خود خرابکاری این یکی از ناامیدکننده ترین موانعی است که برای تبدیل شدن به یک معامله گر سودآور با آن روبرو هستید. درست زمانی که شروع به کنار هم قرار دادن روزها، هفته ها و/یا ماه های خوب می کنید، دوباره به پای خود شلیک می کنید. ناگهان، تمام آن معاملات خوب از بین می رود و شما به پس دادن آنچه برای به دست آوردن آن زحمت کشیده اید برمی گردید و خودتان را خراب می کنید. بخش وهم آور خود خرابکاری این است که درست زمانی اتفاق می افتد که فکر می کنید معاملات شما بالاخره در حال جمع شدن است.
پشت خود خرابکاری چیست؟به نظر می رسد که از ناکجاآباد بیرون آمده است، اما وقتی از نزدیک و شجاعانه بررسی شود، چندین الگوی قابل تشخیص وجود دارد که ظاهر می شود. مشکل خود خرابکاری این است که اغلب تاجر علت را «نمی بیند» زیرا ذهن معامله گر به طرز هوشمندانه ای مشکل را از آگاهی کاری او پنهان کرده است. تنها زمانی متوجه می شود که کمین در حال انجام باشد. هیجان منجر به اعتماد به نفس بیش از حد
پس از پرداخت بدهی های خود در سفر تجاری در طول سال ها، خوب است که در واقع شروع به کسب درآمد کنید. ناگهان، به جای اینکه به طور مداوم پول از دست بدهید یا آب را زیر پا بگذارید، در واقع در حال کسب درآمد هستید. حس خوبی دارهبعد از این همه سال، بالاخره متوجه شدی و مرتب شروع به برنده شدن می کنی. می توانید احساس کنید که اعتماد به نفس در حال شکل گیری است. دیدن شروع به هم افتادن همه قطعات هیجان انگیز است. برنده شدن حس خوبی داره
و مشکل در همین جاست. این خلق و خوی "احساس خوب" در واقع شیمی سرخوشی یا اعتماد به نفس بیش از حد است. همین هیجان است که برای ذهن معامله گر خطرناک است. چرا احساس خوب اینقدر بد است؟به هر حال، آیا وقتی برنده هستید، نباید «احساس خوبی» داشته باشید؟نه، شما نباید در حین معامله ... این کار را نکنید. ذهن معامله گر به حالت عاطفی وابسته است. و هیجان و سرخوشی منجر به نوعی تفکر می شود که ریسک را به حداقل می رساند و پاداش را اغراق می کند. این زمینه احساسی ذهنی نیست که در معامله گری موثر باشد.
تجارت به ذهن منضبط و صبور نیاز دارد. با این حال ، پیروزی تمایل به ایجاد احساس هیجان دارد که باعث می شود اعتماد به نفس کاذب به ذهن خود برسد که معامله می شود. بدون توجه به تغییر از ذهن بیمار نظم و انضباط به ذهن هیجان زده (زیرا خیلی طبیعی است که بخواهیم احساس خوبی داشته باشیم) ، معامله گر به تدریج خود را برای خود خرابکاری می کند. در هیجان برنده شدن در نهایت ، معامله گر "احساس خوب" را شروع می کند. با انجام این کار ، ذهن بیمار نظم و انضباط در ذهن بیش از حد ریشه در هیجان احساس خوب قرار می گیرد. بدون دیدن آن ، ذهن معامله گر دیگر تصمیمات خطر و پاداش را از موقعیت ذهن منضبط و صبور نمی گیرد. در عوض ، هیجان پیروزی ذهن معامله گر را از آنچه موفقیت در تجارت را به وجود می آورد ، دور کرده است.
اخلاق داستان این است که شما می توانید در مورد تجارت خود "احساس خوبی" کنید - فقط در حالی که تجارت می کنید. هنگام تجارت ، "احساس خوب" خطرناک است. بعد از اتمام روز تجارت ، احساس خوب جایگاه خود را دارد - نه فقط در هنگام تجارت.
اجازه دادن به حرص و آز و شهوت ذهن تجارت را به خطر می اندازد
آیا تا به حال متوجه شده اید که وقتی برنده می شوید (به خصوص اگر این یک خط خوب باشد) ، بیشتر می خواهید؟حرص و آز در ذهن شما قرار می گیرد و شهوت را برای قدرت و برنده شدن احساس می کنید. معامله گران در مورد شهوت صحبت نمی کنند. اما اگر تا به حال معاملات را تعقیب کرده اید یا برای پیروزی رانده شده اید ، می دانید که احساسات شهوت چگونه احساس می کند و ذهن سازش شده ای که تولید می کند.
