بانک ژاپن

ساخت وبلاگ

Home> About the Bank> Speeches and Statements> Speeches 1996 2010> Speeches 2001>مقاله ای بر اساس سخنرانی توسط کازوو اودا ، عضو هیئت مدیره سیاست بانک ژاپن ، در جلسه نیمه سالانه انجمن اقتصاد پولی ژاپن در 29 سپتامبر 2001 (دام نقدینگی ژاپن و سیاست پولی)

تله نقدینگی ژاپن و سیاست پولی

بر اساس سخنرانی توسط کازوو اودا ، عضو هیئت مدیره سیاست ، در جلسه نیمه سالانه انجمن اقتصاد پولی ژاپن که در 29 سپتامبر 2001 در دانشگاه فوکوشیما در شهر فوکوشیما برگزار شد. این نسخه ترجمه شده و تجدید نظر شده از این نسخه استمتن ژاپنی که در ماه اکتبر منتشر شد.

27 دسامبر 2001 بانک ژاپن

فهرست

مقدمه

من حرفه خود را در دانشگاه ترک کردم تا عضو هیئت مدیره سیاست ، بالاترین تصمیم گیری بانک ژاپن (BOJ) شوم. اما باید بگویم که برخی از آنها به دلیل ناکافی از وضعیت واقعی اقتصادی و سیاست پولی مبتنی بر سوء تفاهم بودند. از طرف دیگر ، بسیاری در دنیای دانشگاهی به وضوح از رویکرد ظاهراً BOJ برای تسکین پولی ناراضی هستند. پر کردن شکاف بین دیدگاه های BOJ و دنیای دانشگاهی آسان نیست ، اما امیدوارم که گفتار من امروز به درک بهتر این دو کمک کند.

به عبارت ساده تر ، به نظر می رسد اقتصاددانان از گزاره هایی حمایت می کنند که در شرایط عادی صادق هستند ، یعنی وقتی نرخ بهره بسیار بالاتر از صفر باشد. BOJ برای گزینه های خط مشی که در نزدیکی تله نقدینگی معتبر هستند ، در تلاش است. به عنوان مثال ، برخی از افراد خارجی ادعا کردند که اگر BOJ نتواند نرخ بهره بازار پول را به دلیل محدودیت صفر کاهش دهد ، باید به سادگی پایه پولی را افزایش دهد. با این حال ، تقریباً تعریفی از یک دام نقدینگی است که افزایش در پایه پولی به خودی خود تنها تأثیرات جزئی بر اقتصاد ایجاد می کند. زندگی بسیار آسان خواهد بود زیرا BOJ افزایش ساده ای در پایگاه پولی منجر به افزایش قابل توجه در سطح قیمت عمومی می شود. در عوض ، BOJ بسیار سخت فکر کرده و انواع اقدامات سیاسی را انجام داده است ، و سعی در غلبه بر دشواری های ایجاد شده توسط تله نقدینگی دارد. در این سخنرانی ابتدا از نظر تئوری آنچه را که بانکهای مرکزی می توانند نزدیک به نرخ بهره صفر انجام دهند ، ارائه خواهم داد ، و سپس به سیاست پولی گذشته BOJ نگاه می کنم. با این حال ، پشیمان می شوم که به دلایل آشکار نمی توانم در مورد دوره آینده سیاست پولی به تفصیل اظهار نظر کنم.

II. سیاست پولی نزدیک به صفر نرخ بهره

الف) محدودیت در سیاست پولی BOJ در طی سالهای 1995-1999

از اواسط دهه 1990 به طور گسترده دو محدودیت اساسی در سیاست های پولی وجود داشته است. یکی از آنها انعطاف پذیری نزولی محدود نرخ تماس یک شبه بوده است زیرا نرخ در نیمه دوم سال 1995 زیر 1 درصد کاهش یافته است (به نمودارها [PDF 841KB] -CHART1 مراجعه کنید). محدودیت دیگر قدرت محدود هرگونه اقدامات تسکین پولی است که برای تحریک اقتصاد به دلیل مشکل غیرقانونی وام سیستم مالی ژاپن انجام شده است.

در مواجهه با نرخ نزدیک به صفر تا منفی تورم در این دوره ، بسیاری از اقتصاددانان ، از جمله دانشگاهیان ، این دیدگاه را ابراز کرده اند که اگر BOJ به اندازه کافی پایه پولی را افزایش دهد ، قیمت ها افزایش می یابد. با این حال ، به نظر نمی رسد که این دیدگاه به طور کامل دو محدودیت ذکر شده در بالا را در نظر بگیرد. معادله "HV = PY" را در نظر بگیرید که H ، P ، Y و V به ترتیب نشان دهنده پایه پولی ، سطح قیمت عمومی ، تولید ناخالص داخلی واقعی و سرعت پایه پولی هستند. این دیدگاه که قیمت ها و تولید ناخالص داخلی اسمی (PY) به افزایش H پاسخ می دهند اگر V پایدار باشد. با این حال ، همانطور که در نمودارهای [PDF 841KB] -CHART2 نشان داده شده است ، V از اوایل دهه 1990 به طور پیوسته کاهش یافته است. بنابراین ، تولید ناخالص داخلی اسمی یا با وجود افزایش قابل توجه در پایه پولی ، فقط به طور متوسط افزایش یافته یا کاهش یافته است. در بعضی مواقع حتی افزایش پایگاه پولی حتی به این دلیل که مردم دیگر آن را نمی خواستند ، حتی دشوار بود.

به طور معمول ، افزایش در پایه پولی باعث کاهش نرخ بهره می شود که به نوبه خود تقاضا برای کالاها و خدمات را تحریک می کند. افزایش در پایه پولی از وام موسسات مالی به شرکتها و خانوارهایی که کالاها و خدمات خریداری می کنند ، پشتیبانی می کند. با این حال ، این مکانیسم از اواسط دهه 1990 به دلیل نرخ بهره بسیار پایین و مشکل وام غیر عامل مختل شده است. 1 در ادامه من در مورد سیاست پولی BOJ بیشتر در رابطه با اولین دو محدودیت ، یعنی صفر محدود به نرخ بهره اسمی بحث خواهم کرد.

  1. درک این نکته ساده تر با استفاده از یک مدل نظری بر اساس این فرض که اوراق قرضه و وام های بانکی جایگزین های ناقص برای یکدیگر هستند ، نه یک مدل ساده IS-LM. Beanke و Blinder (1988) از چنین مدلی استفاده می کنند تا نشان دهند که یک تغییر رو به پایین در عملکرد عرضه اعتبار ، اثرات تورم را بر اقتصاد به وجود می آورد.

