مقاله

ساخت وبلاگ

1 در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، فعالیت های تجاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) به شدت افزایش یافت. این امر در برخی موارد به «غارت اقتصاد ایران توسط سپاه پاسداران» تعبیر شده است (الفونه، 1390). همچنین به عنوان نشانه ای از تبدیل شدن ایران به یک دولت «پراتوری» (Hen-Tov and Gonzalez, 2011) تحلیل شده است. این مقاله نگاهی متفاوت به فعالیت های اقتصادی پاسداران (سپاه) دارد. آنها مطمئناً فعالیت های اقتصادی خود را توسعه داده اند، اما اندازه عملیات تجاری آنها، به همان اندازه که بزرگ است، نباید بیش از حد برآورد شود. علاوه بر این، همیشه در ایران بحث های شدیدی در مورد مشروعیت میلباس سپاه وجود داشته است («تجارت نظامی» - صدیقه، 2007). علاوه بر این، به نظر می رسد دولت حسن روحانی قصد دارد حداقل فعالیت های اقتصادی پاسداران را محدود کند. مهمتر از آن پاسداران تنها یکی از گروه های رقیب هستند که سعی در کنترل اقتصاد ایران دارند. در ماهیت اساسی یک اقتصاد رانت خوار، مانند اقتصاد ایران از زمان انقلاب اسلامی، این است که محل رقابت اقتصادی داخلی بین گروه های مختلف اجتماعی-سیاسی باشد، که هر یک سعی می کنند از اهرم سیاسی خود برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود استفاده کنند.. در بخش اول، تاریخچه توسعه فعالیت های تجاری سپاه مورد بررسی قرار می گیرد. سپس استراتژی اقتصادی سپاه مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. بخش سوم این مقاله به بحث در ایران در مورد این فعالیت های اقتصادی می پردازد. بخش آخر به بررسی رابطه بین این فعالیت های تجاری و مشکلات ساختاری اقتصاد ایران می پردازد.

1. تاریخچه توسعه فعالیت های اقتصادی سپاه

2 توسعه فعالیت های اقتصادی پاسداران [2] به زودی پس از پایان جنگ با عراق آغاز شد. در سال 1989 ، Pasdaran قصد خود را برای شرکت در بازسازی این کشور (Sazandegui) اعلام کرد. Pasdaran این استراتژی جدید را راهی برای تأسیس بیشتر استقلال اقتصادی و سیاسی خود در ایران پس از جنگ می دید که در آن برخی از مقامات ، مانند رئیس جمهور جدید رافسانجانی ، می خواستند آنها را در ارتش منظم ادغام کنند. یک تعاونی در سال 1988 ، Bonyad Taavon Sepah (BTS) و سپس ، یک شرکت ساختمانی در سال 1989 ایجاد شد که در سال 1990 به نام Khatam Al-Anbiya (یا Khatam) نامیده می شد. عراق ، شروع به استفاده از این تخصص با خاتام ، بنگاهی که برای اولین بار در بازسازی سرزمین های نابود شده توسط جنگ فعال بود. به تدریج ، در بسیاری از فعالیت ها درگیر شد و از توانایی سپاه در دستیابی به قراردادهای دولتی بهره مند شد. خاتام در ساخت سدها ، بزرگراه ها ، شبکه های توزیع آب و غیره درگیر بود. در میان تحقق آن ، می توان به سد Karkhe ، سد Gotvand ، بزرگراه Tehran-Saveh ، حرم بزرگراه حرم (قم-ماشاد) اشاره کرد. راه آهن Sarkhas-Machad و خط 6 مترو تهران (آژانس خبری Tasnim ، 2015). Khatam در دوره RAFSANDJANI (1989-97) و ریاست جمهوری Khatami (1997-2005) (Forouzandeh ، 2014) بسیار موفق بود ، حتی اگر کسی بتواند در دهه 2000 برخی از تنش ها را با مقامات متوجه شود. به عنوان مثال ، در سال 2005 ، بیجان زنگنه ، وزیر نفت در دولت محمد خاتامی قراردادی را برای توسعه مراحل 15 و 16 از میدان گاز پارس جنوبی به کنسرسیومی که توسط آکر کوارنر نروژ تشکیل شده بود ، لغو کرد.-آنبیا (یونگ ، 2013). پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور در سال 2005 ، شرکت خاتاتیس افزایش گردش مالی خود را ثبت کرد. پس از آن ، مانند همه پروژه های مربوط به ساخت شبکه های آب و سدها در استان های آذربایجان غربی ، کورستان ، لورستان و خوزستان ، قراردادهای مهم عمومی بدون هیچ گونه مناقصه ای به این شرکت اختصاص داده شد. علاوه بر این ، منعکس کننده اهرم سیاسی فزاینده آن ، خاتام شروع به کار ساخت و ساز در بخش های بسیار استراتژیک نفت و گاز کرد. در سال 2006 ، خاتام برای ساخت خط لوله 900 کیلومتری با هدف تحویل گاز طبیعی از Asaluyeh (استان بوشر) و بندر عباس (استان هورموزگان) قرارداد 1. 3 میلیارد دلاری امضا کرد.

