مقدمه ای بر اقتصاد خرد

ساخت وبلاگ

اقتصاد خرد شاخه ای از علم اقتصاد است که رفتار تصمیم گیرندگان در اقتصاد مانند افراد، خانوارها و شرکت ها را در نظر می گیرد. کلمه "شرکت" به طور کلی برای اشاره به همه انواع تجارت استفاده می شود. اقتصاد خرد در تضاد با مطالعه اقتصاد کلان است که اقتصاد را به عنوان یک کل در نظر می گیرد.

کمبود، انتخاب و هزینه فرصت

پلت فرمی که تفکر اقتصاد خرد بر روی آن ساخته شده است در قلب تفکر اقتصادی نهفته است - یعنی اینکه تصمیم گیرندگان چگونه بین منابع کمیاب که کاربردهای جایگزین دارند، انتخاب می کنند. مصرف کنندگان کالاها و خدمات را تقاضا می کنند و تولیدکنندگان آنها را برای فروش عرضه می کنند، اما هیچ کس نمی تواند هر آنچه را که می خواهد از سیستم اقتصادی بگیرد. باید انتخاب کرد و به ازای هر انتخابی چیزی نادیده گرفت. یک فرد ممکن است تصمیم به خرید یک ماشین بگیرد، اما در انجام این کار ممکن است مجبور شود تعطیلاتی را که ممکن است برای خرید آن از پول استفاده می کرده صرف نظر کند، اگر ماشین را انتخاب نمی کرد. در این مثال، تعطیلات هزینه فرصت ماشین است. همانطور که افراد و خانواده ها در مورد آنچه مصرف می کنند، تصمیمات هزینه فرصت را می گیرند، شرکت ها نیز در مورد اینکه چه چیزی تولید کنند، تصمیم می گیرند و با این کار خود را از تولید کالاها و خدمات جایگزین باز می دارند.

تولیدکنندگان نیز باید تصمیم بگیرند که چقدر و برای چه کسی تولید کنند. یک پاسخ ساده به سوال اول ممکن است این باشد: "البته تا جایی که ممکن است، با استفاده از تمام منابعی که می توانیم". با این حال، اقتصاددانان کلاسیک به ما می آموزند که اگر همه عوامل تولید - زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرین- را به روش های مختلف ترکیب کنیم، می توانیم به نتایج شگفت انگیزی دست یابیم. یکی از معروف ترین آنها توسط قانون بازده کاهشی تأیید شده است. این قانون بیان می کند که اگر عوامل متغیر تولید (مانند نیروی کار) را به عوامل ثابت (مانند زمین) اضافه کنیم، از هر واحد اضافی عامل اضافه شده، به نسبت تولید کمتری دریافت خواهیم کرد تا در نهایت، تولید کلی شروع به کاهش کند. با اضافه شدن هر واحد عامل اضافی.

مکانیسم قیمت

بیشتر مطالعات اقتصاد خرد به تجزیه و تحلیل چگونگی تعیین قیمت ها در بازارها اختصاص دارد. بازار به هر سیستمی گفته می شود که از طریق آن تولیدکنندگان و مصرف کنندگان در کنار هم قرار می گیرند. در اقتصادهای اولیه معیشتی، بازارها معمولاً مکان های فیزیکی بودند که مردم برای تجارت دور هم جمع می شدند. در سیستم های اقتصادی پیچیده تر، بازارها به ملاقات واقعی انسان ها وابسته نیستند، بنابراین بسیاری از بازارها امروزه زمانی به وجود می آیند که تولیدکنندگان و مصرف کنندگان به طور مستقیم کمتر گرد هم می آیند، مانند پست و اینترنت.

تولیدکنندگان و مصرف کنندگان نیروهایی را تولید می کنند که ما آن ها را به ترتیب عرضه و تقاضا می نامیم و این تعامل آنها در بازار است که مکانیسم قیمت را ایجاد می کند. این مکانیسم زمانی به عنوان «دست نامرئی» که اقدامات تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را هدایت می کند، معروف بود.