ب - تله نقدینگی و گزینه های سیاست پولی

"تله نقدینگی" به طرق مختلف تعریف شده است که باعث ایجاد سردرگمی شده است. در اینجا می خواهم به سادگی تله نقدینگی را به عنوان وضعیتی تعریف کنم که جایی برای کاهش نرخ های بهره اسمی وجود ندارد. بر اساس این تعریف، بازار پول ژاپن چند سالی است که تقریباً در تله نقدینگی قرار گرفته است. با این حال، در مورد نرخ های بهره بلندمدت، قضاوت در مورد اینکه آیا این نرخ ها می توانند بیشتر از سطوح اخیر کاهش پیدا کنند، دشوار است. 2

زمانی که نرخ بهره بازار پول نزدیک به صفر است، سه گزینه برای تسهیل بیشتر پولی را می توان در نظر گرفت. اولاً، اگر نرخ کوتاه مدت بسیار پایین باشد اما صفر درصد نباشد، می توان با افزایش پایه پولی، نرخ را تا حد امکان نزدیک به صفر کاهش داد. دوم، BOJ می تواند با قول دادن به تداوم تسهیلات پولی در آینده، انتظارات نهادهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. برخی این را اثر تعهد یا مدت زمان سیاست نامیده اند. سوم، BOJ می تواند با خرید دارایی هایی غیر از اوراق بهادار کوتاه مدت دولت ژاپن، عملیات های غیرمتعارف را انجام دهد.

بگذارید سه گزینه را با دقت بیشتری مورد بحث قرار دهیم. اول اینکه می توان با افزایش پایه پولی تا جایی که اقتصاد به معنای واقعی کلمه در دام نقدینگی گرفتار شود، نرخ بهره بازار پول را تا حد امکان به صفر کاهش داد. پس از ورود به تله، صرفاً افزایش پایه پولی تقریباً بی معنی می شود. مردم به جای دارایی های مالی کوتاه مدت، پول را نگه می دارند، زیرا از نقدینگی پول سود می برند، حتی به قیمت سود از دست رفته. در حالت تعادل، مطلوبیت نهایی نگهداری پول بیشتر و هزینه فرصت نگهداری پول به جای دارایی های بهره دار، یعنی نرخ بهره اسمی، باید یکسان باشد. بنابراین، زمانی که نرخ های بهره بازار پول تقریباً صفر است، سود نهایی حفظ پایه پولی تقریباً صفر است، به این معنی که عرضه پول بیشتر بی معنی است یا مردم از خدمات نقدینگی ارائه شده توسط پول راضی هستند. 3 در واقع، زیر اشتراک، وضعیتی که در آن مبلغ کل پیشنهادات در عملیات بازار پول کمتر از کل پیشنهاد است، در عملیات تامین وجوه BOJ به طور مکرر مشاهده شده است.

گزینه دوم خط مشی ، اثر مدت زمان ، تعهد به حفظ نزدیک به صفر نرخ بهره یا عرضه کافی نقدینگی نه تنها در آینده نزدیک ، بلکه در آن است. چنین تعهدی شامل انتظارات از افزایش آینده در نرخ بهره کوتاه مدت خواهد بود. نرخ بهره بلند مدت فعلی ، که تقریباً میانگین نرخ های کوتاه مدت مورد انتظار است ، بر این اساس کاهش می یابد و بر قیمت سایر دارایی های مالی و به نوبه خود تقاضا برای کالاها و خدمات تأثیر می گذارد. 4 کروگمن همچنین استدلال کرده است که این تعهد باعث افزایش انتظارات تورم از اشخاص اقتصادی و کاهش نرخ بهره واقعی می شود ، بنابراین مستقیماً تقاضا برای کالاها و خدمات را تحریک می کند. 5

گزینه سوم خط مشی این است که یک بانک مرکزی برای خرید دارایی های غیر سنتی مانند اوراق قرضه دولتی ، ارزهای خارجی ، اوراق بهادار شرکت ها ، سهام یا املاک و مستغلات که به طور ناقص برای پول پایه قابل جایگزین تر از اوراق بهادار کوتاه مدت دولتی هستند ، خریداری کند. همانطور که گفته شد ، عملیات بانک مرکزی که به تبادل جایگزین های کامل می رسد تأثیر کمی بر اقتصاد می گذارد. چنین عملیات غیر سنتی مؤثر است زیرا آنها مستقیماً قیمت دارایی های مورد نظر را تغییر می دهند. با این حال ، مزایا و هزینه های احتمالی این گزینه سیاست پولی بسیار نامشخص است.

به طور خاص ، اقتصاددانان مدتهاست که در مورد اینکه آیا اوراق قرضه بلند مدت دولت جایگزین های کاملی برای اوراق بهادار کوتاه مدت دولت است ، بحث کرده اند. اگر اینگونه باشند ، آنها به عنوان کاندیدای عملیات غیر سنتی واجد شرایط نیستند. در حقیقت ، گزینه دوم فوق ، تعهد از نظر مدت زمان سیاست ، تا حد زیادی همان تأثیر خریدهای مستقیم اوراق قرضه دولتی بلند مدت را تولید می کند. با این حال ، اگر اوراق قرضه دولت بلند مدت جایگزین کاملی برای پایگاه پولی یا صورتحساب های کوتاه مدت دولت نباشد ، به عبارت دیگر ، اگر حق بیمه خطر در اوراق قرضه دولت بلند مدت وجود داشته باشد ، ممکن است یک بانک مرکزی بتواند در طولانی مدت تأثیر بگذاردنرخ بهره با خرید اوراق قرضه بلند مدت دولت.

بگذارید در مورد عملیات مربوط به ارزی اظهار نظر کنم. اول ، در ژاپن مسئولیت عملیات در بازار ارز برای تثبیت نرخ ارز توسط قانون به وزارت دارایی اختصاص می یابد ، و نه به BOJ. دوم ، این دیدگاه وجود دارد که تأثیر مداخلات بر نرخ ارز خارجی در صورت عقیم سازی کاهش می یابد. با این حال ، تقریباً بی معنی است که در مورد تمایز بین مداخلات استریل شده و غیرقانونی تحت نرخ بهره صفر بحث کنیم. این امر به این دلیل است که تفاوت بین این دو تنها به انجام عملکرد BOJ در اوراق بهادار کوتاه مدت دولت و افزایش در پایه پولی است: پول پایه و اوراق بهادار کوتاه مدت تقریباً جایگزین های کاملی برای یکدیگر هستند که قبلاً گفته شد. سرانجام ، به همین دلیل ، وزارت دارایی می تواند یک عملیات سیاست های پولی غیر سنتی را با نرخ بهره صفر انجام دهد. یعنی می تواند با صدور صورتحساب خزانه ، ارز خارجی بخرد. این عملیات تقریباً مشابه خرید BOJ از ارز خارجی با گسترش پایگاه پولی است.

