برآورد اکثر اجزای تولید ناخالص داخلی (GDP) شامل دو مرحله محاسباتی گسترده است: (1) برآورد ارزش دلار فعلی، و (2) جداسازی ارزش های فعلی-دلار به یک عنصر تغییر قیمت و یک تغییر کمیت. عنصر./1/
در مرحله اول، ارزش های بازار فعلی هزینه ها برای هر جزء از تولید ناخالص داخلی از داده های منبع اصلی تعیین می شود. یعنی، هزینه های مصرف کننده برای سیب و پرتقال، لوازم خانگی کوچک، پذیرش فیلم و سایر اجزای مخارج مصرف کننده شخصی با استفاده از انواع داده های منبع، مانند داده های خرده فروشی از اداره سرشماری تخمین زده می شود. این محاسبات معمولاً به عنوان ارزش "دلار فعلی" یک جزء شناخته می شود. ارزش دلار فعلی همه اجزای تولید ناخالص داخلی همیشه با تولید ناخالص داخلی دلاری فعلی "جمع" می شود.
اگرچه بسیاری از مشکلات فنی در محاسبه تولید ناخالص داخلی دلاری و اجزای آن به وجود می آیند، اما از نظر مفهومی ساده است: تولید ناخالص داخلی دلار فعلی معیاری است از آنچه در اقتصاد در یک دوره خاص هزینه می شود. اندازه گیری تغییر در تولید ناخالص داخلی کنونی دلار از نظر مفهومی به همان اندازه ساده است، زیرا این تغییر واقعی در مخارج است که در اقتصاد بین دو دوره اتفاق می افتد.
در مرحله دوم، تغییر دوره به دوره در تولید ناخالص داخلی دلار فعلی، یا در ارزش فعلی دلاری یک جزء تولید ناخالص داخلی، به یک عنصر تغییر قیمت و یک عنصر تغییر کمیت تفکیک می شود. برای مثال، افزایش 10 درصدی مخارج پرتقال می تواند ناشی از (1) افزایش 10 درصدی تعداد پرتقال های خریداری شده بدون تغییر در قیمت پرتقال، (2) افزایش 10 درصدی در قیمت پرتقال باشد. پرتقال بدون تغییر در تعداد خریداری شده، یا (3) ترکیبی از قیمت و مقدار در مجموع 10 درصد افزایش می یابد. عنصر تغییر کمیت در یک جزء تولید ناخالص داخلی، یا در خود تولید ناخالص داخلی، در گذشته معمولاً به عنوان افزایش "دلار ثابت" در جزء یا گاهی اوقات به عنوان تغییر در جزء "واقعی" تولید ناخالص داخلی یا در"تولید ناخالص داخلی واقعی. محاسبه مولفه تغییر کمیت معمولاً توسط فرآیندی به نام "deflation" انجام می شود./2/
اگرچه اندازه گیری تغییر در تولید ناخالص داخلی دلار فعلی از نظر مفهومی ساده است ، اما تقسیم تغییر در عناصر قیمت و تغییر کمیت نیست. این پارتیشن بندی یک مرحله تحلیلی است ، زیرا تغییر قیمت کل و تغییر مقدار کل نمی تواند مستقیماً در اقتصاد مشاهده شود. در عوض ، تغییرات قیمت و کمیت باید محاسبه شود و روش محاسبه با الزامات تحلیلی تعیین می شود.
به طور خاص ، تشخیص این نکته مهم است که تولید ناخالص داخلی واقعی یک مفهوم تحلیلی است. با وجود این نام ، تولید ناخالص داخلی واقعی "واقعی" نیست به این معنا که حتی در اصل می تواند مشاهده شود یا به طور مستقیم جمع آوری شود ، به همان معنا که تولید ناخالص داخلی دلار در اصل می تواند به عنوان مجموع هزینه های واقعی مشاهده یا جمع آوری شود. در مورد کالاها و خدمات نهایی در اقتصاد. مقادیر سیب و پرتقال در اصل قابل جمع آوری هستند ، اما برای به دست آوردن مقدار کل تولید "میوه" در اقتصاد نمی توان آنها را اضافه کرد.
