بازی های المپیک به عنوان یک رویداد نشان دهنده فرصت، رفاه و همکاری است. با این حال، تنها تعداد کمی از کشورها این امتیاز را داشته اند که چنین رویداد منحصر به فردی را میزبانی کنند. در واقع، تنها 23 کشور از 195 کشور جهان فرصت میزبانی بازی ها را داشته اند. کشورهای سراسر جهان به دنبال میزبانی بازی ها هستند و دلیل خوبی هم دارد. آنها به طور رقابتی فرصت میزبانی بازی های المپیک را دنبال می کنند تا از فرصت های فراوانی که با میزبانی به دست می آید، استفاده کنند. مزایای ادعا شده بسیار زیاد است، از افزایش گردشگری، افزایش غیرمستقیم تولید ناخالص داخلی و افزایش کیفیت زندگی برای شهروندان کشور میزبان. با این حال، با هزینه های هنگفت مربوط به میزبانی، این مزایای ادعا شده زیر سوال می رود. آیا کشورهای میزبان سودی را که انتظار داشتند دریافت کردند؟بازی ها چه تاثیری بر شهروندان دارد؟مهمتر از همه، آیا ارزش آن را دارد؟
همانطور که در سه بازی اخیر المپیک تابستانی (پکن 2008، لندن 2012 و ریو 2016 نشان داده شد)، بدیهی است که مزایای دریافت شده از میزبانی بازی های المپیک موقتی بوده و کشورهای میزبان در دراز مدت وضعیت بدتری داشتند. ماهیت حاشیه ای و موقتی این مزایا اغلب اثرات منفی بر بافت اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی کشور میزبان را خنثی نمی کند و معمولاً این کشورها را قبل از میزبانی در وضعیت راکد یا بدتر قرار می دهد.
وعده های شکسته تغییر اجتماعی
وعده های تغییر اجتماعی اغلب با میزبانی بازی های المپیک همراه است. شهروندان اغلب بر این باورند که بازی ها فرصتی برای تغییر فراهم می کند. در واقع، کشورهای میزبان اغلب وعده تغییر اجتماعی را به عنوان یک جزء جدایی ناپذیر از پیشنهاد المپیک خود می دهند تا برای شهروندان جذاب باشد. نمونه هایی از وعده هایی که در مناقصه های المپیک قبلی ادغام شده اند عبارتند از کاهش سطح آلودگی، آب تمیزتر و مسکن مقرون به صرفه. با این حال، اغلب دولت ها یا به چنین وعده هایی عمل نمی کنند یا به طور کامل به آن ها عمل نمی کنند.
اصلاحات زیست محیطی موقت
پیشنهاد تمرکز بر عوامل محیطی مانند آب پاک و سطح آلودگی توسط کمیته های انتخاب المپیک از لحاظ تاریخی تجلیل شده است. برزیل [1] و پیشنهادات [2] چین ، به ترتیب برای بازی های تابستانی 2008 و 2016 ، کشورها را ملزم به کاهش سطح آلودگی آب و هوا خود کردند تا این بازی ها در یک محیط امن برگزار شوند. اینها وعده هایی بود که هر دو کشور با اشتیاق توافق کردند. فشار برای این تغییرات با جشن عالی روبرو شد زیرا هر دو کشور برای مقابله با این مسائل زیست محیطی با فشار زیادی از جمعیت خود روبرو شدند. با این حال ، هیچ یک از ملت ها اقدامات لازم را برای اطمینان از تحقق اهداف آنها انجام ندادند. در حقیقت ، هر دو کشور تصمیم به اجرای راه حل های موقت داشتند که وعده آنها را به شهروندانشان تضعیف می کرد.
