
خلاصه ای عالی و قابل هضم از مشاوره سرمایه گذاری از یکی از بهترین ها در این تجارت. هر فصل را می توان در چند دقیقه خواند و هر فصل متمایز و مفید است.
یادداشت های کتاب ویدیویی
قسمت پادکست
یادداشت های خلاصه
از آن یادداشت اولیه، من در مواردی که «مهم ترین» می دانم، تغییراتی انجام داده ام، اما مفهوم اساسی تغییری نکرده است: همه آنها مهم هستند. سرمایه گذاری موفق مستلزم توجه متفکرانه به بسیاری از جنبه های جداگانه، همه در یک زمان است.
"تجربه چیزی است که وقتی به آنچه می خواستید نرسیدید به دست آوردید."روزهای خوب فقط درس های بد می آموزند: سرمایه گذاری آسان است، رازهای آن را می دانید و نباید نگران ریسک باشید. با ارزش ترین درس ها در زمان های سخت آموخته می شود.
بیشتر سرمایه گذاران حرفه ای در دهه هشتاد یا نود به این صنعت پیوسته بودند و نمی دانستند کاهش بازار می تواند از 5 درصد فراتر رود، که بیشترین کاهش بین سال های 1982 و 1999 است.
مهمترین چیز تفکر سطح دوم است
تفکر سطح اول می گوید: «این یک شرکت خوب است. بیایید سهام بخریم.»تفکر سطح دوم می گوید: "این یک شرکت خوب است، اما همه فکر می کنند که یک شرکت عالی است، و اینطور نیست. بنابراین سهام بیش از حد ارزش گذاری شده و بیش از حد قیمت گذاری شده است. بیا بفروشیم.»
تفکر سطح اول می گوید: «چشم انداز رشد پایین و افزایش تورم را می طلبد. بیایید سهام خود را رها کنیم.»تفکر سطح دوم می گوید: «چشم انداز بوی تعفن می دهد، اما بقیه در وحشت می فروشند. بخر!»
تفکر سطح اول ساده و سطحی است و تقریباً همه می توانند آن را انجام دهند (نشانه بدی برای هر چیزی که شامل تلاش برای برتری باشد). تنها چیزی که متفکر سطح اول نیاز دارد، نظری در مورد آینده است، همانطور که در "چشم انداز شرکت مطلوب است، به این معنی که سهام بالا خواهد رفت."
متفکر سطح دوم چیزهای زیادی را در نظر می گیرد:
- دامنه نتایج احتمالی آینده چقدر است؟
- فکر می کنم کدام نتیجه حاصل می شود؟
- احتمال اینکه من درست می گویم چقدر است؟
- نظر اجماع چیست؟
- چگونه انتظار من با اجماع متفاوت است؟
- قیمت فعلی دارایی چگونه با دیدگاه اجماع آینده و من مطابقت دارد؟
- آیا روانشناسی اجماع که در قیمت گنجانده شده است بسیار صعودی یا نزولی است؟
- اگر اجماع درست باشد، با قیمت دارایی چه اتفاقی می افتد، و اگر حق با من باشد چه اتفاقی می افتد؟
همه سرمایه گذاران نمی توانند بازار را شکست دهند زیرا در مجموع آنها بازار هستند.
عملکرد خارق العاده فقط از پیش بینی های صحیح غیر صداقت ناشی می شود ، اما پیش بینی های غیر صداقت دشوار است ، کار کردن به درستی و سخت کار کردن دشوار است.
نتیجه نهایی ساده است: برای دستیابی به نتایج سرمایه گذاری برتر ، شما باید دیدگاه های غیرقانونی را در مورد ارزش داشته باشید و آنها باید دقیق باشند. این آسان نیست
مهمترین چیز درک کارآیی بازار (و محدودیت های آن) است
فرضیه بازار کارآمد بیان می کند:
- بسیاری از شرکت کنندگان در بازارها وجود دارند و دسترسی تقریباً برابر با تمام اطلاعات مربوطه را به اشتراک می گذارند. آنها باهوش ، عینی ، بسیار با انگیزه و زحمتکش هستند. مدل های تحلیلی آنها به طور گسترده شناخته شده و به کار گرفته شده است.
- به دلیل تلاشهای جمعی این شرکت کنندگان ، اطلاعات به طور کامل و بلافاصله در قیمت بازار هر دارایی منعکس می شود. و از آنجا که شرکت کنندگان در بازار فوراً حرکت می کنند تا هر دارایی را که خیلی ارزان است خریداری کنند یا یکی از آنها را که خیلی عزیز است بفروشند ، دارایی ها با قیمت مناسب و نسبت به یکدیگر قیمت گذاری می شوند.
- بنابراین ، قیمت بازار برآوردهای دقیقی از ارزش ذاتی دارایی ها را نشان می دهد ، و هیچ یک از شرکت کنندگان نمی توانند به طور مداوم از موارد اشتباه شناسایی و سود ببرند.