به Iranshahr (سیستان-بالچستان) و یک قرارداد 3 میلیارد دلاری برای توسعه مراحل 15 و 16 از میدان گاز پارس جنوبی. از سال 2006 تا 2010 ، به خاتام تعداد زیادی از قراردادها در بخش انرژی اعطا شد. با این وجود ، این شرکت در مدت مشابه با تحریم های تحمیل شده توسط ایالات متحده در سال 2007 ، اتحادیه اروپا در سال 2008 و سازمان ملل متحد در سال 2010 هدف قرار گرفت. در سال 2010 ، اعلام کرد که به دلیل این تحریم ها ، تصمیم گرفته است که از این کشور خارج شودتوسعه میدان پارس جنوبی. با این وجود ، بعداً اعلام شد كه خاتام النبیا با موفقیت توسعه مراحل 15 و 16 پارس جنوبی را انجام داده است. پس از انتخابات حسن روهانی در سال 2013 ، در نظر گرفته شد که دولت جدید ایران سعی خواهد کرد دامنه فعالیت های خاتام الا انبه را کاهش دهد (Forouzandeh ، 2014). با وجود این ، خاتام هنوز هم بسیار فعال به نظر می رسد. در سپتامبر سال 2014 ، این قرارداد 20 میلیارد تومی (بیش از 6 میلیارد دلار) با شهرداری تهران امضا کرد که تمام پروژه های ساختمانی در تهران را برای پنج سال آینده اختصاص می دهد (خبرگزاری مهر ، 2014). خاتام حدود 135. 000 کارمند دارد (85 ٪ از آنها متعلق به IRGC نیستند) و با 5000 پیمانکار فرعی از بخش خصوصی کار می کنند. در مورد اندازه مؤثر فعالیت های خاتام گمانه زنی های زیادی شده است. در سال 2012 ، مدیر کل Khatam ، Abulqassem Mozafari Chams ، اظهار داشت که 8 ٪ از هزینه های دولت در زیرساخت ها به شرکت وی اختصاص داده شده است (آژانس خبری تهران بورس ، 2012).

3 توسعه فعالیت های اقتصادی Pasdaran محدود به بخش ساخت و ساز نبوده است. آنها پس از جنگ با عراق ، از طریق BTS تعاونی خود ، شرکت ها را در بخش های متعددی ایجاد کردند. هدف رسمی BTS تأمین مسکن برای اعضای IRGC بود. بنابراین ، این سازمان حق داشت در فعالیت های تجاری به عنوان راهی برای تأمین مالی برنامه های مسکن خود برای اعضای Pasdaran فعالیت کند.[3] در دهه 1990 ، BTS شرکت های عمومی مختلف را از طریق برنامه خصوصی سازی که توسط دولت هاشمی رافسانجانی اجرا شده بود ، خریداری کرد. همه این فعالیت ها به آنها امکان می دهد تا یک کنگلومرا بزرگ را در بخش های مختلف فعال کنند (کشاورزی ، صنعت ، انرژی ، تجارت ، ارتباطات ، واردات ، صادرات ، امور مالی ، سینما و غیره) (سرمایه گذاری خارجی در ایران ، 2007). مجدداً ، در طول برنامه خصوصی سازی "به اصطلاح" که در دوره اول محمود احمدی نژاد به کار گرفته شد ، BTS توانست سهام کنترل کننده را در بخش های حمل و نقل هوایی ، خودرو ، فولاد ، روغن ، پترو- شیمیایی ، دارویی ، ارتباطات از راه دور خریداری کند (Roozonline ، Roozonline ،2011) ، و غیره در سال 2009 ، شرکت های وابسته به IRGC 8 میلیارد دلار برای خرید 50 ٪ از سهام شرکت ارتباطات ایران ، بزرگترین شرکت در این بخش پرداخت کردند (BBC Persian ، 2009). این مهم است که برجسته شود که Basij [4] همچنین تعاونی ، Bonyad Taavon Basij (BTB) را راه اندازی کرد. از طریق BTB ، Basij همچنین در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد کنترل شرکتهای مختلف دولتی را به دست گرفت.[5] BTS و BTB از دو بانک اسلامی که آنها به ترتیب Ansar و Mehr متعلق به آنها بودند ، به عنوان جبهه ای در استراتژی های خرید خود استفاده کردند (کوویل ، 2011).

4 آخرین اما مهم نیست ، Pasdaran در اقتصاد غیررسمی بسیار فعال است. IRGC کنترل فرودگاه ها ، بنادر و پست های مرزی در ایران را کنترل می کند. با دانستن اینکه کالاهای زیادی وجود دارد که هر سال در ایران به طور غیرقانونی وارد می شوند ، ممکن است بگوییم که IRGC در چنین فعالیتهایی شرکت می کند. این سوء ظن ها همیشه وجود داشته است. اگر به طور قابل ملاحظه ای مباحث عمومی در مورد این موضوع در ایران وجود داشته باشد ، برخی از اعضای پارلمان ششم (2000-2004) آشکارا به دلیل استفاده از بنادر غیر رسمی برای قاچاق کالاها به ایران ، به پاسداران حمله کردند (Norouznews ، 2013).

5 داشتن یک تخمین دقیق از اندازه واقعی همه فعالیت های اقتصادی Pasdaran دشوار است. در بخش ساخت و ساز ، فعالیت های آنها 8 ٪ از بودجه زیرساخت های دولت را نشان می دهد و به نظر می رسد در تعداد زیادی از بخش های دیگر فعال هستند. این حداقل نشان دهنده این واقعیت است که این سازمان در کنار بخش های خصوصی و دولتی و سایر سازمان های پاراستاتال به یک بازیگر اصلی در اقتصاد ایران تبدیل شده است.

2. استراتژی اقتصادی Pasdaran

6 IRGC در حوزه اقتصادی مانند "دولت در داخل ایالت" عمل می کند. طبق قانون اساسی ، پاسداران تحت مسئولیت مستقیم رهبر عالی است که می تواند رهبر خود را برکنار و نامگذاری کند. در نتیجه ، دولت ایران هیچ کنترل سلسله مراتبی بر فعالیتهای اقتصادی IRGC ندارد. سپه اهرم سیاسی زیادی دارد: به راحتی می تواند از شخصیت های سیاسی تأثیرگذار نزدیک به رهبر عالی حمایت سیاسی کند. علاوه بر این ، IRGC می تواند به یک شبکه بسیار قدرتمند از اعضای قبلی که به اعضای تأثیرگذار قدرتمندترین نهادهای اداری و سیاسی در ایران تبدیل شده اند ، تکیه کند. وزیر انرژی در زمان نخستین دولت احمدی نژاد (2005-2009) ، پارویز فاتا ، مدیر پیشین بونید تاون سپاه بود. در سال 2011 ، 13 از 18 عضو کابینه در کابینه محمود احمدی نژاد از پاسداران آمده است (آلفون ، 2011).[6] یکی از آنها ، Rostam Ghasemi ، وزیر نفت ، مدیر قبلی خاتام بود که بدیهی است تخصیص کار ساخت و ساز به خاتام را در بخش انرژی تسهیل می کند. معمولاً در پارلمان ایران تعداد زیادی از پاسداران نیز وجود دارد. همچنین می توان اعضای سابق سپاه را در موقعیت های تأثیرگذار در رده های پایین وزارتخانه ها پیدا کرد. بدیهی است ، این امر پاسداران را قادر می سازد تا تأثیر بسیار مؤثر برای ارتقاء منافع اقتصادی خود داشته باشد.