بازارها برای تولید کالاها و خدمات مورد نیاز برای زندگی روزمره ضروری هستند. حتی اگر فردی بتواند تمام مواد غذایی مورد نیاز برای زنده ماندن را تولید کند، آن فرد همچنان به لباس، سرپناه و سایر ملزومات نیاز دارد. بنابراین، از زمان های بسیار اولیه، جوامع یاد گرفتند که از مبادله سود خواهند برد. خام ترین شکل مبادله مبادله پایاپای بود، اما تکامل پول به عنوان وسیله مبادله و واحد حساب، توسعه این فرآیند را تسریع کرد.

اما چگونه مردم می توانند بدانند که برای کالاها و خدمات چه چیزی می توانند دریافت کنند یا چه چیزی باید پرداخت کنند؟قبل از هر گونه تفکر رسمی در این مورد، معامله گران به زودی متوجه شدند که اگر قیمت های خود را خیلی پایین بیاورند، به زودی موجودی آنها تمام می شود، در حالی که اگر قیمت های خود را خیلی بالا تعیین کنند، آنچه را که تولید کرده بودند، نمی فروشند. در بازارهای فیزیکی اغلب دانش کاملی وجود دارد، زیرا معامله گران می توانند به سادگی با قدم زدن در اطراف غرفه ها، قیمت های کسانی را که کالاها و خدمات مشابهی برای تجارت دارند، بررسی کنند. هنگامی که بازارها دورتر شدند، آگاهی کمتر از قیمت ها اجتناب ناپذیر بود و این روند کمتر قطعی شد.

آلفرد مارشال، که اصول اقتصاد او در سال 1890 منتشر شد، به شدت از نوشته های جوونز و میل استفاده کرد. با این حال، بسیاری از مطالبی که امروز در مورد عرضه و تقاضا، کشش، درآمدها و هزینه ها و مطلوبیت نهایی می خوانید، بر اساس افکار مارشال است. مارشال مبنایی را فراهم کرد که بر اساس آن تحلیل رسمی عرضه و تقاضا و در نتیجه تعیین قیمت ها در بازارها می توانست استوار شود.

تقاضا

تقاضا با نیاز مصرف کنندگان ایجاد می شود و ماهیت تقاضا به ارزش زیربنایی که مصرف کنندگان خوب یا خدمات را درک می کنند ، مدیون است. همه ما به نیازهای لازم ، مانند مواد غذایی اساسی نیاز داریم ، اما سایر محصولات ممکن است مورد توجه برخی قرار بگیرند و توسط دیگران بی ارزش تلقی می شوند.

سطح تقاضا برای یک کالا یا خدمات توسط چندین عامل تعیین می شود ، از جمله:

  • قیمت خوب یا خدمات
  • قیمت کالاها و خدمات دیگر ، به ویژه جایگزین ها و مکمل ها
  • درآمد
  • سلیقه ها و ترجیحات
  • انتظارات

در تجزیه و تحلیل اقتصادی ارتدوکس ، این عوامل تعیین کننده با آزمایش مقدار مورد نیاز در برابر یکی از این متغیرها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و سایر موارد را ثابت نگه می دارند (یا ceteris paribus).

متداول ترین روش تجزیه و تحلیل تقاضا ، در نظر گرفتن رابطه بین مقدار مورد نیاز و قیمت است. با فرض اینکه مردم از نظر عقلانی رفتار می کنند و سایر عوامل تعیین کننده تقاضا ثابت هستند ، مقدار مورد نیاز رابطه معکوس با قیمت دارد. بنابراین ، در صورت افزایش قیمت ، مقدار مورد نیاز کاهش می یابد و بالعکس. شکل 1 منحنی تقاضای متعارف را به تصویر می کشد.

شکل 1: منحنی تقاضا

برای هرگونه تغییر در قیمت ، تغییر معکوس در مقدار مورد نیاز وجود دارد. افزایش قیمت از OP1 به OP1 منجر به کاهش مقدار مورد نیاز از OQ1 به OQ2 می شود.