به عنوان مثال ، برزیل پیشنهاد داد تا کل سیستم فاضلاب شهر را بازسازی کند و هدف آن 80 ٪ از آبراه ها و سیستم های فاضلاب فیلتر شده باشد. این امر به عنوان یک هدف اجباری معلوم شد زیرا آبراه های آنها باید در سطحی که به اندازه کافی برای حوادث آب ، مانند قایقرانی ، ایمن بودند ، کار کنند.[3] با این حال ، فقط اصلاحات اضطراری موقت انجام شد. این اقدامات شامل این بود که کارگران ماهی از زباله های شناور و ایجاد موانع بر روی کانال های بزرگتر که به داخل بندری که در آن حوادث آب میزبان بودند ، ایجاد کنند. این امر باعث نگرانی های زیادی در بین شهروندان شد زیرا وعده اولیه ساخت یک سیستم فاضلاب جدید بود اما هیچ تلاشی از سوی دولت برای پیگیری این طرح صورت نگرفت. حتی استفاده از اقدامات جایگزین مانند بیوداژسترها ، آبهای آب گنبدی شکل ، عدم فداکاری دولت برای تحقق وعده های خود را نشان داد. به عنوان مثال ، بیودجر ها حدود ششم از هزینه ایجاد یک سیستم فاضلاب کاملاً جدید هزینه دارند. این گزینه نه تنها نشان داد كه دولت در ساخت سیستم جدید "ارزان" بود ، بلكه تنوع زیستی برای شهروندان هزینه زیادی برای ناراحتی و هزینه هزینه كرد. وعده ناقص دولت مبنی بر پرداخت هزینه سیستم فاضلاب جدید ، باعث شد تا شهروندان به دلیل پرداخت شهروندان بخش بزرگی از درآمد خود را برای رفع موقت پرداخت کنند.
این اصلاحات موقت همان رویکردی بود که دولت چین در شهر پکن به دست آورد ، که در آن زمان به دلیل سطح آلودگی هوا در شهر به "گری جینگ" لقب می گرفت. ادغام شده در پیشنهاد المپیک آنها الزامی برای کاهش سطح آلودگی هوا بود زیرا تهدیدی برای حوادث شنا ماراتن ، تریاتلون و آب باز بود. این پیشنهاد به خوبی مورد استقبال قرار گرفت زیرا این بازی ها فرصتی را برای پاسخگویی دولت در برابر سطح خطرناک آلودگی این کشور ، که 200 ٪ بالاتر از آستانه بیان شده توسط سازمان بهداشت جهانی بود ، پاسخگو بود. با این حال ، تغییرات در شهر به شدت اجرا نشده است و در طی یک ماه از بازی ها ، سطح آلودگی هوا هنوز به سطح وعده داده نشده نرسیده است.[5] این منجر به بسته شدن اجباری کارخانه ها و اماکن ساختمانی و همچنین حذف بیش از یک میلیون اتومبیل از جاده ها شد. با این حال ، این اقدامات فقط به عنوان اقدامات اضطراری مورد استفاده قرار گرفت زیرا سطح آلودگی هنوز 13 ٪ بالاتر از معیار ملی 48 ساعت قبل از بازی ها بود و هنوز هم بیش از دو برابر معیار سازمان بهداشت جهانی.[6] اقدامات اواخر آخرین لحظه توسط دولت پکن نشان می دهد که در سالهای منتهی به بازی ها برای کاهش سطح آلودگی هیچ تلاش واقعی انجام نشده است. بدیهی است ، این اقدامات فقط به دلیل نیازهای لازم برای میزبانی بازی ها و عدم اطمینان از سطح آلودگی در سطح امن برای شهروندان به طور روزانه تصویب شده است. با کمال تعجب ، پس از پایان المپیک ، سطح آلودگی به جایی که قبلاً در آنجا بود ، بازگشت.
اگرچه کشورهای میزبان تمایل دارند با پرداختن به مسائل زیست محیطی ، تحولات اجتماعی را نوید بخشند ، اما اغلب این وعده ها برآورده نمی شوند. در تلاش برای نجات وعده های خود ، اصلاحات موقت مانند بیودژسترها و خاموشی های موقت اجرا می شود. اصلاحات موقت نشانگر این واقعیت است که دولت ها صرفاً به این "مزایا" قول می دهند تا بتوانند پیشنهادات المپیک خود را بدست آورند و شهروندان خود را دلجویی کنند. با این حال ، روشن است که اولویت اصلی آنها شهروندان آنها نیست.
