
این چیست: نرخ واقعی ارز قیمت یک ارز در برابر ارز دیگر است که برای اختلاف در سطح قیمت قیمت های داخلی و خارجی تعدیل شده است. اندازه گیری سطح قیمت کل تورم است که قدرت خرید ارز برای کالاها و خدمات را به شما نشان می دهد. به عبارت دیگر ، نرخ ارز واقعی پس از تعدیل اختلاف تورم بین دو کشور ، نرخ ارز اسمی را نشان می دهد.
چرا نرخ ارز واقعی اهمیت دارد
جدا از شاخص های رشد اقتصادی ، نرخ بهره و تورم ، نرخ ارز شاخص دیگری است که بیشتر دیده می شود. ما نرخ ارز را برای ارزیابی صحت اقتصاد یک کشور مشاهده می کنیم. به ویژه ، جدا از تأثیرگذاری بر جریان سرمایه گذاری ، نرخ ارز بر جریان تجارت بین المللی تأثیر می گذارد.
صادرات و واردات نه تنها به نرخ ارزهای اسمی بلکه به قیمت های داخلی و خارجی و خدمات داخلی نیز بستگی دارد. حتی وقتی نرخ ارز اسمی بدون تغییر باشد ، اختلاف در نرخ تورم می تواند بر تجارت بین المللی تأثیر بگذارد زیرا آنها بر قدرت خرید نسبی اقتصاد داخلی و خارجی تأثیر می گذارد.
ثبات نرخ ارز واقعی برای ارتقاء رشد اقتصادی و افزایش رفاه مهم است. حرکات آن می تواند بر صادرات و واردات تأثیر بگذارد. بنابراین ، در نهایت بر فعالیت های تولید داخلی و تولید ناخالص داخلی تأثیر می گذارد.
تفاوت بین نرخ ارز واقعی و نرخ ارز اسمی
فرض کنید که شما یک اندونزیایی هستید و می خواهید روپیه را به دلار آمریکا تبدیل کنید. نرخ ارز اسمی به شما می گوید که هنگام مبادله روپیه در جیب خود ، چند دلار آمریکا دریافت می کنید.
بیایید مثالی برای توضیح آن بیاوریم.
نرخ اسمی روپیه در برابر دلار آمریکا از IDR14،000/USD به IDR14. 200/USD افزایش یافته است. در این حالت ، اندونزیایی ها می گویند روپیه آنها کاهش می یابد. از آنجا که برای دریافت 1 دلار آمریکا ، آنها باید روپیه های بیشتری را از 14،000 IDR به IDR14. 200 تبدیل کنند. از طرف دیگر ، آمریکایی ها می بینند که دلار آمریکا قدردانی می کند ، زیرا با 1 دلار آمریکا می توانند آن را به روپیا تبدیل کنند و از 14،000 IDR به IDR14. 200 درآمد بیشتری کسب کنند.
بگویید قیمت یک محصول در ایالات متحده تغییر نمی کند و هنوز هم با یک دلار آمریکا قیمت دارد. استهلاک توانایی شما در خرید محصول را تضعیف می کند. در صورت تبدیل به روپیه دیگر نمی توانید آن را در IDR14،000 خریداری کنید. برای به دست آوردن آن ، شما باید به IDR14. 200 (1 دلار آمریکا) بپردازید.
اکنون فرض کنید قیمت محصول حدود 5 ٪ افزایش می یابد و 05 دلار می شود. البته این باعث می شود قدرت خرید شما از این محصولات ، ceteris paribus ، تضعیف شود.
بگویید ، برای خرید یک محصول آمریکایی ، به درآمد حاصل از فروش محصول خود در بازار محلی اعتماد می کنید. فرض کنید قیمت محصول و حجم فروش افزایش نمی یابد و بنابراین پولی که کسب می کنید تغییر نمی کند. در نتیجه ، قدرت خرید شما برای محصولات آمریکایی ضعیف تر است زیرا درآمد شما جدا از افزایش قیمت آن افزایش نمی یابد.
اکنون فرضیات را شل می کنیم. بگویید حجم فروش شما بدون تغییر است ، اما قیمت محصول شما 5 ٪ افزایش می یابد. بنابراین ، پول شما نیز 5 ٪ افزایش می یابد. قدرت خرید شما نسبت به محصولات آمریکایی تغییر نمی کند. حتی اگر قیمت 5 ٪ افزایش یافته باشد ، به دلیل افزایش قیمت محصول 5 ٪ پول بیشتری خواهید داشت.
حال اگر افزایش قیمت (محصول و محصول آمریکایی شما) در مورد کلیه کالاها و خدمات موجود در اقتصاد اعمال شود ، ما آن را تورم می نامیم. بنابراین ، برای اندازه گیری قدرت خرید اقتصاد داخلی بر روی محصولات آمریکایی ، نرخ ارز اسمی و تفاوت نسبی بین نرخ تورم داخلی و نرخ تورم ایالات متحده را در نظر می گیرید. در اقتصاد ، اگر نرخ ارز اسمی را با تفاوت نسبی بین دو نرخ تورم تنظیم کنیم ، این نرخ واقعی ارز است.
نحوه محاسبه نرخ ارز واقعی
قبل از محاسبه ، به داده های مربوط به نرخ ارز اسمی ، شاخص های قیمت داخلی و خارجی نیاز خواهید داشت. ما از شاخص قیمت برای نشان دادن سطح قیمت کل استفاده می کنیم ، جایی که تغییرات در طول زمان نشان دهنده نرخ تورم است. شاخص قیمت بسیار مورد استفاده شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) است.