تغییر قیمت باعث حرکت در طول منحنی خواهد شد. با افزایش قیمت ، مقدار مورد نیاز کاهش می یابد. این اتفاق در بیشتر انواع کالاها ، با برخی از استثنائات عجیب و غریب اتفاق می افتد. تقاضا برای آنچه به عنوان "کالاهای گیفن" شناخته می شود در واقع با افزایش قیمت چنین کالاهایی افزایش می یابد. به عنوان مثال ، هنگامی که قیمت برنج در برخی از مناطق چین افزایش می یابد ، برنج بیشتری خریداری می شود ، زیرا درآمد کافی برای برخی از مصرف کنندگان برای خرید کالاهای غذایی با ارزش بالاتر باقی نمی ماند.

اگر این فرض را آرام کنیم که متغیرهای دیگر (مانند نرخ درآمد و مالیات و غیره) ثابت هستند ، پس چه اتفاقی می افتد؟افزایش درآمد اغلب باعث افزایش تقاضا برای یک کالای خوب یا خدمات می شود و این باعث می شود کل منحنی از منشأ دور شود. به همین ترتیب ، کاهش قیمت کالای جایگزین ، منحنی تقاضا را به سمت مبدا سوق می دهد زیرا خوب مورد نظر برای مصرف کننده جذابیت کمتری خواهد داشت.

در حالی که این کلیات مفید است ، مهم است که به یاد داشته باشید که رفتار اقتصادی مبتنی بر تصمیمات انسانی است ، بنابراین ما هرگز نمی توانیم به طور کامل پیش بینی کنیم که چگونه مردم چگونه عمل خواهند کرد. به عنوان مثال ، با افزایش درآمد ، برخی از مواد غذایی بسیار اساسی محبوبیت کمتری پیدا می کنند و وقتی مصرف کنندگان متوجه می شوند که دیگر نیازی به رژیم های اساسی ندارند.

عرضه

عرضه به مقدار کالاها و خدمات ارائه شده توسط تولید کنندگان به بازار اشاره دارد. درست همانطور که می توانیم رابطه بین مقدار مورد نیاز و قیمت را ترسیم کنیم ، می توانیم رابطه بین مقدار عرضه شده و قیمت را نیز در نظر بگیریم. به طور کلی ، تأمین کنندگان آماده تولید کالاها و خدمات بیشتر هستند و قیمت آنها را نیز بالاتر می برد. بنابراین ، منحنی عرضه - هنگام ثابت نگه داشتن تأثیرات دیگر - از سمت چپ به راست به سمت بالا به سمت بالا می رود ، همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است.

شکل 2: منحنی عرضه

رابطه مستقیمی بین قیمت و کمیت عرضه شده وجود دارد. افزایش قیمت از OP1 به OP2 منجر به افزایش مقدار عرضه شده از OQ1 به OQ2 می شود.

تعیین کننده های عرضه عبارتند از:

  • قیمت
  • قیمت کالاها و خدمات دیگر
  • درآمدهای نسبی و هزینه های ایجاد خوب یا خدمات
  • اهداف تولید کنندگان و انتظارات آینده آنها
  • فن آوری.

به طور کلی ، یک شرکت هنگامی که درآمد حاشیه ای خود (درآمد ناشی از فروش یک واحد تولید اضافی) با هزینه حاشیه خود (هزینه تولید یک واحد اضافی تولید) سود خود را به حداکثر می رساند. با این حال ، یک شرکت ممکن است تا زمانی که درآمد حاشیه ای از هزینه های متغیر متوسط خود فراتر رود ، تولید خود را ادامه دهد ، زیرا در انجام این کار باعث می شود تا هزینه های ثابت خود را تأمین کند.

به دنبال همان دلیل که قبلاً اعمال شد ، حرکتی در امتداد منحنی عرضه با تغییر قیمت به وجود می آید ، اما حرکت کل منحنی توسط یک عامل تعیین کننده غیر از قیمت ایجاد می شود.