  1. 2 مفهوم کینز در مورد یک تله نقدینگی وضعیتی است که نرخ بهره بلند مدت به حدی پایین می آید که مردم انتظار دارند که فقط بتوانند افزایش یابد و بنابراین ترجیح می دهند به جای اوراق قرضه برای جلوگیری از ضرر سرمایه ، پول داشته باشند. در چنین شرایطی ، نرخ بهره بلند مدت نمی تواند پایین بیاید. با این حال ، این که آیا چنین شرایطی می تواند یک تعادل پایدار باشد ، موضوعی جالب برای مطالعه آینده است. با توجه به پرونده ژاپن ، نرخ اوراق قرضه دولت ژاپن (JGB) در سپتامبر 1998 به زیر 0. 8 درصد کاهش یافت اما به سرعت در دسامبر 1998 به بیش از 2 درصد بازگشت. اوضاع در پاییز ممکن است یا ممکن است دام نقدینگی نباشد.
  2. 3 همانطور که در بخش بعدی توضیح داده شده است ، BOJ اخیراً نرخ شبانه را به آنچه احتمالاً حداقل سطح مثبت است ، هدایت کرده است ، اما کاملاً صفر نیست. به همین دلیل یا به دلایل دیگر نظری ، ممکن است مردم هنوز از تعادل پول بزرگتر بهره مند شوند. در حقیقت ، موضع فعلی سیاست BOJ ، اگرچه کاملاً به چنین تأثیراتی متکی نیست ، اما چنین امکان را در بر می گیرد. شبیه سازی در مورد اندازه چنین اثرات انجام شده توسط ، به عنوان مثال ، مک کالوم (2000) نشان می دهد که اثرات ، در صورت وجود ، بسیار اندک است.
  3. 4 به طور دقیق تر ، ممکن است استدلال کند که ، تا زمانی که شرکت کنندگان در بازار منطقی آن را برای یک بانک مرکزی مناسب برای حفظ نرخ سود کوتاه مدت با صفر درصد بدانند ، آنها فکر می کنند که یک بانک مرکزی به احتمال زیاد این کار را خواهد کرد. از این رو ، تعهد بانک مرکزی برای ادامه سیاست آسان پولی خود در آینده تنها درصورتی مؤثر است که حتی پس از آنکه مناسب برای افزایش آن باشد ، می تواند نرخ بهره را در سطح بسیار کم حفظ کند. حتی اگر بانک مرکزی تصمیم نگیرد که این کار را انجام دهد ، با این حال ، تعهد شدید آن برای ادامه موضع تسکین پولی در آینده باعث کاهش عدم اطمینان در سیاست های پولی آینده و ایجاد اثرات تسکین می شود. برای جزئیات بیشتر ، به UEDA (2000) مراجعه کنید.
  4. 5 به عنوان مثال ، Krugman (1998) را ببینید.

iiiسیاست پولی از اواخر دهه 1990 تا به امروز

الف) بحران نقدینگی در سال 1997-98 و سیاست های پولی در این دوره

براساس تحلیل نظری که قبلاً ارائه شده بود ، من بعد از سیاست های پولی که در اواخر دهه 1990 تا به امروز اجرا شد ، بحث خواهم کرد ، با شروع دوره بین 1997 تا 1999. در طول 1997-1998 عدم موفقیت مؤسسات مالی ژاپن مانند اوراق بهادار سانیو در سال 1997 ،توسط بانک اعتبار بلند مدت ژاپن و بانک اعتباری نیپون در سال 1998 ، احساس بحران در سیستم مالی ژاپن ایجاد کرد. بحران بین المللی مالی ناشی از پیش فرض دولت روسیه در اوراق قرضه آن به استرس اضافه شده است. حق بیمه ریسک و تقاضای نقدینگی به شدت در بازارهای مالی افزایش یافته است. بنابراین ، در بازارهای بین المللی مالی ، اعتبار بانکهای ژاپنی رو به وخامت گذاشت و حق بیمه ژاپن ، نرخ بهره اضافی بانک های ژاپنی هنگام جمع آوری وجوه دلار آمریکا ، باید به سطح بی سابقه ای بپردازند. در بازار پول در ژاپن ، اصطلاح حق بیمه منعکس کننده افزایش تقاضا در موسسات مالی است. علاوه بر این ، برخی از بانک ها مجبور بودند حق بیمه بسیار بالاتری را نسبت به سایرین بپردازند. اقتصاد به یک بحران جدی نقدینگی رفت. وام بانکی و هزینه کالاها و خدمات به طرز فجیعی کاهش یافته است.

BOJ با اجرای کامل سه گزینه سیاست پولی که قبلاً ذکر شد ، به بحران پاسخ داد. این امر به شدت عرضه نقدینگی را برای القاء کاهش نرخ بهره بازار پول افزایش داد و نرخ یک شبه از حدود 0. 5 درصد در سپتامبر 1998 به نزدیک به صفر درصد در مارس 1999 کاهش یافت. در آوریل 1999 ، BOJ تعهد خود را برای حفظ این امر اعلام کردنرخ بهره صفر تا زمانی که نگرانی های تورم برطرف نشده بود-استفاده از اثر مدت زمان. ترکیبی از نرخ بهره صفر و تعهد مدت زمان گاهی "سیاست نرخ بهره صفر" لقب گرفته است. برای حمایت از این اقدامات ، BOJ برخی از عملیات غیر متعارف را انجام داد. این دامنه عملیات repo CP را گسترش داد و اوراق قرضه شرکت ها و اوراق بهادار تحت حمایت دارایی را به لیست وثیقه واجد شرایط در عملیات بازار BOJ اضافه کرد. همچنین وام های بانکهای خصوصی را متناسب با افزایش حجم آنها مجدداً بازپرداخت کرد.< Span> BOJ با اجرای کامل سه گزینه سیاست پولی که قبلاً ذکر شد ، به بحران پاسخ داد. این امر به شدت عرضه نقدینگی را برای القاء کاهش نرخ بهره بازار پول افزایش داد و نرخ یک شبه از حدود 0. 5 درصد در سپتامبر 1998 به نزدیک به صفر درصد در مارس 1999 کاهش یافت. در آوریل 1999 ، BOJ تعهد خود را برای حفظ این امر اعلام کردنرخ بهره صفر تا زمانی که نگرانی های تورم برطرف نشده بود-استفاده از اثر مدت زمان. ترکیبی از نرخ بهره صفر و تعهد مدت زمان گاهی "سیاست نرخ بهره صفر" لقب گرفته است. برای حمایت از این اقدامات ، BOJ برخی از عملیات غیر متعارف را انجام داد. این دامنه عملیات repo CP را گسترش داد و اوراق قرضه شرکت ها و اوراق بهادار تحت حمایت دارایی را به لیست وثیقه واجد شرایط در عملیات بازار BOJ اضافه کرد. همچنین وام های بانکهای خصوصی را متناسب با افزایش حجم آنها مجدداً بازسازی کرد. BOJ با اجرای کامل سه گزینه سیاست پولی که قبلاً ذکر شد ، به بحران پاسخ داد. این امر به شدت عرضه نقدینگی را برای القاء کاهش نرخ بهره بازار پول افزایش داد و نرخ یک شبه از حدود 0. 5 درصد در سپتامبر 1998 به نزدیک به صفر درصد در مارس 1999 کاهش یافت. در آوریل 1999 ، BOJ تعهد خود را برای حفظ این امر اعلام کردنرخ بهره صفر تا زمانی که نگرانی های تورم برطرف نشده بود-استفاده از اثر مدت زمان. ترکیبی از نرخ بهره صفر و تعهد مدت زمان گاهی "سیاست نرخ بهره صفر" لقب گرفته است. برای حمایت از این اقدامات ، BOJ برخی از عملیات غیر متعارف را انجام داد. این دامنه عملیات repo CP را گسترش داد و اوراق قرضه شرکت ها و اوراق بهادار تحت حمایت دارایی را به لیست وثیقه واجد شرایط در عملیات بازار BOJ اضافه کرد. همچنین وام های بانکهای خصوصی را متناسب با افزایش حجم آنها مجدداً بازپرداخت کرد.