به همین دلیل ، تولید ناخالص داخلی واقعی باید با ارزیابی اجزای مختلف تولید ناخالص داخلی ، با استفاده از قیمت برخی از دوره ها یا دوره ها محاسبه شود. تولید ناخالص داخلی واقعی به سادگی یک شماره شاخص محاسبه ، مانند شاخص قیمت مصرف کننده یا شاخص قیمت تولید ناخالص داخلی است ، به جز اینکه تولید ناخالص داخلی واقعی یک شماره شاخص است که مقادیر را اندازه گیری می کند. محاسبه آن را نمی توان با استفاده از مرجع یا قیاس به روشهای مورد استفاده برای ساخت تولید ناخالص داخلی دلار فعلی تعیین کرد.
در گذشته ، اقدامات مربوط به تغییر تولید ناخالص داخلی واقعی با رفع ارزش های اجزای تولید ناخالص داخلی در برخی دوره ها (در حال حاضر سال 1987) محاسبه شده و نگه داشتن آن ارزیابی ها در تمام سالها و چهارم هایی که تخمین های تولید ناخالص داخلی واقعی تولید می شوند ، محاسبه می شد. این رویکرد را می توان با استفاده از یک اقتصاد فرضی دو کمبود (نمایشگاه 1) با کل هزینه های دلار فعلی 5. 00 دلار در سال 1 و 9. 00 دلار در سال 2 نشان داد. دوره "ارزیابی") ، سپس از قیمت های سال 1 برای ارزش گذاری مقادیر در هر دو سال و تغییر در مقادیر از سال 1 تا سال استفاده می شود. این در صفحه A. نشان داده شده است. در نمایشگاه ، مصرف پرتقال درسال 2 زیرا قیمت پرتقال به سرعت افزایش یافت ، در حالی که مصرف سیب ، که قیمت آنها با سرعت کمتری افزایش یافت ، افزایش یافت. با این محاسبه ، اندازه گیری تغییر وزن برای "میوه" 20 درصد افزایش یافته است.
دلیلی وجود ندارد که سال 1 همیشه باید به عنوان دوره وزن انتخاب شود. در گذشته، BEA به طور دوره ای دوره وزنی خود را تغییر داده است. پانل B نشان می دهد که اگر ارزش گذاری یا سال وزنی را به سال 2 تغییر دهیم، برای اندازه گیری کمیت چه اتفاقی می افتد.
اگر سال 2 برای ارزش گذاری استفاده شود، مقادیر در سال 1 و سال 2 مانند قبل محاسبه می شوند، اما هر دو مجموعه مقادیر به جای قیمت های سال 1 در قیمت های سال 2 ارزش گذاری می شوند. استفاده از قیمت های سال دوم منجر به افزایش 6 درصدی در مقادیر می شود که به طور قابل توجهی کمتر از افزایش 20 درصدی حاصل از استفاده از قیمت های سال اول است.
این مثال نظمی را نشان می دهد که اغلب در محاسبه تولید ناخالص داخلی واقعی مشاهده شده است. حرکت دوره وزن دهی به جلو باعث کاهش معیار تغییر کمیت می شود، زیرا به طور کلی مقادیری که بیشترین افزایش را داشته اند آنهایی هستند که قیمت آنها نسبتاً کمترین افزایش را داشته است. به بیانی دیگر، استفاده از دوره های جدیدتر ارزش گذاری باعث می شود که مقادیری که سریع ترین افزایش را داشته اند، ارزش گذاری کمتری داشته باشند. بنابراین، اندازه گیری تغییر در تولید ناخالص داخلی واقعی منوط به "اثرات وزنی" است، زیرا این معیار به دوره ارزش گذاری حساس است، دوره انتخاب شده برای وزن ها در فرمول محاسبه.
کدام محاسبه، پانل A یا پانل B، "صحیح" است؟هیچ پاسخ واحدی برای این سوال وجود ندارد، زیرا قیمت های هر سال برای ارزش گذاری تغییرات در مقادیر به یک اندازه معتبر است. یک رویکرد عقل سلیم برای مسئله وزن گیری، گرفتن میانگین از محاسبات پانل A و پانل B است. تئوری اقتصادی نشان می دهد که گرفتن میانگین هندسی از دو معیار، شکل ترجیحی میانگین گیری است. میانگین هندسی را می توان با ضرب کردن نتایج پانل A و پانل B با هم محاسبه کرد و سپس جذر آن را گرفت یعنی: 1. 20 & 215; 1. 06 = 1. 13. در ادبیات اعداد شاخص، این محاسبه میانگین هندسی کمیت ها به عنوان عدد شاخص "فیشر ایده آل" شناخته می شود.