قابلیت ارتجاعی

مفهوم خاصیت خاصیت ارتجاعی مربوط به پاسخگویی به مقدار مورد نیاز یا مقدار تأمین شده برای تغییر در قیمت است. اگر تغییر اندکی در قیمت باعث تغییر گسترده در مقدار مورد نیاز شود ، گفته می شود که ارتجاعی قیمت تقاضا بسیار الاستیک است. برعکس ، اگر تغییر در قیمت تأثیر کمی یا هیچ تاثیری در مقدار مورد نیاز داشته باشد ، گفته می شود که تقاضا بسیار غیرقانونی است. این مفهوم بدیهی است که برای تولیدکنندگان ، که باید اثرات بالقوه استراتژی های قیمت گذاری خود را با گذشت زمان تخمین بزنند بسیار مهم است. همچنین برای ادارات مالی دولت ، که باید پیامدهای تحمیل مالیات فروش بر کالاها و خدمات را برای پیش بینی درآمدهای مالیاتی الگوبرداری کنند ، مهم است.

کشش قیمت تقاضا با تقسیم تغییر در مقدار مورد نیاز تغییر قیمت اندازه گیری می شود و برعکس ، کشش قیمت عرضه با تقسیم تغییر در مقدار عرضه شده توسط تغییر قیمت اندازه گیری می شود. کشش قیمت تقاضا زمانی اتفاق می افتد که افزایش قیمت منجر به کاهش درآمد کل (P x Q) بین این دو نقطه در منحنی تقاضا شود و عدم تمایل قیمت در صورت افزایش قیمت منجر به افزایش درآمد کل می شود. خاصیت ارتجاعی واحد هنگامی اتفاق می افتد که تغییر در قیمت باعث تغییر در کل درآمد نمی شود.

علاوه بر خاصیت ارتجاعی قیمت ، مفاهیم مشابهی با مطالعه شما وجود دارد:

  • کشش درآمد ، پاسخگویی به مقدار مورد نیاز یا تأمین درآمد است.
  • کشش متقابل پاسخگویی به مقدار مورد نیاز یا تهیه X خوب به تغییر در قیمت خوب Y است.

تعادل

با فرض اینکه کلیه عوامل تعیین کننده عرضه و تقاضا به جز قیمت ثابت باشد ، یک شرکت در جایی که منحنی عرضه از منحنی تقاضا عبور می کند ، تولید می کند. با تعریف ، این نکته ای است که در آن مقدار عرضه شده با مقدار مورد نیاز برابر است (شکل 3).

قیمت در تقاطع منحنی های عرضه و تقاضا تعیین می شود.

اگر قیمت بالاتر از قیمت تعادل تعیین شود ، این امر منجر به مقدار عرضه شده بیش از مقدار مورد نیاز خواهد شد. بنابراین ، برای پاک کردن موجودی خود ، شرکت نیاز به کاهش قیمت خود دارد.

برعکس ، اگر قیمت زیر قیمت تعادل تعیین شود ، این امر به وضعیت تقاضای بیش از حد منجر می شود و تنها راه برای از بین بردن این امر افزایش قیمت است.

مداخله در بازار

در سیستم های سرمایه داری ، اجازه دادن به بازارها آزادانه مطلوب در نظر گرفته می شود ، اما به طور کلی پذیرفته شده است که نیروهای بازار نمی توانند برای کلیه کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه فعالیت کنند. برخی از کالاها و خدمات "کالاها و خدمات عمومی" هستند ، به این معنی که فقط با مداخله می توان آنها را به اندازه کافی ارائه داد. اینها شامل قانون و نظم و ارتش است. به همین دلیل ، دولت یا سازمان های فوق العاده ملی ممکن است سیستم هایی را که از تولید چنین کالاها و خدمات اطمینان حاصل می کنند ، معرفی و نگهداری کنند و ممکن است قیمت ها را یا بالاتر یا پایین تر از قیمت تعادل برطرف کنند.