حتی پس از آوریل 1999 ، خواستار اقدامات راحت تر ، معمولاً تحت عنوان "تسکین کمی" ، همچنان قوی بود. با این حال ، به نظر می رسد چنین تماسهایی مبتنی بر سوء تفاهم در مورد کار سیاست های پولی در آن زمان بوده است. دلایل به شرح زیر است. اول ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، کاهش کمی از طریق افزایش پایه پولی از نظر تئوری از نظر نظری برای اقتصاد در یک تله نقدینگی ، یعنی وقتی نرخ بهره بازار پول تقریباً صفر درصد است. دوم ، حتی پل کروگمن ، طرفدار قوی "کاهش کمی" در رابطه با سیاست پولی ژاپن ، اعتراف می کند که کاهش کمی از طریق افزایش پایه پولی به خودی خود برای اقتصاد در یک تله نقدینگی ناکارآمد است و گزینه های دیگری را ارائه می دهد. ایده او این است که BOJ متعهد به تسکین آینده ، به عنوان مثال ، به افزایش دائمی و نه موقت در پایگاه پولی ، که تأثیر آن بر انتظارات تورم فعلی خواهد بود. علاوه بر این ، وی خاطرنشان می کند که چنین سیاستی می تواند با قول حفظ نرخ بهره در سطح پایین حتی پس از افزایش نرخ تورم ، به طور متناوب انجام شود. 6 سیاست نرخ بهره صفر که BOJ که از آوریل 1999 اجرا شد ، نمونه ای از چنین سیاستی بود و همچنین می تواند به عنوان یک شکل ضعیف از هدف قرار دادن تورم در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر ، BOJ در واقع یک کاهش کمی "کروگمن" را انجام می داد. جای تاسف بود که این نکته توسط بسیاری از اقتصاددانان کاملاً درک نشده است. با این حال ، عادلانه بودن ، تعهد BOJ کمی مبهم و جاه طلب تر از پیشنهاد کروگمن بود. وی پیشنهاد کرد که هدف تورم بالا 4-5 درصد را اتخاذ کند ، اما تعهد BOJ بسیار معتدل تر یکی از "تا زمانی که نگرانی های توقیف برطرف نشده است" بود.

  1. 6 به کروگمن (1998) مراجعه کنید.

ب - بهبود اقتصادی منجر به افزایش هدف نرخ تماس یک شبه در سال 2000

بحران نقدینگی در سالهای 1997-98 به تدریج به دلیل اقداماتی مانند حفظ سیاست نرخ بهره صفر ، 7 تزریق صندوق های عمومی به موسسات مالی و تقویت سیستم ضمانت اعتبار برای شرکتهای کوچک فروکش کرد. در نتیجه ، سرمایه گذاری ثابت و مصرف خصوصی بازیابی شد. با گذشت زمان ، در بخش های مربوط به فناوری ، یک حلقه فضیلت که توسط رونق فناوری اطلاعات در سراسر جهان پشتیبانی می شود ، شروع به توسعه صادرات ، تولید ، سود و سرمایه گذاری ثابت تجارت کرد و اقتصاد را به تدریج در مرحله بهبودی متوسط قرار داد. در تابستان سال 2000 ، برخی شروع به دیدن اقتصاد به عنوان توانایی دستیابی به بالاتر از رشد بالقوه کردند. بنابراین ، اکثر اعضای هیئت مدیره سیاست BOJ فکر می کردند که شکاف خروجی شروع به باریک شدن کرده و از افزایش هدف نرخ تماس یک شبه غیرقابل جمع آوری پشتیبانی می کند. این نرخ در اوت 2000 به 0. 25 درصد افزایش یافته است.

با این حال ، برای خاتمه دادن به سیاست نرخ بهره صفر ، ابتدا برای تعیین سطح بهینه نرخ بهره سیاست لازم بود. حتی اگر شکاف خروجی در حال کاهش بود ، و بنابراین نرخ بهره بهینه سیاست در حال افزایش بود ، نمی توان مشخص کرد که آیا سطح مثبت است یا منفی. طبق سیاست نرخ بهره صفر ، این امکان وجود داشت که نرخ بهره بهینه در واقع منفی باشد حتی اگر نرخ بهره سیاست نزدیک به صفر درصد باشد ، زیرا دومی نمی تواند پایین بیاید. من نرخ بهره بهینه سیاست را با استفاده از قانون تیلور تخمین زده ام و نتیجه این بود که نرخ بهینه در حال افزایش است اما سطح هنوز منفی بود. این دلیل اصلی رأی دادن من در مورد خاتمه دادن به سیاست نرخ بهره صفر در جلسه سیاست پولی در اوت 2000 بود. با این حال ، باید توجه داشت که نتیجه محاسبه بسته به فرض مورد استفاده می تواند متفاوت باشد ، و بنابراین ممکن است که این امکان وجود داشته باشد. نرخ بهره بهینه سیاست که با استفاده از یک فرض متفاوت محاسبه می شود مثبت خواهد بود. محاسبه دقیق نرخ بهره بهینه سیاست بسیار دشوار است ، و به نظر می رسد این زمینه ای است که نیاز به تحقیق بیشتر توسط اقتصاددانان دارد.

