تاریخ تجزیه و تحلیل فنی
بسیاری از معامله گران برای تجزیه و تحلیل بازار و یافتن فرصت های معاملاتی از تجزیه و تحلیل فنی استفاده می کنند ، اما بسیاری از آنها منشأ را نمی دانند. تا به حال فکر کرده اید که تجزیه و تحلیل فنی چگونه به وجود آمده است؟
در حالی که بسیاری از معامله گران ، به ویژه از غرب ، فکر می کنند همه اینها با تئوری داو آغاز شده است ، تاریخ تجزیه و تحلیل فنی را می توان در بازار آمستردام قرن هفدهم و تجارت برنج ژاپنی در اوایل قرن 18 ردیابی کرد. با این حال ، نظریه DOW در توضیح این روش تجزیه و تحلیل بازارها نقش زیادی داشته است.
در این پست نگاهی به موارد زیر خواهیم انداخت:
- تجزیه و تحلیل فنی چیست؟
- درک اساس تجزیه و تحلیل فنی
- چگونه شروع شد: تاریخ تجزیه و تحلیل فنی
- تاریخ اولیه تجارت
- نظریه داو
- نظریه موج الیوت
- افزایش شاخص های ریاضی
تجزیه و تحلیل فنی چیست؟
تجزیه و تحلیل فنی روشی برای تجزیه و تحلیل بازار برای شناسایی فرصت های تجارت با تمرکز بر داده های تاریخی بازار - قیمت و حجم - به جای مطالعه اصول امنیتی ، مانند مدل تجاری ، صورتهای مالی ، عوامل کلان اقتصادی و بقیه است.
یک معامله گر با تمرکز صرفاً روی اقدامات بازار ، می تواند روند قیمت ، امواج و الگوهای و همچنین تغییرات حجم را تشخیص دهد ، که می تواند به او کمک کند تا تعیین کند که چگونه قیمت در آینده نزدیک حرکت می کند. با این دانش ، او می تواند خود را برای استفاده از آن حرکت قیمت قرار دهد.
از تجزیه و تحلیل فنی برای تعیین روش های عرضه و تقاضا برای امنیت استفاده می شود و بر تغییر در قیمت ، حجم و نوسانات ضمنی تأثیر می گذارد. این شکل از تجزیه و تحلیل با تجزیه و تحلیل بنیادی متفاوت است ، که بر عوامل خارجی متمرکز است که می تواند بر قیمت امنیت تأثیر بگذارد. تجزیه و تحلیل بنیادی بر عوامل اقتصاد کلان ، صورتهای مالی ، مدل های تجاری و مدیریت شرکت ها متمرکز است. از طرف دیگر ، تجزیه و تحلیل فنی معتقد است که داده های بازار یک شاخص ارزشمند برای آنچه در آینده اتفاق می افتد است.
بنابراین ، یک تحلیلگر فنی داده های بازار را نمودار می کند و از اطلاعات موجود در نمودار برای یافتن فرصت های معاملاتی استفاده می کند. در حالی که تجزیه و تحلیل فنی اغلب برای تولید سیگنال های تجاری کوتاه مدت از ابزارهای مختلف نمودار استفاده می شود ، می توان هنگام انجام تجزیه و تحلیل در یک بازه زمانی طولانی تر ، مانند نمودار ماهانه ، برای سرمایه گذاری بلند مدت نیز استفاده کرد.
درک اساس تجزیه و تحلیل فنی
تجزیه و تحلیل فنی مبتنی بر سه فرض اصلی است:
- اقدام بازار همه چیز را تخفیف می دهد: تحلیلگران فنی معتقدند که تمام اطلاعات مربوطه است که می تواند بازار را تحت تاثیر قرار دهد در حال حاضر در تغییرات قیمت و حجم منعکس شده است.
- حرکت قیمت ها در روندها و خلاف روندها: قیمت در روندها حرکت می کند که می تواند به سمت بالا، پایین یا جانبی باشد. با هر روندی، موج های ضد روند یا عقب نشینی وجود دارد.
- تاریخ تکرار می شود: تحلیلگران فنی معتقدند که اقدام قیمت تکراری است و الگوهای خاصی تکرار می شوند. این به این دلیل است که با توجه به موقعیت های مشابه بازار، سرمایه گذاران به طور جمعی احساسات و رفتارهایی را که توسط سرمایه گذاران قبل از آنها نشان داده شده است، تکرار می کنند. این الگوهای قابل تشخیصی را ایجاد می کند که یک معامله گر فنی می تواند آنها را شناسایی کرده و برای تصمیم گیری در مورد معاملات استفاده کند.
