محتوای دوره

ساخت وبلاگ

از آنجایی که یک آسیب عصبی اکتسابی (مانند سکته مغزی) بر عملکرد حسی و حرکتی تأثیر می گذارد، راه رفتن می تواند به شدت تحت تأثیر قرار گیرد. تغییرات حسی، ضعف و اسپاستیسیته بر استراتژی های حرکتی تأثیر می گذارد، که توانایی فرد را برای واکنش موفقیت آمیز به از دست دادن تعادل تغییر می دهد. سکته مغزی بر میزان و تعداد دفعات راه رفتن فرد تأثیر می گذارد و همچنین بر سازگاری راه رفتن - توانایی سازگاری با شرایط مختلف در طول سرپایی - و همچنین استقامت تأثیر می گذارد. تمرین راه رفتن عموماً در اسرع وقت پس از سکته مغزی، با استفاده از تکنیک های دستی، تمرینات ویژه کار، تقویت، و در صورت وجود، تمرین با وزن بدن با تردمیل و دستگاه های روباتیک شروع می شود.

استراتژی های حرکتی که توسط سکته مغزی تغییر کرده اند

استراتژی حرکت یا هم افزایی یک الگوی حرکتی انعطاف پذیر و قابل تکرار است که می تواند به سرعت و به طور خودکار توسط سیستم عصبی مرکزی قابل دسترسی باشد. استراتژی های حرکتی به ما امکان می دهند الگوهای حرکتی را که در گذشته موفق بوده اند ذخیره و دوباره استفاده کنیم. استراتژی ها الگوهای حرکتی کارآمد و خودکاری هستند که در طول زمان تکامل می یابند. هر بار که از دست دادن تعادل تهدید می شود، سیستم عصبی از این استراتژی های حرکتی از پیش برنامه ریزی شده استفاده می کند تا از حفظ تعادل اطمینان حاصل کند. استراتژی های حرکتی که توسط سیستم عصبی برای پاسخ به اختلالات استفاده می شود، پس از سکته مغزی کاهش می یابد.

ankle strategy used in response to small perturbations is also called ankle sway

استراتژی مچ پا که در پاسخ به اختلالات کوچک استفاده می شود، نوسان مچ پا نیز نامیده می شود. منبع: لورن رابرتسون

استراتژی مچ پا - که به آن نوسان مچ پا نیز گفته می شود - در پاسخ به اختلالات کوچک یا از دست دادن تعادل استفاده می شود. هنگامی که یک از دست دادن کمی تعادل رخ می دهد - مانند هنگام ایستادن روی یک اتوبوس در حال حرکت - پا به عنوان یک اهرم برای حفظ تعادل با انجام تنظیمات خودکار مداوم در حرکت اتوبوس عمل می کند. هنگامی که به یک تنظیم کوچک تعادل نیاز است، ماهیچه های نزدیک به کف (تیبیالیس قدامی و گاستروکنمیوس) ابتدا فعال می شوند و در یک الگوی دیستال به پروگزیمال به سمت بالا جریان می یابند.

هنگامی که یک اختلال بیش از حد بزرگ است که نمی توان با موفقیت توسط استراتژی مچ پا کنترل کرد، استراتژی لگن مورد نیاز است. هنگامی که از استراتژی هیپ استفاده می شود، حرکت در مرکز ران متمرکز می شود و عضلات مچ پا (تیبیالیس قدامی و گاستروکنمیوس) تقریباً بی صدا هستند. ماهیچه های تنه ابتدا با جریان فعال شدن به سمت پایین به سمت پاها در یک الگوی پروگزیمال تا دیستال فعال می شوند. بنابراین، اگر اتوبوس ناگهان توقف کند و بدن به جلو خم شود، کمر و همسترینگ منقبض می شوند تا بدن به حالت قائم بازگردد.