  1. 7 این تجربه نمونه ای از قدرت قوی بانک مرکزی برای حاوی بحران نقدینگی است. من قبلاً اظهار داشتم که مشکل وام غیر عامل ، قدرت BOJ را برای تحریک اقتصاد تضعیف می کند. با داشتن یک سیستم بانکی ضعیف ، افزایش عرضه پایه پولی توسط BOJ به راحتی منجر به افزایش وام نمی شود. اما BOJ هنوز قادر به افزایش تقاضا در مورد نقدینگی ناشی از بحران اعتباری و کاهش بحران بود.

ج - کندی اقتصاد از سه ماهه چهارم 2000 و معرفی یک چارچوب سیاست جدید در مارس 2001

در پایان سال 2000 ، مشخص شد که اقتصاد ایالات متحده در نتیجه پایان رونق فناوری اطلاعات ، با پیامدهای آشکار برای اقتصاد ژاپن ، به ویژه صنعت تولید آن ، شروع به کند شدن کرد. علاوه بر این ، صنعت غیر تولیدی ضعیف ماند و سیاست های مالی همچنان به شدت محکم تر شد و بنابراین چشم انداز اقتصادی محتاطانه شد. در برابر این پیشینه ، BOJ هدف نرخ تماس یک شبه و نرخ تخفیف رسمی را در فوریه 2001 کاهش داد. در ماه مارس ، BOJ اقدامات تسکین پولی شدید را معرفی کرد: هدف اصلی عملیاتی برای عملیات بازار پول از نرخ تماس یک شبانه به صورت نامشخص تغییر یافتمبلغ برجسته حساب های جاری موسسات مالی (از این پس ، ذخایر) در BOJ. مبلغ هدف در 5 تریلیون ین در برابر حدود 4 تریلیون ین در اوایل ماه مارس تعیین شده است. BOJ همچنین اعلام کرد که ممکن است در صورت لزوم میزان خریدهای آشکار JGBS خود را افزایش دهد تا نقدینگی را به آرامی تأمین کند. و از نظر مدت زمان سیاست ، BOJ تعهد کرد تا چارچوب جدید را حفظ کند تا زمانی که شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) به طور پایدار افزایش سالانه صفر درصد یا بیشتر را ثبت کند.

این چارچوب جدید سیاست پولی شامل سه گزینه سیاست پولی است که در بخش دوم فوق ذکر شده است ، و کاملاً شبیه به سیاست قبلی نرخ بهره صفر است. نرخ بهره بازار پول در نتیجه تزریق زیاد نقدینگی نزدیک به صفر درصد کاهش یافته است. تعهد از نظر مدت زمان سیاست یکی از ویژگی های مشترک این دو سیاست است.

با این حال ، بین چارچوب سیاست جدید پولی و خط مشی قبلی نرخ بهره صفر تفاوت هایی وجود دارد. اول ، تحت چارچوب جدید ، نرخ بهره بازار پول می تواند بالاتر از صفر درصد افزایش یابد ، به عنوان مثال ، به دلیل افزایش تقاضا در پایان دوره حسابداری یا در روزهایی مانند 12 سپتامبر. به این معنا ، سیاست نرخ بهره صفربا تعهد صریح آن با نرخ بهره صفر اثر تسکین دهنده قوی تری داشت. دوم ، برخی از اعضای هیئت مدیره امیدوار بودند که افزایش قابل توجهی در ذخایر باعث ایجاد اثرات تسکین دهنده اضافی در بالای اثرات مورد انتظار در نتیجه کاهش نرخ بهره شود. 8 سوم ، تعهد BOJ از نظر مدت زمان چارچوب جدید صریح تر از سیاست نرخ بهره صفر است و به همین دلیل تأثیر بسیار قوی تری دارد. سرانجام ، تحت چارچوب جدید ، افزایش خرید JGBS ممکن است نرخ بهره بلند مدت را از طریق کاهش حق بیمه خطر کاهش دهد.

  1. 8 به پاورقی 3 مراجعه کنید. همانطور که در بخش دوم گفته شد ، با این حال ، مورد نظری برای چنین تأثیراتی بسیار ضعیف به نظر می رسد.

D. با چارچوب جدید تجربه کنید

BOJ با استفاده از چارچوب جدید ، از ماه مارس چند حرکت سیاست انجام داده است. تا آگوست 2001 ، چشم انداز اقتصادی بیشتر رو به وخامت گذاشته بود. در پاسخ ، BOJ هدف ذخیره را به 6 تریلیون ین از 5 تریلیون ین افزایش داد و خریدهای JGBS را 50 درصد افزایش داد. در اوایل ماه سپتامبر ، عدم اطمینان در بازارهای مالی به دلیل حملات تروریستی در ایالات متحده ، و در نتیجه تقاضای نقدینگی به شدت افزایش یافت. برای برآورده کردن این تقاضا ، BOJ پس از 12 سپتامبر ذخایر را به حدود 8 تریلیون ین افزایش داد. با توجه به اینکه تقاضا برای نقدینگی تا هفته آینده بالا باقی مانده است ، BOJ به طور رسمی تصمیم گرفت تا هدف را به "بیش از 6 تریلیون ین" در پولی افزایش دهدجلسه سیاست در 18 سپتامبر. 9 ابهام در هدف این تصور را نشان می دهد که بی ثباتی تقاضا برای نقدینگی ، انتخاب یک هدف خاص را برای BOJ دشوار کرده است. از آن زمان ، مقدار ذخایر بین 7. 5 تا 14 تریلیون ین در نوسان است.

ما ممکن است به طور موقت اثرات حرکت سیاست را از ماه مارس به شرح زیر خلاصه کنیم:

(1) افزایش نقدینگی نرخ های کوتاه مدت را به نزدیک به صفر رسانده است و همراه با اثر مدت ، آنها تأثیرات مشابهی را بر قیمت دارایی ها ایجاد کرده اند ، همانطور که خط مشی نرخ سود صفر قبلی نیز انجام شده است. یعنی نرخ بهره در بازارهای پول و بازارهای اوراق قرضه کوتاه مدت تا میان مدت به سطح بی سابقه ای پایین کاهش یافته است. بین ماه مارس و اوایل ژوئن ، ین در برابر سایر ارزها تضعیف شد و قیمت سهام در اوایل ماه مارس از پایین برگشت.

(2) به طور غیر منتظره ، میانگین روزانه نرخ بازار تماس یک شبه در برابر 0. 001 درصد در مقایسه با 0. 02 درصد در دوره قبلی نرخ سود صفر 10 (نمودار [PDF 841KB] -CHART4) کاهش یافته است. این قطعاً نتیجه تزریق عظیم نقدینگی بوده است.