7 این شبکه به Pasdaran می دهد تا حتی اگر سیاست های دولت را مختل کند ، استراتژی های خود را توسعه دهد. در دوره ریاست جمهوری محمد خاتامی ، یک سیاست دولتی برای افتتاح تدریجی اقتصاد ایران وجود داشت. مطابق با این هدف ، در سال 2002 ، ترکسل ، بزرگترین شرکت ترکیه ، برای افتتاح شبکه تلفن همراه دوم برای ایران تلاش کرد. IRGC با این توافق مخالفت كرد و اظهار داشت كه دولت نباید به یك شركت خارجی اجازه دهد كه یك شركت تلفنی در ایران را كنترل كند. بدیهی است که پاسداران از ورود احتمالی یک رقیب جدید در بازار خدمات ارتباطات از راه دور و محصولات الکترونیکی ناراحت بود (آلفون ، 2007). با توجه به این مخالفت ، ترکسل از بازار ایران عقب نشینی کرد. در یک مورد مشابه ، در سال 2004 ، IRGC با وزارت حمل و نقل با اعطای فعالیت فرودگاه جدید ، فرودگاه بین المللی امام خمینی ، به کنسرسیوم شرکتهای اتریشی و ترکیه مخالفت کرد. این حتی باعث شد تا پاسداران در روز افتتاح خود به فرودگاه حمله کند. باز هم ، پاسداران استدلال كرد كه به دلیل نگرانی های امنیتی ، اجازه نمی دهد كه یك شركت خارجی در فرودگاه ایران اداره شود ، اما این تردید وجود دارد كه سپاه نمی خواست كه یك شركت خارجی در فعالیتهای قاچاق خود دخالت كند (الفانه ، 2007). نمونه دیگر استقلال سپاه مورد دو بانک اسلامی ، انصار و مهر است. در ابتدا ، Pasdaran و Basij تصمیم گرفتند دو بانک اسلامی ، [7] انصار و مهر ، بدون هیچ گونه توافق از طرف بانک مرکزی ایران (CBI) ایجاد کنند. سرانجام ، به دلیل فشار دولت محمود احمدی نژاد به CBI ، مهر در سال 2007 به یک بانک رسمی اسلامی تبدیل شد و در سال 2009 یک بانک خصوصی انصار. این سیاست به عنوان فرصتی برای سپاه برای خرید تعداد زیادی از شرکت های دولتی از طریق بورس اوراق بهادار تهران یا پیشخوان استفاده شده است.

8 با توجه به ماهیت مشتری مداری سیستم بانکی (Coville ، 2002) ، همچنین احتمال دارد که Pasdaran بتواند به راحتی وام از بانک های دولتی یا بانک های خودشان را بدست آورد. علاوه بر این ، تمام شرکت های کنترل شده توسط Pasdaran هیچ گونه مالیات مستقیم یا غیرمستقیم را پرداخت نمی کنند (ALEF ، 2014). فعالیت های اقتصادی سپاه تمایل به تضعیف کارآیی سیاست های دولت و نشان دادن هزینه برای امور مالی عمومی دارد.

9 این توانایی برای مستقل بودن از دولت و تأثیرگذار در آن نیز ویژگی دیگری برای گروه بسیار تأثیرگذار در ایران ، استخوانی ها (یا بنیادهای خیریه) است. دو نوع استخوانی وجود دارد. برخی از آنها از ماهیت مذهبی مانند آستان-کود ها هستند. بنیادهای "مذهبی" ثروت خود را بر اساس وقف ها پایه گذاری کرده اند که "موقوفه های غیرقابل انکار" هستند که به عنوان باقیمانده برای اهداف خیرخواهانه توسط مسلمانان ارائه شده است.[8] Astan-E-Qods بنیادی مسئول مدیریت حرم امام رضا در مشهاد است.[9] این بنیاد به دلیل وقف زائران از منبع مداوم درآمد بهره مند شده است (مالونی ، 2000). امروز ، Astan-E-Qods تعداد بسیار زیادی از شرکت ها و زمین ها را در اختیار دارد. این نیروگاه به عنوان نیروگاه اقتصادی در منطقه خراسان در شمال شرقی ایران در نظر گرفته می شود. سایر استخوانهای سازمانهای شبه عمومی که پس از انقلاب ایجاد شده اند: آنها صاحبان شرکتهایی شدند که از بازرگانان خصوصی که با رژیم قبلی ارتباط داشتند ، مصادره شدند. با بهره گیری از معافیت های مالیاتی و حمایت سیاسی ، برخی از این سازمان ها به کنگلومرهای عظیمی تبدیل شده اند (مالونی ، 2000). این سازمان ها مانند Pasdaran وضعیت مبهم دارند. آنها بخشی از بخش خصوصی نیستند. آنها مالیات پرداخت نمی کنند. آنها مستقل از مقامات دولتی هستند و فقط در برابر رهبر عالی پاسخگو هستند. اهرم سیاسی آنها (با برخی از محافل سیاسی بسیار محافظه کارانه و قدرتمند) به آنها امکان می دهد مزایای مالی (وام های یارانه ، تخصیص نرخ ارز و غیره) را بدست آورند. یکی از این بنیادها ، بنیاد MOSTASAFAN انقلاب اسلامی ، به یک کنگلومرا عظیم در همه بخش های اقتصاد ایران تبدیل شده است.[10] جالب است که شباهت های موجود در Bonyads و استراتژی های اقتصادی Pasdaran را ببینید. در واقع ، بیشتر این استخوانهای توسط افسران سابق سپاه اداره می شوند. رافیق گرد و غبار و محمد فوروزند ، که مسئولیت بنیاد MOSTAZAFAN انقلاب اسلامی را بر عهده داشتند ، افسران سابق سپاه هستند.