اگر اغتشاش قوی است و مرکز ثقل شما به خوبی از پایه تکیه گاه شما عبور می کند، لازم است برای به دست آوردن تعادل یک گام به جلو یا عقب بردارید. از این به عنوان یک استراتژی پله ای یاد می شود. مطالعات تغییرات مرتبط با افزایش سن را در قدم زدن در افراد مسن نشان داده است. در مقایسه با افراد جوان تر، افراد مسن تر استراتژی پله پاشی را در پاسخ به از دست دادن تعادل کوچک تر آغاز می کنند و تمایل دارند به جای یک قدم بزرگ تر، چندین قدم کوچک بردارند (Maki & McIlroy, 2006).

حرکات بازو نقش قابل توجهی در کنترل تعادل دارند و بخشی از استراتژی هایی است که در بالا مورد بحث قرار گرفت. اندام های فوقانی در همان ابتدای اختلال تعادل شروع به واکنش نشان می دهند و در حالی که بدن تلاش می کند کنترل را به دست آورد، به فعالیت خود ادامه می دهد. بازوها با گرفتن خودکار و گرفتن تکیه گاه، عملکرد محافظتی را انجام می دهند. در مورد یک اختلال کوچک، حرکات اندام فوقانی می تواند با دور کردن مرکز ثقل از عدم تعادل، از سقوط جلوگیری کند.

هنگامی که فلج اندام فوقانی یا اسپاستیسیتی وجود دارد، افراد پس از سکته مغزی واکنش های محافظتی ضعیفی را در خلال اختلال تعادل نشان می دهند. آنها کمبودی را در تنظیمات وضعیتی پیش بینی و واکنشی نشان می دهند. این آسیب های اندام فوقانی آسیب دیده توانایی فرد را برای بهبودی از آشفتگی ها در طول کارهای عملکردی مانند راه رفتن محدود می کند (آریا و همکاران، 2014).

حتی در غیاب اختلال عصبی، تغییرات مرتبط با افزایش سن بر زمان واکنش اندام فوقانی زمانی که تعادل مختل می شود، تأثیر می گذارد. بزرگسالان مسن تر نسبت به بزرگسالان جوان تر راحت تر به سطوح تکیه گاه می رسند، اما زمان واکنش کندتر است. افزایش تمایل به دستیابی به حمایت و کاهش این واکنش ها پیش بینی کننده سقوط در فعالیت های روزانه است (Maki & McIlroy, 2006).

مقایسه رفلکس ها، واکنش های خودکار و حرکت ارادی

رفلکس ها

یک لحظه فکر کنید که در حال پختن شام هستید و به طور تصادفی یک ماهیتابه داغ و داغ را لمس کنید. گرما را احساس می کنید و فوراً کنار می روید. شما به این فکر نمی کنید که "بهتر است قبل از اینکه من را بسوزاند دستم را از روی ظرف داغ بردارم" - رفلکس های شما این کار را برای شما انجام می دهند. ترک تقریباً آنی است زیرا سیستم عصبی شما خطر را احساس می کند و به طور انعکاسی کنار می رود.

واکنش های خودکار

این نوع واکنش در استراتژی های حرکتی استفاده می شود. آنها کندتر از رفلکس ها هستند اما سریعتر از حرکات ارادی هستند. آنها به اندازه کافی سریع هستند تا به ما کمک کنند بدون نیاز به فکر کردن به از دست دادن تعادل واکنش نشان دهیم.

نهضت ارادی

این نوع حرکت نیاز به تفکر دارد و در مقایسه با حرکت انعکاسی و خودکار نسبتا کند است. استفاده از مغز ما برای فکر کردن به حرکت، زمانی که به انجام کاری خیلی سریع نیاز داریم، خیلی عملی نیست - زمانی که مغز به شما هشدار می دهد که کمرتان را خم کنید، جلو بروید یا وقتی اتوبوس ناگهان توقف می کند، خیلی دیر شده است. تعادل را دوباره بدست آورید

کنار صندلی خود بایستید. مطمئن شوید که روی یک سطح صاف و محکم ایستاده اید. حالا چشماتو ببندتوجه داشته باشید که بدن شما کمی تکان می خورد—شما از استراتژی مچ پا برای حفظ تعادل استفاده می کنید. همچنین توجه داشته باشید که پس از مدت کوتاهی کمتر تکان می خورید - این بدان معناست که سیستم عصبی شما در حال تنظیم است. اغلب، به دنبال سکته مغزی، فرد توانایی استفاده از استراتژی مچ پا را از دست می دهد. این می تواند تأثیر عمیقی بر تعادل داشته باشد.