- بنابراین دارایی ها با قیمت هایی که از آنها انتظار می رود بازده تنظیم شده ریسک را که نسبت به سایر دارایی ها "عادلانه" هستند ، به فروش می رسانند. دارایی های ریسک پذیر برای جذب خریداران باید بازده بالاتری ارائه دهند. بازار قیمت ها را به گونه ای تعیین می کند که به نظر می رسد ، اما "ناهار رایگان" را ارائه نمی دهد. یعنی هیچ بازده افزایشی وجود نخواهد داشت که به خطر افزایشی مربوط به (و جبران کننده) نباشد.
اگرچه بازارهای کارآمدتر اغلب دارایی های نادرست را نادیده می گیرند ، اما برای هر شخص کار ساده ای نیست - با همان اطلاعاتی که همه افراد دیگر کار می کنند و در معرض همان تأثیرات روانشناختی قرار می گیرند - به طور مداوم دیدگاه هایی را که متفاوت از اجماع و نزدیک تر به صحیح بودن است ، نگه می دارد.
از آنجا که نظریه در یک بازار کارآمد می گوید ، هیچ چیز مانند مهارت سرمایه گذاری (معمولاً امروزه به عنوان آلفا گفته می شود) وجود ندارد که به کسی امکان می دهد بازار را شکست دهد ، همه تفاوت در بازده بین یک سرمایه گذاری و دیگری - یا بین نمونه کارها یک شخص و دیگر ی-ناشی از تفاوت در ریسک است.
اگر به فرضیه بازار کارآمد یک سابقه سرمایه گذاری را نشان دهید که به نظر می رسد برتر است ، همانطور که من ، پاسخ احتمالاً "بازده بالاتر توسط ریسک پنهان توضیح داده می شود."(موقعیت بازگشت این است که می گوید ، "شما سالها داده کافی ندارید.")
متفکران سطح دوم می دانند که برای دستیابی به نتایج برتر ، آنها باید در هر دو اطلاعات یا تحلیل یا هر دو لبه داشته باشند. آنها در مورد موارد سوء برداشت در معرض هشدار هستند. پسرم اندرو یک سرمایه گذار جوان است و او بر اساس واقعیت های امروز و چشم انداز فردا ، ایده های سرمایه گذاری جذاب زیادی را ارائه می دهد. اما او به خوبی آموزش دیده است. اولین آزمایش او همیشه یکسان است: "و چه کسی این را نمی داند؟"
از آنجا که دارایی ها اغلب با قیمت های دیگر از سطح ارزش ارزش دارند ، یک کلاس دارایی می تواند بازده تنظیم شده ریسک را ارائه دهد که به طور قابل توجهی خیلی زیاد باشد (یک ناهار رایگان) یا نسبت به سایر کلاس های دارایی بسیار پایین است.
برای هر شخصی که در یک بازار ناکارآمد خرید خوبی داشته باشد ، شخص دیگری خیلی ارزان می فروشد. یکی از گفته های عالی در مورد پوکر این است که "در هر بازی یک ماهی وجود دارد. اگر 45 دقیقه بازی کرده اید و متوجه نشده اید که ماهی کیست ، پس شما هستید. "مطمئناً در مورد سرمایه گذاری در بازار ناکارآمد نیز صادق است.
چرا فروشنده دارایی مایل است با قیمتی که از آن بازده بیش از حد به شما می دهد ، با آن شرکت کند؟
آیا واقعاً بیشتر از فروشنده در مورد دارایی می دانید؟
اگر چنین گزاره ای عالی است ، چرا شخص دیگری آن را فاش نکرده است؟
بسیاری از بهترین معامله ها در هر مقطع زمانی در میان کارهایی که سرمایه گذاران دیگر نمی توانند یا انجام نمی دهند یافت می شود.
نقطه عطف اصلی در حرفه مدیریت سرمایه گذاری من وقتی نتیجه گرفتم که به این دلیل که مفهوم بهره وری بازار دارای اهمیت است ، باید تلاش خود را به بازارهای نسبتاً ناکارآمد محدود کنم که در آن کار سخت و مهارت به بهترین وجهی پرداخت می شود.
مهمترین چیز ارزش است
برای سرمایه گذاری با اطمینان موفقیت آمیز ، یک تخمین دقیق از ارزش ذاتی ، شروع ضروری است. بدون آن ، هیچ امیدی برای موفقیت مداوم به عنوان یک سرمایه گذار فقط همین است: امید.
با قیمتی زیر ارزش ذاتی خریداری کنید و با قیمت بالاتر بفروشید. البته ، برای انجام این کار ، بهتر است ایده خوبی داشته باشید که ارزش ذاتی چیست. برای من ، یک تخمین دقیق از مقدار نقطه شروع ضروری است.
فرضیه پیاده روی تصادفی می گوید حرکات قیمت گذشته سهام در پیش بینی حرکات آینده کاملاً کمکی ندارد.
همانطور که من آن را می بینم ، سرمایه گذاران که این رویکرد را تمرین می کنند با این فرض عمل می کنند که می توانند بگویند چه زمانی چیزی که در حال افزایش است همچنان رو به افزایش خواهد بود.
