من با دکتر دبی خدمه اینجا هستم. او بنیانگذار Opti Inteational است و او همچنین یکی از آن افراد جالب است که در مورد تحقیقات مغز در گلف با YIPS صحبت می کند ، چه نوع وضعیتی را می خواهیم وارد کنیم و همه چیزهای خوب را انجام دهیم. ما قصد داریم Opti ، گروه را امتحان کنیم و به مغز و قطار برویم و ببینیم که همه چیز چیست. من مشتاقانه منتظر آن هستم.
از کجا شروع می کنیم؟ما پیشانی موزه داریم که چهار سنسور دارد. درست؟
مصاحبه شونده: بله ، دو در جلو و دو پشت گوش. آنها شاخص های خوبی از آنچه در مغز اتفاق می افتد هستند. ما تلفن خود را گرفتیم ، برنامه های خود را از طریق تلفن خود گرفتیم و این همه شما واقعاً نیاز دارید. کاری که من دوست دارم ابتدا انجام دهم این است که فقط یک معیار استراحت از مغز خود داشته باشید و بفهمید که در زندگی بیشتر در زندگی هستید. این اطلاعات مفید استاولین کاری که برنامه انجام می دهد این است که به دنبال هدست باشید ، به نظر می رسد که ما به درستی متصل هستیم و خوب است. این فقط دو مورد آخر در پشت گوش است. فک خود را آرام کنید ، شما آماده رفتن هستید و من برای این یکی صحبت نمی کنم. بنابراین ما فقط یک پایه 10 ثانیه ای گرفتیم. شاید شما آن کافه های کوچک را که در حال چشمک زدن و خاموش شدن بودند ، دیده باشید ، این چشمان شما چشمک می زد. سیگنال ها ممکن است کمی وارد و خارج شوند ، اما این خوب است زیرا همه اینها قبل از نقشه ها حذف می شوند. من می خواهم این یکی را برچسب گذاری کنم -
مصاحبه کننده: بنابراین ما فقط یک پایه 10 ثانیه ای گرفتیم. من فقط در اینجا سرمازدگی داشتم و بنابراین ما می خواهیم نقشه مغزی از آن را بدست آوریم تا حالت استراحت مغز من را بدون گلف ، بدون باشگاه ، بدون انجام هر کاری ، ببینیم.
مصاحبه شونده: ما فقط نماد مرکز را جمع می کنیم ، پرونده شما درست در آنجاست و نقشه های مغز شما وجود دارد. آنچه آنها به ما نشان می دهند این است که تتا در این یکی بسیار فعال است ، تتا یک وضعیت خوب ، لذت لذت است ، این یک حالت مراقبه است و غیره. من دوست دارم از نظر سمت چپ و سمت راست به ارزش ها نگاه کنم. شما معمولاً فکر می کنید ، من فکر می کنم کمی سمت راست تر است.
مصاحبه کننده: ما از این چه چیزی را دور می کنیم؟اینجا روی صفحه است. وقتی مردم به این موضوع نگاه می کنند ، این فقط یک استراحت است - آیا ما از این چیزی یاد می گیریم؟
مصاحبه شونده: انجام می دهیم. ما تمایل داریم به دنبال الگو باشیم تا ببینیم یک طرف کمی فعال تر از طرف دیگر است یا نه، تا ببینیم الگوی رنگی چیست. اگر هر چهار نقشه ای که در اینجا می بینید تمایل به داشتن یک الگوی یکسان در سراسر آنها دارند، این کاملاً نشان دهنده الگوی خاص شما است. ارزش واقعی این است که آن را با چیزهای دیگر مقایسه کنید. مورد بعدی که ما می خواهیم با آن مقایسه کنیم در حالی است که شما putt می کنید. بسیاری از مواقع مردم مطمئناً در صف هستند، و به محض اینکه یک چماق را در دستان آنها قرار می دهید، تمایل دارند در مکان کمی متفاوت باشند. اغلب، یک وضعیت بسیار خوب از عملکرد.
مصاحبه شونده: من از اینجا می روم و این بار اگر اشکالی ندارد، یک چماق در دستان شما می گذاریم. من این را کنار می گذارم، و -
مصاحبه کننده: حالا ما یک چالش داریم.
مصاحبه شونده: حالا ما یک چالش داریم. به نظر می رسد سوراخ خوبی برای رفتن به کوردی وجود دارد.
مصاحبه شونده: برای شروع یک توپ به شما می دهم. کاری که من می خواهم انجام دهم این است که شما را مجبور می کنم کاری را که معمولاً انجام می دهید انجام دهید. روال خود را طی کنید، من «شروع» را فشار می دهم و کاری که می خواهم انجام دهم این است که «توقف» را به محض اینکه دستگاه را بازگردانید فشار دهید. ما فقط می خواهیم به عقب برگردیم و یک ثانیه درست قبل از اینکه شما دستگاه را برگردانید نگاه کنید. این همان چیزی است که عملکرد را پیش بینی می کند.
مصاحبه کننده: فهمیدم.