دوباره بلند شواز کسی بخواهید که کمی از پشت به شما تکان دهد. سعی کنید قدمی برندارید. اگر این حرکت واقعاً کوچک بود، احتمالاً از ناحیه کمر خم می شوید تا تعادل خود را به دست آورید. این نمونه ای از استراتژی هیپ است.

اکنون از شریک زندگی خود بخواهید که از پشت سر کمی بزرگتر به شما ضربه بزند. اگر ضربه به اندازه کافی بزرگ باشد، باید یک قدم بردارید. این استراتژی پله ای است.

ما از این استراتژی ها به طور خودکار، در تمام طول روز، بدون تلاش استفاده می کنیم. کسی که سکته کرده است نمی تواند به این استراتژی ها به سرعت شما دسترسی پیدا کند. اگر با تلنگر رهگذر یا اتوبوس مواجه شدید

اهمیت پیاده روی زودهنگام و مکرر

بازیابی توانایی راه رفتن پس از سکته مغزی برای بیماران و مراقبان به طور یکسان از اهمیت بالایی برخوردار است. بهبود تعادل و راه رفتن منجر به استقلال بیشتر و بهبود رفاه عمومی می شود.

در هفته اول پس از سکته مغزی، تنها یک سوم بیماران قادر به راه رفتن بدون کمک هستند. در هفته های بعد، توانایی راه رفتن به طور کلی بهبود می یابد. در هفته 3 یا هنگام ترخیص از بیمارستان، بیش از نیمی از بازماندگان سکته مغزی می توانند بدون کمک راه بروند. در 6 ماهگی، بیش از 80 درصد قادر به راه رفتن مستقل و بدون کمک فیزیکی از شخص دیگری هستند (بالاسوبرامانیان و همکاران، 2014).

به دنبال سکته مغزی ، پیاده روی می تواند انرژی زیادی را به خود اختصاص دهد. اختلال در عملکرد عضلات ، ضعف و تهویه مطبوع قلبی عروقی می تواند میزان انرژی صرف شده را دو برابر کند. هزینه بالای انرژی پیاده روی می تواند بر توانایی فرد در شرکت در فعالیت های روزانه تأثیر بگذارد و منجر به یک چرخه شرور شود که در آن از فعالیت بدنی جلوگیری شود. به عنوان مثال ، در یک مطالعه ، بیماران سکته مغزی 50 ٪ از مقدار روزانه بزرگسالان کم تحرک همسان را طی کردند و از 75 ٪ از اوج VO2 خود برای پیاده روی با سرعت زیر حرکت استفاده کردند (دانیلسون و همکاران ، 2011).

پیاده روی ممکن است با سرعت بیشتری بهبود یابد وقتی بیماران در تعیین اهداف خاص شرکت می کنند. نتایج چندین مطالعه یادگیری حرکتی که در آن توجه شخص به نتیجه یک عمل متمرکز شده است نه این عمل ، عملکرد مؤثرتری را نسبت به تمرکز بر کیفیت حرکت ایجاد می کند (کار و شپرد ، 2011).

در بیمارستان ، یک هدف اولیه برای پیاده روی ممکن است پیاده روی به قرار ملاقات بعدی یا پیاده روی حداقل بخشی از راه باشد ، نه اینکه در یک ویلچر حمل شود. هر روز بیمار باید تشویق شود تا مسافتی را برای پیاده روی مستقل و ایمن انتخاب کند. در ابتدا ، این ممکن است تنها چند مرحله باشد. هدف این است که روزانه تعداد مشخصی از مسافت انتخاب شده را طی کنید و در اسرع وقت فاصله را افزایش دهید و رکورد پیشرفت را حفظ کنید ، که به بیمار تمرکز خاصی می بخشد (کار و چوپان ، 2011).

