامه های بازار واقعی جدا شده است. با این حال ، مدیران ، تصمیم گیرندگان و سرمایه گذاران در ارزیابی نمونه کارها با عوامل مختلفی روبرو هستند. معیارهای انتخاب نمونه کارها باید به طور خاص برای استفاده توسط سرمایه گذاران قابل استفاده باشد. طبق نظریه مالی ، هیچ تصمیم یک معیار برای مشکلات دنیای واقعی وجود ندارد. بنابراین ، روش های چند معیار باید در نظر گرفته شود که معیارهای مختلف باید همزمان در نظر گرفته شود. با این حال ، رویکردهای چند معیار موجود محدودیت هایی دارند. اول ، برخی از رویکردها روابط داخلی بین معیارها را در نظر نمی گیرند زیرا ترکیب تکنیک ها می تواند ترسناک باشد.
بنابراین ، برای پرداختن به شکاف در آثار منتشر شده ، این مقاله روشی را برای تصمیم گیری در بورس با استفاده از تکنیک چند معیار AHP-TOPSIS ارائه می دهد ، که امکان ارزیابی سلسله مراتبی تعداد محدودی از گزینه های تحت معیارهای کیفی و کمی را فراهم می کند. در واقع ، ادغام AHP با TOPSIS با سایر برنامه های موفق در مورد سایر تصمیمات مالی اعمال شده است (Alptekin 2009 ؛ Mahmoodzadeh et al. 2007 ؛ Joghi 2016). سهم اصلی این کار ساختار پیشنهادی روش با توجه و ادغام دو رویکرد است. این رویکرد مدلی را ارائه می دهد که متناسب با واقعیت بازارهای نوظهور باشد و در عین حال به اولویت بندی معیارهای خاص برای انتخاب نمونه کارها کمک می کند. به طور مشابه ، نتایج مورد برنامه واقعی ، کارآیی استراتژی راه حل را اندازه گیری می کند ، و این امکان را می دهد تا مقیاس پذیری آن را به سایر بازارهای مالی با ویژگی های مشابه کلمبیا تبدیل کند.
3. روش پیشنهادی
مراحل تحت روش پیشنهادی و توسعه شاخص های تصمیم گیری چند معیار در زیر شرح داده شده است. این روش به چهار مرحله تقسیم شده است.
3. 1مرحله اول
مرحله اول انتخاب نمونه ای از سهام متوسط و بالا در بازار است که روی آن شاخص های پایه ، به عنوان مثال ، سودآوری ، انحراف استاندارد ، واریانس ، ضریب تغییر و ضریب عدم تقارن محاسبه می شوند. شایان ذکر است که رابطه بین برخی از این برآوردگرهای آماری با نظریه مالی و اقتصادی وجود دارد زیرا آنها اطلاعات پیشینی در مورد رفتار برخی از سری ها را در یک دوره معین ، مانند ریسک و بازده ارائه می دهند.
پس از آن ، هزینه سرمایه و ریسک سیستماتیک طبق نظریه پیشنهادی شارپ (1964) محاسبه می شود. سرانجام ، بتا و نسبت های بحرانی مطابق نظریه پیشنهادی التون و همکاران محاسبه می شوند.(1976). این مقاله یک قانون انتخاب سهم را ارائه می دهد که شامل مراحل زیر است:
مرحله 1: ضریب بتا (β x) را برای هر سهم x محاسبه کنید ، طبق روش ارائه شده توسط شارپ (1970) ، و سپس با استفاده از عبارت زیر نسبت بتا r β x را محاسبه کنید:
r β x = e (x) β x مرحله 2: با استفاده از عبارت زیر نسبت بحرانی C * را محاسبه کنید:
c * = ∑ x = 1 x = n [σ m 2 (e (x) - r f) β x σ x 2 - β x 2 σ m 2] 1 + ∑ x = 1 x = n [σ m 2 βx 2 σ x 2 - β x 2 σ m 2]
جایی که n تعداد کل سهام در نظر گرفته شده را نشان می دهد ، E (x) بازده مورد انتظار سهام x است ، σ m 2 واریانس سودآوری شاخص بازار است ، σ x 2 واریانس در سودآوری سهام x است ، وR F نشان دهنده سودآوری سهم بدون ریسک کشوری است که در آن سهام سرمایه گذاری ذکر شده است.