مصاحبه شونده: خوب، بنابراین از نظر نگاه کردن به اینها، من به الگوها نگاه می کنم. به نظر می رسد شما در مورد آنهایی که واقعاً خوب بودند، ساکت هستید، که به نظر من به نوعی به من می گوید که تمام پردازش های خود را تمام کرده اید. سپس اگر به ترازوی نگاه کنیم، شما در آنجا در مورد خوب خیلی راست می گویید، اما روی یکی نه چندان خوب مانده اید. در اینجا، شما در مورد این یکی درست هستید، شما درست می گویید - اوه، این یکی دقیقاً یکسان است. این بسیار هم افزایی است، عالی است. دوباره در آن سمت چپ، که چندان خوب نیست. کمی بیشتر از آخرین مورد باقی مانده است، اما به طور کلی، ما چیزی را می بینیم که کمی ساکت تر و احتمالاً کمی سمت راست تر در هنگام اجرای شماست.
مصاحبه کننده: بله. بنابراین، مردم می توانند این را ببینند. اعداد نزدیکتر هستند، که به معنای هم افزایی است - بیشتر در سمت چپ و راست قرار دارد. ما آبی و سبز را نیز می بینیم. آیا ما از آن فاصله می گیریم یا -
مصاحبه شونده: رنگ سبز فعالیت بالاتری دارد و در توپ های خوب خود متوجه خواهید شد که کمی آبی تر است. بیشتر آبی می بینید تا سبز.
مصاحبه کننده: باشه. این فقط به این معنی است که تفکر کمتری وجود دارد یا به چه معناست؟
مصاحبه شونده: من دوست دارم فکر کنم، زیرا ما به آخرین ثانیه ای که انجام دادی نگاه می کنیم. یک مورد جالب دیگر وجود دارد که من می بینم. اگر فقط به فعالیت آلفا در آن دو ناحیه جلویی نگاه کنید، در حرکت خوب، تمایل دارید - سمت چپ بالاتر است و این نشان دهنده یک طرز فکر رویکرد است تا اجتناب. در کاری که شما انجام دادید برعکس است.
مصاحبه شونده: شما بیشتر در یک ذهنیت اجتنابی بودید تا یک رویکرد.
مصاحبه کننده: بنابراین، ما فقط بخش Opti Brain را در اینجا انجام دادیم. با اندازه گیری نقشه های مختلف یک توپ خوب و بد، تفاوت ها در آنجا بسیار آشکار است. بنابراین، اکنون به آموزش نگاه می کنیم. ما یک اندازه گیری داریم، چگونه در آن بهتر شویم، درست است؟
مصاحبه شونده: شما شرط می بندید. تمام هدف این است که مردم را تربیت کنیم تا بهتر از بهترین های خود باشند.
مصاحبه شونده: باشه، چون ما بیرون هستیم، از موسیقی استفاده می کنم. این می تواند یک اقدام ساده باشد. فقط "شروع" را فشار می دهید و می خواهید به موسیقی گوش دهید. موسیقی در حال تغییر است. بالا و پایین می رود، شاید هر ثانیه، زیرا اغلب به روز می شود. شما فقط یک هدف دارید؛و آن این است که قبل از اینکه دستگاه را برگردانید، موسیقی را کم کنید.
مصاحبه شونده: بنابراین، من شما را از سطح مبتدی شروع می کنم. و ما فقط از آنجا خواهیم رفت.
مصاحبه کننده: بسیار خوب، پس موسیقی باید آرام باشد، زیرا این بدان معناست که مغز ما در حالت همزمان است. بنابراین، به چهار حسگر نگاه می کند و می خواهد آنها در یک راستا یا مشابه باشند.
مصاحبه شونده: بله، آنها همگام خواهند شد. لزومی ندارد که آنها دقیقاً همان مقادیر باشند، احتمالاً چنین نیستند، اما الگوی همگام خواهد شد.
مصاحبه کننده: فهمیدم.
مصاحبه شونده: و شما الگوی منحصر به فرد خود را خواهید داشت که بسیار خوب است. ما این اجازه را می دهیم.
مصاحبه کننده: باشه. بزار این را از شما بپرسم؛چه زمانی مهم است؟آیا فقط همین جا مهم است، مثلاً در حال زدن توپ یا حتی وقتی به آن فکر می کنم، دوباره از اینجا شروع می شود؟
مصاحبه شونده: همان جا.
مصاحبه کننده: همین جا.
مصاحبه شونده: بله. همه تحقیقات این را به عنوان مهمترین نکته مطرح کرده اند. مردم کاملاً متفاوت آماده می شوند و این خوب است، اما آنچه لازم است این است که با تمرین، متوجه می شوید که موسیقی نیز در الگوی شما قرار می گیرد. زمانی که افراد اجرا می کنند، این امر ثابت است.
مصاحبه کننده: عالی، باشه.
مصاحبه شونده: بنابراین، ما قبلاً شما را متصل کرده ایم، بنابراین آماده ایم که برویم. من قصد دارم "شروع" را فشار دهم.