چگونه شروع شد: تاریخ تجزیه و تحلیل فنی
تحلیل تکنیکال سابقه طولانی و غنی دارد. اما در این پست به بررسی آن در قسمت های زیر می پردازیم:
- تاریخ اولیه تجارت
- نظریه داو
- نظریه موج الیوت
- افزایش شاخص های ریاضی
تاریخ اولیه تجارت
برخی از مردم منشاء تحلیل تکنیکال را به ایستگاه های بازرگانی آشوری باستان و بازارهای یونانی می دانند. اعتقاد بر این بود که شواهدی از حدس و گمان در تجارت آنها وجود دارد و آنها نوسانات قیمت را دنبال می کردند.
با این حال، نشانه برجسته تری از استفاده از تحلیل تکنیکال را می توان در توصیف جوزف د لا وگا از بازارهای هلند در قرن هفدهم دید. یک تاجر الماس، کارشناس مالی، فیلسوف و شاعر ساکن آمستردام، جوزف د لا وگا شاهکار خود را با نام Confusion of Confusions در سال 1688 نوشت.
این متن، که بر توصیه های کلی سرمایه گذاری متمرکز بود، به چراغ راهنمایی برای منشأ تحلیل تکنیکی مدرن تبدیل شده است، زیرا حاوی توضیحات مفصلی از قراردادها، تماس ها، استخرها و گمانه زنی ها است. دی وگا در این کتاب توضیح داد که چگونه از چنین تکنیک هایی برای پیش بینی حرکت قیمت سهام در بورس آمستردام استفاده کرد.
یکی دیگر از شواهد اولیه تحلیل تکنیکال را می توان در استفاده هوما مونهیسا از الگوهای شمعدانی برای پیش بینی قیمت برنج در مبادلات ژاپن در اوایل قرن هجدهم مشاهده کرد. هوما مونهیسا تاجر و تاجر برنج ثروتمند اهل ساکاتای ژاپن بود. او با استفاده از روش تحلیل تکنیکال (الگوهای شمعدانی) که خود توسعه داده بود، در مورد قیمت برنج در بورس سفته بازی ثروتمند شد.
در ژاپن دوره ادو، معامله گران از تحلیل تکنیکال برای سود بردن از بازار آتی برنج اوزاکا استفاده کردند. در ابتدا، فقط تجارت فیزیکی برنج انجام می شد، اما از آغاز سال 1710، یک بازار آتی ایجاد شد که در آن کوپن ها نشان دهنده تحویل برنج در آینده است.
Homma به عنوان یک معامله گر در این بازار ثانویه تجارت کوپن برنج شکوفا شد و تکنیک هایی را توسعه داد که به الگوهای شمعدانی تبدیل شدند که امروز طراحان نمودار برای ترسیم عملکرد قیمت از آن استفاده می کنند. در ژاپن، نمودارهای شمعدانی، نمودارهای ساکاتا نامیده می شوند - که نام آن از محل بومی هوما گرفته شده است. نمودار کندل استیک به وضوح داده های قیمت باز، زیاد، پایین و بسته را نشان می دهد و به گونه ای ترسیم شده است که شبیه یک شمع با فتیله در دو طرف آن است که تفاوت بین قیمت باز/بسته و قیمت بالا/پایین را نشان می دهد.
مونهیسا در کتاب خود، چشمه طلا - رکورد سه میمون پول، که در سال 1755 نوشت، اشکال اولیه الگوهای فنی را شرح داد. او توضیح داد که روندها و وارونگی ها به احساسات انسان مربوط می شود. برخی از الگوهای نمودار شمعدانی که او استفاده کرد، ستاره های شب و صبح بودند. سه سرباز پیشروی؛و خیلی های دیگر. دولت ژاپن توانایی مونهیسا را به عنوان یک تاجر متخصص در بازار برنج به رسمیت شناخت و او را به مشاور مالی دولت تبدیل کرد. به هما درجه سامورایی افتخاری اعطا شد.