فرض کنید از شاخص قیمت مصرف کننده استفاده می کنید. برای محاسبات ، می توانید از فرمول نرخ ارز واقعی در زیر استفاده کنید.
نرخ ارز واقعی = نرخ ارز اسمی x (CPI خارجی/CPI داخلی)
یا اگر CPI را به درصد از نرخ تورم تبدیل کنیم ، فرمول نرخ ارز واقعی بالا خواهد بود:
نرخ ارز واقعی = نرخ ارز اسمی x [(1 + نرخ تورم خارجی)/(1+ نرخ تورم داخلی)]
بیایید یک مثال ساده بزنیم و فرض کنیم اندونزیایی هستید. در سال 2010، نرخ مبادله روپیه حدود 15000 IDR/USD بود و شاخص قیمت مصرف کننده در اندونزی و ایالات متحده 100 بود. در سال 2019، نرخ ارز به IDR14, 000/USD تغییر کرد. به طور همزمان، تورم اندونزی به دلیل افزایش شاخص قیمت مصرف کننده به 105، 5 درصد افزایش یافت. در همین حال، نرخ تورم ایالات متحده به دلیل افزایش شاخص قیمت مصرف کننده به 110، 10 درصد افزایش یافت.
برای محاسبه نرخ واقعی ارز از دو فرمول بالا استفاده کنید. نتایج باید به شرح زیر باشد:
- فرمول اول = 14000 x (110/105) = IDR14666. 67
- فرمول دوم = 14000 x (1+10%)/(1+5%) = IDR14666. 67
چرا نرخ واقعی ارز بیشتر از نرخ اسمی ارز است؟
این به این دلیل است که قیمت محصولات ایالات متحده بالاتر از افزایش قیمت محصولات داخلی است. بنابراین، با نرخ ارز اسمی، اقتصاد داخلی می تواند تنها چند محصول آمریکایی بخرد. این تضعیف قدرت خرید در نرخ واقعی ارز که بالاتر از نرخ اسمی ارز است، منعکس می شود. یعنی دیگر نمی توانیم محصولات آمریکایی را با معادل کالای داخلی تهیه کنیم.
از این مورد می توان به نتایج زیر دست یافت:
- فرض کنید نرخ تورم خارجی بالاتر از نرخ تورم داخلی باشد. در این صورت نرخ واقعی ارز بالاتر از نرخ اسمی ارز خواهد بود.
- اگر نرخ تورم خارجی برابر با نرخ تورم داخلی باشد، نرخ واقعی ارز برابر با نرخ اسمی ارز خواهد بود.
- فرض کنید نرخ تورم خارجی کمتر از نرخ تورم داخلی است. در این صورت نرخ واقعی ارز کمتر از نرخ اسمی ارز خواهد بود.
به یاد داشته باشید، در نتیجه گیری بالا، فرض می کنم شما اندونزیایی هستید.
نرخ ارز موثر واقعی و نرخ ارز موثر اسمی
فرمول بالا یک مثال ساده است. و در واقع، تجارت بین المللی شامل انواع کالاها و خدمات است. تراکنش ها نیز نه تنها شامل یک یا دو کشور، بلکه تقریبا اکثر آنها هستند.
سپس اقتصاددانان شاخص نرخ ارز را برای پوشش محصولات مختلف و کشورهای مختلف برای پاسخ به این مشکل ایجاد کردند.
- نرخ ارز موثر اسمی - میانگین موزون نرخ ارز اسمی دوجانبه بین یک کشور و شرکای تجاری آن. اوزان مربوط به مشارکت های تجاری با هر شریک است.
- نرخ ارز موثر واقعی - همان نرخ ارز موثر اسمی است. با این حال، ما از میانگین موزون نرخ ارز واقعی استفاده می کنیم.
عوامل موثر بر نرخ ارز واقعی
عوامل مختلف بر نرخ واقعی ارز تأثیر می گذارد. نرخ ارز اسمی ، تورم داخلی و تورم خارجی از جمله آنها است. همانطور که در فرمول فوق ، نرخ ارز واقعی تابعی از این سه متغیر است.
مدت تجارتاین نسبت بین قیمت کالاهای صادر شده و قیمت کالاهای وارداتی کشور است. تغییر در قیمت کالاهای وارداتی و کالاهای صادر شده منعکس کننده تغییر تورم بین داخلی و خارج از کشور است.
سیاست توسعه. هر دو سیاست مالی و پولی بر تقاضای کل و نرخ تورم داخلی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، افزایش هزینه های دولت باعث افزایش تقاضا و قیمت کالاها و خدمات می شود و از این طریق بر سطح قیمت تأثیر می گذارد.
محدودیت های تجاری. به عنوان مثال ، تعرفه های واردات به طور کلی باعث می شوند که نرخ ارز واقعی قدردانی کند. کالاهای خارجی هنگام ورود به بازار داخلی گران تر می شوند. بنابراین ، مصرف کنندگان داخلی خریدهای خود را به محصولات محلی منتقل می کنند و تقاضا و قیمت خود را افزایش می دهند.
ورود خالص سرمایه. فرض کنید سرمایه گذاری دریافتی بالاتر از سرمایه گذاری در حال خروج بر اساس خالص است. در این حالت ، تقاضا برای ارز داخلی را افزایش می دهد. بنابراین ، نرخ ارز اسمی قدردانی خواهد کرد ، و همچنین نرخ ارز واقعی (در فرمول فوق ، هر دو همبستگی مثبت دارند).
کاهش ارزشاین باعث می شود ارز داخلی در مقایسه با سایر ارزها ارزان تر شود. دولت عمدا نرخ ارز اسمی را معمولاً برای تشویق صادرات کاهش می دهد.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 54
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: :