ما با دو رویکرد باقی مانده ایم ، هر دو توسط اصول: سرمایه گذاری ارزش و سرمایه گذاری رشد.
سرمایه گذاران ارزشمند هدف این هستند که ارزش ذاتی فعلی امنیت را بدست آورند و وقتی قیمت پایین تر است ، خریداری کنند ، و سرمایه گذاران رشد سعی می کنند اوراق بهادار پیدا کنند که ارزش آنها در آینده به سرعت افزایش می یابد.
سرمایه گذاران ارزش به طور معمول به معیارهای مالی مانند درآمد ، جریان نقدی ، سود سهام ، دارایی های سخت و ارزش شرکت نگاه می کنند و بر خرید ارزان در این پایه ها تأکید می کنند. بنابراین ، هدف اصلی سرمایه گذاران ارزش ، کمیت ارزش فعلی شرکت و خرید اوراق بهادار آن در هنگام انجام ارزان است.
سرمایه گذاران ارزش سهام را خریداری می کنند (حتی کسانی که ارزش ذاتی آنها ممکن است در آینده رشد کمی نشان دهد) از اعتقاد مبنی بر اینکه ارزش فعلی نسبت به قیمت فعلی زیاد است.
سرمایه گذاران رشد سهام را خریداری می کنند (حتی کسانی که ارزش فعلی آنها نسبت به قیمت فعلی آنها کم است) زیرا آنها معتقدند که ارزش در آینده به اندازه کافی سریع رشد می کند تا قدردانی قابل توجهی ایجاد کند.
سرمایه گذاری رشد نشان دهنده شرط بندی بر عملکرد شرکت است که ممکن است در آینده تحقق یابد ، در حالی که سرمایه گذاری ارزش در درجه اول مبتنی بر تجزیه و تحلیل ارزش فعلی یک شرکت است.
"خیلی جلوتر از وقت خود از اشتباه بودن قابل تشخیص نیست."
اگر آن را در 60 سال دوست داشتید ، باید بیشتر از 50 آن را دوست داشته باشید. وادوادو خیلی بیشتر در 40 و 30.
سرمایه گذاران ارزش هنگام خرید یک دارایی کم ارزش ، به طور متوسط به طور متوسط ، بیشترین سود خود را به دست می آورند و تجزیه و تحلیل آنها را اثبات کرده اند. بنابراین ، دو ماده اساسی برای سود در یک بازار رو به زوال وجود دارد: شما باید در مورد ارزش ذاتی دیدگاه داشته باشید ، و باید این دیدگاه را به اندازه کافی محکم نگه دارید تا بتوانید در آن آویزان شوید و حتی بخاطر کاهش قیمت ها نشان می دهد که شما نشان می دهد که شما هستیداشتباه. اوه بله ، یک سوم وجود دارد: شما باید درست باشید.
مهمترین چیز رابطه بین قیمت و ارزش است
موفقیت سرمایه گذاری ناشی از "خرید چیزهای خوب" نیست ، بلکه از "خرید خوب چیزها" است.
هیچ دارایی آنقدر خوب نیست که اگر با قیمت بسیار بالایی خریداری شود ، نمی تواند به یک سرمایه گذاری بد تبدیل شود. و دارایی های کمی وجود دارد که آنقدر بد است که وقتی به اندازه کافی ارزان خریداری می شوند ، نمی توانند سرمایه گذاری خوبی داشته باشند.
"خوب خریداری شده نصف فروخته شده است."منظور ما این است که ما زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد قیمتی نمی کنیم که بتوانیم یک نگهدارنده را برای ، یا چه زمانی ، یا چه کسی یا از طریق مکانیسم بفروشیم. اگر آن را ارزان خریداری کرده باشید ، در نهایت این سؤالات به خودشان پاسخ می دهند. اگر برآورد شما از ارزش ذاتی صحیح باشد ، با گذشت زمان قیمت دارایی باید با ارزش آن همگرا شود.
از آنجا که خرید از یک فروشنده اجباری بهترین چیز در دنیای ما است ، فروشنده اجباری بدترین است. این بدان معناست که ترتیب امور خود ضروری است ، بنابراین می توانید در بدترین زمان ها و فروش نکشید. این امر به سرمایه بلند مدت و منابع روانی قوی نیاز دارد.
در حباب فناوری ، خریداران نگران این نبودند که آیا یک سهام بیش از حد قیمت دارد زیرا آنها مطمئن بودند که شخص دیگری مایل به پرداخت هزینه های بیشتری برای آن است.
من معتقدم که یک رویکرد سرمایه گذاری مبتنی بر ارزش جامد قابل اعتماد ترین است. در مقابل ، حساب کردن بر دیگران برای سودآوری بدون در نظر گرفتن ارزش - که در حباب - به شما سود می بخشد ، احتمالاً کمترین است.
خرید چیزی برای کمتر از ارزش آن. به نظر من ، این همان چیزی است که در مورد آن است - قابل اعتمادترین راه برای کسب درآمد.