در همین حال، در آن دوره در چین، مردم از قوانین تعیین شده توسط کتابچه های کنفوسیوس برای پیش بینی حرکت قیمت در بازارهای امپراتوری چین استفاده می کردند. به عنوان مثال، در یک کتابچه راهنما با عنوان "تجارت اساسی" آمده بود که هیچ کالایی بیش از صد روز گران نخواهد بود و هیچ کالایی برای صد روز ارزان نخواهد ماند و معامله گران از آن در تصمیم گیری استفاده کردند. همچنین دستورالعمل های دیگری در این کتابچه راهنما وجود دارد که به بازرگانان نحوه شناسایی حرکات بازار و درک ارتباط بین حرکت قیمت و حجم را نشان می دهد.
نظریه داو
در حالی که شواهدی مبنی بر استفاده از تحلیل تکنیکال در آمستردام و لندن قبل از قرن هجدهم دیده می شد، تحلیل تکنیکال در بازار ایالات متحده تنها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مشاهده شد. این چارلز داو بود که به عنوان پیشگام در تحلیل تکنیکال در بازار سهام ایالات متحده شناخته شد. یکی از بنیانگذاران داو جونز و شرکت، چارلز داو، زمانی که در حال مطالعه حرکت شاخص سهام صنعتی و حمل و نقل در بازار در سال 1896 بود، نظریه داو را توسعه داد.
او داده های بازار سهام آمریکا را از نزدیک تحلیل کرد و برخی از یافته های خود را در سرمقاله های وال استریت ژورنال منتشر کرد. داو الگوها و چرخه های تجاری را مشاهده کرد و دریافت که اگر میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) به بالاترین حد متوسط برسد، انتظار می رود میانگین حمل و نقل داوجونز (DJTA) در یک دوره معقول از همین روند پیروی کند.
بنابراین، او نظریه داو را ارائه کرد که به این ترتیب بیان می کند:
اگر یکی از میانگین های آن (یعنی صنایع یا حمل ونقل) بالاتر از بالاترین حد مهم قبلی باشد و با پیشرفت مشابهی در میانگین دیگر همراه یا دنبال شود، بازار در روند صعودی قرار می گیرد.

داو اوج و فرود معاملات روزانه، هفتگی و ماهانه خود را ثبت کرد و الگوهای اوج و فرود بازار را مطالعه کرد. به عنوان مثال، زمانی که میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) به بالاترین حد متوسط می رسد، انتظار می رود که میانگین حمل و نقل داوجونز (DJTA) در یک دوره معقول از همین روند پیروی کند. اگر این اتفاق نیفتد، روند صعودی غیرقابل اعتماد در نظر گرفته می شود.
وی معتقد بود که کل بازار سهام معیاری قابل اعتماد برای ارزیابی وضعیت اقتصاد است، بنابراین با تجزیه و تحلیل کل بازار می توان شرایط اقتصادی حاکم را به دقت اندازه گیری کرد و جهت روندهای اصلی بازار و جهت احتمالی تک تک سهام را شناسایی کرد.. در حالی که این نظریه در طول دهه ها تکامل یافته است، هنوز اساس تحلیل تکنیکی امروزی را تشکیل می دهد.
چارلز داو در سال 1902 درگذشت و نتوانست نظریه کامل خود را در بازار منتشر کند، اما بسیاری از پیروان او آثار او را منتشر کردند و در قرن بعد تحقیقات بیشتری در مورد سرمقاله ها انجام دادند. برخی از پیروان او که سهم قابل توجهی در این نظریه داشتند عبارتند از ویلیام همیلتون، رابرت ریا، ای. جورج شافر و ریچارد راسل.
در دهه 1920، ویلیام همیلتون پس از جانشینی چارلز داو به عنوان سردبیر وال استریت ژورنال، نظریه داو را اصلاح کرد. او چندین سرمقاله و کتاب نوشت و در آنجا این نظریه را به تفصیل توضیح داد. به عنوان مثال، در سال 1922، او فشارسنج بازار سهام را نوشت تا این نظریه را به تفصیل توضیح دهد.

او نظریه داو را با استفاده از یک استعاره برای ارتباط روند بازار با امواج اقیانوس توضیح داد. یک روند بلند مدت چهار ساله یا بیشتر به عنوان جزر و مد بازار نامیده می شد که می تواند صعودی ( صعودی) یا نزولی (نزولی) باشد. روندهای بازار که چند ماه یا چند هفته به طول انجامید، امواج کوتاه مدت بودند. و نوسانات روزانه مانند جرقه های پراکنده آب در اقیانوس خشن بود. او از میانگین راه آهن و میانگین صنعتی به عنوان فشارسنج روندهای بازار استفاده کرد و جهت این میانگین ها بازار گاوی و خرسی را با دقت نشان داد.