مسکن: جابجایی و هزینه زندگی
علاوه بر این ، بازی های المپیک اغلب باعث جابجایی شهروندان با درآمد پایین می شود که منجر به بی خانمانی ، از دست دادن شغل و افزایش هزینه زندگی می شود. برای بازی های پکن ، لندن و ریو ، همه این شهرهای میزبان با مدیریت مسائل مربوط به مسکن و اسکان در شهر قبل و پس از بازی ، مشکلات بزرگی را تجربه کردند.
در پکن و ریو ، به منظور ایجاد جایی برای استادیوم هایی که باید ساخته شوند ، بسیاری از ساکنان مجبور به جابجایی شدند [7 ، تعداد جابجایی و متوسط جبران شده در یک نمودار]. در حالی که هر دو کشور خاطرنشان کردند که جبران خسارت به این شهروندان ارائه می شود ، این تنها بخشی از جمعیت آواره شده بود.[8] در پکن ، تقریباً 1. 5 میلیون نفر آواره شدند که بیشتر آنها از طبقه پایین بودند. در حالی که یک برنامه جبران خسارت به نام "برنامه جابجایی المپیک" وجود داشت ، فقط تقریباً 6000 شهروند به دلیل جابجایی جبران شدند. این برنامه یک تلاش اثبات شده توسط دولت پکن برای مقابله با انتقاد از جابجایی بود ، اما معلوم شد که صرفاً یک دلخوری برای محافظت از تصویر عمومی خود قبل از بازی ها است.[9] در برزیل ، شرایط مشابهی وجود داشت که 77000 شهروند از زاغه های ریو آواره شدند. با روشی مشابه با کسانی که در برزیل بودند ، فقط کسانی که صاحب مشاغل کوچک و املاک و مستغلات گران تر بودند ، جبران می شدند در حالی که شهروندان با درآمد پایین صرفاً آواره شدند. این جابجایی بزرگ منجر به افزایش سطح بی خانمانی و بیکاری به دلیل داشتن مشاغل تجاری نیز شد. بدیهی است که اگرچه کشورهای میزبان می خواستند به مردم اطمینان دهند که اخلاقی ترین اقدامات در ساخت اتاق برای ساخت استادیوم ها انجام شده است ، اما میزان جبران خسارت به هر شهروند آواره شده بسیار پایین تر یا وجود ندارد. اکثر آواره شده.
این مسئله منحصر به چین و برزیل نبود ، که هنوز هم ملل در حال توسعه به حساب می آیند ، بلکه لندن نیز بودند. کاندو برای ایجاد دهکده المپیک قرار بود پس از بازی ها به مسکن ارزان قیمت در مناطق اطراف سالن های المپیک تبدیل شود. قول این بود که 50 ٪ از مسکن یارانه برای تبدیل شدن به مسکن ارزان قیمت در این محلات تازه به روز شده یارانه می گیرد.[10] با این حال ، در پایان تنها 19 ٪ به مسکن ارزان قیمت تبدیل شد.[11] بقیه مسکن به یک شرکت املاک و مستغلات قطری فروخته شد. با این حال ، این مسائل بسیار عمیق تر از در دسترس بودن مسکن ارزان قیمت در لندن بود. با توجه به پیشرفت هایی که در اطراف استادیوم رخ داده است ، مانند افتتاح فروشگاه های لوکس و به روزرسانی در جاده ها و سیستم های حمل و نقل ، هزینه زندگی در لندن به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. قبل از ساخت و ساز و به روزرسانی به محله اطراف استادیوم تازه خریداری شده- West Ham ، حداقل درآمد خانوار به راحتی 29 هزار پوند استراحت می کرد و به یک خانواده اجازه می داد یک آپارتمان ساده دو خوابه داشته باشند. [12]اکنون حداقل درآمد خانوار به 43 هزار نفر (به نمایندگی از 48 ٪ جهش) برای همان آپارتمان دو خوابه افزایش یافته است. صرف نظر از قصد ، دوگانگی تلاش برای تأمین مسکن ارزان قیمت و در عین حال افزایش هزینه های زندگی 48 ٪ نه تنها اهداف اصلی آنها را باطل می کند ، بلکه بیشتر مانع از ساختار اقتصادی شهر می شود. در نتیجه ، تلاش برای تأمین مسکن ارزان قیمت به شهروندان لندن علاوه بر ارتقاء محله های لندن ، اهداف متناقضی را نشان داد که در نهایت زندگی شهروندان را دشوارتر کرد.