تطبیق پذیری پیاده روی ، پله و کنترل وضع حمل

پیاده روی به توانایی ما در سازگاری با شرایط مختلف محیطی و وظایف وابسته است. پیاده روی از اتاق خواب به حمام با یک واکر نیاز به توجه و سازگاری متفاوتی نسبت به پیاده روی در خیابان شلوغ حمل یک کیسه مواد غذایی دارد. حتی پیاده روی و صحبت کردن می تواند یک چالش برای بیماران پس از سکته مغزی باشد.

با گذشت زمان ، حداکثر 85 ٪ از افراد مبتلا به سکته مغزی توانایی پیاده روی مستقل را به دست می آورند ، اما در هنگام تخلیه از توانبخشی بستری فقط در حدود 7 ٪ می توانند مراحل را مدیریت کنند و سرعت و مسافت و مسافت های لازم برای پیاده روی در جامعه را طی کنند. توانایی محدود در تنظیم تغییرات در کار و محیط زیست به این معنی است که شخص یا از پیاده روی در موقعیت های پیچیده (یک استراتژی ایمنی) جلوگیری می کند یا در صورت نیاز به راه رفتن در این شرایط چالش برانگیز ، خطر سقوط را افزایش می دهد (Balasubramanian و همکاران ، 2014).

با وجود اهمیت آن ، ارزیابی سازگاری پیاده روی توجه نسبتاً کمی را به خود جلب کرده است. ارزیابی های متداول از توانایی پیاده روی پس از سکته مغزی شامل مسافت های کوتاه پیاده روی (مانند تست به موقع و GO) و بررسی حرکات اندام جدا شده (مانند ارزیابی Fugl-Meyer) است. اگرچه ارزشمند است ، اما این ارزیابی ها مهارت های لازم برای ورود مجدد در جاه طلبی ایمن و مستقل در خانه و جامعه را در نظر نمی گیرند. ارزیابی های جامع و مداخلات خاص برای بهبود سازگاری پیاده روی مورد نیاز است (Balasubramanian و همکاران ، 2014).

علاوه بر توانایی تطبیق با شرایط و وظایف مختلف ، سازگاری راه رفتن دارای دو الزام دیگر است: (1) پله ، و (2) کنترل وضع حمل (Shumway-Cook & Woollocott ، 2012). پله شامل توانایی تولید و حفظ الگوی راه رفتن متناوب ریتمیک ، و همچنین امکان شروع و متوقف کردن است. کنترل خلقی شامل سیستم های اسکلتی عضلانی و عصبی است.

برای پیاده روی موثر ، سیستم عصبی مرکزی باید:

  1. الگوی پله اصلی حرکات اندام متقابل ریتمیک را در حالی که بدن را در برابر گرانش پشتیبانی می کند و آن را به جلو سوق می دهد ، ایجاد کنید.
  2. کنترل وضعیت وضعیت (تعادل) را حفظ کنید تا مرکز جرم بیش از یک پایه پشتیبانی مداوم در حال حرکت باشد و بدن را به صورت قائم در فضا حفظ کند.
  3. با شرایط محیطی یا تغییر در هدف رفتاری سازگار شوید (Balasubramanian و همکاران ، 2014).

این مؤلفه ها به ویژه برای کارهای پیچیده ضروری هستند. به عنوان مثال ، سازگاری پیاده روی در زمین های ناهموار یا زمین های به هم ریخته بسیار مهم است و هنگامی که این کار نیاز به پیاده روی و چرخش یا مذاکره برای یک مسیر خمیده دارد. ترکیب های بی پایان از اهداف وظیفه و شرایط محیطی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود که به طور جامع سازگاری پیاده روی را ضبط کند (Balasubramanian و همکاران ، 2014).