جدا از همیلتون، رابرت رئا در «نظریه داو» که در سال 1932 نوشته شد، بینش بیشتری در مورد این نظریه ارائه کرد. بسیاری دیگر از تاجران و تحلیلگران پس از آنها نیز در مورد این نظریه نوشتند. یکی از آنها E. George Schaefer در کتاب خود در سال 1960 با عنوان "چگونه به بیش از 10000 سرمایه گذار برای سودآوری در سهام کمک کردم" بود. یکی دیگر از آن ها «نظریه داو امروز» ریچارد راسل بود که در سال 1961 نوشته شد.
نظریه موج الیوت
نظریه موج الیوت توسط رالف نلسون الیوت ابداع شد. الیوت کار خود را به عنوان یک حسابدار در اواسط دهه 1890 آغاز کرد. او به سرعت در حرفه خود پیشرفت کرد و به سمت های اجرایی در شرکت های خصوصی دست یافت و پس از آن یک تجارت مشاوره موفق ایجاد کرد.
وزارت امور خارجه ایالات متحده او را به سمت حسابدار ارشد نیکاراگوئه (که در آن زمان تحت کنترل آمریکا بود) منصوب کرد. در دوران اقامتش در آمریکای مرکزی بود که به یک بیماری ناتوان کننده مبتلا شد که او را مجبور کرد زودتر بازنشسته شود و متعاقباً خود را وقف مطالعه بازار سهام آمریکا کند.
الیوت 75 سال داده های تاریخی بازار سهام را با استفاده از نمودارهای سالانه، ماهانه، هفتگی، روزانه، ساعتی و نیم ساعته مطالعه کرد. توجه داشته باشید که این در دهه 1930 بود، زمانی که قدرت محاسباتی برای تجزیه و تحلیل نمودارها و نگهداری سوابق وجود نداشت. بنابراین، او تمام تحلیل ها را به صورت دستی انجام داد. علیرغم این باور رایج در آن زمان مبنی بر تصادفی بودن حرکت بازار، الیوت گمان داشت که ترتیبی اساسی در نحوه حرکت آنها وجود دارد. او بعداً پیشنهاد کرد که قیمت های بازار در الگوها و روندهای خاصی آشکار می شوند. این یک ایده انقلابی در آن زمان تلقی می شد.
از تحقیقات خود ، او قوانینی را در مورد نوسانات قیمت ایجاد کرد ، که وی در بازارها اعمال می کرد و با افزایش اعتماد به نفس وی ، او شروع به به اشتراک گذاشتن ایده های خود به طور عمومی کرد. در تاریخ 13 مارس 1935 بود که وی پس از نزدیکی بازار ، یک تلگرام را ارسال کرد و اظهار داشت که بازار سهام آمریکا در مرحله نهایی قرار دارد. روز بعد ، 14 مارس 1935 ، میانگین صنعتی داو جونز کمترین قیمت پایانی خود را برای آن سال به دست آورد. در حقیقت ، بازار افزایشی را آغاز کرد که تقریباً دو سال به طول انجامید و تقریباً ارزش داو را دو برابر کرد.
با این پیش بینی ، الیوت به روش خود برای توصیف امواج قیمت اطمینان بیشتری پیدا کرد. توجه داشته باشید که ، در آن زمان در تاریخ ، الیوت پیش بینی کرد (1935) ، آمریکا در وسط رکود بزرگ بود و این ایده که بازارها می توانند افزایش یابد غیرقابل تصور به نظر می رسید. اما نظریه امواج الیوت توانست ظرف یک روز معاملاتی پایین بازار را به آن برساند.
پس از آن ، الیوت کتابی با چارلز جی کالینز نوشت و آن را "اصل الیوت" عنوان کرد. با این کتاب ، تئوری موج الیوت رسما متولد شد. این تئوری پیشنهاد می کند که روند قیمت سهام نشان دهنده روانشناسی عمیق تر سرمایه گذاران است. این گفته است که می توان حرکات قیمت سهام را پیش بینی کرد زیرا آنها در تکرار الگوهای بالا و پایین به نام امواج که توسط روانشناسی سرمایه گذار یا احساسات ایجاد می شوند ، حرکت می کنند ، با هر مجموعه موج متعلق به مجموعه گسترده تری از امواج که با الگوی مکرر طنین انداز هستندواد
این تئوری دو نوع موج مختلف را مشخص می کند: امواج ضربه ای (همچنین به عنوان امواج انگیزه شناخته می شوند) ، که در جهت روند حرکت می کنند ، و امواج اصلاحی یا عقب نشینی ، که حرکات پیشگیری یا عقب نشینی هستند.