احساسات حرص و طمع و شهوت می تواند برای دوره های زمانی در طول تجارت خفته باشد ، به ویژه هنگامی که برنده ها نسبتاً کوچک هستند و ضررهای معمولی در بین برندگان پراکنده است. اما توجه کنید که چه اتفاقی می افتد وقتی که معامله گر ، مستعد تحریک پذیری ، برنده قابل توجهی شود یا یک برندگان را تجربه کند. از آنجا که تعداد کمی از معامله گران آموزش دیده اند که در جستجوی حرص و آز و شهوت باشند ، از تأثیر پیروزی بر تحریک حرص و آز و شهوت آماده نیستند.
بدون مشاهده و تنظیم این احساسات ، ذهن معامله گر از این که قادر به مدیریت تعادل ریسک و پاداش در تجارت تا شهوت پس از پیروزی و سود باشد ، مانند یک قمارباز توسط یک پیروزی خوب یا سری برنده ها در ارتباط است. کازینو می داند که به نفع خود شانس دارد ، اما قمارباز (یا معامله گر) تحت تأثیر حرص و آز و/یا شهوت دیگر احتمال آن را به عنوان چیزی که او مدیریت می کند نمی داند.
شهوت اکنون مسئول است و معامله گر از Impulse معامله می کند. این سنگ بنای معاملات انتقام جویی ، تعقیب معاملات و تجارت بیش از حد است. باز هم درس در اینجا این است که در یک لحظه معامله گر از ذهن کار می کرد که قادر به مدیریت ریسک باشد. این پیروزی بزرگ یا پیش بینی یک برد بزرگ (یا سری پیروزی) است که باعث شهوت برای تعقیب تجارت می شود.
اعتقاد دارید که لیاقت موفقیت ندارید
به نظر می رسد یک ایده دیوانه وار تا زمانی که به آن نزدیکتر نگاه کنید. چرا اگر پتانسیل زندگی خوب را دنبال نمی کردید ، احتمالاً تجارت می کنید؟با این حال ، وقتی معامله گران از سطح صحبت می کنند از آنچه اعتقاد دارند ، اجراهای آنها داستان دیگری را بیان می کند. همانطور که یک معامله گر عمیق تر در اعتقادات خود در مورد پول حفر می کند ، او با تعدادی از موانع موفقیت روبرو می شود. این ظریف است ، اما هنگامی که کسی بارها و بارها به سد خرابکاری برخورد کرد ، آنها باید در عمل به اعتقادات خود نگاه کنند - نه صحبت از اعتقادات - بلکه عملکرد اعتقادات.
معمول است که معامله گران بارها در یک آستانه خاص شکست بخورند. به عنوان مثال - چند سال پیش با یک معامله گر که با یک حساب شش رقم بالا معامله می کرد ، کار کردم. او یک معامله گر بنیادی خوب بود ، اما هر بار که حساب وی به هفت رقم می رسید ، طلسم بدی را خواهد داشت و دوباره به شش شکل می افتد. این الگوی برای چند سال ادامه داشت. او پس از بررسی شواهد ، متوجه شد که این الگوی بیشتر در مورد او و اعتقاداتش است تا تجارت واقعی وی.
این اعتقاد به آنچه او سزاوار آن بود ، رسید. او در خانواده ای بزرگ شد که خانواده حاکم بودند که هیچ کس سزاوار یک میلیون دلار نیست. این خانواده در مورد پول عادت کرده و الگوی شد - کاملاً خارج از آگاهی او. اما هنگامی که با کار و تغییر کار خود تغییر کرد ، حساب او دوباره به هفت چهره تبدیل شد ، اما این بار همانطور که در گذشته انجام داده بود ، برنگشت. او اعتقادات خود را در مورد شایسته تغییر داده بود - از آنچه در تاریخ خانوادگی خود آموخته است تا یک اعتقاد جدید.
معاملات در حال از بین بردن عمیق ترین اعتقادات شما در مورد پول و چه طرز فکر شما برای درگیر کردن عدم اطمینان ، احتمال و ناشناخته است. و این اعتقادات ، که بر پدیده های بازارها پیش بینی شده است ، به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران معتقدند که باید برای پول خود سخت تلاش کنند - به جای یادگیری هوشمند بودن ، مدیران مؤثر در ریسک و سرمایه.