10 با توجه به توانایی آنها در ارتقاء منافع اقتصادی خود ، اهداف IRGC با توجه به مدیریت فعالیت های تجاری آنها چیست؟این اهداف در واقع بسیار شبیه به موارد مشاهده شده در کشورهای مختلف نوظهور است که بخش نظامی فعالیتهای تجاری را توسعه داده است: به دنبال استقلال مالی ، کمک به توسعه ملی و تقویت نفوذ آنها در سیاست است (Siddiqa ، 2007).

11 1) انگیزه اولیه سپاه برای ورود به فعالیتهای تجاری به دنبال استقلال مالی برای تأمین نیازهای سازمان ، به ویژه هزینه های پرسنل بود. پس از پایان جنگ با عراق ، مقامات ایرانی نگران این بودند که صدها هزار نفر از اعضای پاسداران را به زندگی غیرنظامی و بدون هیچ گونه دیدگاه اقتصادی آزاد کنند. توانایی IRGC در توسعه فعالیت های تجاری راهی برای نگه داشتن تعداد زیادی از کادرهای نگهبان انقلابی بدون هیچ هزینه ای برای دولت بود. رافسانجانی در ماه مه 1993 اعلام کرد: "از این طریق ، اعضای IRGC درآمد کسب می کنند ، که می توانند از آنها برای نگهداری و تعمیر ماشین آلات نظامی خود استفاده کنند ، ضمن اینکه به ظرفیت کشور برای کار قراردادی اضافه می کنند" (هریس ، 2013). مشکل در اینجا عدم شفافیت در مدیریت این درآمد اضافی بوده است. برخی از آنها ممکن است برای تأمین دستمزد اعضای Pasdaran یا حتی تأمین مالی قابلیت های نظامی استفاده شده باشد. با این حال ، در مورد توزیع ناعادلانه این درآمد ، ظن منطقی وجود دارد. علاوه بر این ، این منابع مالی اضافی که از طریق فعالیت های تجاری به دست می آیند توسط دولت کنترل نمی شوند و به تار شدن مرزهای بین بخش های خصوصی و دولتی کمک می کنند.

12 2) IRGC همچنین در نظر می گیرد که از طریق فعالیت های تجاری خود ، آنها به توسعه ملی کمک می کنند. IRGC همیشه با مراجعه به ماده 147 قانون اساسی ، فعالیت های اقتصادی خود را توجیه می کند. براساس این مقاله ، "در مواقع صلح ، دولت باید از پرسنل و تجهیزات فنی ارتش در عملیات امدادی و برای اهداف آموزشی و تولیدی و جهاد ساختمانی استفاده کند ، در حالی که کاملاً معیارهای عدالت اسلامی را مشاهده می کند و آن را تضمین می کند. چنین استفاده ای به آمادگی جنگی ارتش آسیب نمی رساند. "تفسیر IRGC از این مقاله این است که آنها می توانند و حتی باید در توسعه ملی نقش داشته باشند. این هدف همچنین می تواند با احساسات مشترک در بین افسران Pasdaran ایجاد شود که آنها از دولت و مدیران خصوصی برای مدیریت شرکت ها توانایی بیشتری دارند. نباید فراموش کرد که بیشتر افسران Pasdaran دیپلم آموزش عالی را دارند. رئیس IRGC ، ژنرال جعفری ، از کیفیت مدیریت Sepah دفاع می کند: "مدیریت جهاد دارای برخی از ویژگی ها است: […] یک تلاش خارق العاده برای غلبه بر مشکلات […] بر اساس تجربیات آموخته شده در طول جنگ […] یک مدیریتکه روی زمین عمل می کند و در پشت یک میز نشسته است [...] حضور سپاه در صحنه اقتصادی مانعی برای همه فرصت طلبان و متقاضیان اجاره ای است که می خواهند به ثروت ملی دسترسی داشته باشند. »(Djahannews ، 2014).

13 3) فعالیت های تجاری Pasdaran نفوذ سیاسی آنها را تقویت می کند. در سیستم اجتماعی و سیاسی ایران پس از انقلاب ، پیوندهای بی شماری بین قدرت اقتصادی و سیاسی وجود دارد. پس از جنگ عراق ، مقامات جمهوری اسلامی ایران ، رهبر عالی ، علی خامینی و رئیس جمهور ، هاشمی رافسانجانی ، به سپاه اجازه می دهند فعالیتهای تجاری را توسعه دهند زیرا آنها به حمایت سیاسی خود نیاز داشتند. با این حال ، توسعه این "Milbus" نیز افزایش سیاسی آنها را افزایش داد. بدیهی است که توانایی سپاه در ایجاد درآمدها بدون کنترل دولت ، استقلال مالی آنها را افزایش داده است که باعث تقویت نفوذ سیاسی آنها شده است. حضور IRGC در بخش های استراتژیک مانند نفت و گاز ، ساخت و ساز و ارتباطات به وضوح تأثیر آنها را بر روی سیستم اجتماعی و اجتماعی ایران افزایش داده است. توسعه این فعالیت های تجاری با حضور افسران سپاه در سمتهای کلیدی در وزارتخانه ها ، شرکت های دولتی و نهادهای سیاسی مانند پارلمان پشتیبانی شده است. بنابراین ، ادامه میلبوس حضور اعضای سپاه در "ارتفاعات فرماندهی" اقتصاد ایران را تحمیل می کند و تضمین نفوذ سیاسی آنها است.[11]

14 این تأثیر اقتصادی و سیاسی فزاینده ، به ویژه در زمان ریاست محمود احمدی نژاد ، در برخی محافل اقتصادی و سیاسی در ایران عمیقاً عصبانی شد. برخی از انتقادات استدلال می کنند که مشروعیت که سپاه در طول جنگ با عراق به دست آورد ، می تواند تحت تأثیر درک عمومی باشد که آنها همچنین به فعالیت های سودآوری علاقه داشتند. بدیهی است ، بحث های زیادی در ایران در مورد مشروعیت Milbus سپه وجود داشته است.