سازگاری پیاده روی برای جاه طلبی جامعه بسیار مهم است. پاتلا و شوموی کوک "ابعاد" را توصیف کرده اند که بر توانایی انطباق فرد هنگام راه رفتن تأثیر می گذارد. این خواسته های خارجی است که باید برای تحرک موفق جامعه برآورده شود:

  • فاصله (فاصله پیاده روی)
  • عوامل موقتی (زمان لازم برای عبور از یک خیابان شلوغ یا گذرگاه ، توانایی حفظ همان سرعت در اطراف خود)
  • شرایط محیط (باران ، گرما ، برف و غیره)
  • بار فیزیکی (بسته های حمل شده ، تعداد درهایی که باید باز شوند)
  • زمین (پله ها ، محدوده ها ، دامنه ها ، زمین ناهموار ، چمن ، آسانسور ، موانع)
  • خواسته های توجهی (مزاحمات در محیط، سر و صدا، ماشین ها، شلوغی، صحبت کردن)
  • انتقال وضعیتی (ایستادن، رسیدن، پشتیبان گیری، چرخش سر، تغییر جهت)
  • تراکم ترافیک (تعداد افراد در دسترس، برخوردهای غیرمنتظره و برخورد نزدیک با افراد دیگر) (Shumway-Cook et al., 2002)

بهبود استقامت برای پیاده روی

بدیهی است که بسیاری از بیماران از توانبخشی بستری به شدت بی شرط ترخیص می شوند، به این معنی که سطح انرژی آنها برای مشارکت فعال در زندگی روزمره بسیار پایین است. پزشکان، درمانگران و پرسنل پرستاری مسئول عمل توانبخشی باید نه تنها در طول توانبخشی بستری، بلکه پس از ترخیص نیز با ترویج و حمایت از فرصت های ورزش مبتنی بر جامعه، به این موضوع بپردازند. در طول توانبخشی بستری، جلسات گروهی باید مکرر باشد و باید شامل تمرینات هوازی خاص باشد. فیزیوتراپی باید از وسایل کمک آموزشی موجود، از جمله تجهیزات ورزشی مانند تردمیل، و پیشرفت های جدید در سیستم های بازخورد رایانه ای، رباتیک و مربیان الکترومکانیکی استفاده کند.

جانت کار و دانشگاه روبرتا شپرد سیدنی استرالیا

اگرچه بسیاری از افرادی که تحت تأثیر سکته مغزی قرار گرفته اند، تا زمانی که از بازتوانی خارج می شوند، توانایی راه رفتن را دوباره به دست آورده اند، بسیاری از آنها استقامت کمی دارند که توانایی آنها را برای انجام کارهای خانگی یا حتی راه رفتن در مسافت های کوتاه محدود می کند. پس از سکته مغزی، راه رفتن نیاز به سطح بسیار بالاتری از مصرف انرژی دارد و پس از ترخیص، بسیاری از بیماران سکته مغزی لزوماً واکرهای عملکردی نیستند (کار و شپرد، 2011).

پیاده روی عملکردی با استفاده از تست های سرعت، مسافت و زمان ارزیابی می شود. معیارهای حداقلی برای پیاده روی اجتماعی موفق شامل سرعت راه رفتن مستقل 0. 8 متر بر ثانیه یا بیشتر (حدود 2. 6 فوت در ثانیه)، توانایی مذاکره در زمین های ناهموار و حاشیه ها، و استقامت فیزیکی برای راه رفتن 500 متر یا بیشتر است. در بررسی 109 نفری که از فیزیوتراپی ترخیص شدند، تنها 7 درصد به حداقل سطح دست یافتند. تمرین تناسب اندام قلبی-تنفسی می تواند هم به کارایی افراد مبتلا به سکته مغزی و هم به مسافتی که می توانند به آن دست یابند توجه کند (کار و شپرد، 2011).

The loss of independent ambulation outdoors has been identified as one of the most debilitating consequences of stroke. Among stroke survivors 1 year after stroke, the most striking area of difficulty was low endurance measured by the distance walked in a 6-minute walk test. Those subjects able to complete this test were able to walk on average only 250 meters (820 feet) compared to the age-predicted distance of>600 متر (تقریبا 2000 فوت) ، معادل 40 ٪ از توانایی پیش بینی شده آنها و برای یک سبک زندگی معقول و فعال به اندازه کافی نیست. تأثیر مضر از ظرفیت ورزش کم و استقامت عضلات بر تحرک عملکردی و مقاومت در برابر خستگی احتمالاً پس از تخلیه افزایش می یابد در صورتی که فعالیت های بدنی و برنامه های ورزشی در دسترس نباشد (Carr & Sheperd ، 2011).

