در قرون وسطی ، هنگامی که پول در درجه اول از سکه ها تشکیل می شد ، سکه های نقره ای و طلا به طور همزمان گردش می کردند. از آنجا که دولت ها به طور فزاینده ای برای تصاحب این سکه به دست می آمدند و به ویژه که پول وفاداری معرفی شد ، آنها واحدهای پولی اسمی (ارزش اسمی) خود را از نظر وزن ثابت نقره یا طلا مشخص کردند. برخی از آنها یک استاندارد دو فلزی ملی را اتخاذ کردند ، با وزن ثابت برای هر دو طلا و نقره بر اساس مقادیر نسبی خود در یک تاریخ معین - برای مثال ، 15 اونس نقره برابر 1 اونس طلا (به دوتالیسم مراجعه کنید). با تغییر قیمت ها ، پدیده مرتبط با قانون گرشام اطمینان داد که استاندارد دو فلزی در یک استاندارد مونومتری تخریب می شود. اگر به عنوان مثال ، مقدار نقره ای که به عنوان معادل پولی 1 اونس طلا (15 تا 1) تعیین شده بود ، کمتر از مقدار است که می توان در بازار برای 1 اونس طلا خریداری کرد (مثلاً 16 تا 1) ، هیچ کسباعث می شود طلا به صورت ابداع شود. در عوض دارندگان طلا می توانند با خرید نقره در بازار ، 16 اونس برای هر اونس طلا دریافت کنند. آنها سپس 15 اونس نقره را به نعناع می بردند تا ابداع شوند و پرداخت طلا را بپذیرند.
ادامه این مبادله سودآور طلا را از نعناع تخلیه کرد و نعناع را با سکه نقره ای رها کرد. در این مثال نقره ای ، فلز ارزان تر در بازار ، طلا را "بیرون زد" و استاندارد شد. این اتفاق در بیشتر کشورهای اروپا رخ داده است ، به طوری که تا اوایل قرن نوزدهم همه به طور موثری مطابق با استاندارد نقره بودند. از طرف دیگر ، در انگلیس ، نسبت مستقر در قرن 18 به توصیه سر اسحاق نیوتن ، سپس به عنوان استاد نعنا ، طلای بیش از حد خدمت می کند و بنابراین منجر به یک استاندارد طلای مؤثر می شود. در ایالات متحده نسبت 15 اونس نقره به 1 اونس طلا در سال 1792 تعیین شد. این نسبت نقره ای بیش از حد ارزشمند ، بنابراین نقره استاندارد شد. سپس در سال 1834 نسبت به 16 به 1 تغییر یافت ، که طلا را بیش از حد ارزیابی می کرد ، بنابراین طلا دوباره استاندارد شد.
استاندارد طلا
اکتشافات بزرگ طلا در کالیفرنیا و استرالیا در دهه 1840 و 50 کاهش موقت در ارزش طلا از نظر نقره ایجاد کرد. این تغییر قیمت ، به علاوه تسلط بریتانیا در امور مالی بین المللی ، منجر به تغییر گسترده از یک استاندارد نقره به یک استاندارد طلا شد. آلمان طلا را به عنوان استاندارد خود در سال 1871-73 به تصویب رساند ، اتحادیه پولی لاتین (فرانسه ، ایتالیا ، بلژیک ، سوئیس) این کار را در سالهای 1873-74 انجام داد ، و اتحادیه اسکاندیناوی (دانمارک ، نروژ و سوئد) و هلند در سال 1875 - دنبال شد - در سال 187 5-76تا دهه های پایانی قرن ، نقره فقط در خاور دور (به ویژه چین) مسلط بود. در جای دیگر استاندارد طلا حاکم بود.(همچنین به حرکت نقره ای رایگان مراجعه کنید.)
اوایل قرن بیستم دوران عالی استاندارد بین المللی طلا بود. سکه های طلا در بیشتر جهان گردش می کنند. پول کاغذی ، چه توسط بانک های خصوصی و چه توسط دولت ها صادر شده است ، در صورت تقاضا به سکه های طلا یا شمش طلا با قیمت رسمی (با اضافه کردن هزینه اندک) قابل تبدیل بود ، در حالی که سپرده های بانکی به سکه طلا یا ارز کاغذی تبدیل می شدند کهخود به طلا قابل تبدیل بود. در چند کشور یک نوع جزئی حاکم بود-به اصطلاح استاندارد مبادله طلا ، که براساس آن ذخایر یک کشور نه تنها طلا بلکه ارزهای سایر کشورها را که به طلا تبدیل می شدند ، شامل می شد. ارزها با قیمت ثابت به ارز کشور دیگری (معمولاً پوند استرلینگ پوند انگلیس) که خود به طلا قابل تبدیل بود ، رد و بدل شدند.