در حالی که در نظر گرفتن جبران خسارت و پتانسیل مسکن ارزان قیمت وعده های بزرگی برای افزایش کیفیت زندگی جمعیت با درآمد پایین تر بود ، این وعده ها برای ارائه تغییرات اجتماعی منجر به ناراحتی بیشتر شد. از جانب کشورهای میزبان در تحقق وعده های خود و پیش بینی تأثیرات تصمیمات آنها وجود داشت. عدم تحقق اهداف سهمیه در مسکن موجود ، نه جبران کل جمعیت آواره و افزایش هزینه زندگی در مناطقی که آنها را افزایش می دهند. در حال حاضر نه تنها شهروندان را از مزایایی که به آنها وعده داده شده بود محروم کرده بود بلکه استانداردهای راحت زندگی را که قبلاً نیز از بین می برد ، از بین می برد.
اقتصاد
پس از شکوه و عظمت المپیک از شهرهای میزبان ، واقعیت تأثیر اقتصادی شروع به تسویه حساب می کند. هنگام تجزیه و تحلیل بازی ها از طریق لنز تأثیر اقتصادی ، مزایای کوتاه مدت کاملاً آشکار می شود و همچنین هزینه های بلند مدت.
تولید ناخالص ملی
یک مطالعه جدید توسط اقتصاددانان اسکات هلادی و استفان بیلینگ به ترتیب از دانشگاه کارولینای شمالی و دانشگاه تنسی-ناکسویل ، نشان داد که هیچ تأثیر تولید ناخالص داخلی طولانی مدت در میزبانی بازی های المپیک وجود ندارد. به عنوان یک بیننده ، در حالی که به نظر می رسد بازی های المپیک از زندگی بزرگتر است ، معمولاً یک دقیقه را نشان می دهد اگر برش غیرقانونی از کل تولید ناخالص داخلی کشور میزبان باشد. در نهایت ، رشد تولید ناخالص داخلی نسبت به بازی های المپیک به دلیل تأثیر وقایع بزرگتر و مداوم اقتصاد کلان ، غیرقابل توصیف است. تخمین زده می شود که در چهار سال منتهی به المپیک پکن ، 40 میلیارد دلار برای بازی ها هزینه شده است در حالی که 3. 6 میلیارد دلار وارد شده است.
اقتصاددانان توصیه می کنند که بر اساس مقیاس اقتصاد چین و این واقعیت که منجر به بازی ها می شود ، رشد تولید ناخالص داخلی آنها به طرز چشمگیری در رقم های دو برابر بود ، تغییر مربوط به المپیک ناچیز بود. علاوه بر این ، صرف نظر از میزبانی پکن بازی ها ، با گذشت سالها سهم متوسط آنها در تولید ناخالص داخلی کشور کمتر از 3 ٪ است. ریو نیز با سرنوشت مشابهی روبرو شد که به شدت تحت تأثیر وضعیت اقتصادی ضعیف آنها که منجر به بازی ها شده بود ، بود. پس از اعلام وضعیت اضطراری ، وثیقه 900 میلیون دلاری فدرال به ریو ارائه شد ، اما هنوز عدم اطمینان از وضعیت اقتصادی به عنوان 60 ٪ از برزیلی ها معتقد بودند که این بازی ها به بیش از خیر آسیب می رساند. هزینه نهایی المپیک ریو به 20 میلیارد دلار رسید در حالی که تنها حدود 3 میلیارد دلار درآمد کسب می کند.