در سال 2002 ، انجمن قفسه سینه آمریکا (ATS) دستورالعمل هایی را برای تست پیاده روی 6 دقیقه ای با هدف استاندارد سازی پروتکل برای تشویق کاربرد بیشتر آن و امکان مقایسه مستقیم بین مطالعات و جمعیت های مختلف منتشر کرد. دستورالعمل های انجمن قفسه سینه آمریکا شامل نشانه های آزمایش و موارد منع مصرف ، اقدامات ایمنی و پروتکل گام به گام و همچنین کمک به تفسیر بالینی است (دان و همکاران ، 2015).

اجزای اصلی پروتکل شامل محل تست ، طول پیاده رو ، اندازه گیری ها و دستورالعمل ها است. طبق پروتکل انجمن قفسه سینه آمریکایی ، این آزمایش باید بر روی یک پیاده رو تخت ، محصور (داخلی) 30 متر (کمی زیر 100 فوت) انجام شود. این پروتکل در هر دو انتهای پیاده رو و فضای اضافی برای چرخش به 180 درجه نیاز دارد. دستورالعمل ها توصیه می کنند که طول پیاده رو کوتاه تر نیاز به تغییرات جهت دار تر داشته و می تواند مسافت های به دست آمده را کاهش دهد. تأثیر تغییرات جهت دار ممکن است در جمعیت سکته مغزی تقویت شود ، که از نظر شخصیتی تعادل ، الگوهای راه رفتن نامتقارن را مختل کرده و پاسخ های تغییر یافته برای آماده سازی نوبت را تغییر داده است. در مقابل ، کاهش تعداد تغییرات جهت دار ممکن است فاصله حاصل از آن را افزایش دهد (دان و همکاران ، 2015).

آموزش تردمیل با وزن بدن

تمرینات تردمیل پشتیبانی شده از وزن بدن (BWSTT) به طور فزاینده ای برای تشویق پیاده روی زودهنگام به دنبال سکته مغزی مورد استفاده قرار می گیرد. این یک روش توانبخشی است که در آن بیماران با وزن بدن خود که تا حدی پشتیبانی می شود ، روی یک تردمیل قدم می زنند. آموزش تردمیل با پشتیبانی از وزن بدن با فعال کردن تمرین تکراری Gait (Takeuchi & Izumi ، 2013) راه رفتن را افزایش می دهد.

در بیمارانی که سکته مغزی را تجربه کرده اند ، تخلیه جزئی از اندام تحتانی توسط سیستم پشتیبانی از وزن بدن منجر به تنه محکم تر و تراز زانو در مرحله بارگذاری راه رفتن می شود. همچنین می تواند عدم تقارن 1 نوسان ، طول قدم و سرعت پیاده روی را بهبود بخشد و به بیمار اجازه می دهد تا الگوهای راه رفتن تقریباً طبیعی را تمرین کند و از ایجاد عادات پیاده روی جبرانی مانند پیاده روی باسن و دور زدن 2 خودداری کند (Takeuchi & Izumi ، 2013).

1 مرحله نوسان راه رفتن: در حین پیاده روی ، مرحله نوسان به عنوان آسانسور انگشتان پا شروع می شود ، با خم شدن زانو ادامه می یابد و پا به جلو حرکت می کند و هنگامی که پاشنه در تماس با زمین قرار می گیرد ، پایان می یابد.

2 دور: یک ناهنجاری راه رفتن که در آن پا در یک دایره نیمه چرخیده و به جلو می چرخد. باسن اغلب پیاده روی می شود تا فضای کافی برای ایجاد پا به جلو ایجاد شود.

man using a body-weight-assisted treadmill

نمونه ای از یک تردمیل پشتیبانی از وزن بدن. منبع: NIH ، 2011.