حداکثر قیمت گاهی اوقات به منظور محافظت از مصرف کنندگان تحمیل می شود. این امر به شرایطی منجر می شود که مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده باشد ، مشروط بر اینکه حداکثر قیمت زیر قیمت تعادل قرار گیرد (شکل 4). نمونه های بی شماری از این در زندگی واقعی وجود دارد. در طول جنگ جهانی 2 ، دولت انگلستان از این طریق مداخله کرد تا اطمینان حاصل شود که خانواده ها می توانند کالاهای کافی از کالاهایی مانند نان ، کره و بنزین را بدست آورند. یکی از پیامدهای این امر این است که تقاضای بیش از حد در سیستم وجود داشته است و این منجر به توسعه بازار غیرقانونی شد.

شکل 4: حداکثر قیمت

حداکثر قیمت OP1 است. در این مرحله ، مقدار مورد نیاز (OQ1) از مقدار عرضه شده (OQ2) فراتر می رود. قیمت "بازار سیاه" OP2 است.

برای محافظت از تولید کنندگان گاهی اوقات حداقل قیمت تحمیل می شود. در اینجا ، مقدار عرضه شده از مقدار مورد نیاز فراتر خواهد رفت ، مشروط بر اینکه حداقل قیمت در یک سطح بالاتر از قیمت تعادل قرار بگیرد. یکی از اهداف اتحادیه اروپا (اتحادیه اروپا) محافظت از بخش کشاورزی بوده است و سیاست مشترک کشاورزی یک سیستم حداقل قیمت است. در نتیجه این ، بخش کشاورزی اتحادیه اروپا به طور دوره ای مازاد تولید کرده است.

تأثیر مداخله در سیستم قیمت نباید در همه موارد به عنوان نامطلوب تلقی شود. با این حال ، یکی از مشارکت هایی که تجزیه و تحلیل خرد اقتصادی ایجاد می کند این است که به ما می آموزد که عواقب چنین مداخلات به وجود خواهد آمد و جامعه باید آن عواقب را مدیریت کند.

نظریه بنگاه

تئوری بنگاه شاخه ای از اقتصاد خرد است که روشهای مختلفی را که ممکن است بنگاههای درون یک صنعت ساختار یافته باشند ، بررسی می کند و به دنبال استخراج دروس از این ساختارهای جایگزین است.

رقابت عالی یک بازار کاملاً رقابتی است که در آن:

  • شرکت های زیادی وجود دارند که کالاها یا خدمات همگن تولید می کنند
  • هیچ مانعی برای ورود به بازار یا خروج از بازار وجود ندارد
  • هم تولید کنندگان و هم مصرف کنندگان دانش کاملی از بازار دارند.

در چنین شرایطی ، قیمت و سطح خروجی همیشه به سمت تعادل تمایل خواهد داشت زیرا هر تولید کننده ای که قیمت بالاتر از تعادل را تعیین کند ، به هیچ وجه چیزی نمی فروشد و هر تولید کننده ای که قیمت زیر تعادل را تعیین کند ، 100 ٪ سهم بازار را بدست می آورد."منحنی" تقاضا کاملاً الاستیک است ، به این معنی که افقی خواهد بود.

همانطور که این شرایط حاکی از آن است ، اگر نمونه هایی از بازارهای کاملاً رقابتی در زندگی واقعی وجود داشته باشد. با این حال ، برخی از بازارهای مالی تقریبی به این مدل افراطی هستند ، و شکی نیست که در برخی از زمینه های تجارت ، توسعه اینترنت به عنوان یک بستر تجاری باعث شده است که بازارها را برای برخی از محصولات ، اگر کاملاً رقابتی نباشد ، مطمئناً ناقص کمتری داشته باشد.