این امر ایالت ریو را با دولت فدرال با بیش از 30 میلیارد دلار بدهی کرده است. این بودجه دولت فدرال را که قبلاً با کسری سالانه در حدود 10 ٪ از تولید ناخالص داخلی برزیل در حال اجرا بود ، عمیق تر کرد. از دو مورد مختلف بازی های پکن و ریو می توانیم ببینیم که سهم بازی ها در تولید ناخالص داخلی در بهترین سناریو نزدیک به غیر موجود است و می تواند در موارد دیگر منجر به بدهی سنگین شود.
استخدام
اشتغال یکی دیگر از نکات مشاجره است زیرا شهرهای میزبان غالباً قصد دارند نرخ بیکاری را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. برای المپیک لندن ، در خط مقدم مأموریت خود ، وعده افزایش اشتغال در منطقه شرقی لندن بود که سالها با افزایش نرخ بیکاری تلاش می کرد. گفته می شود ، بانک اروپا برای بازسازی و توسعه مطالعه ای را منتشر کرد که نشان می دهد اکثر مشاغل ساخت و ساز المپیک به طور معمول به کارگرانی که قبلاً شاغل هستند می رود. مشاغلی که ایجاد می شوند نیز معمولاً موقتی هستند و در نتیجه گذشته از تحریک فوری بازار کار ، ارزش کمی را ارائه می دهند. این امر در بازی های لندن نیز مشاهده شد ، زیرا از 48000 شغل موقت که فقط 10 ٪ ایجاد شده اند به افرادی که قبلاً بیکار بودند ، رفتند. این بدان معناست که با وجود تلاش های شدید ، بیکاری لندن با نرخ بیکاری جوانان به طور خاص 8. 9 ٪ باقی مانده است و همچنان در حال افزایش است. هنگامی که به بازی های ریو 2016 رسید ، بیکاری شایع در شهر ، همراه با هزینه های گسترده بازی برای یک وضعیت نامناسب ، مانع از این شد که دولت بتواند جبران خسارت کارمندان عمومی را داشته باشد. این امر همچنین به افت اشتغال پس از بازی و مزایای اشتغال طولانی مدت و کمتری ترجمه شده است. به طور کلی ، وقتی صحبت از برنامه های اشتغال توسط شهرهای میزبان است ، چشم انداز به نظر می رسد. در حالی که ابتکار عمل بیشتری از شهرهای میزبان برای ایجاد برنامه های اشتغال پایدار وجود داشته است ، نتایج به دلیل ماهیت اجتناب ناپذیر مشاغل مرتبط با المپیک و بی ثباتی اقتصادی ضعیف بوده است. از عدم کوشش و سوء مدیریت از طرف کمیته سازماندهی ، گرفته تا بازارهای شغلی پرتلاطم و بدهی گسترده دولت ، وعده اشتغال المپیک از بین می رود.
گردشگرایی
گردشگری عاملی است که بر دو نکته قبلی تأثیر می گذارد زیرا افزایش گردشگری باید به اشتغال بالاتر و در نتیجه افزایش تولید ناخالص داخلی تبدیل شود. با این حال ، مطالعات نشان می دهد که سطح گردشگری سالانه در واقع در طول سال نسبت به سال قبل کاهش می یابد. علاوه بر این ، در موارد افزایش گردشگری ، در دراز مدت تأثیر ناچیز وجود دارد. با نگاهی به سه المپیک تابستانی گذشته ، تنها المپیک ریو 2016 به افزایش ورود توریستی کمک کرد زیرا برزیل 6. 546 میلیون گردشگر را تجربه کرد. در طول بازی های سال 2012 لندن ، انگلیس در مقایسه با مدت مشابه سال 2011 ، 180،000 گردشگر را کاهش داد. در مورد بازی های پکن 2008 نیز می توان گفت که بازدید کنندگان خارجی به پکن در ماه اوت در واقع 7 ٪ به 389،000 نفر کاهش یافته است. به همین ترتیب ، تعداد کل بازدید کنندگان به چین در سال 2008 به 130. 02 میلیون نفر از 131. 87 میلیون کاهش یافته است. این ارقام روشن می کند که امیدهای کشورها به افزایش گردشگری در بهترین حالت حاشیه ای و به طور متوسط منفی است.