مهمترین چیز درک ریسک است
"ریسک به معنای بیشتر اتفاقات ممکن است اتفاق بیفتد."الروی دیمسون
سرمایه گذاری دقیقاً شامل یک چیز است: برخورد با آینده. و از آنجا که هیچ یک از ما نمی توانیم آینده را با اطمینان بدانیم ، خطر غیرقابل اجتناب است.
هنگامی که شما یک سرمایه گذاری را در نظر می گیرید ، تصمیم شما باید تابعی از ریسک ناشی از آن و همچنین بازده بالقوه باشد. به دلیل عدم تمایل به ریسک ، سرمایه گذاران باید با بازده آینده نگر بالاتر رشوه بگیرند تا خطرات افزایشی را در پیش بگیرند.
برای ارائه بازده بالاتر ، سرمایه گذاری های خطرناک به طور کامل قابل شمارش نیست. چرا که نه؟این ساده است: اگر سرمایه گذاری های خطرناک بازده بالاتری ایجاد کنند ، آنها خطرناک تر نخواهند بود!
خطر ضرر لزوماً ناشی از اصول ضعیف نیست. یک دارایی اساساً ضعیف-سهام یک شرکت کمتر از ستاره ، یک اوراق قرضه درجه یک سوداگرانه یا یک ساختمان در بخش اشتباه در شهر-می تواند در صورت خرید با قیمت پایین ، یک سرمایه گذاری بسیار موفق را ایجاد کند.
بن گراهام و دیوید داد ، بیش از شصت سال پیش در نسخه دوم تحلیل امنیتی ، کتاب مقدس سرمایه گذاران با ارزش: "رابطه بین انواع مختلف سرمایه گذاری و خطر از دست دادن کاملاً نامشخص است و بسیار متغیر استتغییر شرایط ، به اجازه فرمولاسیون ریاضی صدا. "
آیا سرمایه گذار کار خوبی را برای ارزیابی ریسک ناشی از آن انجام داده است؟این یک سوال خوب دیگر است که پاسخ دادن به آن دشوار است. به یک مدل نیاز دارید؟به هواشناسی فکر کنید. او می گوید فردا 70 درصد احتمال باران وجود دارد. باران میبارد؛آیا او درست بود یا اشتباه؟یا باران نمی بارد. آیا او درست بود یا اشتباه؟ارزیابی صحت برآوردهای احتمال غیر از 0 و 100 به جز تعداد بسیار زیادی از آزمایشات غیرممکن است.
«تفاوت زیادی بین احتمال و نتیجه وجود دارد. چیزهای محتمل همیشه اتفاق نمی افتند و چیزهای غیرمحتمل همیشه اتفاق می افتند.»این یکی از مهمترین چیزهایی است که می توانید در مورد ریسک سرمایه گذاری بدانید.
اکنون که سرمایه گذاری بسیار به ریاضیات بالاتر متکی شده است، باید مراقب موقعیت هایی باشیم که مردم به اشتباه فرضیات ساده سازی را در دنیای پیچیده اعمال می کنند. کمی سازی اغلب به اظهاراتی که باید با کمی نمک در نظر گرفته شوند، قدرت بیش از حدی می دهد. که پتانسیل قابل توجهی برای دردسر ایجاد می کند.
ما در مورد پیش بینی های "بدترین حالت" چیزهای زیادی می شنویم، اما اغلب معلوم می شود که به اندازه کافی منفی نیستند. من داستان پدرم را از قماربازی تعریف می کنم که مرتب باخت. یک روز او در مورد مسابقه ای با تنها یک اسب در آن شنید، بنابراین برای پول اجاره شرط بندی کرد. در نیمه راه، اسب از روی حصار پرید و فرار کرد.
مهم ترین چیز شناخت ریسک است
"باور من این است که چون سیستم در حال حاضر با ثبات تر است، ما آن را از طریق اهرم های بیشتر و ریسک پذیری بیشتر، پایدارتر خواهیم کرد."- مایرون اسکولز
در حالی که نظریه پرداز فکر می کند بازده و ریسک دو چیز جداگانه هستند، هرچند همبسته، سرمایه گذار ارزشی ریسک بالا و بازده آتی کم را چیزی جز دو روی یک سکه نمی داند که هر دو عمدتاً از قیمت های بالا ناشی می شوند. بنابراین، آگاهی از رابطه بین قیمت و ارزش - چه برای یک اوراق بهادار منفرد و چه برای کل بازار - یک مؤلفه ضروری برای مقابله موفق با ریسک است.
سرمایه گذاران نباید برای کسب بازدهی اضافی بدون تحمل ریسک افزایشی برنامه ریزی کنند. و برای انجام این کار، آنها باید حق بیمه ریسک را مطالبه کنند.
وقتی مردم از ریسک نمی ترسند، ریسک را بدون دریافت غرامت می پذیرند... و جبران ریسک ناپدید خواهد شد.