فکر کمبود - "این از من دور می شود"
برای همه شما که در تجارت خود خرابکاری خود را تجربه کرده اید-پس از یک دوره خوب تجارت سودآور ، چه تعداد از شما احساس کرده اید که خیلی خوب است که درست باشد؟چند نفر از شما فکر کرده اید ، "این باید یک رویا باشد."یا اینکه این اتفاق بدی باید رخ دهد؟
بسیاری از معامله گران مبتنی بر ترس این پیش فرض را دارند. آنها زمان زیادی را برای از دست دادن صرف کرده اند ، که احساس پیروزی نمی کند. و در شیوه تفکر کمبود ، یک اعتقاد عمیق مبنی بر اینکه از بین می رود ، شروع به نفوذ به درک معامله گر می کند. متأسفانه به یک پیشگویی خود تحقق می یابد. و معامله گر شروع به جستجوی و ایجاد شرایط خرابکاری می کند.
از آنجا که عملکرد معاملات ریشه در احساسات و عقایدی دارد که معامله گر در حال حاضر به وجود می آورد ، معامله گر دیگر بر اجرای تجارت متمرکز نیست. در عوض ، او در حال ارائه اعتقادات خود به آینده است ، این چیزی است که معامله گر نمی تواند کنترل کند. اما عملکرد در لحظه با افکار درباره نتیجه آینده آلوده می شود. معامله گر از پیش بینی اعتقادات به آینده (به نام Futurization) این دوره را برای خرابکاری خود تعیین می کند.
آینده به مکانی برای از دست دادن آنچه در تصور معامله گر خود بدست آورده اید تبدیل می شود. در همین حال ، لحظه ای از دست می رود که شما به عنوان یک معامله گر ذهن خود را کنترل می کنید که به مدیریت عدم اطمینان می پردازید.
مایل به ضرر نیست
پس از یادگیری چگونگی تجارت و تشخیص اینکه ضرر بخشی از بازی تجارت است ، معامله گران اغلب چگونگی از دست دادن خوب را فراموش می کنند. آنها شروع به اعتقاد دارند که می دانند چگونه تجارت کنند. و آنها از "برنده" بودن راحت می شوند. نفس نوازش می شود و آنها شروع به اعتقاد دارند که می دانند چگونه برنده شوند - و فراموش می کنند که دانستن چگونگی از دست دادن خوب بخشی از پیروزی است. این معامله گر را برای خرابکاری تنظیم می کند.
بازی آنها تغییر می کند. در حالی که آنها در تجارت خود به طور مداوم سودآور می شدند ، آنها یاد گرفتند که چگونه ضرر کنند و آنها را کوچک نگه دارند. اما در حالی که آنها به سودآوری مداوم حرکت کردند ، داستان داخلی آنها تغییر کرد. آنها شروع به فکر کردن خود به عنوان یک معامله گر خوب کردند. و در سیستم اعتقاد خود ، یک معامله گر خوب باید بتواند کارهایی را انجام دهد که معامله گران سودآور نتوانند انجام دهند - مانند یک برنده از یک بازنده."فقط آن را کمی اتاق بدهید. چرخانده خواهد شد. من می دانم چگونه این کار را انجام دهم. فقط صبر کنید و ببینید. "
اینجاست که باور غرق شده واقعی نیاز به پیروزی برای نشان دادن شایستگی آشکار می شود. تاجری که طعم سودآوری ثابتی را چشیده است، خود را فریب می دهد (با مهارت جدیدش) که می تواند معامله ای را که به ضرر او بوده است - به جای پیروی مداوم از قوانینش، تغییر دهد. این مجموعه برای خرابکاری است. در حقیقت، تجارت موفق ارتباط زیادی با مدیریت ضرر دارد. اما برای معامله گر آسان است که در تله نفس خود بیفتد و باور کند که می تواند چیزها را به وقوع بپیوندد - نه اینکه بگذارد چیزها اتفاق بیفتند. رسیدن به سطح بعدی
بخشی از رشد یک معامله گر این است که از اشتباهات خود درس بگیرد. این در هیچ کجا به اندازه خود خرابکاری مشهود نیست. این رشد در یادگیری نگاه کردن به خرابکاری به عنوان یک اشتباه روانشناختی قابل اصلاح است که باید مورد توجه قرار گیرد. و بیشتر مشکل، مفهوم معامله گر در مورد برنده شدن است.
همه روی برنده شدن متمرکز هستند، گویی یک معامله گر می تواند برنده شدن خود را کنترل کند. در حقیقت معامله گر هیچ کنترلی بر نتیجه ندارد ... اما زمان و تلاش بسیار زیادی روی برنده شدن متمرکز است. هم تکامل و هم روانشناسی برای ایجاد یک مانع قدرتمند برای یک معامله گر موفق توطئه می کنند. موفقیت تکامل انسان بر این اساس است که بتواند هم محیط و هم نتیجه را به عنوان یک شرط بقا کنترل کند. در دنیای اجداد ما، جایی که بقا یک جست و جوی کوتاه مدت بود، این خصیصه به تجربه بشری وارد شد. این در دنیای خطرناکی از مدت ها پیش مفید بود. اما امروزه هیچ شیر، ببر و خرسی در محیط کمین نکرده است. با این حال، این ویژگی باقی می ماند و هر زمان که ریسکی وجود داشته باشد، در معاملات ظاهر می شود. این ویژگی به طور خودکار از بین نسل های واکنش تطبیقی نسبت به خطر عدم قطعیت ایجاد می شود.