مصاحبه شونده: بلند و نرم. خودشه. باشه و دوباره
مصاحبه کننده: بلند است - همان جا بلند است. وقتی حتی گاهی اوقات به هدف فکر می کنم بلند است؟
مصاحبه شونده: اگر در حال برنامه ریزی پردازش خود هستید ، می توانید باشید و این اشکالی ندارد. این نادرست نیستتنها کاری که شما برای آماده شدن کار خود را انجام می دهید ، اما ما می خواهیم قبل از شروع حرکت ، آن را نرم کند.
مصاحبه کننده: من در مورد آن فکر می کنم ؛ما میرویم آنجا.
مصاحبه شونده: خیلی خوب.
مصاحبه کننده: بنابراین ، این به چه معنی است؟
مصاحبه شونده: این بدان معنی است که -
مصاحبه کننده: بنابراین من قصد داشتم به آن ضربه بزنم و بعد واقعاً بلند شد.
مصاحبه شونده: بله ، شما به پردازش بازگشتید. شما می توانید از طریق آن صبر کنید تا زمانی که به پایین برگردد زیرا این الگویی است که من واقعاً اغلب می بینم. ممکن است مردم به سوراخ نگاه کنند و آن را بالا می برد و بعد از آن پایین می آید و ممکن است یک بار دیگر درست پیش برود قبل از اینکه آنها متوقف شوند ، اما آنها باید منتظر بمانند تا دوباره به پایین برگردند و بروند.
مصاحبه کننده: بنابراین باید فقط در آنجا بایستم و صبر کنم تا بگیرم
مصاحبه شونده: بله ، بفهمید که چگونه آن را کم کنید. اگر می خواهید دوباره به سوراخ نگاه کنید ، اما آن را کشف خواهید کرد.
مصاحبه کننده: فقط کنجکاو ، وقتی صحبت می کنید و گوش می دهید ، آیا این به معنای چیزی است؟بعضی اوقات وقتی صحبت می کنم ، گاهی اوقات مثل الان ادامه می یابد ، این کار نیست. این چه چیزی است - آیا چیزی در مورد آن وجود دارد؟
مصاحبه شونده: خوب ، من در مورد شما نمی دانم ، اما من افرادی داشتم که اگر آنها فقط همیشه صحبت می کردند ، در مکان بهتری برای اجرا قرار می گرفتند.
مصاحبه شونده: این فقط اندازه گیری میزان فعالیت در مغز است و ممکن است گاهی اوقات تغییر کند مانند اینکه اکنون به من گوش می دهید و اطلاعاتی را دریافت می کنید ، که دریافت می کنید ، این مکان خوبی است. شما همچنین در حال پردازش هستید ، همانطور که ما در این اطلاعات نیز پیش می رویم. این فقط به همین ترتیب تغییر می کند ، هیچ چیز خوبی و بدی برای آن وجود ندارد.
مصاحبه کننده: خوب. بیایید دوباره آن را امتحان کنیم و ببینیم چه می توانیم -
مصاحبه شونده: آن یکی بهتر بود.
مصاحبه شونده: شما دوباره بالا رفتید ، که من گفتم - من همیشه آن الگوی را می بینم. من مطمئن نیستم که چه می گوید ، شاید فقط این باشد که ما آماده هستیم و وقتی دوباره به پایین برگشتیم ، خوب است.
مصاحبه کننده: در این مورد با ما صحبت کنید ؛اگر می خواهیم بیشتر از توپ عقب بمانیم ، یا ما در اینجا ایستاده ایم - بگذارید در یک محیط عملکرد بگوییم ، ما در حال اجرا هستیم ، ما در تلاش هستیم تا به بهترین شات ضربه بزنیم ، آیا باید عقب نشینی کنیم؟آیا ما فقط در اینجا ایستاده ایم تا زمانی که احساس کنیم در مکان ساکت تر هستیم؟
مصاحبه شونده: وقتی در حال آموزش هستید ، در اینجا بمانید و آن را کشف خواهید کرد. مغز شما آن را کشف می کند.
مصاحبه شونده: خوب استاگر در این دوره حضور داشته باشید ، این کار را با خود ندارید ، اما چیزی در آنجا وارد می شود ، یک علامت سؤال ، نمی توانید با یک علامت سوال در ذهن خود به یک توپ ضربه بزنید. هر چیزی ، دیگر مهم نیست اگر باشید یا نه ، باید شروع کنید زیرا یک سؤال در ذهن شما وجود دارد. بنابراین ، اگر این سؤال داشته باشد ، اکنون دستورالعمل های روشنی به این امر ارائه می دهد ، که ناخودآگاه شما است.
مصاحبه کننده: این خوب استبیایید ببینیم آیا می توانیم دوباره این کار را انجام دهیم.
مصاحبه شونده: این خوب بود.
مصاحبه کننده: آسان است.
مصاحبه شونده: آسان است.
مصاحبه کننده: ساده است
مصاحبه شونده: آنچه برای من جالب است این است که من به آنچه در مغز شما می گذرد گوش می دهم. معمولاً من هیچ سرنخی ندارم که در مغز کسی اتفاق می افتد. حداقل اکنون ایده ای دارم.