تحولاتی که دنیا را کمتر مخاطره آمیز جلوه می دهند معمولاً توهمی هستند و بنابراین با ارائه تصویری گلگون، دنیا را پرخطرتر می کنند.
خطر را نمی توان حذف کرد. فقط منتقل می شود و پخش می شود.
همه چیزهایی که در سال های منتهی به سقوط نیاز داشتید بدانید، می توان از طریق آگاهی از آنچه در زمان حال می گذرد، تشخیص داد.
وقتی همه بر این باورند که چیزی مظهر خطر نیست، معمولاً آن را تا جایی پیشنهاد می کنند که بسیار خطرناک است.
مهمترین چیز کنترل ریسک است
سرمایه گذاران بزرگ کسانی هستند که ریسک می کنند که متناسب با بازدهی که کسب می کنند ، کمتر متناسب هستند. آنها ممکن است بازده متوسط با ریسک کم یا بازده بالا با ریسک متوسط تولید کنند. اما دستیابی به بازده زیاد با ریسک بالا به معنای کم است - مگر اینکه بتوانید سالها این کار را انجام دهید ، در این صورت که "ریسک بالا" را درک می کرد یا واقعاً زیاد نبود یا فوق العاده خوب مدیریت می شد.
ضرر همان چیزی است که هنگامی که ریسک با سختی ها روبرو می شود اتفاق می افتد. اگر کارها اشتباه شود ، خطر برای از دست دادن پتانسیل است. تا زمانی که اوضاع خوب پیش برود ، ضرر بوجود نمی آید. خطر فقط در صورت بروز حوادث منفی در محیط باعث از بین رفتن می شود.
کنترل ریسک در اوقات خوب نامرئی است اما هنوز هم ضروری است ، زیرا اوقات خوب می تواند به راحتی به اوقات بد تبدیل شود.
کنترل ریسک بهترین مسیر برای جلوگیری از از دست دادن است. از طرف دیگر ، اجتناب از خطر نیز منجر به جلوگیری از بازگشت نیز خواهد شد.
در طول یک حرفه کامل ، بیشتر نتایج سرمایه گذاران بیشتر با تعداد بازنده های خود و چقدر بد هستند ، از عظمت برندگان خود تعیین می شود.
مهمترین چیز توجه به چرخه ها
من فکر می کنم لازم است به یاد داشته باشید که تقریباً همه چیز چرخه ای است. من کمی مطمئن هستم ، اما این چیزها درست است: چرخه ها همیشه در نهایت غالب هستند. هیچ چیز برای همیشه در یک جهت پیش نمی رود. درختان به آسمان رشد نمی کنند. چند چیز به صفر می رود. و چیزهای کمی برای سلامتی سرمایه گذار به عنوان اصرار بر برون یابی وقایع امروز در آینده خطرناک است.
قانون شماره یک: بیشتر چیزها به صورت چرخه ای ثابت می شوند.
قانون شماره دو: برخی از بزرگترین فرصت ها برای افزایش و از دست دادن وقتی افراد دیگر قانون شماره یک را فراموش می کنند.
دلیل اصلی چرخه در جهان ما ، دخالت انسان است. چیزهای مکانیکی می توانند در یک خط مستقیم پیش بروند.
دفعه بعد که یک بحران وجود دارد ، نگاه کنید. احتمالاً یک وام دهنده پیدا خواهید کرد. ارائه دهندگان بیش از حد سرمایه گذاری سرمایه اغلب به حباب های مالی کمک می کنند و ABET.
مهمترین چیز آگاهی از آونگ است
بازارهای سرمایه گذاری از نوسان مانند آونگ پیروی می کنند:
- بین سرخوشی و افسردگی ،
- بین تجلیل از تحولات مثبت و وسواس در مورد منفی ها ، و بنابراین
- بین گران قیمت و کم ارزش.
در واقع ، من اخیراً خطرات اصلی سرمایه گذاری به دو نفر را کاهش داده ام: خطر از دست دادن پول و خطر از دست دادن فرصت. این امکان وجود دارد که تا حد زیادی هر یک را از بین ببرد ، اما نه هر دو.
در اوایل کار من ، یک سرمایه گذار جانباز در مورد سه مرحله از بازار گاو نر به من گفت.
- اولین ، هنگامی که چند نفر از افراد آینده نگر اعتقاد دارند همه چیز بهتر می شود
- دوم ، هنگامی که بیشتر سرمایه گذاران متوجه می شوند که پیشرفت در واقع اتفاق می افتد
- سوم ، وقتی همه نتیجه بگیرند همه چیز برای همیشه بهتر می شود
من به سمت تلنگر ، سه مرحله از بازار خرس آمدم:
- اولین ، هنگامی که فقط چند سرمایه گذار متفکر تشخیص می دهند که ، با وجود صعودی غالب ، همه چیز همیشه گلگون نخواهد بود
- دوم ، هنگامی که بیشتر سرمایه گذاران تشخیص می دهند همه چیز رو به زوال است
- سوم ، وقتی همه چیز قانع شده فقط می تواند بدتر شود
آونگ نمی تواند همچنان به سمت یک افراط و تفریط ادامه دهد ، یا در یک افراط و تفریط زندگی می کند ، برای همیشه (اگرچه وقتی در بزرگترین اوضاع قرار می گیرد ، مردم به طور فزاینده ای این مسئله را به عنوان یک وضعیت دائمی توصیف می کنند).