(3) شاید عادلانه باشد که بگوییم ما هنوز هیچ مدرک روشنی از تأثیرات مطلوب بر اقتصاد عرضه بیشتر نقدینگی پیدا نکرده ایم ، گذشته از هرگونه تأثیراتی که نرخ بهره کاهش یافته است. سطح ذخیره در اوایل ماه دسامبر تقریباً دو برابر سطح ماه ژوئیه است. پایگاه پولی در سال حدود 15 درصد در سال گسترش می یابد. با این حال ، تنها تأثیر واضح این افزایش در ذخایر ، کاهش اندک نرخ بازار پول همانطور که در بالا ذکر شد ، کاهش یافته است.

(4) با وجود نیمه تورم که ماهیت چارچوب فعلی را هدف قرار می دهد ، انتظارات تورم به طور مداوم کاهش می یابد همانطور که در نمودارها نشان داده شده است [PDF 841KB] -CHART3. 11

(5) نرخ بهره بلند مدت در پاسخ به کاهش ما کاهش نیافته است. در عوض ، آنها در ماه آگوست افزایش یافتند زیرا BOJ تصمیم به خرید JGB های بیشتری گرفت.

. و (3) ، باید اضافه كنم كه با توجه به تأخیر معمول در تأثیر سیاست های پولی بر اقتصاد ، ما همچنان به تماشای اینكه آیا اثرات اضافی از موضع سیاست فعلی در آینده ایجاد می شود ، ادامه خواهیم داد. ما در مورد نکات (4) و (5) با دقت بیشتری در زیر بحث خواهیم کرد.

نقطه (6) به توضیحات بیشتری نیاز دارد. به عنوان یک قاعده کلی ، تأمین کنندگان وجوه نیاز به پرداخت کمیسیون به کارگزاران ، پرداخت هزینه های ثابت برای استفاده از سیستم پرداخت ، استفاده از منابع مختلف دیگر برای تصمیم گیری ، نگرانی در مورد خطرات اعتباری وام گیرنده دارند و بنابراین تمایلی به سرمایه گذاری در زیر سطح معینی از سطح معینی ندارندنرخ بهره12 میزان آستانه ممکن است در بین تأمین کنندگان متفاوت باشد. هنگامی که نرخ بازار پایین تر از بالاترین نرخ آستانه باشد ، برخی از تأمین کنندگان دیگر وجوهی را به بازار ارائه نمی دهند و از نگه داشتن وجوه در حساب های خود در BOJ که هیچ علاقه ای پرداخت نمی کنند ، راضی هستند. آنهایی که نیاز به نقدینگی دارند ، برآورده کردن نیاز آنها به طور کامل در بازار و مراجعه به BOJ برای بودجه بیشتر دشوار است. BOJ موظف است با تهیه ذخایر بیشتر پاسخ دهد. 13 میزان وجوهی که در حساب های کسانی که نرخ آستانه بالایی دارند ، بیشتر است ، شل کننده رابطه بین میزان کل نقدینگی و میزان سهولت سیاست های پولی خواهد بود.

به طور خاص ، پس از 11 سپتامبر ، تقاضای صندوق های دلار کوتاه مدت در بین موسسات مالی ژاپن و سرمایه گذاران نهادی افزایش یافت. در ابتدا ، افزایش تقاضا نتیجه نگرانی در مورد سیستم پرداخت ایالات متحده به دنبال حملات تروریستی بود. با گذشت زمان ، توجه سرمایه گذاران با وام گرفتن در بازار پول دلار به خرید اوراق قرضه متوسط تا بلند مدت ایالات متحده تغییر یافت. بدین ترتیب بسیاری از سرمایه گذاران ژاپنی وارد قراردادهای مبادله ین با بانک های خارجی شدند تا در کوتاه مدت وام بگیرند. در طرف دیگر معامله ، بسیاری از بانکهای خارجی مقادیر زیادی وجوه را در ین به دست آوردند. آن بانکهای خارجی با حداقل بازده مورد نیاز ، سرمایه گذاری ین به دست آمده در بازار پول ژاپن را متوقف کرده اند. این بانکها هنوز هم پول درآمده اند زیرا متوسط هزینه بودجه ین در معاملات مبادله برای مدتی منفی بوده است. در نتیجه ، بخش قابل توجهی از وجوه عرضه شده توسط BOJ در بازار به کسانی که نیاز به نقدینگی دارند منتقل نشده است. در دوره حسابداری ذخیره 16 اکتبر-15 نوامبر ، میانگین میزان عرضه ذخیره حدود 9 تریلیون ین ، 50 درصد بالاتر از سطح اوت بود. با این حال ، روزهایی وجود داشت که نرخ بازار پول بالا رفت ، فقط اندکی.

در این مرحله ، دشوار است بدانید که چنین نقص بازار پول چه مدت ادامه خواهد یافت. به نظر می رسد مشکل وام غیر عامل طولانی به تقاضا برای نقدینگی نیز اضافه شده است. با توجه به چنین پیشینه ای ، BOJ در انتخاب یک هدف ذخیره خاص مشکل داشته است. در نتیجه ، دستورالعمل سیاست از ماه سپتامبر حفظ عرضه ذخیره در بالای 6 تریلیون ین بوده است. به عبارت دیگر ، رویه عملیاتی فعلی تأکید بیشتری بر ثبات نرخ بهره نسبت به قبل از ماه سپتامبر دارد. 14

  1. 9 BOJ همچنین تصمیم گرفت نرخ تخفیف رسمی را به 0. 1 درصد کاهش دهد.
  2. 10 همانطور که در زیر مورد بحث قرار گرفت ، احتمالاً سطح 0. 001 درصد احتمالاً برای نرخ شبانه حداقل مثبت است. همچنین به پاورقی 12 مراجعه کنید.
  3. 11 افزایش اندک انتظار تورم برای سال 2001 در مارس قبل از اعلام تغییر سیاست در 19 مارس ثبت شد.
  4. 12 پس از کمک هزینه فقط برای کمیسیون های کارگزار و هزینه های کاربر برای سیستم پرداخت ، یک سرمایه گذار باید حداقل 150 میلیون ین به شما بدهد تا درآمد خالص مثبت مثبت را با نرخ یک شبه 0. 001 درصد بدست آورد. و او روزانه کمتر از یک دلار خواهد ساخت.
  5. 13 البته ، یک کاربرد مستقیم از چارچوب فعلی این بود که از عرضه ذخیره بدون تغییر خارج شود و اجازه دهد نرخ بهره افزایش یابد. با این حال ، به نظر می رسد که افزایش پیش بینی شده در نرخ بازار پول ، نه فقط نرخ یک شبه ، به طرز مختلفی بزرگ بوده است. یک پاسخ جایگزین برای بالا بردن هدف ذخیره به اندازه کافی بود. اما پس از آن ، هدف بسیار ناپایدار می شد.
  6. 14 در جلسه هیئت مدیره سیاست های پولی در 19 دسامبر ، BOJ در پاسخ به وخامت بیشتر در چشم انداز اقتصادی و علائم استرس در سیستم مالی ، به طور رسمی یک محدوده هدف جدید برای ذخایر بین 10 تا 15 تریلیون ین تصمیم گرفت. همچنین تصمیم به افزایش خرید JGBS 200 میلیارد ین در ماه گرفت. علاوه بر این ، این اقدامات چند اقدام به کاهش فشار در بازارهای پول و سرمایه ، از جمله استفاده شدیدتر از عملیات repo در بازار CP اعلام کرد. دو اقدام اول کاملاً شبیه به موارد تصویب شده در ماه آگوست بود. با این حال ، دامنه هدف گسترده برای ذخایر ، مشکلاتی را که BOJ با استفاده از هدف با آن روبرو بوده است ، همانطور که در این بخش مورد بحث قرار گرفته است ، نشان می دهد.