3. برای و در برابر فعالیت های تجاری Pasdaran: بحث در ایران

15 بحث شدید در ایران در مورد فعالیت های اقتصادی پاسداران صورت گرفته است. نسخه سپه برای توجیه Milbus این است که ، پس از پایان جنگ با عراق ، آنها شروع به استفاده از تخصص خود در فعالیت های ساختمانی برای شرکت در بازسازی کشور کردند. آنها ادعا می کنند که آنها معمولاً پروژه های ساختمانی را انجام می دهند که بخش خصوصی توانایی تکمیل آن را ندارد. آنها همچنین بر توانایی آنها در انجام پروژه های ساختمانی در مناطق محروم و ناامن نزدیک به مرزها تأکید می کنند (Vohed Markazi Khabar ، n. د.). علاوه بر این ، رهبران Pasdaran مشارکت اقتصادی خود را به عنوان راهی برای کاهش وابستگی کشور به تخصص خارجی در بخش ساخت و ساز که آنها از نظر امنیت به عنوان یک خطر می دانند ارائه می دهند (آنتخاب ، 2014). به عنوان مثال ، تکمیل مراحل 15 و 16 از میدان نفتی پارس جنوبی توسط خاتام به این معنی بود که این شرکت قادر به جایگزینی شرکت های خارجی بود که در نتیجه تحریم ها از این پروژه خارج شده بودند (آژانس خبری Tasnim ، 2014). سپاه ، با چنین استدلالی ، فعالیت های اقتصادی خود را از زمان تشدید تحریم های بین المللی ، به عنوان بیان مستقیم "اقتصاد مقاومت" ارائه می دهد ، که الگوی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران است که توسط رهبر عالی به عنوان راهی برای محدود کردن ترویج می شودوابستگی اقتصادی خارجی (آژانس خبری فارس ، 2015).

  • 16 با این وجود ، انتقادات بیشماری در این نسخه از فعالیت های اقتصادی سپاه وجود داشته است:
  • مهمترین انتقاد این است که فعالیت های اقتصادی سپاه منجر به کاهش فعالیت های بخش خصوصی شده است. خاتام به دلیل نفوذ سیاسی خود ، به راحتی توانسته است قراردادهای دولتی را بدست آورد (Razâian ، 2014). علاوه بر این ، شرکت مالیات پرداخت نمی کند ، بنابراین رقابت خود را افزایش می دهد. در نتیجه ، بخش خصوصی از تعداد زیادی پروژه بیرون رانده شده است. پاسخ Pasdaran این بوده است که خاتام با بخش خصوصی همکاری می کند: آنها ادعا کرده اند که با 5000 پیمانکار خصوصی کار می کنند (آژانس خبری Tasnim ، 2015). در این حالت ، ممکن است تعجب کند که آیا لازم است سپاه به عنوان واسطه بین بخش خصوصی و دولت عمل کند.
  • انتقاد دیگر مربوط به استقلال کامل فعالیت های اقتصادی سپاه از دولت است. سپاه از پرداخت مالیات بر فعالیت های اقتصادی خود معاف است. علاوه بر این، استراتژی اقتصادی آن کاملاً مستقل از دولت تصمیم گیری می شود و شرکت به هیچ ارگان دولتی پاسخگو نیست (رضائیان، 1393). این وضعیت باعث ایجاد این تصور عمومی در ایران شده است که دولت واقعاً سیاست اقتصادی واقعی را اجرا نمی کند، بلکه «توزیع لطف اقتصادی بین دوستان» است. یا بسیج و اینکه این یک خصوصی سازی واقعی نبود، بلکه «انتقال از یک جیب به جیب دیگر» بود (ایران فردو، 1387).
  • یکی از مخرب ترین انتقادها این بوده است که توسعه فعالیت های اقتصادی در یک سازمان نظامی ممکن است منجر به فساد بیشتر شود. این نکته بحث برانگیز در سخنرانی علی مطهری، نماینده اصولگرا در مجلس، در مخالفت وی با انتصاب رستم قاسمی، رئیس قبلی خاتم به عنوان وزیر جدید نفت در سال 1390 مطرح شد (خبرگزاری فارس، 1390). مطهری به دهه 90 اشاره کرد که وزیر اطلاعات شروع به توسعه فعالیت های اقتصادی کرد که منجر به چندین فقره فساد شد. به عبارت دیگر، مطهری مداخله بیش از حد سپاه با قدرت سیاسی و اقتصادی را می تواند مشروعیت سپاه را تحت تأثیر قرار دهد.

نکته دیگری که احمد توکلی، نماینده محافظه کار در مجلس (تا سال 1395) به آن اشاره کرد، این بود که دسترسی آزاد سپاه به فعالیت های اقتصادی می تواند گروه نظامی را وادار به درخواست قدرت سیاسی کند که خطری برای دموکراسی است (فروزنده، 1393).