Step 3: Compare the beta ratio R β x of each share with the critical ratio C * , in such a way that R β x>ج *. اگر این شرط برآورده شود ، سرمایه گذاری در دارایی راحت است.
پس از این تحلیل ها ، از کل نمونه دارایی ها ، نمونه ای کوچکتر انتخاب شده است که شرایط را برآورده می کند:
تجارت در کل دوره مطالعه ؛ حفظ سودآوری متوسط مثبت ؛
رعایت شرایط توصیف شده در نظریه نسبت بتا ، که نشان دهنده امکان سنجی سرمایه گذاری در سهم است.
3. 2مرحله دوم
پس از انتخاب سهام فردی ، از طبقه بندی سفارش داده شده برای اولویت بندی مواردی که تعادل بین سودآوری و ریسک را حفظ می کنند ، استفاده می شود زیرا مطلوب است که از سهام نزدیکتر به رفتار شاخص بورس سهام استفاده شود. در این کار ، تصمیم تعداد سهام - اندازه ای که از ظرفیت محاسباتی فراتر نمی رود و برای تجزیه و تحلیل نهایی زمان ارزشمندی را نمی خواهد - انتخاب شد زیرا ارزش این را دارد که به خاطر بسپاریم که علاوه بر تئوری اقتصادی و مالی ،روشهای تصمیم گیری چند معیار استفاده می شود.
تعداد اوراق بهادار باید شامل تمام ترکیبات ممکن بین سهام انتخاب شده باشد ، به این ترتیب که از عبارت زیر استفاده می شود ، همانطور که از الکسیف و تاپون (2012) استخراج شده است:
(n n) = n! n!(n - n)!
در جایی که n تعداد سهام انتخاب شده است و N نشان دهنده ترکیبات احتمالی است. با انتخاب هفت سهام مختلف ، اوراق بهادار حداقل دو سهم باید وجود داشته باشد ، حتی یکی که شامل همه سهام است.
در این مرحله ، تعداد اوراق بهادار برای تجزیه و تحلیل با در نظر گرفتن تعداد سهام محاسبه می شود. به طور خاص ، سهام برای انتخاب اوراق بهادار انتخاب شده و مطابق مرحله 1 ثابت می شوند. اوراق بهادار دو تا هفت سهم مطابقت دارد. این اوراق بهادار در مراحل زیر با استفاده از روش های چند معیار مورد تجزیه و تحلیل و تصفیه قرار می گیرند و ارزیابی معیارهای انتخاب متفاوت برای هر یک را ایجاد می کنند.
3. 3مرحله سوم
در این مرحله ، معیارهایی که برای همه اوراق بهادار اعمال می شود برای ارزیابی با استفاده از روش های چند معیار انتخاب شده است. چنین معیارهایی باید به جنبه های مهم بپردازند تا تصمیم سرمایه گذار بهینه باشد ، در نتیجه باعث افزایش سودآوری و کاهش ریسک موجود در هر تصمیم مالی می شود. چنین جنبه هایی باید مباحثی را که قبلاً ذکر شد و موضوعات مربوط به نقدینگی ، ریسک غیر قابل متنوع بودن و زنده ماندن سرمایه گذاری ، از جمله دیگر ، ابزارهایی را برای سرمایه گذار فراهم کند و به ویژه منجر به دستیابی به نتایج مطلوب از استفاده از روشهای پیشنهادی در حال حاضر شود. کار
معیارهای انتخاب شده برای ارزیابی اوراق بهادار موارد زیر بود: C1: سودآوری متوسط ؛ C2: ارزش مشروط در معرض خطر ؛ C3: هزینه وزنی سرمایه ؛ C4: شاخص نوسانات Idiosyncratic ؛ C5: شاخص بازار سهام ؛ C6: هزینه سودآوری سرمایه.
معیار C1 از مدل میانگین واریانس ارائه شده توسط مارکوویتز (1952 ، 1959) گرفته شده است. در این مدل ، راندمان نمونه کارها در نظر گرفته شده است ، قانونی که با به حداقل رساندن واریانس در نمونه کارها (σ C 2) حاصل می شود. مدل کلی به شرح زیر است:
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 27
تاريخ : جمعه
10 شهريور
1402 ساعت: :