E. افزایش خریدهای JGBS ، انتظارات تورم و نرخ بهره بلند مدت

همانطور که در بالا اشاره شد ، افزایش خرید JGBS نرخ بهره بلند مدت را در ماه اوت کاهش نداد. این ممکن است تعجب آور نباشد زیرا تعهد BOJ از نظر مدت سیاست ، که اساساً تأثیر مشابهی برای خرید JGBS توسط BOJ دارد ، از ماه مارس قبلاً وجود داشته است. با این حال ، نرخ بهره بلند مدت پس از تصمیم سیاست در ماه آگوست افزایش یافت. یک تفسیر احتمالی از آنچه اتفاق افتاده است این است که بازار ، علاوه بر کاهش پول در ماه اوت ، فشار شدید بر BOJ برای اتخاذ تورم ، در آینده عصبی شد. نمودارها [PDF 841KB] -CHART5 الگوی جالبی از حرکات را نشان می دهد که در 1 سال نرخ رو به جلو را نشان می دهد که از منحنی عملکرد در JGBS محاسبه می شود. نرخ پیش رو بین سیزدهم و 15 آگوست افزایش یافت ، دوره پیرامون تصمیم در مورد تسکین پولی ، و در بیست و یکم افزایش یافت که بحث در مورد تورم هدف قرار گرفت. پس از آن ، در پاسخ به اظهارات منفی در مورد تورم هدفمند نخست وزیر کویزومی و دیگران ، به جز مواردی که نه سال پیش شروع می شود ، به جز مواردی که 9 سال پیش شروع می شود ، کاهش یافته است. مشاهدات فوق ، اگرچه به عنوان اثبات کافی نیست ، اما نشان دهنده رابطه بین تغییرات در میزان خریدهای BOJ از JGBS و/یا احتمال پذیرش BOJ از تورم از یک سو و پاسخ طولانی استنرخ ترم از طرف دیگر.

در همین حال ، همانطور که قبلاً نیز اشاره شد ، پیش بینی اجماع تورم همچنان رو به کاهش است. 15 تضاد آشکار بین اقدامات پیمایشی انتظارات تورم و نرخ بهره بلند مدت ممکن است با تفاوت در افق های پیش بینی یا تفاوت در انتظارات بین عوامل مختلف اقتصادی توضیح داده شود. به هر دلیلی ، ترکیب مشاهده شده از افزایش نرخ بهره بلند مدت و کاهش مداوم در اقدامات پیمایشی انتظارات تورم ممکن است یک پدیده تورم را نشان دهد. البته 16 ، چنین ترکیبی ممکن است لزوماً نتیجه یک حرکت سیاستی مانند آن در ماه آگوست نباشد ، اما باید به عنوان یک خطر احتمالی در ذهن داشته باشد. 17

  1. 15 مورد مشابهی را می توان در تجربه انگلستان یافت. هنگامی که بانک مرکزی انگلیس استقلال عملیاتی خود را در ماه مه 1997 افزایش داد ، نرخ تورم آینده مورد انتظار (دلالت بر نرخ رو به جلو محاسبه شده از اوراق بهادار خزانه داری با شاخص) به ویژه نرخ های چهار تا پنج سال پیش رو کاهش یافت. با این حال ، بررسی عموم مردم در این زمان نشان داد که نرخ تورم مورد انتظار مطابق با نرخ تورم واقعی افزایش یافته است (نمودارها [PDF 841KB] -CHART6). در همین راستا ، انگلیس و استون (1989) در مورد ناهمگونی انتظارات تورم برای ایالات متحده بحث می کنند و به عنوان مثال ، "در سه چهارم اول سال 1987 ، انتظارات تورم بازار مالی و نرخ بهره در پیش بینی فشارهای تورمی به شدت افزایش یافتظهور نکرد ، در حالی که انتظارات تورم خانوار از نظر بدبینی کمتری حرکت می کرد. "آنها نتیجه می گیرند که "به حدی که پیش بینی های نادرست برای تسریع یا کاهش تورم بر نرخ بهره و رشد جبران خسارت تأثیر می گذارد ، این پیش بینی ها ممکن است منجر به انقباضات پیش بینی نشده یا تکانه های گسترده به اقتصاد شود."
  2. به عنوان مثال ، افزایش نرخ بهره بلند مدت باعث می شود مؤسسات مالی که مقدار زیادی از JGB ها را در اختیار دارند ، متحمل ضرر سرمایه شوند.
  3. 17 از نوشتن این مقاله ، بازار اوراق بهادار هیچ پاسخ قابل توجهی به حرکت سیاست دسامبر که در پاورقی 14 شرح داده شده است نشان نداده است.

F. بحث در مورد هدف قرار دادن تورم

همانطور که از آنچه من تاکنون گفتم مشخص است ، چارچوب فعلی برای سیاست های پولی دارای عناصر مشترکی با هدف قرار دادن تورم است. یعنی BOJ تصمیم خود را برای خاتمه چارچوب بر میزان افزایش CPI پایه گذاری می کند. از طرف دیگر ، این چارچوب را نمی توان نسخه کاملی از هدف قرار دادن تورم در نظر گرفت به این معنا که BOJ نشان دهنده زمان هدف افزایش در CPI بالاتر از صفر درصد نیست. و همچنین مشخص نشده است که در پاسخ به انحراف تورم مورد انتظار از سطح هدف ، اقدامات اضافی سیاست های پولی را اجرا خواهد کرد. 18