18 این انتقادات در دوره دوم احمدی نژاد با افزایش فعالیتهای اقتصادی سپاه به شدت بیشتر شد. می توان انتظار داشت که دولت روهانی برای کاهش قدرت اقتصادی IRGC اقدام کند. برخی از حقایق می توانند این موضوع را تأیید کنند. در یازدهمین دولت که توسط حسن روهانی در سال 2013 ساخته شده است ، تنها عضو سپه وزیر دفاع ، حسین دهگان بود ، وضعیتی که با ترکیب دولت های نهم و 10 در تضاد بود. بعداً ، در دسامبر سال 2014 ، رئیس جمهور جدید جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت که "تمرکز قدرت منجر به فساد می شود [...] اگر سلاح ، پول ، روزنامه ها ، وب سایت ها و تبلیغات در همان دست متمرکز شوند ، این منجر به فساد می شود."این کلمات به طور کلی در ایران به عنوان یک انتقاد مستقیم از قدرت بیش از حد اقتصادی IRGC در نظر گرفته می شدند (Forouzandeh ، 2014). چند هفته پس از اظهارات روهانی ، دو شخصیت اصلی در دولت حسن روهانی ، محمد بانگر نوبخت ، سخنگوی دولت و بیجان زنگنه ، وزیر نفت ، دستاوردهای خاتام النبیه را ستودند. خود حسن روهانی گفت که خاتام الع آنبیا باید روی آن پروژه های بسیار بزرگ کار کند که بخش خصوصی قادر به تکمیل آن نبود. این رفتار می تواند مربوط به تمایل روهانی برای دستیابی به سازش با IRGC باشد. دولت فعلی معتقد است که به منظور از بین بردن اقتصاد ایران از رکود اقتصادی فعلی ، به همکاری خاتام نیاز دارد (Eghtesadonline ، 2014) و تنش بیش از حد با IRGC می تواند یک بحران سیاسی را ایجاد کند. با این وجود ، تنش های واقعی بین دو طرف وجود دارد. با بلند کردن تحریم ها ، وزارتخانه های نفت و گاز و حمل و نقل ، که مشتاق بهره مندی از انتقال فناوری بودند ، ترجیح داده اند قراردادهای خود را به شرکت های غربی نسبت به شرکت های وابسته به سپه ترجیح دهند (Faucon et al. ، 2016). علاوه بر این ، یکی از شرایط دولت ایران برای جذب شرکت های غربی ، کاهش حضور سپاه در اقتصاد بود ، زیرا تحریم های ایالات متحده که مربوط به مسئله هسته ای نیست ، هنوز هم مؤثر است و به برخی از نهادها و شخصیت های Pasdaran مربوط می شود.[12]

4- فعالیتهای تجاری سپاه به عنوان نشانه ای از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران

  1. 19 توسعه فعالیت های اقتصادی ارتش یک پدیده خاص برای ایران نیست. در ترکیه ، اویاک ، که در ابتدا صندوق بازنشستگی برای نیروهای مسلح بود ، به گروهی تبدیل شده است که در بین سه کنگلومرا برتر کشور قرار گرفته است (دمیر ، 2005). این وضعیت منجر به رقابت ناعادلانه با بخش خصوصی و موارد فساد شده است. این همچنین هزینه ای را برای امور مالی عمومی نشان می دهد زیرا اویاک از یارانه های گسترده و معافیت های مالیاتی بهره مند شده است (دمیر ، 2005). پاکستان نیز نمونه خوبی از Milbus است. ارتش پاکستان کنترل مستقیمی بر گروه هایی دارد که اپراتورهای برجسته در حمل و نقل عمومی ، ساخت و ساز و ارتباطات از راه دور هستند. این شرکت همچنین دارای بنیادهایی است که تعداد زیادی از شرکت ها را در سیمان ، کود و تولید غلات ، بیمه ، فناوری اطلاعات و بانکداری اداره می کند (Seddiqa ، 2007). چنین حضور ارتش پاکستان در تجارت ، عواقب مضر داشته است ، مانند ایجاد یک محیط تجاری درنده. این قدرت فزاینده اقتصادی منجر به قدرت سیاسی بیشتری شده است. نقش اصلی ارتش پاکستان به عنوان یک بازیکن سیاسی برای نهادهای غیرنظامی و دموکراسی مضر بوده است (سدیکا ، 2007). از این رو بدیهی است که عواقب Milbus در اقتصادهای نوظهور تمایل به نتایج مشابهی دارد. با این حال ، در مورد ایران ، می توان استنباط کرد که توسعه فعالیت های اقتصادی Pasdaran همچنین منعکس کننده ویژگی های سیستم زیست محیطی این کشور است:
  2. ایران دارای اقتصاد اجاره ای است: اجاره به عنوان فعالیتهای اقتصادی تعریف شده است که هیچ ارزشی ایجاد نمی کند ، اما با استفاده از مقررات دولت ، ارزش دیگران را استخراج می کند (Krueger ، 1974 ؛ Tullock ، 2003). هزینه اقتصادی فعالیت های اجاره ای به این دلیل است که منابع به روش های غیر تولیدی (لابی ، رشوه و غیره) فقط برای دسترسی به این منابع استفاده می شوند. به نظر می رسد ایران به دو دلیل یک زمین حاصلخیز برای این سندرم است (کوویل ، 2013). اول ، با توجه به حجم زیاد درآمدهای نفتی متعلق به دولت (حدود 50 ٪ از درآمد دولت) ، حجم اجاره ای که می تواند از دولت استخراج شود بسیار زیاد است: بین سالهای 2005 و 2011 ، دولت ایران حدود 560 میلیارد دلار نفت دریافت کرددرآمد. دوم ، گسترش مداخله دولت در اقتصاد ، امکان دسترسی به انواع متنوع اجاره را تقویت کرده است. بدیهی است که سازمانی مانند IRGC وسیله ای (حمایت سیاسی ، تهدید به خشونت ، فشار بر رقبا و غیره) دارد که بسیار موفق باشد و بخش بزرگی از این اجاره را استخراج کند. براساس تئوری اقتصادی ، هزینه این فعالیت های اجاره ای منابع اختصاص داده شده برای استخراج این اجاره ها است (Tullock ، 2003). در ایران ، این هزینه ها در صورتی وجود دارد که توانایی سپاه در "تأثیر" ساختار سیاسی-اداری را در نظر بگیرد. همچنین هزینه های غیرمستقیم برای اقتصاد وجود دارد زیرا کارآفرینان مولد از بخش خصوصی از بازار خارج می شوند ، یا ترجیح می دهند وارد شبکه Sepah شوند (به عنوان مثال با تأمین کننده). در چنین اقتصاد اجاره ای ، شبکه های رقیب برای دریافت بزرگترین اجاره بها می جنگند. در ایران ، این شبکه ها استخوانهای ، بخش دولتی و صندوق های سرمایه گذاری آن ، بخش خصوصی و سپاه هستند.[13] شبکه های حتی بیشتر از اینها وجود دارد زیرا برخی از آنها می توانند به شبکه های مختلف تقسیم شوند: به عنوان مثال ، در بخش دولتی ، صندوق سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی (Shasta) خود شبکه ای است که بخش های بزرگی از آن را کنترل می کنداقتصاد ایران (هریس ، 2013). برخی از شرکت ها در بخش خصوصی با Sepah به عنوان تأمین کننده همکاری می کنند. سایر شرکت های خصوصی از اعضای تأثیرگذار دولت یا حوزه سیاسی حمایت مستقیمی دارند.[14] بنابراین ارائه ایران به عنوان یک کشور Praetorian در جایی که IRGC بخش بزرگی از سیستم اقتصادی را کنترل می کند ، نادرست است.[15] علاوه بر این ، عادلانه است که بگوییم سپاه مسئول این وضعیت نیست. به عبارت دیگر،