مصاحبه کننده: هر بار ، قبل از اینکه توپ را بزنم ، تا آنجا که می تواند بلند شود. چه مفهومی داره؟
مصاحبه شونده: الگوی بسیار متداول. من نمی دانم. من فکر می کنم باید یک قطعه آمادگی باشد. این ایده که ما همیشه باید ساکت یا آرام باشیم یا در این مکان ، برای من ، آن را نشنیده ام. من می شنوم که الگوی مردم تغییر می کند. ما می توانیم از آنجا شروع کنیم و ممکن است در یک الگوی خاص باشد و گاهی اوقات ، به محض اینکه مردم باشگاه خود را پشت توپ قرار می دهند ، کم می شود و می ماند. بعضی اوقات ، شما قبل از قرار دادن آن به پایین ضربه می زنید و به محض شروع به ضرب و شتم دوباره برمی گردد. اشکالی نداردمن اغلب می فهمم ، اگر آنها کمی تمرین کنند ، شروع به طولانی تر شدن می کند. آنها آن مکان را برای رفتن می یابند ، در ارائه آن واقعاً خوب می شوند.
مصاحبه کننده: این شگفت انگیز است. من می توانم تفاوت را حس کنم. من تقریباً می توانم احساس کنم وقتی بلند است و بعد از آنکه درست قبل از ضربه زدن به آن ساکت شود ، شما به نوعی احساس نوع تغییر می کنید ، درست است؟
مصاحبه شونده: این دقیقاً درست است.
مصاحبه کننده: این دیوانه است.
مصاحبه شونده: این همگام سازی است. این هم افزایی است
مصاحبه کننده: این بسیار جالب است. خوب ، من هرگز بدون این کار نمی خواهم به یک قلاب ضربه بزنم.
مصاحبه شونده: خوب ، ما می توانیم آن را خاموش کنیم و آیا می خواهید اکنون مقداری را ببندید و من یک مغز Opti را جمع می کنم؟
مصاحبه شونده: بارها و بارها آموزش خواهیم داد و بعد اگر می خواهید ببینید ، ما آن را خاموش خواهیم کرد و در واقع ، گاهی اوقات بعد از اینکه از آن دور می شویم بهترین نتیجه را می گیریم و برمی گردیم.
مصاحبه کننده: خوب. من با استفاده از قطار به تعداد انگشت شماری از ضربات در اینجا برخورد کردم و فهمیدم که چه وضعیتی است. اکنون هیچ موسیقی ، ما فقط می خواهیم داده ها را جمع آوری کنیم و می خواهیم ببینیم چه چیزی بهتر است یا می بینیم که از آخرین نقشه ای که انجام دادیم چه چیزی بهبود یافته است.
مصاحبه کننده: خوب ، بگذارید ببینیم چه اتفاقی می افتد.
مصاحبه شونده: خوب ؛امتیاز در آن؟
مصاحبه شونده: میشه یکی دیگه رو بزنیم؟
مصاحبه کننده: بله. احساس کردم r
مصاحبه شونده: تو بدون آهنگت گم شدی.
مصاحبه کننده: می دانستم که از دست می دهم. فقط همین را بگوییم
مصاحبه شونده: من دیدم که در مغز چگونه به نظر می رسد، اما می خواهیم بگوییم، بیایید به یکی دیگر برویم.
مصاحبه کننده: آن یکی خوب بود. عدد؟
مصاحبه شونده: این یک نه بود.
مصاحبه کننده: خیلی خب، ده کار می کنی؟
مصاحبه شونده: نمی دانم. حدس می زنم ده کار نمی کنم.
مصاحبه کننده: ما باید شما را به ده برسانیم زیرا بهتر از بهترین شما پیش می رویم.
مصاحبه شونده: باشه، بهتر از بهترینت، تو را به ده برسان.
مصاحبه کننده: بیایید آن یکی را با هم مقایسه کنیم.
مصاحبه شونده: این واقعا جالب است. دکتر دبی در حال بررسی برخی از نقشه های مغزی در اینجا است و در حالت استراحت، من کاملاً سمت راست هستم.
مصاحبه شونده: این مرا می کشاند، بنابراین سمت چپ مغز بیشتری وجود دارد که مرا با هم هماهنگ می کند که واقعاً جالب است.
مصاحبه کننده: کاری که من کردم این بود که توپ خوب شما را از قبل از تمرین با توپ خوب شما بعد از تمرین مقایسه کردم. شما هر دو بار به آن نمره نه دادید، و هر دو وارد سوراخ شدند.
مصاحبه کننده: بنابراین چیزی که من در نقشه ها می بینم این است که شما کمی سمت راست تر هستید و به نظر می رسد که فعالیت کمی بالا رفته است، که به نظر من نشان دهنده تمرکز بیشتر است. بنابراین شاید بعد از تمرین کمی تمرکز بیشتر بود. بنابراین، تتا قبلاً قوی تر بود و کمی به سمت چپ آمد. کمی متعادل شدآلفا کمی بالاتر از سمت راست بود و درست باقی ماند. بتا کمی بالاتر بود- در واقع قبل از تمرین حتی در هر دو طرف بود و کمی بیشتر به سمت چپ می آمد، و بتا دو نیز همینطور. این نشان می دهد که من می گویم کمی تمرکز بیشتر ممکن است برای شما بهتر باشد و کمی تعادل بیشتر ممکن است -
مصاحبه شونده: پس کل موضوع همین است. بنابراین شما می گویید که بهتر از بهترین حالت، نوعی برداشت است زیرا همه ما چیزهای مختلفی داریم، درست است؟
مصاحبه شونده: برای من بیشتر سمت راست است و باید کمی بیشتر تمرکز کنم و آن را با کمی بیشتر سمت چپ به وسط برگردانم. بنابراین این برای من است، اما برای بقیه، کاملاً متفاوت است، که دیوانه کننده است.