مهمترین چیز مبارزه با تأثیرات منفی است
برای جلوگیری از از دست دادن پول در حباب ها ، مهمترین چیز در امتناع از پیوستن به هنگام حرص و آز و خطای انسانی است که باعث می شود مثبت بیش از حد مورد توجه قرار گیرند و منفی ها نادیده گرفته شوند.
مهمترین چیز مخالف گرایی است
با خرید آنچه همه دوست دارند ، مبلغ زیادی پول تهیه نمی شود. آنها با خرید آنچه همه دست کم می گیرند ساخته شده اند
من در سال 2008 فهمیدم - و به نظر می رسد که به نظر می رسد بسیار آشکار است - که گاهی شک و تردید ما را ملزم می کند که بگوییم ، "نه ، این خیلی بد است که درست باشد."
نکته ای که من از آن مطمئن هستم این است که تا زمانی که چاقو متوقف شده است ، گرد و غبار حل شده است و عدم اطمینان برطرف شده است ، هیچ معامله بزرگی باقی نمی ماند.
مهمترین چیز پیدا کردن معامله است
مواد اولیه برای این فرآیند شامل است
- لیستی از سرمایه گذاری های احتمالی ،
- برآورد ارزش ذاتی آنها ،
- این حس برای مقایسه قیمت آنها با ارزش ذاتی آنها ، و
- درک خطرات درگیر در هر یک و از تأثیر شمول آنها بر روی نمونه کارها مونتاژ شده است.
"سرمایه گذاری رشته انتخاب نسبی است."این بیان سی و پنج سال در کنار من ماند. عبارت ساده SID مظهر دو پیام مهم است. اول ، روند سرمایه گذاری باید دقیق و نظم و انضباط باشد. دوم ، این ضرورت تطبیقی است. چه قیمت ها افسرده باشند یا بالا باشند ، و آیا بازده آینده نگر بالا یا پایین است ، ما باید بهترین سرمایه گذاری های موجود در آنجا را پیدا کنیم. از آنجا که ما نمی توانیم بازار را تغییر دهیم ، اگر بخواهیم شرکت کنیم ، تنها گزینه ما انتخاب بهترین ها از امکاناتی است که وجود دارد. اینها تصمیمات نسبی هستند.
بیشتر سرمایه گذاران عملکرد گذشته را برون سپاری می کنند ، و انتظار دارند که روند ادامه روند به جای رگرسیون قابل توجه بسیار دور از میانگین باشد. متفکران سطح اول تمایل دارند که ضعف قیمت گذشته را نگران کننده بدانند ، نه به عنوان نشانه این که دارایی ارزان تر شده است.
برای جوشاندن همه اینها فقط به یک جمله ، من می گویم شرط لازم برای وجود معامله ها این است که ادراک باید از واقعیت بدتر باشد. این بدان معناست که بهترین فرصت ها معمولاً در بین کارهایی که بیشتر دیگران انجام نمی دهند یافت می شود. از این گذشته ، اگر همه نسبت به چیزی احساس خوبی داشته باشند و خوشحال شوند که به آن بپیوندند ، این قیمت مناسب نخواهد بود.
مهمترین چیز فرصت طلبی بیمار است
همیشه کارهای بزرگی وجود ندارد ، و گاهی اوقات ما با تشخیص و نسبتاً غیرفعال ، سهم خود را به حداکثر می رسانیم. فرصت طلبی بیمار - انتظار برای معامله ها - اغلب بهترین استراتژی شماست.
اگر از لیست چیزهایی که فروشندگان برای فروش انگیزه دارند به جای شروع با یک مفهوم ثابت درباره آنچه می خواهید در مورد آنچه می خواهید داشته باشید ، می توانید خرید بهتری داشته باشید.
اگر منتظر بمانید تا سرمایه گذاری به شما بیاید تا به دنبال تعقیب آنها باشید.
سرمایه گذاری بزرگترین تجارت در جهان است زیرا شما هرگز مجبور به نوسان هستید. شما در صفحه ایستاده اید. پارچ شما را در 47 سال جنرال موتورز پرتاب می کند! فولاد ایالات متحده در 39! و هیچ کس به شما اعتصاب نمی کند. هیچ مجازاتی به جز فرصت وجود ندارد. تمام روز منتظر زمینی هستید که دوست دارید. سپس ، هنگامی که مزارع در خواب هستند ، قدم می زنید و به آن ضربه می زنید.
شما می خواهید هنگامی که دیگران از آن فرار می کنند ، ریسک کنید ، نه وقتی که با شما رقابت می کنند تا این کار را انجام دهند.