انحصار یک انحصار هنگامی بوجود می آید که تنها یک تولید کننده در بازار وجود داشته باشد. لازم به ذکر است که قوانین بسیاری از کشورها انحصار کمتری را تعریف می کنند و معمولاً به شرکتهایی اشاره می کنند که بیش از سهم مشخصی از بازار دارند.

بر خلاف رقابت کامل ، انحصارها می توانند و در زندگی واقعی بوجود می آیند. این ممکن است به این دلیل باشد که تولید کننده حق قانونی دارد که تنها تولید کننده باشد ، یا تولید کننده ممکن است شرکتی باشد که متعلق به خود دولت باشد.

یک انحصار از این امتیاز برخوردار است که می تواند قیمت خود را در بازار وارد کند ، که می تواند آنچه را که اقتصاددانان آن را "سود فوق العاده عادی" می نامند ، ایجاد کند. به همین دلیل ، انحصارها معمولاً مشمول کنترل دولت یا تنظیم سازمان های غیر دولتی هستند.

الیگوپولی یک الیگوپولی هنگامی بوجود می آید که تعداد کمی از تولید کنندگان وجود دارند که در یک بازار تأثیر قابل توجهی دارند. از آنجا که تعداد کمی از تولید کنندگان وجود دارد ، آنها احتمالاً دانش بالایی در مورد اقدامات رقبای خود دارند و باید بتوانند پاسخ های مربوط به تغییرات در استراتژی های خود را پیش بینی کنند.

حداقل تعداد بنگاه ها در یک الیگپولی دو است و این شکل خاص الیگپولی یک دوپولی نامیده می شود. نمونه های مختلفی از دوپولی ها وجود دارد ، از جمله دو تولید کننده اصلی کولا و برای چندین خط تولید ، یونیلور و پروتر و گمبل. با این حال ، بازارهای تحت سلطه احتمالاً تا شش تولید کننده می توانند از نظر طبیعت الیگوپولیستی تلقی شوند. در جایی که چند تولید کننده بزرگ بر بازار مسلط هستند ، گفته می شود که این صنعت بسیار متمرکز است.

اگرچه انجام تعمیم در تمام بازارهای الیگوپولیستی دشوار است ، اما غالباً ذکر می شود که ویژگی های آنها شامل استفاده پیچیده از تمایز محصول ، موانع قابل توجه در ورود و تأثیر بالایی از تأثیر بر قیمت های موجود در بازار است.

رقابت انحصاری رقابت انحصاری در بازارهایی بوجود می آید که تولید کنندگان زیادی وجود دارند ، اما آنها تمایل دارند از تمایز محصول برای متمایز کردن خود از سایر تولید کنندگان در بازار استفاده کنند. بنابراین ، اگرچه محصولات آنها ممکن است بسیار مشابه باشد ، اما توانایی آنها در تمایز به این معنی است که آنها می توانند بدون توجه به اقدامات رقبای خود ، به عنوان انحصار در کوتاه مدت عمل کنند.

برای وجود رقابت انحصاری ، مصرف کنندگان باید تفاوت در محصولات فروخته شده توسط بنگاه ها را از - یا درک کنند. تمایل به ورود یا خروج کمتر از بازارهای الیگوپولیستی وجود دارد.

نتیجه گیری

کسانی که در حال شروع به مطالعات خود برای BT/FBT هستند ، به سرعت آگاه می شوند که برنامه درسی گسترده اما کم عمق است. پوشش طیف گسترده ای از موضوعات ، بدون لزوماً نیاز به مطالعه هر قسمت از مؤلفه ها در عمق ضروری است. بنابراین ، هدف از این مقاله ارائه اطلاعات اساسی در مورد مهمترین زمینه های خرد اقتصادی و بدون هیچ گونه قصد بررسی هر موضوع فردی با جزئیات بوده است. آگاهی از اصول کلیدی مهم است ، اما نامزدها نباید فرض کنند که برای مقابله با سؤالات آزمون عینی در امتحان ، باید متخصص باشند.

نوشته شده توسط یکی از اعضای تیم بررسی BT/FBT

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 30 تاريخ : شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: :