مصاحبه کننده: درست است. این هر چیزی است که مغز آنها برای به کار انداختن آن نیاز دارد و مسئله این است که برنامه از عملکرد به عقب ساخته شده است. بنابراین، ما فقط بارها و بارها به مواردی که Put ها را در سوراخ قرار می دهند نگاه کردیم، و از آنجا، حالات مغز را تعیین کردیم و آن الگوی هم افزایی یا همزمانی را همیشه به ما نشان داد. بنابراین این چیزی است که ما از نظر الگوریتم ایجاد کردیم.
مصاحبه شونده: این عالی است. من می توانم آن را کاملاً احساس کنم زمانی که من بیش از توپ هستم، تفاوت، مثلاً 100٪. اکنون که واقعاً احساس می کنم و این آگاهی را دارم، حتی اگر دیگر تمرین نکنم، چیزی دارم که می دانم به دنبال آن هستم، آن حالتی که می دانم به دنبال آن هستم.
مصاحبه شونده: چشم باز. این شگفت انگیز بوده است. خیلی ممنونم.
مصاحبه کننده: خیلی ممنون.
اگر از این ویدیو لذت برده اید، حتماً کل مجموعه را در golfsciencelab.com/Opti ببینید و راهنمای کامل ما را برای استفاده از هدبندهای Muse و برنامه های Opti برای بهبود عملکرد و بازی ذهنی خود در زمین گلف دریافت کنید.
چگونه با اپلیکیشن Opti Train مغز را آموزش دهیم
چند راه مختلف وجود دارد که می توانید از برنامه آموزشی Opti استفاده کنید.
اگر قرار است اجرا کنیم، چون نمی توانید به گوشی خود نگاه کنید، از موسیقی استفاده خواهید کرد. موسیقی، شما فقط می توانید آن را روشن کنید، مدت زمان محدودی را انتخاب کنید، پس از فشار دادن "شروع" آن را در جیب خود بچسبانید و فقط به پخش ادامه می دهد و شما فقط به تمرین ادامه می دهید.
اگر در خانه یا در اتاق هتل نشسته اید و می خواهید حالت هم افزایی یا آرامش خود را آموزش دهید، می توانید یکی از ویدیوها را انتخاب کنید و مغز شما ویدیو را اجرا می کند. یا با سرعت عادی، حرکت آهسته خواهد بود یا اگر در آن مکان خوب نباشید، اصلاً حرکت نمی کند.
من فقط گل را می پوشم و گل از فوکوس شروع می شود و فوکوس می شود. ما «شروع تمرین» را انجام می دهیم و «شروع» را فشار می دهم و می بینید که شروع کردن با آن کاملاً خارج از تمرکز است.
همانطور که او در فضای بهتر خود قرار می گیرد، و اینها در بالای صفحه پخش می شوند، تصویر فوکوس زیبایی پیدا می کند. شاخص Opti او نیز در حال افزایش است. من آن را روی «نامحدود» دارم، بنابراین بارها و بارها به بازی ادامه می دهد و او می تواند به تمرین ادامه دهد.
سپس به آموزش Synergy می رویم و به Opti Train برمی گردم. من "Synergy" را به جای "Serenity" انتخاب می کنم زیرا ما در حال انجام عملکرد هستیم. من "موسیقی" را انتخاب می کنم تا بتوانم به مغز او گوش دهم.
این یکی از مهمترین ویژگی هایی است که من در مورد این برنامه دوست دارم ، من ایده ای راجع به آنچه در ذهن آنها اتفاق می افتد دریافت می کنم و می توانم این کار را با موسیقی انجام دهم. موسیقی در سه سطح بلندی خواهد بود ، چیزی که من با صدای بلند ، متوسط و نرم می نامم.
گلف باز یک هدف دارد و آن این است که موسیقی را قبل از شروع به عقب نرم کنید. بنابراین ، ما "شروع به آموزش" خواهیم کرد و با "موسیقی" شروع خواهیم کرد. موسیقی در سه سطح مختلف به وجود خواهد آمد: بلند ، متوسط و نرم و هدف این است که گلف باز موسیقی را درست قبل از بازگشت باشگاه به نرم تبدیل کند. اگر مغز او در حال تغییر باشد ، موسیقی هر ثانیه تغییر خواهد کرد و این خوب است. این بلند ، متوسط و نرم است. این میله ها در بالا همه این چهار سنسور را نشان می دهند و وقتی همه راه را در سراسر صفحه نمایش پخش می کنند ، او در حالت هم افزایی قرار دارد.
