چهار اصل اصلی تجارت

ساخت وبلاگ

همه بناهای بادوام بر پایه ای مطمئن ساخته شده اند، پایه ای که برای مقاومت در برابر آزمون زمان و خشم مادر طبیعت طراحی شده است. مهندسان سازه این حقیقت را در اعماق استخوان هایشان حک کرده اند و هر بار که پروژه جدیدی را شروع می کنند به آن پایبند هستند. قبل از غرق شدن در جزئیات ساختمان، ابتدا بر ایجاد یک پایه محکم تمرکز می کنند. در غیر این صورت، ساختار آنها ناپایدار و خطرناک است. حتی سوپراستارهای آوازخوانی مانند مگان ترینر هم می دانند که همه چیز مربوط به این پایه است.

به همین ترتیب، معامله گران برای ایجاد امپراتوری تجاری خود به پایگاهی قوی نیاز دارند. اگر به طول عمر علاقه دارید، اگر می خواهید تا سفر اجتناب ناپذیر خود به دروازه های مروارید بالا سرمایه گذاری کنید، ابتدا روی پایه خود تمرکز کنید. گرفتار شدن در زرق و برق و زرق و برق معاملات جلب توجه مانند Iron Condor یا Naked Strangle آسان است. اما قبل از اینکه به دنبال این استراتژی های جذاب باشید، ابتدا باید پایگاه خود را بسازید. برای کمک به شما در تلاش خود، به ما اجازه دهید تا شما را با چهار اصل اصلی تجارت که شامل یک رویکرد تجاری موفق است، آشنا کنیم. اینها را ستون های نشکنی در نظر بگیرید که تضمین می کنند تجارت شما می تواند از هر چیزی که بازارهای آشفته می توانند به آن پرتاب کنند جان سالم به در ببرد.

و از آنجایی که شما بدون شک گربه جالبی هستید (در غیر این صورت چرا این را می خوانید؟) از اینجا به بعد به آنها به عنوان "هسته 4" اشاره خواهیم کرد. همه مفاهیم مهم سزاوار یک نام منظم هستند تا آنها را به یاد ماندنی تر کند.

هسته 4 به شرح زیر است: تجزیه و تحلیل بنیادی، تجزیه و تحلیل فنی، جریان نقدی، و مدیریت ریسک. سرمایه گذاران موفق از همه اقشار نه تنها تعریف هرکدام را درک می کنند، بلکه نحوه اجرای صحیح آنها را نیز درک می کنند. هر کدام شایسته معرفی اندیشیده شده و استادانه ارائه شده خود هستند، پس بیایید به سراغ آن برویم.

قرار دادن FUN در اصول

با نامی که با F-U-N شروع می شود، چگونه نمی توانیم با تحلیل بنیادی شروع کنیم؟در حالی که ممکن است این ستون خاص را بسیار سرگرم کننده ندانید، حداقل روشنگر خواهد بود. و در واقع موضوعی است که شما قبلاً به عنوان یک مصرف کننده آن را درک کرده اید. هر زمان که چیزی را می خرید، آگاهانه تصمیم می گیرید که چقدر ارزش دارد، به عبارت دیگر ارزش آن.

برای مثال از خرید اخیر من استفاده کنیم. من یک کتاب در Amazon.com به قیمت 20 دلار خریدم. میدونی چرا حاضر بودم 20 دلار بپردازم؟از آنجا که اطلاعات موجود در کتاب، بدون ذکر لذتی که از خواندن آن دریافت کردم، برای من حداقل 20 دلار ارزش داشت. در این نمونه خاص، من بیش از 30 یا 40 دلار برای کتاب پرداخت می کردم. اما فکر نکنید که من این را به فروشنده می گویم. فارکس وکسب درامد...

ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 48 تاريخ : يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 21:03