من تورم را هدف قرار می دهم که یک گزینه خط مشی ممکن است پس از بازیابی نرخ تورم به یک سطح عادی. یک نظر برعکس وجود دارد که اگر BOJ زمان خاصی را برای دستیابی به نرخ تورم صفر درصد ، حتی در وضعیت کاهش فعلی ، نشان دهد ، در افزایش نرخ تورم مورد انتظار موفق خواهد شد و در نتیجه اثرات تسکین پولی را ایجاد می کند. با وجود محدودیت های شدید در ابزارها برای سهولت در سیاست های پولی ، من می ترسم که اعلامیه تاریخ هدف برای دستیابی به تورم صفر درصد ، هیچ تاثیری در بازار داشته باشد یا ضد تولید باشد. بازار ممکن است اعتماد به نفس خود را به یک بانک مرکزی اعلام کند که یک هدف سخت را نشان می دهد. علاوه بر این ، چنین اعلامیه ای می تواند کاهش دهنده باشد ، همانطور که قبلاً ذکر شد اگر نرخ تورم مورد انتظار بنگاه ها و خانوارها افزایش نمی یابد در حالی که در همان زمان نرخ بهره بلند مدت در نتیجه پیش بینی خطرات تورمی در آینده دورتر افزایش می یابد. 19

  1. 18 ممکن است مشاهده شود که هدف نرخ تورم میان مدت تا بلند مدت ضمنی در چارچوب فعلی صفر درصد نیست بلکه کمی مثبت است. دلیل آن در زیر آمده است. فرض کنید که BOJ حتی اگر اقتصاد شروع به بهبودی کند و نرخ تورم واقعی به حدود صفر درصد افزایش یابد ، به حفظ نرخ بهره اسمی تقریباً صفر درصد ادامه خواهد داد. نرخ بهره واقعی نیز نزدیک به صفر درصد کاهش می یابد ، پایین تر از حال حاضر ، و محرک بیشتری را برای اقتصاد نسبت به گذشته در آن نقطه فراهم می کند. در نتیجه ، نرخ تورم CPI به احتمال زیاد همچنان به صفر درصد افزایش می یابد.
  2. 19 BOJ در صورت اصلاح قانون بانک ژاپن می تواند به هر هدف تورم برخورد کند تا بتواند هر دارایی را خریداری کند ، به عنوان مثال کالاهای مصرفی با دوام. سپس BOJ برای جلوگیری از تورم فراری از تورم استفاده می کند

IVنتیجه گیری-هماهنگی خاص بین سیاست های پولی و دیگر

سرانجام ، من می خواهم در مورد برخی از گزینه های دیگر سیاست دولت که می توانند با موضع فعلی سیاست پولی ترکیب شوند ، بحث کنم.

به طور کلی ، قیمت ها فقط با سیاست پولی تعیین نمی شوند. قیمت ها با عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات تعیین می شود. به عنوان مثال ، با توجه به طرف تقاضا ، این نه تنها از سیاست های پولی بلکه تحت تأثیر سیاست های مالی و سایر عوامل مؤثر در مورد تقاضای کل قرار می گیرد. 20 همانطور که استدلال کردم ، قدرت سیاست پولی برای تأثیرگذاری بر سطح قیمت ها در حال حاضر بسیار محدود است.

چارچوب سیاست پولی فعلی قول می دهد نرخ بهره بازار پول را در نزدیکی صفر حفظ کند تا اینکه نرخ تورم بالاتر از صفر درصد افزایش یابد. زمان خاتمه این چارچوب به سایر سیاست های اقتصادی دولت از جمله موضع مقام مالی بستگی دارد. در یک مورد بسیار شدید ، دولت می تواند اقدامات مالی گسترده ای مانند سیاست مالی غیر بازرگانی را به طور چشمگیری انجام دهد ، در صورتی که هزینه تورم فعلی را بسیار جدی می داند. در نتیجه ممکن است کاهش یابد. اما مشخص نیست که آیا اقتصاد در یک مسیر بهبودی متعادل و پایدار قرار خواهد گرفت یا خیر. از طرف دیگر ، دولت می تواند تلاش های اصلاحات خود را ، از جمله تلاش برای حل مسئله وام غیر عامل ، سرعت بخشد. با استفاده از این گزینه ، دستیابی به نرخ تورم صفر یا بالاتر ممکن است بیشتر طول بکشد. اما اقتصاد می تواند بعد از مدتی در شکل بهتری باشد. این تصمیم دولت است که آیا هر یک از این دو گزینه را اتخاذ کند یا تدوین یک ترکیب بهتر سیاست.

  1. 20 به عنوان نمونه ای از نقش سیاست مالی در دستیابی به ثبات قیمت ، بهبودی در رشته مالی به طور سنتی در مهر و موم کردن بیش از حد در کشورهای در حال توسعه مهم تلقی شده است. براساس یک تئوری اخیر ، نظریه مالی سطح قیمت ، ممکن است از سیاست های مالی غیر بازرگانی برای جلوگیری از مارپیچ تورم در دام نقدینگی استفاده شود. به عنوان مثال ، دولت کاهش مالیات زیادی را انجام می دهد ، اما قول می دهد که این امر با افزایش مالیات در آینده مطابقت نداشته باشد. درآمد یکبار مصرف خانوارها نیز به طور دائمی بالا می رود ، همچنین مصرف و سطح قیمت نیز انجام می شود. افزایش سطح قیمت ارزش واقعی بدهی دولت موجود را کاهش می دهد و باعث می شود تا پایان دولت برآورده شود. به وودفورد (2000) مراجعه کنید. با این حال ، کاربرد این تئوری در وضعیت فعلی ژاپن هنوز دیده می شود.

منابع

برنانک ، بن و آلن بلندر."اعتبار ، پول و تقاضای کل" ، مقالات و مجموعه مقالات بررسی اقتصادی آمریکا ، جلد. 78 ، شماره 2 ، 1988 ، صص 435-39.

انگلیس ، استیون ا. و گری ، استون."انتظارات تورم به عنوان پیش بینی کننده تورم و رفتار در بازارهای مالی و کار" ، بررسی می کند ، "بررسی سه ماهه ، بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک ، جلد. 14 ، شماره 3 ، پاییز 1989 ، صص 20-32.

کروگمن ، پل."این Baaack است: رکود ژاپن و بازگشت تله نقدینگی" ، مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی ، شماره 2 ، 1998 ، صص 137-205.

مک کالوم ، بنت تی. 32 ، شماره 4 ، قسمت 2 ، نوامبر 2000 ، صص 870-904.

Ueda ، Kazuo."مکانیسم انتقال سیاست پولی نزدیک به نرخ بهره صفر: تجربه ژاپن 1998-2000" ، سخنرانی در کنفرانسی که در سفارت سوئد در توکیو در 22 سپتامبر 2000 برگزار شد.

وودفورد ، مایکل."الزامات مالی برای ثبات قیمت" ، سری مقاله کار NBER ، شماره 8072 ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ، 2000.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 49 تاريخ : يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 12:52