در اینجا یک فهرست OPTI وجود دارد. او تا 72 ٪ ، که بسیار خوب است ، این یک اندازه از زمان است. من می توانم این را ذخیره کنم و بعداً به آن نگاه کنم و اگر دوست دارم آن را نقشه برداری کنم ، یا می توانم دکمه سیاه را فشار دهم. کاری که این کار را انجام می دهد این است که ذخیره کنید ، این برنامه را ببندید ، به Opti Brain بروید و آن را باز کنید و نقشه جلسه تمرینی را ایجاد کنید تا بتوانیم ببینیم که در مغز او چه می گذرد.
این نقشه ها هستند و آنچه احتمالاً در مورد گروه مشاهده خواهید کرد ، برخی از این اختلافات کمی ظریف تر است. ما در دو طرف مغز نوع سبز خوبی داریم. او در اینجا کمی چپ تر است ، در اینجا چپ ، او کمی در اینجا باقی مانده است و هنوز هم کمی در آنجا باقی مانده است ، اما تفاوت ها ظریف تر است. این با یک محاکمه بود ، بنابراین اگر او چند آزمایش دیگر انجام داد ، احتمالاً او را نیز می بینیم که تعادل را به سمت راست نیز تعادل برقرار کنیم.
موسیقی همیشه با صدای بلند شروع می شود و سپس شروع به تغییر در متوسط و سپس حجم نرم و مغز شما می کند ، البته این در حال اجرا است. بنابراین وقتی به حجم نرم می رسد ، این به شما می گوید که مغز شما در بالاترین سطح هم افزایی یا آرامش قرار دارد.
شما معمولاً می بینید که این میله ها در صفحه نمایش پخش می شوند و این همچنین نشانگر این است که شما در مکانی قرار دارید که دوست دارید برای عملکرد در آن قرار داشته باشید. من قصد دارم این یکی را متوقف کنم و همیشه می پرسد که آیا دوست دارید به سطح بعدی بروید. ما به سرعت بالا نمی رویم. ما وقت خود را می گیریم و اطمینان می دهیم که این امر به افراد اعتماد به نفس آموزش می دهد.
یکی دیگر از ویژگی های برنامه این است که تمام آزمایشات آموزشی شما در اینجا ذخیره می شود و می تواند پیشرفت شما را با گذشت زمان به شما بگوید. به عنوان مثال ، هر یک از این موارد ، اگر آنها را انتخاب کنید ، می توانید یک بار دیگر آن را به مغز Opti برسانید و آن را نقشه برداری کنید.
نحوه استفاده از Opti Brain (نقشه برداری از فعالیت مغز)
نحوه استفاده به طور معمول از مغز Opti با شروع یک معیار استراحت است. من دوست دارم به طور کلی بدانم ، الگوهای تفکر آنها چیست. من هرگز کاملاً نمی دانم که آنها چه فکر می کنند ، بنابراین بدیهی است که آنها می توانند تحت تأثیر قرار گیرند. EEG یک سیگنال بسیار حساس است ، بنابراین آنچه آنها فکر می کنند بر آن تأثیر می گذارد ، اما آنچه من معمولاً می خواهم انجام دهم این است که مغز Opti را روشن کنید و به حالت "جمع آوری" بروید. آنچه در آن مشاهده خواهید کرد ، این است که سیگنال ها شروع به کار می کنند ، هر یک از این رنگ های مختلف یکی از الکترودهای مختلف را نشان می دهد.
ما در اینجا برخی از تنظیمات را انجام خواهیم داد و هرچه همه آنها پر می شوند ، می دانیم که همه چیز به کجا متصل است و می خواهیم سیگنال های خوبی بدست آوریم.
برخی از اتصالات ممکن است کمی وارد و خارج شوند ، اما وقتی آنها را نقشه برداری می کنیم ، همه حواس پرتی ها یا چشمان چشم و قطع ارتباط از سیگنال خارج می شود ، بنابراین همه سیگنال های خوبی خواهند بود. من فقط می خواهم در اینجا کمی 10 ثانیه ارتباط برقرار کنم. من گزینه های مختلفی دارم و ما ضبط خواهیم کرد و به طور معمول شخص را در حالی که ضبط می کنیم و صحبت را متوقف می کنیم ، فقط به صفحه نگاه می کنم.
ما این یک "شرایط استراحت" را برچسب گذاری خواهیم کرد و من نیز در برنامه ، اگر آنها به عنوان مثال یک قلاب را انجام می دادند ، می توانیم رتبه بندی با کیفیت از آنچه را که ممکن است باشد قرار دهیم و ما نیز می توانیم یادداشت هایی را در مورد آنچه قرار می دهیم قرار دهیمنتیجه این است.
ما پیش می رویم و این یکی را ذخیره خواهیم کرد ، به وسط باز می گردیم ، وارد می شویم ، محاکمه او در همان جا است و نقشه های او وجود دارد. ما می توانیم به نقشه های هارون در اینجا نگاه کنیم. من دوست دارم به سمت چپ نگاه کنم و راست در اینجا به طور متوسط با هم جمع می شوند.
او تمایل دارد کمی سمت چپ باشد ، بنابراین متوجه خواهید شد که چپ در آنجا بالاتر است ، چپ در آنجا بالاتر است ، چپ در آنجا بالاتر است و سمت چپ در آنجا بالاتر است.