زیرساخت ها: فیل لازم یا سفید؟
وقتی صحبت از زیرساخت ها می شود ، کشورهای میزبان اغلب برای ایجاد میراث برای شهرهای خود ، مکان های فیل سفید را می سازند. این اغلب شامل مخارج بزرگ و چشمگیر است که هیچ ارزش عملی یا سود بلند مدت ندارند. با این حال ، میراث مکان های فیل سفید در کشورهای میزبان المپیک نسبت به چندین المپیک گذشته نگرانی داشته است زیرا این طرح همیشه مربوط به میراث برای جهان خارج است و نه در مورد فواید واقعی این مخارج برای شهرها یا شهروندان. به عنوان مثال ، استادیوم ماراکانا (500 میلیون دلار) و استادیوم پرنده لانه در نمودار (428 میلیون دلار)]. در پاسخ به میراث فیل سفید ، کشورهای میزبان اکنون به طور فعال تلاش می کنند استادیوم هایی با ارزش فراتر از المپیک بسازند. ثابت شده است که این تلاش صرفاً یک تلاش است ، با این حال ، زیرا بسیاری از این سالن ها پس از بازی ها "برنامه ها" را پیشنهاد کرده اند اما هیچ ارزش خاصی برای جبران بودجه لازم برای ساخت آنها نشان نداده اند. واقعیت هزینه های نگهداری برای این "تلاش های میراث" فقط منجر به بدهی ملی و بدتر شدن استادیوم ها شده است و در طولانی مدت کشور میزبان را مانع می کند. به عبارت دیگر ، علیرغم وجوهی که در ایجاد میراث المپیک ریخته شده است ، پیامدهای چنین استادیوم های باشکوه در طولانی مدت بسیار بیشتر از این مزایا است.
در حالی که هزینه های ساخت و ساز در سالن ها باعث بار سنگین شهرهای میزبان شد ، این هزینه های نگهداری است که پس از بازی هایی که واقعاً بر برنامه های میراث کشورهای میزبان تأثیر گذاشت ، ادامه یافت. نمونه بارز هزینه برق برای اجرای استادیوم ماراکانا در طول و بعد از المپیک ریو بود. لایحه الکتریکی آنقدر گران بود که عواقب آن قبل از نتیجه گیری بازی ها آغاز شد ، زیرا در مراسم اختتامیه ، شرکت برقی برق را خاموش کرد زیرا دولت پشت 1 میلیون دلار در پرداخت الکتریکی بود. این هزینه ها به سادگی در برق متوقف نشدهزینه ها بلکه زمینه های نگهداری نیز مانند باغبانی است. پس از بازی ها ، دهکده المپیک (و استادیوم ماراکانا) که قرار بود به مسکن ارزان قیمت و یک پارک عمومی زیبا تبدیل شود تا هزاران نفر را که آواره شده بودند جبران کنند ، به سرعت با موش ها آلوده شدند ، با زباله ها بیش از حد و کاملاً متروکه شدند. با افزایش سریع هزینه ها ، و تعداد زیادی از کارگران دولت بدون حقوق ، سرانجام توسط ریو از طرف دولت برزیل به وثیقه نیاز بود.