اگر یک دارنده واحد مجبور به فروش شود ، ده ها خریدار برای اسکان در آنجا حضور خواهند داشت ، بنابراین ممکن است تجارت با قیمتی انجام شود که فقط کمی کاهش می یابد. اما اگر هرج و مرج گسترده باشد ، بسیاری از افراد مجبور به فروش همزمان می شوند و تعداد کمی از افراد در موقعیتی قرار می گیرند که نقدینگی لازم را تأمین کنند.
کلید در طول بحران این است که باشد
- عایق بندی شده از نیروهایی که نیاز به فروش دارند و
- در عوض موقعیت خریدار است.
برای برآورده کردن این معیارها ، یک سرمایه گذار به موارد زیر نیاز دارد:
- اعتماد به نفس به ارزش
- کم یا بدون استفاده از اهرم
- سرمایه بلند مدت
- معده قوی
فرصت طلبی بیمار ، که با یک نگرش متضاد و ترازنامه قوی ، می تواند سودهای شگفت انگیزی را در هنگام ذوب شدن به همراه داشته باشد.
مهمترین چیز دانستن آنچه شما نمی دانید
بیش از حد ارزیابی آنچه شما قادر به دانستن یا انجام آن هستید می تواند بسیار خطرناک باشد - در جراحی مغز ، مسابقه ترانسوسن یا سرمایه گذاری. تصدیق مرزهای آنچه می توانید بدانید - و کار کردن در آن محدودیت ها به جای اینکه فراتر از آن باشد - می تواند یک مزیت بزرگ به شما می دهد.
مهمترین چیز این است که برای جایی که ایستاده ایم ، حس کنیم
چرا به سادگی سعی نمی کنیم بفهمیم که ما از نظر هر چرخه در کجا ایستاده ایم و چه چیزی برای اقدامات ما دلالت دارد؟
وقتی دیگران بی پروا با اعتماد به نفس و خرید تهاجمی خریداری می کنند ، ما باید بسیار محتاط باشیم. وقتی دیگران از عدم تحرک یا هراس وحشت می کنند ، ما باید پرخاشگر شویم.
بنابراین به اطراف نگاه کنید و از خود بپرسید: آیا سرمایه گذاران خوش بین یا بدبین هستند؟
هفت کلمه ترسناک در جهان برای این سرمایه گذار متفکر - خیلی پول در تعقیب معاملات بسیار کمی - توضیحات غیرمعمول مناسب از شرایط بازار را ارائه می دهد.
مهمترین چیز قدردانی از نقش شانس است
در یک زمان معین در بازارها ، سودآورترین معامله گران احتمالاً آنهایی هستند که برای آخرین چرخه مناسب هستند. این اتفاق اغلب با دندانپزشکان یا پیانیست ها اتفاق نمی افتد - به دلیل ماهیت تصادفی.
یک تصمیم خوب تصمیمی است که یک شخص منطقی ، باهوش و آگاه تحت شرایطی که در آن زمان ظاهر می شد ، قبل از اینکه نتیجه شناخته شود ، می توانست ایجاد کند.
چندین چیز برای کسانی که جهان را به عنوان یک مکان نامشخص می بینند با هم جمع می شوند:
- احترام سالم به خطر
- آگاهی از اینکه ما نمی دانیم آینده چه چیزی را پشت سر می گذارد
- درک این که بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم مشاهده آینده به عنوان توزیع احتمال و سرمایه گذاری در آن است
- اصرار در سرمایه گذاری دفاعی
- و تأکید بر اجتناب از مشکلات.
برای من این چیزی است که سرمایه گذاری متفکرانه همه چیز در مورد آن است.
مهمترین چیز سرمایه گذاری دفاعی است
چارلی الیس ایده رامو را یک قدم جلوتر برد و آن را برای سرمایه گذاری اعمال کرد. نظرات وی در مورد کارآیی بازار و هزینه بالای تجارت باعث شد که وی نتیجه بگیرد که پیگیری برندگان در بورس سهام اصلی بعید است که برای سرمایه گذار پرداخت کند. درعوض ، باید سعی کنید از ضربه زدن به بازندگان خودداری کنید. من این دیدگاه سرمایه گذاری کاملاً قانع کننده را پیدا کردم.
حتی سرمایه گذاران بسیار ماهر نیز می توانند مقصر بدش باشند و شلیک بیش از حد می تواند به راحتی آنها را از دست بدهد. بنابراین ، دفاع - تأکید مهم بر جلوگیری از اشتباه کارها - بخش مهمی از بازی هر سرمایه گذار عالی است.
دفاع در واقع می تواند به عنوان تلاشی برای بازده های بالاتر تلقی شود ، اما بیشتر از طریق اجتناب از منهای نسبت به گنجاندن Pluses ، و بیشتر از طریق پیشرفت مداوم اما شاید متوسط نسبت به فلاش های گاه به گاه درخشش.
من فکر نمی کنم بسیاری از مشاغل مدیران سرمایه گذاری به پایان برسند زیرا آنها نتوانند به خانه های خود بپردازند. در عوض ، آنها از بازی خارج می شوند زیرا خیلی اوقات اعتصاب می کنند - نه به این دلیل که برندگان کافی ندارند ، بلکه به این دلیل که بازنده های زیادی دارند.