پیاده روی تردمیل امکان تمرین مستقل و نیمه تحت نظارت را برای افرادی که توانایی بیشتری دارند ، و همچنین بهبود ظرفیت هوازی و افزایش سرعت و استقامت پیاده روی را امکان پذیر می کند. عمل بسیار اولیه پیاده روی تردمیل تحت حمایت از زمین و مهار شده احتمالاً برای ظرفیت عملکردی خوب پس از تخلیه از نظر عملکرد و سطح انرژی بسیار مهم است (کار و شپرد ، 2011).

آزمایش لوکوموتور آزمایش کاربردی پس از سکته مغزی (جهش)-بزرگترین مطالعه توانبخشی سکته مغزی که تاکنون در ایالات متحده انجام شده است-برای مقایسه اثربخشی تمرینات تردمیل پشتیبانی شده از وزن بدن با تمرین پیاده روی. شرکت کنندگان در دو مرحله مختلف شروع کردند - دو ماه پس از سکته مغزی (آموزش اولیه حرکتی) و شش ماه پس از سکته مغزی (آموزش اواخر حرکتی). آموزش حرکتی همچنین با یک برنامه تمرینی خانگی که توسط یک فیزیوتراپی اداره می شد ، مقایسه شد که با هدف تقویت انعطاف پذیری ، دامنه حرکت ، قدرت و تعادل به عنوان راهی برای بهبود پیاده روی انجام شد. اندازه گیری اصلی بهبود در پیاده روی در 1 سال پس از سکته مغزی بود (Ninds ، 2011).

در کارآزمایی جهش ، بیماران سکته مغزی که در خانه فیزیوتراپی داشتند ، توانایی پیاده روی خود را نیز بهبود بخشیدند و همچنین افرادی که در یک برنامه تمرینی تحت درمان قرار گرفتند که نیاز به استفاده از دستگاه تردمیل پشتیبانی شده از وزن بدن دارد و پس از آن تمرین پیاده روی انجام می شود. این مطالعه ، که توسط NIH تأمین شده است ، همچنین نشان داد که بیماران تا 1 سال پس از سکته مغزی بهبود می یابند - با خرد کردن خرد معمولی که بهبودی در اوایل اتفاق می افتد و در 6 ماه از بین می رود. در حقیقت ، حتی بیمارانی که از اواخر 6 ماه پس از سکته مغزی توانبخشی را شروع کردند ، توانستند پیاده روی خود را بهبود بخشند (Ninds ، 2011).

پاملا دبلیو. دانکن، محقق اصلی LEAPS و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه دوک، گفت: «ما خوشحالیم که دیدیم بیماران سکته مغزی که برنامه تمرینات فیزیوتراپی خانگی داشتند، به همان اندازه که تمرین حرکتی انجام دادند، بهبود یافتند. برنامه فیزیوتراپی خانگی راحت تر و عملی تر است. مراقبت های معمول باید شامل برنامه های ورزشی فشرده تری باشد که به راحتی در دسترس بیماران باشد تا راه رفتن، عملکرد و کیفیت زندگی را بهبود بخشد.

دستگاه های آموزش راه رفتن رباتیک

چندین ربات توانبخشی اندام تحتانی برای بازگرداندن تحرک اندام های آسیب دیده ساخته شده اند. این سیستم ها را می توان بر اساس اصل توانبخشی که دنبال می کنند گروه بندی کرد:

  • مربی های راه رفتن تردمیل
  • مربی های راه رفتن مبتنی بر پلاک پا
  • مربیان راه رفتن روی زمین
  • مربیان راه رفتن ثابت
  • سیستم های توانبخشی مچ پا
    • سیستم های ثابت
    • ارتزهای فعال پا (دیاز و همکاران، 2011)

    سیستم لوکومات

    robotic system for locomotor training

    منبع: دیاز و همکاران، 2011.