این منحصر به فرد برای برزیل نیست زیرا سناریوی دقیق با ورزشگاه پرنده لانه در پکن 8 سال قبل رخ داده است. با استفاده از استادیوم لانه پرنده 11 میلیون دلار برای نگهداری در سال ، ورزشگاه به سرعت خالی شد (مقایسه عکس را در اینجا وارد کنید). بندری که وقایع آب باز رخ داده است پر از زباله شد و زمینه هایی که برای گردشگران به طور دقیق داماد شده بودند کاملاً متروک بودند. هزینه های نگهداری نیز برای اکثر مکان های دیگر ساخته شده صرفاً برای المپیک پکن 2008 بسیار زیاد بود. بسیاری نیز به دلیل درگیری محدود توسط افراد محلی در این اماکن ، جبران هزینه های نگهداری مداوم لازم در این ایالت استادیوم های هنری شدند. علیرغم بزرگ بودن این مکانها در اوج المپیک ، تشخیص این که چگونه این مکان های غیرقابل استفاده و غیرقابل استفاده از کشور میزبان مربوطه بهره مند شده اند ، دشوار است.
بزرگترین نگرانی تئوری فیل سفید این است که علاوه بر هزینه های مرتبط، از این مکان ها فراتر از المپیک استفاده نشود. هم استادیوم آشیانه پرنده و هم استادیوم ماراکانا نتوانستند فرصتی برای کسب درآمد مداوم برای جبران هزینه های ساخت خود بیابند. به طوری که جدیدترین برنامه برای استادیوم آشیانه پرندگان میزبانی بازی های المپیک زمستانی 2024 است تا از این مکان ها دوباره استفاده شود. در حالی که قرار بود بسیاری از آنها به میزبانی رویدادهای آینده تبدیل شوند یا به مراکز اجتماعی و مدارس تبدیل شوند، اکثر این تبدیل ها اتفاق نیفتاد. با هزینه های بالای ساخت و نگهداری استادیوم ها، بودجه کمی برای تبدیل این مکان ها برای استفاده جوامع محلی باقی مانده بود. منابع ذکر کرده اند که المپیک لندن از نظریه فیل سفید مستثنی بود، اما با نگاهی به برنامه های میراث آنها، آنها در همان دشت ریو و پکن بودند. در حالی که استادیوم ملکه الیزابت برای تبدیل شدن به ورزشگاه جدید باشگاه فوتبال وستهام خریداری شد، هزینه های انجام شده برای تبدیل آن به یک استادیوم فوتبال منجر به ضرر مداوم بیش از 24 میلیون پوند در سال شد. علاوه بر این، بلیت ها و اشتراک ها برای این مکان ها برای جبران هزینه های ساخت و ساز و بازسازی شروع به افزایش کردند و هزینه های زندگی را افزایش دادند.
اگرچه کشورها در هنگام ساختن میراث المپیک خود سعی در کاهش خطر ایجاد مکان های فیل سفید داشته اند، بسیار اندک است که نشان دهد این کشورها از هیچ میراثی بهره مند شوند. تأثیر متقابل بین زیبایی موقت سالن های المپیک و غیرعملی بودن این مکان ها پس از بازی ها، ذهنیت فیل سفید را در طول المپیک نشان می دهد. طرح های اضطراری اجرا شده به خوبی اجرا نشدند و نتوانستند استادیوم های پایدار ایجاد کنند، همگی برای پیگیری یک «میراث المپیک» موقت.
نتیجه
اینکه بگوییم در این بازی های المپیک تابستانی هیچ سودی به دست نیامده است، کاملاً نادرست است. با این حال، میزان سود واقعی کشور میزبان از این المپیک در مقایسه با زمان و هزینه های همراه آن بسیار اندک است. تجزیه و تحلیل جدی از سه المپیک تابستانی قبلی، بدنامی مرتبط با میزبانی المپیک را زیر سوال می برد. با بازی های تابستانی توکیو آینده، این سوالات باید در نظر گرفته شوند. اگرچه می توان فرضیاتی داشت، اما شاید این بازی ها در دام پیگیری میراث نیفتند.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 55
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: 12:20