این غریزه بقای کوتاه مدت هر بار که یک معامله گر از ترس از دست دادن کنترل بر نتیجه، از وارد شدن به معامله اجتناب می کند، زنده است. هر بار که یک معامله گر احساس فوریت می کند تا قبل از از بین رفتن فرصت اقدام کند وجود دارد. معامله گران باید یاد بگیرند که این واکنش های سخت را در معاملات خود آرام کنند. حفظ آرامش بدن و مغز برای حرکت از عمل بر اساس غرایز بقا و در عوض، حرکت به سمت یک ذهنیت مبتنی بر احتمال که در آن تفکر تحت سلطه سیم کشی بقای کوتاه مدت نباشد، به یک ضرورت تبدیل می شود.
این روانشناسی پیروزی است ، اما واقعاً باید مورد بررسی قرار گیرد. در این مفهوم برنده نیز "از دست دادن" نیست. از نظر فرهنگی ما شکل داریم که بخواهیم در رقابت پیروز شویم. و بازرگانان با اعتقاداتی مبنی بر اینکه برای پیروزی در برابر بازارها رقابت می کنند ، وارد عرصه تجارت می شوند. مشکل این است که در سطح تعامل انسانی در زندگی خارج از تجارت ، انسان می تواند بر نتیجه مطلوب - برنده تمرکز کند. اما در محیط تجارت ، کنترل پیروزی امکان پذیر نیست.
بازارها برای کنترل نتیجه بسیار زیاد هستند. اما معامله گران همچنان اعتقاد دارند که می توانند نتیجه را کنترل کنند. آنها تجارت می کنند تا در تلاش برای استخراج سرمایه از بازارها ، برنده یا تجارت کنند. و مهم نیست که چه چیزی ، آنها نمی خواهند بازنده شوند. بنابراین آنها متمرکز بر برنده شدن هستند ، معامله گران ارزش تبدیل شدن به بازنده های خوب را نمی بینند. با این حال معامله گران موفق بلند مدت بازنده های بسیار خوبی هستند. در حقیقت ، آنها با به حداقل رساندن ضررها "برنده" می شوند. وقتی می بینند که تجارت احتمال کار کمی به نفع آنها دارد ، ضرر را به حداقل می رساند. این به سادگی طرز فکر احتمال لازم در تجارت موفق است.
ذهنیت احتمال بر عملکرد متمرکز است ، نه نتیجه. این همان چیزی است که ذهن توسعه یافته آموخته است. ذهن قدیمی به عنوان یک استراتژی بقا که به صفت روانشناختی تبدیل شده است ، می تواند پیروز شود یا از دست بدهد. ذهن جدید بر مدیریت روند تجارت متمرکز شده است (آنچه ممکن است "انجام کار شما" نامیده شود). رانندگان کوتاه مدت هنوز هم حضور دارند که معامله گران همیشه مجبور به خلق و خوی خواهند بود. با این وجود ، با آموزش و تجربه ، یک ذهنیت جدید مبتنی بر احتمال در لحظه به جای بازگشت به ذهن قدیمی مبتنی بر بقا انجام می شود.
در اینجا است که خرابکاری می تواند به معامله گر آموزش دهد - اگر معامله گر مایل به گوش فراتر از غرایز بقا و روانشناسی در مورد برنده شدن باشد و بازنده نباشد. که روانشناسی در تجارت کار نمی کند. این باید به مدیریت احتمال تبدیل شود. حساب معاملاتی شما به شما می گوید که چقدر این کار یادبود را انجام می دهید.
ابتدا ، بدانید که در پشت خود خرابکاری چیست. این ترکیبی از زیست شناسی ارثی و روانشناسی اقتباسی از پیروزی خواهد بود. پس از کشف این موضوع ، این فرصت را دارید که یاد بگیرید که چگونه زیست شناسی خود را مدیریت کنید تا از غرایز بقا عمل نکنید. سپس به روانشناسی خود در مورد اعتقادات برنده شوید و نیاز به تجارت را برای از دست دادن خوب تشخیص دهید. ذهن خود را روی عملکرد و اعتقادات پشت عملکرد متمرکز کنید. اینجا جایی است که جادو است.
مقالاتی در مورد روانشناسی معامله گر توسط رند هاول ، روانشناس معامله گر
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 48
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: :