عقب نشینی سپه از Milbus ماهیت اجاره ای اقتصاد ایران را تغییر نخواهد داد. این "قوانین بازی" اقتصاد ایران از زمان انقلاب بوده است ، که بدیهی است که از فعالیت های اجاره ای یا غیرمولد بیش از موارد تولیدی حمایت می کند.[16] Sepah ، مانند استخوانها ، حتی می تواند سازمانهای کاملاً سازگار در نظر گرفته شود تا از این نوع سیستم اقتصادی استفاده کنند.[17] بنابراین ، آزادسازی اقتصاد ایران فقط مسئله ای نیست که سپاه را مجبور به عقب نشینی از Milbus کند. همچنین لازم است که همه بازیکنان اقتصادی بتوانند "قوانین بازی" جدید را بپذیرند که انگیزه های بیشتری برای فعالیت های تولیدی ایجاد می کند. جالب اینجاست که برخی از گفتمان Pasdaran به لزوم تغییر محیط نهادی در ایران با مبارزه با متقاضیان اجاره اشاره می کنند (Vohed Markazi Khabar ، n. د.). Bonyads ، که توسط افسران سابق سپاه کار می کنند ، [18] همچنین ثابت کرده اند که قادر به مدرن سازی شرکت هایی هستند که کنترل می کنند. با این وجود ، آزادسازی اقتصاد ایران همچنین به معنای روابط کمتری بین گروه های تأثیرگذار مانند سپاه ، استخوانی ها و حوزه سیاسی است. در کشورهایی که ارتش منافع خود را به دست آورده است ، معمولاً قبول کردن از کنترل سیاسی دشوار است (Siddiqa ، 2007). می توان استنباط کرد که در اقتصاد اجاره ای مانند ایران آسان نخواهد بود.

اقتصاد ایران تحت سلطه "شیوه مخرب هماهنگی" است. این عبارت به عنوان "هماهنگی اجتماعی از طریق ارعاب ، تهدید و استفاده از وسایل اجباری غیر مؤثر" تعریف شده است (واهابی ، 2009). واضح است که سپه در توسعه Milbus خود به چنین وسیله ای متوسل شده است. در بعضی موارد ، آنها هنگام تخصیص عملیات فرودگاه بین المللی امام خمینی در سال 2004 به یک کنگلومرای اتریشی و آمریکایی ، از خشونت جسمی استفاده می کردند. آنها همچنین از طریق رسانه های خود به رقبای بالقوه حمله کرده اند. به عنوان مثال ، در سال 2005 ، Oriental Oil Kish ، یک شرکت خصوصی ایرانی ، توسط شرکت ملی نفت ایران از قرارداد برای توسعه مراحل 9 و 10 از میدان گازی South Pars به دلیل اتهامات فساد که توسط IRGC- پخش شده بود ، محروم شد. آژانس خبری FARS مرتبط. نفت شرقی یک سال بعد بی گناه پیدا شد ، اما فشار سیاسی و از دست دادن قراردادها منجر به فروش دارایی های نفت شرقی با قیمت بسیار پایین به خاتام شد (یونگ ، 2013). وجود یک شیوه مخرب هماهنگی ناشی از محیطی است که با ماهیت نامشخص حقوق مالکیت مشخص می شود. در ایران ، از زمان انقلاب اسلامی ، نامعین کامل است زیرا محدودیت های بین بخش های خصوصی و دولتی مشخص نیست. آیا از زمان دریافت وجوه از دولت ، Bonyads یا Sepah متعلق به بخش دولتی است؟یا آیا آنها متعلق به بخش خصوصی هستند زیرا آنها شرکت های متعددی را در بخش خصوصی کنترل می کنند؟در حقیقت ، این خلاء نهادی به این دلیل است که مسئله حاکمیت بر روی دارایی حاکم است (واهابی ، 2009). ایران پس از انقلاب به وضوح کشوری است که مراکز سیاسی و منابع مشروعیت با یکدیگر می جنگند. یک مرکز سیاسی در ایران وجود دارد که شامل سپاه ، اعضای قوه قضاییه ، سیاستمداران و چهره های مذهبی نزدیک به رهبر عالی است. این گروه به ارزشهای دموکراتیک اعتقاد ندارد و می خواهد از ارزشهای "انقلابی" دفاع کند: یک نظم اخلاقی اسلامی ، ضد آمریکایی و غیره. برعکس ، گروه های سیاسی دیگری نیز در ایران وجود دارند که به ارزش های دموکراتیک تر اعتقاد دارند و سیاست های کمتری رادیکال می کنندخانه و خارج از کشور.[19] از آنجا که هنوز یک سیستم مرجع واحد در ایران وجود ندارد که بتواند دفاع از حقوق مالکیت را تضمین کند ، این دستورات سیاسی مختلف با یکدیگر رقابت می کنند. شیوه مخرب هماهنگی امکان همزیستی این مراکز سیاسی مختلف رقیب را فراهم می کند (واهابی ، 2010). بدین ترتیب،