او از نظر رنگ تعادل بسیار خوبی دارد. رنگ ها الگوی موجود در مغز او را به ما می گویند و همه بی نظیر و متفاوت هستند. این موارد کاملاً متفاوت در آنجا هستند ، و حدس من این است که وقتی او به هم افزایی می شود ، برخی از این موارد به طور یکسان تر می شوند.
من مقادیر را نیز دوست دارم ، زیرا آنها دقیقاً به ما می گویند که فعالیت در آن مناطق مختلف چقدر زیاد و پایین است.
از اینجا، کاری که من معمولا انجام می دهم این است که بیرون بروم و با او یک خط مبنا بگیرم و چندین توپ جمع آوری کنم تا بتوانیم به عقب برگردیم و نقشه های مغزی را با هم مقایسه کنیم.
تفاوت بین Opti و Focusband
اغلب از ما می پرسند که تفاوت بین Opti و Focusband چیست.
از درک من از Focusband، آنها FP-1 را آموزش می دهند، که قسمت جلویی مغز است و آن را به آرامی آموزش می دهند، که مهارت بسیار خوبی است. ما برخی از این تحقیقات را در دهه 80 انجام دادیم. ما با تیراندازان اسلحه، کمانداران شروع کردیم و من آن را به گلف بازان بردم. ما به دنبال این بودیم که وقتی افراد عملکرد خوبی دارند در مغز چه اتفاقی می افتد. شما می خواهید قطعا سمت چپ را ساکت کنید. آنها همچنین در حال آموزش کارهای Quiet Eye Joan Vickers هستند و این نیز بسیار مهم است.
اگر به کسی نگاه می کنید که تمایل دارد در تفکر خود کمی بیشتر سمت چپ مسلط، تحلیلی، منطقی و کلامی باشد، Focusband می تواند بسیار مفید باشد تا به او بیاموزد که آن را ساکت کند. اگر یک گلف باز بسیار متعادل یا کمی سمت راست دارید، مطمئن نیستم که فقط با استفاده از فوکوس باند تأثیر زیادی روی عملکرد آنها بگذاریم.
چیز دیگری که می یابیم این است که من با افراد در Opti استراحت می کنم، و به محض اینکه یک چماق را در دست آنها قرار می دهید، آنها در وضعیت متفاوتی آرام قرار می گیرند. ممکن است در زندگی کمی چپ گراتر باشند و وقتی پایین می روید و اجرا می کنید، یا برای اجرا می روند، تمایل دارند کمی از قبل تغییر کنند. بنابراین، همیشه جالب است.
یکی از ویژگی های منحصر به فرد گروه این است که ما در حال آموزش الگوهای مغزی هستیم نه حالت ها. بنابراین، ما در حوزه خطی نیستیم، در حوزه غیرخطی هستیم.
کاری که ما سعی می کنیم انجام دهیم این است که به مردم کمک کنیم الگوی خود را پیدا کنند، و آزادی عمل در رابطه با آنچه آن طرف های مختلف انجام می دهند وجود دارد. هنگامی که الگوی خود را پیدا کردند، ما به آنها مهارت می دهیم که بتوانند در آخرین ثانیه قبل از اجرا، هم افزایی ایجاد کنند. آنها از تکنیک های مختلفی برای رسیدن به آنجا مانند تاب استفاده می کنند.
درست حول و حوش تأثیر، مردم تمایل دارند بسیار شبیه هم باشند، اما برای رسیدن به آن، کارهای کاملاً متفاوتی انجام می دهند. در مغز فرقی نمی کند.
ما به آنها کمک می کنیم تا این الگوی را پیدا کنند ، به آنها کمک کنیم تا آن الگوی را آموزش دهند تا همیشه آن را به هم افزایی بیاورند. ویژگی منحصر به فرد دیگر این است که ما شما را آموزش نمی دهیم که مانند هر کس دیگری یا یک استاندارد باشید. بسیاری از سیستم های بازخورد آنچه را که آنها یک استاندارد عادی می نامند آموزش می دهند و اجازه می دهیم افراد را به آنجا بیاوریم و عملکرد بهتری داشته باشند. اما اعتقاد ما این است که اگر می خواهید بهتر از بهترین باشید این است که کمی خارق العاده خواهید بود.
اگر اینگونه باشد ، ما فقط می خواهیم به شما کمک کنیم تا همیشه این الگوی را پیدا کنید و بتوانیم آن را در زمین گلف ایجاد کنید و این بیشتر به نفع شما خواهد بود.
تفاوت بین قطار Opti و Opti Brain
Opti Brain یک برنامه ارزیابی است و آنچه ما می توانیم انجام دهیم این است که آن را جمع آوری کنیم و این اتفاق می افتد نمایش برخی از نقشه های مغز است. ما می توانیم چندین باند فرکانس مختلف را روی برنامه نقشه برداری کنیم. ما بیشتر دوست داریم بین یک شخص یا در یک شخص مقایسه کنیم. بنابراین ممکن است آنها را در حالت استراحت قرار دهیم و سپس ممکن است آنها را در حالت عملکرد قرار دهیم. ما آنها را به فکر یک چیز در مقابل چیز دیگر داریم و می توانیم به دنبال اختلافات باشیم و ببینیم که اگر این چیزی باشد که ما بعد از آن هستیم ، کدام یک هم افزایی یا آرامش را ایجاد می کنند. بنابراین ویژگی مقایسه در برنامه Opti Brain واقعاً مفید بوده است.