مسابقه بریتانیا مسابقه پول شما چیست
شیوع استاندارد طلا به این معنی بود که در واقع ، پولی در جهان وجود داشت که در کشورهای مختلف توسط نامهای مختلف نامیده می شد. به عنوان مثال ، یک دلار آمریکا به عنوان 23. 22 دانه طلای خالص (25. 8 دانه طلا 9/10 خوب) تعریف شده است. استرلینگ پوند انگلیس به عنوان 113. 00 دانه طلای خالص (123. 274 دانه طلا 11/12 جریمه) تعریف شده است. بر این اساس ، 1 پوند انگلیس برابر با 4. 8665 دلار ایالات متحده (113. 00/23. 22) در برابری رسمی بود. نرخ واقعی ارز می تواند از این مقدار فقط با مبلغی که مربوط به هزینه حمل طلا باشد ، منحرف شود. اگر قیمت پوند استرلینگ از نظر دلار از این قیمت برابری در بازار ارز فراتر رفته باشد ، شخصی در نیویورک سیتی که بدهی برای پرداخت در لندن داشت ، ممکن است متوجه شود ، به جای خرید پوند مورد نیاز در بازار ، ITارزان تر بود که به یک دلار در یک بانک یا از زیر آب ایالات متحده آمریکا طلا بدست آورد ، طلا را به لندن ارسال کرد و از بانک انگلیس برای طلا دریافت کرد. پتانسیل چنین مبادله ای حد بالایی را برای نرخ ارز تعیین می کند. به همین ترتیب ، هزینه حمل و نقل طلا از انگلیس به ایالات متحده حد پایین تری را نشان می دهد. این محدودیت ها به عنوان نقاط طلا شناخته می شدند.
طبق چنین استاندارد بین المللی طلا ، مقدار پول در هر کشور با یک فرآیند تعدیل شناخته شده به عنوان مکانیسم تنظیم قیمت-جریان قیمت تعیین می شود. این فرایند ، که توسط اقتصاددانان قرن 18 و نوزدهم مانند دیوید هیوم ، جان استوارت میل و هنری تورنتون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است به شرح زیر است: افزایش مقدار یک کشور خاص ، تمایل به افزایش قیمت در آن کشور نسبت به قیمت ها داردکشورهای دیگر. این افزایش قیمت ها ضمن تشویق واردات ، صادرات را دلسرد می کند. کاهش عرضه ارز خارجی (از فروش صادرات کمتر) به علاوه افزایش تقاضا برای ارز خارجی (برای پرداخت واردات) تمایل به افزایش قیمت ارز خارجی از نظر ارز داخلی دارد. به محض اینکه این قیمت به نقطه طلای بالایی رسید ، طلا از کشور به کشورهای دیگر منتقل می شود. کاهش میزان طلا به نوبه خود باعث کاهش کل پول می شود ، زیرا بانک ها و نهادهای دولتی با دیدن کاهش ذخایر طلای آنها ، می خواهند با کاهش ادعاهای علیه طلا که برجسته بودند ، خود را در برابر خواسته های بیشتر محافظت کنند. این تمایل به پایین آمدن قیمت در خانه دارد. هجوم طلا در خارج از کشور تأثیر متضاد خواهد داشت و مقدار پول در آنجا را افزایش می دهد و قیمت ها را افزایش می دهد. این تنظیمات تا زمانی که جریان طلا متوقف شود یا معکوس شود ادامه خواهد یافت.
دقیقاً همان مکانیسم در یک منطقه ارز یکپارچه عمل می کند. این مکانیسم تعیین می کند که در ایلینویز چقدر پول در مقایسه با میزان سایر ایالات متحده آمریکا وجود دارد یا اینکه در ولز چقدر در مقایسه با میزان موجود در سایر مناطق انگلستان وجود دارد. از آنجا که استاندارد طلا در اوایل قرن بیستم بسیار رواج داشت ، بیشتر دنیای تجاری به عنوان یک منطقه ارز یکپارچه فعالیت می کردند. یکی از مزیت های پیروی گسترده به استاندارد طلا ، توانایی آن در محدود کردن قدرت دولت ملی برای مشارکت در گسترش پولی غیرمسئولانه بود. این همچنین ضرر بزرگ آن بود. در دوره ای از دولت بزرگ و سیاست های تمام اشتغال ، یک استاندارد طلای واقعی می تواند دست دولت ها را در یکی از مهمترین زمینه های سیاست-آن سیاست پولی-گره بزند.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : احمد قانع پور
بازدید : 52
تاريخ : يکشنبه
27 فروردين
1402 ساعت: :