توسعه فعالیت های اقتصادی سپاه و بنیادها نیز نشانه رقابت منابع سیاسی مشروعیت است. علاوه بر این، شیوه های هماهنگی دیگری نیز در اقتصاد ایران وجود دارد. هماهنگی بازار در بخش های اقتصادی خاصی وجود دارد. به عنوان مثال، اکنون رقابت شدیدی در تجارت کشاورزی ایران با تعداد زیادی از SMEهای خصوصی وجود دارد. جالب است بدانید که سپه با همکاری با 5000 تامین کننده خصوصی و کنترل شرکت های خصوصی سودآور متعدد از نوعی هماهنگی بازار نیز استفاده می کند. سپه همچنین حاضر به تشکیل کنسرسیوم با شرکت های خصوصی خارجی است. به عنوان مثال، خاتم در دهه 2000 کنسرسیومی را با شرکت انرژی نروژی آکر کوئرنر تشکیل داد تا در مورد توسعه فازهای 15 و 16 میدان گازی پارس جنوبی با شرکت ملی نفت ایران مذاکره کند (بررسی اقتصادی خاورمیانه، 2005). همچنین یک روش بوروکراتیک هماهنگی، با یک تکنوکراسی به خوبی آموزش دیده و یک سنت واقعی برنامه ریزی وجود دارد.[20] سپه همچنین به نوعی هماهنگی بوروکراتیک اشاره می کند. به عنوان مثال، آنها بر این واقعیت پافشاری می کنند که کار ساخت و ساز آنها پس از پایان جنگ با عراق آغاز شد، زمانی که یک ضرورت ملی برای بازسازی زیرساخت های ویران شده وجود داشت. آنها همچنین بر مشارکت خود در "سازندگی" کشور تاکید کرده و مدعی شده اند که در مناطق محروم زیرساخت هایی ایجاد کرده اند. اخیراً آنها به مشارکت خود در "اقتصاد مقاومتی" اشاره کردند. این ممکن است نشانه مدرن شدن جامعه ایران باشد که انواع مختلف احکام مشروعیت نیز در داخل سپاه به رقابت می پردازند.

در پایان، نقش اقتصادی سپاه را باید در چارچوب ویژگی های اقتصاد ایران پس از انقلاب تفسیر کرد. ایران تحت سلطه فعالیت های رانت خواری بوده و از «هماهنگی مخرب» به عنوان شیوه هماهنگی اجتماعی استفاده کرده است. توسعه سپاه میلباس در چنین شرایطی تعجب آور نیست. امروز دولت حسن روحانی قصد دارد اقتصاد ایران را آزاد کند و حجم بخش خصوصی را افزایش دهد. دولت اعلام کرده است که قصد دارد فضای نهادی را تغییر دهد. همه موافقند، اما سوال اینجاست که چگونه. بدیهی است که توانایی مقامات ایران برای کاهش اندازه میلباس سپه بستگی به تعادل سیاسی جدیدی دارد که در دوره ریاست جمهوری روحانی (2013-2017) ایجاد شده است. نباید مهارت های سپاه را که از نوسازی جامعه ایران مصون نیست برای سازش با دولت در این مهم دست کم گرفت.

یادداشت

در فارسی نام آنها «سپه پاسداران انقلاب اسلامی» است. در ایران اغلب به آنها "سپه" می گویند. آنها در سال 1357 به عنوان نیروی پارالگال توسط خمینی برای مبارزه با مخالفان سیاسی انقلاب ایجاد شدند. آنها که مجبور بودند به عنوان یک نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق (1980-1988) بجنگند، در کنار ارتش منظم (ارتش) به نیروهای مسلح متعارف تبدیل شدند و در عین حال تعهد ایدئولوژیکی قوی به جمهوری اسلامی داشتند (شاهگلدیان، 1366؛ کاتزمن، 1993).).

در این مقاله به فعالیت های صنعتی پاسداران با هدف تولید سلاح و تجهیزات نظامی توجهی نخواهد شد.

به «اساسنامه بنیاد تعاون سپاه» [قانون بنیاد تعاون سپاه]، http://www. dastour. ir/brows/? lid=%20%20%20%20271625 (ژانویه 2017) مراجعه کنید.[فارسی]

بسیج یک شبه نظامی داوطلب شبه نظامی است که در سال 1979 به دستور رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خمینی تأسیس شد. آنها اکنون زیر نظر پاسداران هستند.

به عنوان مثال، بسیج تراکتورسازی، یک شرکت سهامی عام بسیار مهم، متخصص در ماشین آلات کشاورزی را در سال 2008 خریداری کرد (رجوع کنید به ایران فردو، 2008).

این فعالیت به پاسداران امکان واردات تجهیزات و کالاهای مصرفی را بدون پرداخت مالیات واردات می دهد. بنابراین آنها می توانند مزایای زیادی ایجاد کنند.

این بانک ها قرض الحسنه نام دارند. طبق اصول بانکداری اسلامی، آنها قرار نیست بهره بگیرند و بر اساس مکانیسم های تقسیم سود کار کنند (نگاه کنید به کوویل، 2011).

امام رضا هشتم امام در ایمان شیعه است. او بسیار محبوب است و تعداد زیادی از زائران هر سال برای نماز خواندن در حرم خود می آیند.

برای اطلاعات بیشتر در مورد فعالیت های اقتصادی بنیادها ، به مالونی (2000) و کوویل (2009) مراجعه کنید.

اهمیت استراتژیک حضور سپاه در بخش نفت و گاز در ایران ممکن است توضیح دهد که چرا اعتراضات سیاسی بزرگی در رابطه با بسیج وجود داشته است. دومی تلاش کرده است تا با تلاش وزارتخانه های نفت و گاز ایران برای تهیه قراردادهای جذاب تر نفت و گاز برای شرکت های خارجی مقابله کند (به عنوان مثال Faucon ، 2016).

برای ارائه دقیق همه تحریم ها علیه ایران ، به گروه بین المللی بحران مراجعه کنید (2013).

برای توضیحات دقیق از همه این شبکه ها ، به هریس (2013) مراجعه کنید. در این مقاله نقش برجسته در اقتصاد ایران صندوق سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی (Shasta) توضیح داده شده است.

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 48 تاريخ : يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: :