    بسیاری از سیستم های رباتیک با هدف خودکارسازی و بهبود مربیان تردمیل با کمک وزن بدن به عنوان وسیله ای برای کاهش کار درمانگر توسعه یافته اند. معمولا این سیستم ها بر اساس ربات های اسکلت بیرونی در ترکیب با تردمیل هستند. یکی از این سیستم ها - Lokomat - شامل یک ارتز راه رفتن روباتیک و یک سیستم پیشرفته پشتیبانی از وزن بدن، همراه با یک تردمیل است. از موتورهای (درایوها) کنترل شده توسط کامپیوتر استفاده می کند که در ارتز راه رفتن در هر مفصل ران و زانو یکپارچه شده اند. درایوها دقیقاً با سرعت تردمیل هماهنگ می شوند تا از تطابق دقیق بین سرعت ارتز راه رفتن و تردمیل اطمینان حاصل شود (دیاز و همکاران، 2011).

    LokoHelp دستگاه دیگری است که برای بهبود راه رفتن پس از آسیب مغزی ساخته شده است. LokoHelp در وسط سطح تردمیل به موازات جهت راه رفتن قرار می گیرد و با یک گیره ساده در جلوی تردمیل ثابت می شود. همچنین یک سیستم پشتیبانی از وزن بدن را فراهم می کند. آزمایشات بالینی نشان داده است که این سیستم توانایی راه رفتن بیمار را به همان روشی که آموزش حرکتی دستی انجام می دهد، بهبود می بخشد. با این حال، LokoHelp به کمک درمانی کمتری نیاز داشت و در نتیجه ناراحتی درمانگر کاهش می یابد. این واقعیت یک نتیجه کلی برای تقریباً تمام سیستم های روباتیک تا به امروز است (دیاز و همکاران، 2011).

    مربی های راه رفتن روی زمین از روبات هایی تشکیل شده اند که به بیمار در راه رفتن روی زمین کمک می کنند. این مربی ها به بیماران اجازه می دهند که تحت کنترل خودشان حرکت کنند نه اینکه آنها را از طریق الگوهای حرکتی از پیش تعیین شده حرکت دهند. KineAssist یک دستگاه رباتیک است که برای تمرین راه رفتن و تعادل استفاده می شود. این شامل یک کمربند تنه و لگن است که به طور سفارشی طراحی شده است که به یک پایه روباتیک متحرک متصل شده است. ربات با توجه به نیروهای شناسایی شده از سوژه توسط لودسل های واقع در مهار لگن کنترل می شود (دیاز و همکاران، 2011).

    لباس رباتیک ReWalk

    example of a robotic suit

    منبع: دیاز و همکاران، 2011.

    ReWalk یک لباس پوشیدنی و موتوری شبه رباتیک است که می تواند برای فعالیت های درمانی استفاده شود. ReWalk از یک دستبند سبک و پوشیدنی استفاده می کند که موتورها را در مفاصل، باتری های قابل شارژ، مجموعه ای از حسگرها و یک سیستم کنترل مبتنی بر رایانه را یکپارچه می کند. حرکات بالای بدن کاربر شناسایی شده و برای شروع و حفظ فرآیندهای راه رفتن استفاده می شود (دیاز و همکاران، 2011).

    ظرفیت روبات ها برای ارائه آموزش با شدت بالا و تکرارپذیر، آنها را به ابزارهای بالقوه ارزشمندی برای ارائه درمان با کیفیت بالا با هزینه و تلاش کمتر تبدیل می کند. این سیستم ها همچنین می توانند در خانه مورد استفاده قرار گیرند تا به بیماران اجازه دهند تا درمان ها را به طور مستقل انجام دهند، نه جایگزین درمانگر، بلکه از برنامه درمانی پشتیبانی می کنند. با این حال، علی رغم جذابیت دستگاه های رباتیک، مطالعات بالینی هنوز شواهد کمی برای اثربخشی برتر روباتیک درمانی در مقایسه با شیوه های درمانی فعلی نشان می دهد، اگرچه نشان داده شده است که رباتیک تلاش، زمان و هزینه های درمانگر را کاهش می دهد (دیاز و همکاران، 2011)..

فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 72 تاريخ : يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 15:17