BEA میانگین هندسی را به عنوان روش جدید برای محاسبه تولید ناخالص داخلی واقعی و برای محاسبه معیارهای تغییر قیمت در تولید ناخالص داخلی و اجزای آن اتخاذ کرده است. این روش در حال حاضر برای محاسبه معیارهای "وزن سالانه نوع زنجیره" در جداول NIPA 7. 17. 3 و 8. 1 استفاده می شود.
چرا BEA روش محاسبه خود را برای تولید ناخالص داخلی واقعی تغییر می دهد؟مزایای استفاده از روش جدید محاسبه بر روی روش قدیمی چیست؟مزیت اصلی روش قدیمی سادگی آن است: فقط یک مجموعه از ارزیابی ها برای محاسبه تولید ناخالص داخلی برای همه دوره ها ضروری است. در گذشته ، BEA از مجموعه ای از ارزیابی ها (در حال حاضر ، برای سال 1987) برای ساخت اقدامات تولید ناخالص داخلی واقعی از جدیدترین دوره به سال 1929 استفاده کرده است.
علاوه بر این ، تجربه نشان می دهد که استفاده از یک دوره وزنی واحد به طور کلی اقدامات دقیقی از تولید ناخالص داخلی را تا زمانی که دوره های مقایسه شده نزدیک به دوره وزنه برداری باشد ، تولید می کند. دلیل این امر این است که تغییرات در ارزیابی های نسبی معمولاً برای دوره های نزدیک به دوره وزنه برداری اندک است ، به طوری که اثرات "وزن" نیز اندک است.
نقطه ضعف اصلی استفاده از یک دوره ارزیابی واحد برای محاسبه تولید ناخالص داخلی واقعی این است که این اندازه گیری به طور فزاینده ای در معرض "اثرات وزنه برداری" به عنوان زمان بین وزن یا ارزیابی ، دوره و دوره فعلی است.
روش جدید BEA برای محاسبه تولید ناخالص داخلی واقعی مزیت دیگری دارد. این امر اجازه می دهد تا ارزیابی ها را به صورت سال به سال تغییر دهد ، به این معنی که رشد طولانی مدت ، چرخه های تجاری گذشته و بهره وری در ارزیابی هایی که متناسب با دوره مورد مطالعه است ، اندازه گیری می شود. به عنوان مثال ، در روش محاسبه وزن فعلی 1987 ، تغییر در بازده در هر دو رکود 1980 81 و رکود 75 در سال 1974 در قیمت های 1987 اندازه گیری می شود. در روش جدید ، تغییر خروجی در این رکودها در قیمت هایی که در آن زمان حاکم است ، اندازه گیری می شود ، یعنی رکود سال 1981 82 در قیمت های اوایل دهه 1980 و رکود اقتصادی 75 در سال 1974 در قیمت ها اندازه گیری می شود. از اواسط دهه 1970. تجربه نشان داده است که استفاده از یک ارزش گذاری ثابت و ثابت در دوره های زمانی تاریخی تمایل به رکود اقتصادی و بهبودی آماری دارد و همچنین تصویر رشد اقتصادی بلند مدت را تحریف می کند. نوسانات چرخه ای در اقتصاد به بهترین وجه با استفاده از ارزیابی هایی که متناسب با دوره مورد مطالعه است به جای ارزیابی از دوره های دور ، اندازه گیری می شود.
1. تعداد کمی از استثنائات در توضیحات در بخش های زیر وجود دارد ، به ویژه در جایی که باید از برون یارهای استفاده شود زیرا داده های هزینه به صورت فعلی در دسترس نیستند. به "تجدید نظر سالانه حساب های درآمد و محصول ملی ایالات متحده ،" S مراجعه کنید.urvey از Cپر رو Bکار74 (ژوئیه 1994): 26 27.
2. اندازه گیری تغییر مقدار برای تولید ناخالص داخلی احتمالاً بیشترین استفاده از NIPA است. به عنوان مثال ، خط اول انتشار مطبوعاتی تولید ناخالص داخلی ماهانه ، درصد تغییر در تولید ناخالص داخلی واقعی را گزارش می کند.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 60
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: :