آنها بیش از حد شرط می بندند که فکر می کنند یک ایده برنده یا یک دیدگاه صحیح از آینده دارند ، و به جای متنوع سازی ، اوراق بهادار خود را متمرکز می کنند.
آنها با تغییر بیش از حد منابع خود یا تلاش برای زمان بازار ، هزینه های معامله بیش از حد را متحمل می شوند.
آنها به جای اینکه اطمینان حاصل کنند که قادر به زنده ماندن از محاسبه اشتباه اجتناب ناپذیر یا سکته مغزی بدشانسی هستند ، اوراق بهادار خود را برای سناریوهای مطلوب و برای نتایج امیدوار می کنند.
هرچه آبهایی که در آن ماهیگیری می کنید ، چالش برانگیزتر و بالقوه تر باشد ، احتمال اینکه ماهیگیران ماهر را به خود جلب کنند ، بیشتر است.
سرمایه گذاری دفاعی بسیار ارجیت به نظر می رسد ، اما من می توانم آن را ساده کنم: سرمایه گذاری ترسیده! نگران احتمال از دست دادن باشید. نگران این باشید که چیزی وجود دارد که شما نمی دانید. نگران این باشید که می توانید تصمیمات با کیفیت بالا بگیرید اما هنوز هم در اثر بدشانسی یا وقایع غافلگیرانه مورد اصابت قرار خواهید گرفت. سرمایه گذاری ترسیده باعث جلوگیری از سرگرمی می شود. نگهبان شما را بالا نگه می دارد و آدرنالین ذهنی شما جاری می شود. شما را به حاشیه ایمنی کافی تبدیل می کند. و این شانس را افزایش می دهد که نمونه کارها شما برای انجام موارد اشتباه آماده شده است. و اگر هیچ مشکلی پیش نرود ، مطمئناً برندگان از خود مراقبت می کنند.
مهمترین چیز جلوگیری از مشکلات است
نمونه کارها که حاوی ریسک بسیار کمی است ، می تواند شما را در یک بازار گاو نر کم تحرک کند ، اما هیچ کس تا به حال از این موضوع دور نمی شود. سرنوشت بسیار بدتری وجود دارد.
سرمایه گذاران متوسط اگر بتوانند از مشکلات جلوگیری کنند ، خوشبخت هستند ، در حالی که سرمایه گذاران برتر به دنبال استفاده از آنها هستند. بیشتر سرمایه گذاران امیدوارند که وقتی حرص و طمع قیمت سهام را بیش از حد بالا برده ، خریداری نکنند ، یا حتی شاید بفروشند. اما سرمایه گذاران برتر ممکن است آن را کوتاه بفروشند تا بتوانند در هنگام کاهش قیمت سود ببرند. ارتکاب شکل سوم خطا - E. g ، عدم موفقیت در کوتاه کردن سهام بیش از حد - یک نوع اشتباه متفاوت ، خطایی برای حذف است ، اما احتمالاً یکی از سرمایه گذاران مایل به زندگی با آن هستند.
مهمترین چیز اضافه کردن ارزش است
من قصد دارم دو دوره از تئوری سرمایه گذاری را معرفی کنم. یکی بتا است ، اندازه گیری حساسیت نسبی یک نمونه کارها به حرکات بازار. مورد دیگر آلفا است که من به عنوان مهارت سرمایه گذاری شخصی یا توانایی تولید عملکردی که مربوط به حرکت بازار نیست ، تعریف می کنم.
پیش بینی می شود یک نمونه کارها با بتا بالاتر از 1 از بازار مرجع بی ثبات تر باشد و بتا زیر 1 به معنای بی ثبات بودن آن خواهد بود. بازده بازار توسط بتا را ضرب کنید و بازدهی را که باید از یک نمونه کارها معین انتظار می رود به دست بیاورید ، دریافت می کنید و منابع غیر سیستماتیک ریسک را از بین می برد. اگر بازار 15 درصد رشد داشته باشد ، یک نمونه کارها با بتا 1. 2 باید 18 درصد برگردد (به علاوه یا منهای آلفا).
طبق نظریه ، بنابراین ، فرمول توضیح عملکرد نمونه کارها (Y) به شرح زیر است: y = α + βx در اینجا α نمادی برای آلفا است ، β مخفف بتا است ، و X بازگشت بازار است. بازده مربوط به بازار نمونه کارها برابر با زمان بتا بازده بازار است و آلفا (بازده مرتبط با مهارت) برای رسیدن به کل بازده اضافه می شود (البته نظریه می گوید هیچ چیز مانند آلفا وجود ندارد).
من هنوز نشنیده ام که کسی به طرز قانع کننده ای توضیح دهد که چرا مهم است که بازار را به خوبی انجام دهید. نه ، در سالهای خوب متوسط به اندازه کافی خوب است.
مهمترین چیز این است که همه را به هم جمع کنیم
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 73
تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: 23:14