رالف الیوت در سال 1948 درگذشت ، اما بسیاری از متخصصان مالی بر اساس نظریه موج الیوت پیش بینی می کردند. به عنوان مثال ، در اوایل دهه 1970 ، یک تحلیلگر جوان در مریل لینچ ، رابرت پرچتر ، کار الیوت را کشف کرد و از طریق خبرنامه ها و کتاب های خودش دوباره معرفی کرد. او حتی در سال 1984 با استفاده از استراتژی موج الیوت در مسابقات تجاری ایالات متحده پیروز شد.
افزایش شاخص های ریاضی
جدای از روش های تحلیل تکنیکی که تاکنون مورد بحث قرار داده ایم - روش کندل استیک از هوما، نظریه داو از چارلز داو، و نظریه موج الیوت از رالف الیوت - بسیاری از روش های تحلیل تکنیکی دیگر در طول سال ها توسعه یافته اند. بسیاری از آن ها بر اساس شاخص های فنی هستند که محاسبات ریاضی با استفاده از داده های قیمت و حجم هستند. در اینجا چند مورد از رایج ترین شاخص های مورد استفاده در تحلیل تکنیکال آورده شده است:
میانگین متحرک: میانگین متحرک محاسبه ای است که برای تجزیه و تحلیل نقاط داده با ایجاد یک سری میانگین از زیر مجموعه های مختلف مجموعه داده کامل استفاده می شود. دلیل محاسبه میانگین متحرک یک اوراق بهادار کمک به هموارسازی داده های قیمت است تا روند به راحتی قابل تشخیص باشد. شاخص های میانگین متحرک بر اساس روش محاسبه انواع مختلفی دارند. رایج ترین آنها میانگین متحرک ساده، میانگین متحرک نمایی و میانگین متحرک وزنی خطی هستند. استفاده از میانگین های متحرک برای هموارسازی داده ها به قدمت مطالعه ریاضیات و آمار است.
استوکاستیک: اندیکاتور تصادفی یک نوسانگر مومنتوم است که قیمت بسته شدن خاص یک اوراق بهادار را با محدوده ای از قیمت های آن در یک دوره معین مقایسه می کند. بین 0 تا 100 در نوسان است و برای تولید سیگنال های معاملاتی بیش از حد خرید و فروش بیش از حد استفاده می شود. حساسیت نوسانگر به حرکات بازار را می توان با تنظیم آن دوره یا با گرفتن میانگین متحرک نتیجه کاهش داد. این اندیکاتور توسط جورج لین در دهه 1950 ایجاد شد.
RSI: شاخص قدرت نسبی (RSI) یک نوسان ساز حرکتی است که در تحلیل تکنیکال استفاده می شود. اندازه تغییرات اخیر قیمت را با مقایسه قیمت های بسته شدن بالا و پایین در یک دوره معین اندازه گیری می کند. می توان از آن برای سنجش شرایط خرید یا فروش بیش از حد در قیمت اوراق بهادار استفاده کرد. این اندیکاتور توسط J. Welles Wilder Jr. ایجاد شد و در کتاب او در سال 1978 توضیح داده شد: مفاهیم جدید در سیستم های تجاری فنی.
MACD: میانگین متحرک همگرایی/واگرایی (MACD) یک شاخص معاملاتی است که در تحلیل فنی قیمت های اوراق بهادار استفاده می شود. برای نشان دادن تغییرات در قدرت، جهت، حرکت و مدت یک روند طراحی شده است. بنابراین، هم یک شاخص دنبال کننده روند و هم یک شاخص حرکت است. در اواخر دهه 1970 توسط جرالد آپل ساخته شد.
OBV: حجم موجود (OBV) یک شاخص معاملاتی فنی است که از جریان حجم برای پیش بینی تغییرات قیمت سهام استفاده می کند. از داده های حجم استفاده می کند تا نشان دهد که حرکت حرکتی در کجای عمل قیمت قرار دارد. این اندیکاتور برای اولین بار توسط جوزف گرانویل در کتاب خود در سال 1963 ایجاد شد: کلید جدید گرانویل برای سود بازار سهام.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 48
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: :