قطار Opti برنامه دیگر است و چیزی به نام Serenity در آن دارد که می خواهد به شما بیاموزد که چگونه هر چهار سنسور مغز را ساکت کنید. این واقعاً اندازه گیری کارآیی در مغز است. این یک معیار آرامش نیست.
Synergy طرف دیگر و موردی است که برای عملکرد است. این دومین مرحله نهایی درست قبل از شروع حرکت است که ما مغز شما را در حالت هم افزایی دوست داریم. مردم انواع مختلفی از روشهای مختلف را برای آنها می گیرند.
30 سال تحقیق این الگوی هم افزایی را به ما نشان می دهد که درست قبل از اینکه افراد ماشه را بکشید وجود دارد و این در واقع چیزی است که در مورد عملکرد بسیار اعتیاد آور است.
مردم غالباً از ما می پرسند ، استراتژی هایی که قرار است از آن استفاده کنم برای اینکه به مکانی از آرامش یا هم افزایی بپردازم؟موسیقی موجود در فیلم ها به گونه ای طراحی شده است که به آنها کمک می کند تا خودشان را کشف کنند.
ما به آنها کمک می کنیم و دقیقاً مانند یک معلم یا مربی ، آنها وارد می شوند و به دانش آموز یا گلف باز با آنچه ممکن است در مورد آنها فکر می کنند کمک می کنند ، و در تحقیقات اولیه ما ، نشانه هایی که مردم به ما گفتند که هنگام استفاده از آنها استفاده می کنندانجام بهترین آنها هدف و احساس بود.
بنابراین برخی از مردم این کار را انجام خواهند داد. آن ها می روند و تمرکز بیشتری روی هدف خواهند داشت یا بیشتر حس حرکتی را که انجام می دهند، به آن ها کمک می کند تا موسیقی را پایین بیاورند و آن ها را به مکان خوبی برسانند.
من می توانم بگویم نیمه ی دیگر مردم هیچ سرنخی ندارند که چه می کنند و این اشکالی ندارد، زیرا مغز هنوز در حال آموزش است: نورون هایی که با هم شلیک می کنند به هم متصل هستند.
بنابراین، تا زمانی که آنها به انجام آزمایش ها ادامه می دهند و موسیقی را پایین می آورند، یاد می گیرند که آن الگو را در مغز خود ایجاد کنند. بسیاری از مردم نگران این هستند که وقتی وارد زمین گلف می شوند، الگوی آن وجود نداشته باشد، اما اینطور نیست، زیرا آنها درست مانند شما با مهارت های بدنی خود، الگوی تمرین می کنند.
حدود نیمی از مردم سرنخی ندارند که چه کار می کنند، اما هنوز مغز را آموزش می دهند و فکر می کنم دلیل آن این است که برنامه ها طرز فکر شما را آموزش می دهند. معلم یا مربی یا آن شخص می تواند با آنچه شما فکر می کنید وارد شود و این به نوعی دریچه ای به کانون توجه شماست. در تحقیقاتم، آنچه در طول سال ها دیده ام این است که نحوه فکر کردن، اگر مهم تر از آنچه فکر می کنید نباشد، برابر است.
بنابراین برنامه می تواند به شما یاد دهد که چگونه فکر می کنید.
یکی از اپیزودهای اخیر ما با آموزش، خانمی بود که چهار معلول است، آماتور بسیار خوب، یک شخص تجاری بسیار موفق که آمد چون با یپ ها مشکل داشت، در واقع یخ زد.
بنابراین، برخی از کارهایی را که معمولاً با مردم انجام می دادم، از نظر رفتارها و روتین انجام دادم. هدست را بیرون آوردم و او را روی موسیقی گذاشتم. موسیقی فقط در پس زمینه پخش می شود و او در حال اجرای چند تراشه است. نمی توانستم تغییر رفتار او را باور کنم. او بسیار ساکت شد، بسیار متمرکز شد و به خوبی شروع به چیپ زدن کرد. فکر می کنم او فقط شاید 15-20 چیپس انجام داد، از او پرسیدم که چه کار می کند، زیرا رفتارش بسیار متفاوت بود.
او می گوید: "خب، من فقط موسیقی را پایین می آورم، این تنها کاری است که انجام می دهم."روز بعد فهمیدم که او بعد از ظهر بیرون رفت و بازی کرد و 66 را شلیک کرد. داستان خیلی خوبی بود. فکر می کنم او در زمین گلف به جایی رسید که مطمئن نیستم قبلاً در آن بوده باشد و این به او کمک کرد تا عملکرد بهتری داشته باشد.
فارکس وکسب درامد...
ما را در سایت فارکس وکسب درامد دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : احمد قانع پور بازدید : 56 تاريخ : يکشنبه
20 فروردين
1402 ساعت: 23:16